ده سال از مرگ صادق چوبك گذشت
یکشنبه 23 تیر1387 ساعت 18:21 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |

هوشنگ گلشيري يكي از قطبهاي اصلي داستاننويسي معاصر ايران است. خودش نيز به اين امر واقف بود چنان كه در مصاحبهاي با نشريهاي دانشجويي معيار داستاننويسي معاصر را گلشيري دانست. گلشيري كه به صراحت گفتار معروف و مشهور بود، در مصاحبه با اين نشريه دانشجويي صراحت را به اتمام رساند و اساس مخالفتها را در سالهاي آخر عمر براي خودش پيريزي كرد. گفتگو با فرزانه طاهري، مترجم و همسر اين نويسنده در دو بخش انجام شد كه متاسفانه امكان انتشار نيافت. بخش اول اختصاص به ترجمههاي او داشت و در بخش دوم به گلشيري و زندگي مشتركشان پرداختيم.
یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 16:19 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
شانزده خردادماه امسال هشتمين سال درگذشت هوشنگ گلشيري بود. هشت سالي كه باوجود نبودن او تبديل به پروسهاي از بازخواني، نقد، يادآوري و تماشاي امضاي پررنگ او بود در ادبيات ايران. اين فرآيند حضور و زندگي در ذهن نويسندگان جديد ايران به گلشيري وضعيتي چند سويه بخشيد. از سويي، با حجمي از اقتدار روايي – زيباييشناسانه روبهرو بوديم كه سايه بلند او را بر داستان ايران نشان ميداد و از سويي ديگر، نوعي آداب و اخلاق زيستي – هنرمندانه را درك كرديم كه مولفههاي بارزي از آن مانند پدرخواندگي، فضاي بعد از نبودن نويسنده را به شكلي به او پيوند ميزد. به همين دلايل و به خاطر اسلوبهاي داستانيايي كه گلشيري برپا دارنده آنها بود ميتوان گفت كه او بعد از صادق هدايت، تاثيرگذارترين داستاننويس....
یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 16:14 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
نامه منتشر نشده ابراهيم گلستان به نادر ابراهيمي
شنبه 21 دسامبر 1991
نادر ابراهيمي گرامي
احمدرضا كه آمد نامه ترا براي من آورد، چيزي كه پيش بيني آن از خيال نگذشته بود، تا آن روز. ازآن روز زيرو رو ميكردم آيا بايد يك چند كلمه پاسخي بنويسم، كه اگربنويسم بايد ازفقط براي سپاس ازمحبتت باشد، يا پاسخ به خواهشت يا واكنش به حرفهاي توي آن نامه. درهرحال باز از خيال هرگز نميگذشت كه من بنشينم، يك روز، و نامهاي براي تو بنويسم. حالا چيزهائي كه هرگزازخيال نگذشته بودهاند در هر زمينه اتفاق ميافتد. پايان دوره هزاره است و حادثات زيرورو كننده پيش ميآيند. اين هم يكيش. چه بايد كرد....
یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 14:22 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
درباره دوست دانشمندم احمد تفضلي
در مهر و آبان 1338 كه در سال اول رشته ادبيات فارسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران پذيرفته شده بودم با جوان ريزهنقش سعيد چهرهاي كه تازه دوره ليسانس را تمام كرده و شاگرد اول دوره خود شده بود آشنا شدم. در سالهاي قبل از انقلاب دانشگاهها به فارغالتحصيلان رتبه اول هر رشته براي ادامه تحصيل در خارج از كشور بورس تحصيلي ميدادند و او هم منتظر دريافت اين بورس بود. آن زمان هنوز پول نفت به شكلي كه چند سال بعد به كشور سرازير شد وجود نداشت و دولت براي اينگونه مخارج امكانات زيادي در اختيار نداشت .....
سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 13:37 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
حلقه پیوند با كانونهای پژوهشی جهان
سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 13:34 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
صحنه اول [تابستان 1298]

قهوهخانهاي در پاييندست كجور، روي تختي نشسته سه جوان، چاي است و جواني و گپ و گفت، با گالش و پاپيچ، هر كدام كمان و چوب سربلندي و گزليكي در دست. وسط لودگي و هزالي آنهاست كه قزاق محمدرضابيك وارد ميشود با چكمه و شوشكه بر كمر، يك موزر روسي هم حمايل كرده، جوانها پچپچي ميكنند. قزاق دو تا همراه هم دارد كه يكي از آنها اسبها را دم قهوهخانه مواظب است. صداي شيهه اسب ميپيچد در گوش غروب كوه. جوانها باز پچپچ ميكنند. قزاق دارد چاي مينوشد كه برايش قهوهچي آورده، هم در آن حال نگاهش دور قهوهخانه در گردش. و همچنان كه سبيل چايخوردهاش را با فشار لب خشك ميكند، ابرو بالا انداخته و مغرور، از قهوهخانهدار ميپرسد:
یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 17:55 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
نيما را، به درستي، «شاعر بزرگ عصر ما، پيرو پيشواي شعر نوين فارسي» خواندهاند. گفتهاند، «افسانه»ي نيما «مانيفست شعر نو» است. او را ركن ركين تجدد شعري دانستهاند و بحق گفتهاند كه پيش و بيش از هركس، «سد سديد سنت» شعري را برگذاشت و نه تنها وزن و قافيه شعر كه زبان و ذهنيت شعري و نگاه شاعرانه را يكسر دگرگون كرد. شايد بياغراق بتوان گفت كه گرچه مقلدان و پيروان فراوان داشت اما كسي همتا و همسنگش نبود و نشد. شاعر و محقق، معلم و منتقدي بديع و بدعتگذار، تيزبين و پرفضل بود. در همه كار، رسم رايج روزگار و «مذهب مختار» زمانه را وقعي نميگذاشت، بلكه خود رسمآفرين و سنتگذار بود و در اين كار تجسم تجدد شعري ايران شد....
یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 17:1 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
«... من استادم، در جايي كه ميشود با نام من سربلند شوند. من استادم، در جايي كه بشود با كار من پول به دست بياورند. من استادم، براي اينكه آثاري به دست آنها بدهم كه چاپ كنند و با اسم من اسمي براي خودشان داشته باشند. من استادم براي مردن. من استادم كه نفهمند چه چيز مرا خرد كرده است. من استادم براي اينكه پرويز خانلري افكار مرا بدزدد. من استادم كه گرسنه بميرم و با گرسنگي خدمت كنم. من استادم كه قانع و وارسته باشم. استادم كه به راحتي نتوانم بميرم.»
از يادداشتهاي روزانه نيما يوشيج
یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 16:57 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
دهه 1340 براي كسي كه ميخواست پاي به عرصه فرهنگ بگذارد فرصت مناسبي بود. آن تب وتاب سياسي كه از 1320 تا اواخر دهه 1330 كل جامعه و بخصوص شهرهاي بزرگ را فراگرفته بود و توان و زمان برخي از مستعدترين وهوشيارترين فرزندان اين خاك را يكسره جذب خود كرده بود، كموبيش فرونشسته بود. بسياري از اين جوانان كه هنر خود را وقف سياست كرده يا آن را در راه سياست قرباني كرده بودند، سرانجام بعد از آن شكست هولناك به خود آمده و هنر را به گونهاي جدي دنبال ميكردند. ديگر سياسي بودن تنها گذرنامه براي ورود به محافل فرهنگي نبود. از سوي ديگر نهال خردي كه پيشگامان فرهنگ اين مرز وبوم، همچون هدايت و نيما كاشته بودند، ديگر درختي برومند شده بود و راهها اگر چه كاملا هموار نبود، دستكم از خارهاي جانگزا و سنگلاخهاي پاي فرسا پاك شده بود. باري در اين دوران بودكه شاگردان بلافصل نيما پارهاي از شعرهاي خود را سرودند كه هنوز هم در شمار بهترين شعرهاي امروز جاي دارد و نيز نسل جديدي از نويسندگان و مترجمان پاي به عرصه ....
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 18:30 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 18:18 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
آهنها و احساس -
شنبه 26 آبان1386 ساعت 15:17 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
بحر در كوزه
به مشاهير اين و آن رو كردن و از كيسه ديگران اندوختن بحث تازهاي نيست. قيل و قال امروز، گذشتهاي كوتاه دارد و سر دراز خواهد داشت. خاصه اگر بنشينيم و صبر پيش گيريم تا ديگران از متفكران و شعرايمان دفاع كنند. وقتي «اورهان پاموك» مولوي را شاعري فارسي زبان و ايراني ميداند صد البته ميپذيريم و تحسينش ميكنيم اما بسنده نميتوان كرد به گفتهها و نوشتههاي ديگران. البته بحث مولاناي توراني(!) بحث اين چند روزه نيست. قريب ...
سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:31 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
گفتوگو شهروند امروز با فريدون جنيدي
آفرينش بنابر نوشتههاي پژوهشگران ايران باستان در گسترهاي دوازده هزارساله رخ ميدهد كه در چهار سه هزاره قابل بررسي است. در سه هزاره اول سخن از جهان مينوي است. جهاني خالي از زمان و مكان و دور از ماده. در اين سه هزاره سخن از دو «هستي» به ميان ميآيد؛ اورمزد و اهريمن. اورمزد با جهان نيكي و نور و زيبايي پيوند ميخورد و اهريمن متعلق به غم و تيرگي و ويراني است.در مورد اساس آفرينش اين دو، نوشتههاي زرتشتي سكوت ميكنند و اطلاعات چنداني به دست نميدهند جز آنكه ريشه شر و شرارت را رودرروي خير مينشانند...
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:57 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
حاشيهاي در باب مفهوم ابليس در جهان روايي فئودور داستايفسكي
...انسان جديد ميتواند «انسان- خدا» شود، حتي اگر در تمام دنيا تنها آدم باشد، و با ارتقا يافتن به مقام جديد، ميتواند در صورت لزوم از حصارهاي اخلاق ديرين «برده- انسان» قديم برگذرد. قانوني براي خدا وجود ندارد. هر جا بايستد، همان جا مقدس است. جايي كه من ميايستم، آنا جلوترين جا خواهد بود... «همه چيز مجاز است». همين والسلام...
قسمتي از ديالوگ ابليس با ايوان در رمان برادران كارامازوف
***
رابطه جهان روايي فئودور داستايفسكي با پديده و امر شر يا خبيث از اصليترين مولفههاي اين جهان درون متني محسوب ميشود. اين نويسنده در معناي واقعي كلمه آن چنان به اين مفهوم، كاركردهاي دروني و اجتماعياش پرداخته كه به جرات ميتوان گفت تصوير ابليس ....
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:43 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
چشم شوخ تو چو آغاز كند بوالعجبي
آدم كافر و ابليس مسلمان آرند
در مثنوي مولانا و غزلهايي كه به نام شمس تبريز سروده است، ابليس را در دو سيما ميتوان بازيافت. در چشماندازي عمومي شيطان همان شخصيت شرور و شوم آشناست. اما مانند هميشه مولانا در تبيين ابليس و مفاهيم و مسايل وابسته به آن هم با ظرافتي كيميا كار و بينشي خلاق و ژرف قلم نسخ بر گفتههاي پيشينيان ميكشد و آفاقي را بر ديدگانمان ميگشايد كه پيشتر نشاني از آنها نداشتيم.
ابليس در اين سيماي شامل به روايت مولانا بر سر راه آدمي و خداوند نشسته و كمر به ويراني آرمان الهي در پروردن آدمي به عنوان خليفهاش بسته است....
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:39 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
حاشيهاي بر آرائ منصور حلاج و عين القضات همداني در باب ابليس
گيرم كه خلق را، اضلال ابليس كند. ابليس را بدين صفت كه آفريد؟ دريغا گناه، خود همه از اوست كسي را چه گناه باشد؟! مگر اين بيتها نشنيده اي؟ خدايا اين بلا و فتنه از توست ـ وليكن كس نمييارد چخيدن تمهيدات عين القضات، ص. 9- 188
مساله ابليس در تمدن اسلامي اهميتي فراوان دارد. اگر برخي تمام انديشه شان در طول روز اين است كه ابليس را برانند و از شر او در امان بمانند، برخي ديگر او را الگوي صداقت و بندگي ميدانند. در تمدن اسلامي با اين موجود رانده شده ....
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:29 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
حاشيهاي در باب مفهوم و نقش ابليس در ادبيات فارسي
نقل است كه چون او را بردار كردند، ابليس آمد و او را گفت: «يكي انا تو گفتي و يكي من. چون است كه از آن تو رحمت بار آورد و از آن من لعنت؟» حسين گفت: «از آن كه تو انا به خود دربردي و من از خود دور كردم. وارحمت آمد و تو را لعنت. تا بداني كه مني كردن نيكو نيست و مني از خود دور كردن به غايت نيكوست.»
تذكرهالاوليا- تكه پاياني ذكر حسين بن منصور [حلاج]
***
جايگاه و نقش «ابليس» در ادبيات، كلام و عرفان ايراني- اسلامي بسيار پررنگ و در عين حال متفاوت است. اصولا اين فرشته رانده شده در آثار و تفكر بسياري از حكما، شاعران ....
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:28 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
هيچ كس را حذف نكردهايم - گفتوگو با فرزانه طاهري
عليرضا غلامي
جايزه گلشيري به همان اندازه كه براي اهالي ادبيات و پيگيران جوايز ادبي مهم است به همان اندازه هم مناقشهبرانگيز است. شيوه داوري، برسي كتابها، برندگان و كانديداها از جمله اين موارد است. «فرزانه طاهري» مديرعامل بنياد گلشيري نه خود را از تمام اين انتقادات بري و نه كار خود را كامل و بيچون و چرا ميداند. از يك طرف صفت محفلي و باندي را براي جايزه گلشيري برازنده نميداند و از طرف ديگر برخي تصميمهاي بنياد را وحي منزل نميخواند. قرار گفتوگو را با او در جايي گذاشتيم كه بيش از دو دهه در آن جا كار كرده؛ مركز نشر دانشگاهي....
پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 1:11 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
عليرضا حيدري، زنده يادش، نزد نويسندگان و مترجمان محبوب نبود. كمتر ناشري هست، مگر بعد وفات يا بعد مصادره اموال. او نزد همكارانش هم محبوب نبود، باز كمتر كسي در اين ملك نزد همكاران خود چنان محبوب است كه نزد ديگران. اما حيدري محبوب كتابخوانان خوشسليقه و گزيدهخواه بود. توانست به آنها خدمت كند و هم به خويش. كه اين قدر او ميافزايد.
از زماني كه از مجله سخن خانلري وارد عرصه امور آموزشي شد و سابقه سردبيري سخن را به سينه سنجاق كرد و از زبان خانلري از نثر خوب خود سخنها گفت، تا زماني كه ويراستاري شغل و حرفه و عشق او شد و توانست آن را به مجتبي مينوي آدمي سختگير و تند خلق بفروشد دير زماني نگذشت. پس گزيدهشناس شد.
یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 16:49 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
درباره انتشارات خوارزمي كه هنوز نمرده است
مرگ عليرضا حيدري مدير و سرپرست انتشارات خوارزمي اتفاق تلخي بود كه در سايه آن بسياري مخاطبان، نويسندگان، مترجمان و چند نسل از اهالي فرهنگ را متوجه ميراث اين انتشارات خاطرهانگيز كرد. «خوارزمي» به عنوان يك نشر با پشتوانه و با منتشر كردن صدها جلد اثر در حوزههاي مختلف از جمله علوم انساني و ادبيات جايگاهي را ساخته بود كه شايد معدود نشرهاي ايران بتوانند با آن قياس شوند. هرچند اين انتشارات در سالهاي گذشته بسيار كم و انگشتشمار آثار جديدي را منتشر كرده بود اما به واسطه تجديدچاپ همان آثار مهم قديمياش ....
یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 16:47 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
در حاشيه منسفيلدپارك نوشته جين آستين
اخلاق برتر را نميشود در شهرهاي بزرگ سراغ گرفت
منسفيلدپارك ـ جين آستين
رمان «منسفيلدپارك» به سال 1814 منتشر شده است و به نوعي سومين رمان جينآستين محسوب ميشود. منسفليدپارك در ادامه ترجمه مجموعه آثار «جينآستين» به فارسي و بعد از انتشار دو رمان «غرور و تعصب» و «عقل و احساس» توسط نشر ني منتشر شده است. رضا رضايي قصد دارد تا علاوه بر اين سه رمان، سه كتاب باقيمانده ديگر را نيز ترجمه و مجموعه ششجلدي آثار اين نويسنده ابتداي قرن نوزدهم را به طور كامل به بازار بفرستد... «منسفيلدپارك» مانند دو رمان قبلياي كه از اين نويسنده منتشر شده است، روايتي از سه خواهر ....
یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 14:16 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
روايتي از شاعري كه روشنفكر نبود پائيز جان! چه سرد،چه دردآلود. چون من تو نيز تنها ماندستي. اي فصل فصلهاي نگارنيم! سرد سكوت خود را بسراييم پاييز اي قناري غمگينم! تكهاي از شعر خزاني از مجموعه آخر شاهنامه اثر مهدي اخوان ثالث
مهدي اخوان ثالث ـ م. اميد ـ به سال 1307 به دنيا آمد و در چهارم شهريور 1369 در حالي از دنيا رفت كه در اوج شهرت و محبوبيت بود. او به دليل سالها حضور جدي در عرصه شعر نيمايي و سرودن آثاري ماندگار و به يادماندني مقامي را پيدا كرد كه شايد در ميان شاعران همعصرش تنها شاملو از آن برخوردار باشد. اخوان را سرآمد و چهرهاي ميدانند كه شعر نيمايي را به پختگي و بلوغ منحصربهفردي رساند. از سوي ديگر به دليل حواشي خاصي كه در باب زندگي محفلياش وجود داشت،به شاعر محبوب قشري تبديل شد كه از آكادمي آمده بودند و در ميانه....
یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت 17:32 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
گفتوگو با «خالقيمطلق» از چند جهت دشوار است. برخي از او و كارش با نوعي احترام و بزرگي ياد ميكنند و برخي هم با ديده انتقادي به مساله نگاه ميكنند.يكي او را تحسين ميكند و شاهنامه او را بهترين ميداند و يكي شاهنامهاش را نه كه بياعتبار ولي كماعتبار ميداند و همين داوريهاي اينگونه است كه گفتوگو با او را دشوار ميكند. وقتي با او قرار گفتوگو گذاشته بودم شاهنامه او را از نزديك نديده بودم. فقط بخشهايي از داستانهاي شاهنامه را با تصحيح او به صورت پراكنده خوانده بودم.استاد ايرج افشار ....
یکشنبه 7 مرداد1386 ساعت 16:41 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
ديريست، مثل ستارههاچمدانم را از شرق ماهيان و تنهايي خودم پركردهام، ولي مهلت نميدهند كه مثل كبوتري در شرم صبح پربگشايم با يك سبد ترانه و لبخند خود را به كاروان برسانم
مرور آثار، نوشتهها، تحقيقات و هر آن چيزي كه نام «محمدرضا شفيعي كدكني» را بر خود دارد ابزار و لوازم خاص خود را ميطلبد. خاص را از اين جهت ميگويم كه به دليل وجوه كاري متعدد و مختلف اين آكادميسين مشهور ايراني بايد مشخص شود كه ما با كدام شفيعي كدكني روبهرو هستيم. با شفيعي شاعر، با شفيعي نسخهشناس، با شفيعي شارع يا با شفيعي استاد. چنين خاصيتي اين چهره بازمانده از عصر طلايي شاگردان....
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:10 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
شعر و شاعرانگي محمدرضا شفيعي كدكني (م. سرشك)
محمدرضا شفيعي كدكني (م. سرشك) در يادداشتي كه درباره هوشنگ ابتهاج (هـ .ا.سايه) نوشته او را در كنار «دانههاي درشت قرن بيستم شعر ايراني» او را در جايگاهي قرار ميدهد كه ديگران چه بخواهند چه نخواهند بايد بدو بنگرند. او در كتاب «موسيقي شعر» نيز وقتي سخن از «شعر سپيد» ميرود، بيگمان و بيترديد از احمد شاملو نام ميبرد و او را ميستايد....
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:4 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:2 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
نگاهي به مجسمه ميراث عرفاني اثر محمدرضا شفيعي كدكني
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:0 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
درباره اهمیت «موسیقی شعر» نوشته دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 15:57 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
گزارشي تحليلي از دوره جديد مهاجرت و انزواي نويسندگان ايراني
1- از انقلاب مشروطه تا به امروز ما شاهد چند موج مهاجرت رسمي و علني نويسندگان و هنرمندان ايراني به غرب بودهايم. مهاجرتهايي كه اغلب به دليل تغيير دولتها، ناآراميهاي اجتماعي، خفقانهاي سياسي، كودتاها و... نويسندگان ايراني را وادار كرده تا براي يافتن محيط امنتر يا به دست آوردن شرايط آرامتر تن به مهاجرت دهند....
سه شنبه 26 تیر1386 ساعت 14:2 توسط شهروند امروز |
موضوع: ادب ايران |
