افتخار؛ به چه قیمتی؟
قطارِ سه و ده دقیقه به یوما؛ پنجاهسال بعد از فیلمِ اوّل
مُحسن آزرم:
*
«قطارِ سه و ده دقیقه به یوما» پیش از آنکه فیلمی باشد ساخته «جیمز منگولد»، یکی از آن وسترنهایِ سیاهوسفیدی بود که «دلمر دیوز» ساخت. پنجاهسال پیش، چهارسال پیش از آنکه «جیمز منگولد» به دنیا آمده باشد. و روزی که «منگولد» تصمیم گرفت وسترنِ محبوبش را دوباره رویِ پرده سینما بفرستد، پیش از همه، به «تام کروز» فکر کرد که کمکم از هیأتِ «مردِ جذّابِ سینما» بهدر آمده و به یکی از بهترینهایِ سینما بدل شده است. «منگولد» میخواست فیلمش را با یک «ستاره» بسازد و در میانِ ستارگان، «کروز» از همه بهتر بود؛ هرچند «کروز» پیشنهادِ بازی در «قطارِ سه و ده دقیقه به یوما» را نپذیرفت. قرار این بود که نقشِ «بن ویدِ» یاغی را به «کروز» بسپارند و «دان ایوانزِ» علیل و مغموم را هم «اریک بانا» بازی کند. با اینهمه، وقتی «کروز» بازی در این وسترن را رد کرد، «اریک بانا» را هم کنار گذاشتند. انتخابِ بعدیِ «منگولد»، بهترین انتخاب بود؛ هیچکس بهتر از «راسل کرو» از پسِ این نقش برنمیآمد. انتخاب «کریستیان بیل» هم برای بازی در نقش «دن ایوانز» ـ ظاهراً ـ مسألهای بود که موردِ توافق کارگردان، تهیهکننده و راسل کرو قرار گرفت. و چُنین بود که قطارِ سه و ده دقیقه به یوما، پس از پنجاهسال، دوباره به راه افتاد...
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 20:3 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
چیزی به نابودیِ زمین نمانده است...
ال گور و یک حقیقتِ ناخوشاید
مُحسن آزرم:
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 20:0 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
برادرِ بزرگ تو را میپاید
زندگيِ دیگران: روزگارِ سخت روشنفکران در آلمانِ شرقی
... هیچکس نمیدانست که پلیسِ افکار، هر چند وقت یکبار، یا براساس چه روشی، به تماشای زندگیِ داخلیِ کسی مینشیند. حتّی میشد این گمان را هم پذیرفت که آنها، در تمامِ احوال، مشغولِ مراقبت و تفتیشِ زندگانیِ همگان بودند. بههرحال، برایِ آنها این امکان وجود داشت که هر لحظه تصمیم میگرفتند، سیمِ گیرنده خود را به برق بزنند و گذرانِ زندگیِ هرکسی را، درونِ خانهاش، تماشا کنند...
مُحسن آزرم:
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 19:57 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
مردی که آنجا نبود
کشورِ پادشاهی؛ افبیآی در سرزمینِ طلایِ سیاه
شبحی در حالِ تسخیرِ آمریکاست؛ شبحِ «القاعده».
مایکل مور
مُحسن آزرم:
*
یک حکمتِ چینی میگوید «آنچه را که میبینید، باور نکنید. حقیقت، همیشه، پُشتِ چیزی پنهان شده است.» و حقیقتی که سبب شد کسی شبحِ «القاعده» را تا پیش از 11 سپتامبر جدّی نگیرد، مُناسباتِ دوستانه آمریکا و عربستانِ سعودی بود. شایعهها خبر از این میدادند که «القاعده»، زیرِ سایه سعودیها به حیاتِ خود ادامه میدهد و، ظاهراً، زمانی هم که راهیِ افغانستان شدند تا دستِ شورویِ کمونیست را از این کشور کوتاه کنند، کسی اعتراض نکرد. مُهمترین خطر برایِ آمریکا، در همه سالهایِ قرنِ بیستم، کمونیسمی بود که شبحوار، در حالِ تسخیرِ اروپا بود و در میانه قرنِ بیستم، به آمریکا هم رسیده بود. آمریکاییها زود جنبیدند و کُمیتهای بهراه انداختند تا کمونیستهایِ آمریکایی را از همه حقوقِ مدنیشان محروم کنند و شُماری از آنها نیز راهیِ زندان شدند تا آینه عبرتِ دیگران باشند. چُنین بود که وقتی شبحِ «القاعده» در افغانستان جان گرفت، دولتمردانِ آمریکایی بر این باور بودند که «القاعده» کاری به آنسویِ آبها ندارد و مردانِ سيهمو و سيهچرده، تهدیدی برایِ ایالات متّحد محسوب نمیشوند. کمی پیش از حمله «القاعده» به آمریکا، یادداشتی فوقِسرّی بهدستِ «جرج بوش» رسید که در آن نوشته بودند «بن لادِن میخواهد به آمریكا حمله كند و افبیآی خبردار شده است که تمرینهایِ مُقدّماتی برایِ هواپیمارُبایی و حملههایِ دیگر آغاز شده است. ظاهراً عملیاتِ شناسایی و ردیابی در ساختمانهایِ نیویورك، یکی از نقشههایِ آنهاست.» امّا جایِ نگرانی نبود؛ «القاعده» مدیونِ سعودیها بود و سعودیها رابطه خوبی با آمریکا داشتند. آنها مالکِ عظیمترین چاههایِ نفت بودند و آمریکاییها، بیش از دیگران، به این «طلایِ سیاه» نیاز داشتند. امّا از فردایِ 11 سپتامبر، شایعهها به گزارشهایِ اصلی روزنامهها بدل شدند و خبر رسید زمانی که هیچ هواپیمایی در آسمانِ آمریکا حقِ پرواز نداشت، بیستوچهار نفر از خاندانِ «بن لادِن» که تابعیتِ آمریکایی داشتهاند، از ترسِ جان با هواپیمایِ اختصاصی خاکِ این کشور را ترک کردهاند...
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 19:53 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
دستی که گهواره را تکان میدهد
برادرانِ کوئن؛ اعجوبهها در غربِ وحشی
مُحسن آزرم:
آدمهایِ زیادی هستند که مثلِ آنها راه میروند و دود میکنند و تایپکردن را هم بلدند، ولی از «قریحه» برادرانِ کوئن، عملاً، بیبهرهاند و رمزِ پیروزیِ آنها همین است. کوئنها وانُمود میکنند که راهِ آنها همان مسیری است که پیشِ پایِ دیگران هم گذاشته شده، ولی معلوم نیست چرا، دَرنهایت، مقصدِ نهایی آنها با دیگران فرق دارد...
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 19:50 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
ای برادر کُجایی؟
گنگسترِ آمریکایی؛ مردی که میخواست سُلطان باشد
مُحسن آزرم:
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 19:47 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
بهترین فیلمهایِ 2007؛ یک مُرور
کشتی بهراهِ خودش ادامه میدهد...
روزگارِ فیلمهایِ خوب هنوز بهسر نیامده است
سه شنبه 25 دی1386 ساعت 19:39 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
پيشآگاهي؛ رؤيايي كه حقيقت ندارد ـ 1
هميشه پيش از آنكه فكر كني اتفاق ميافتد
از آنجا كه عادت همهچيز را سست ميكند، آنچه ما را بهتر بهياد كسي مياندازد، درست همانيست كه از ياد برده بوديم... از همينروست كه بهترين بخش ياد ما، در بيرون از ماست... بيرون از ما؟ به بيان بهتر، درون ما، اما از چشممان پنهان، در پرده فراموشياي بيشوكم دير پاييده. تنها به ياري همين فراموشيست كه گهگاه ميتوانيم آني را كه زماني بوديم، بازيابيم، در برابر چيزها همان بشويم كه در گذشته بوديم.
مارسل پروست، در سايه دوشيزگان شكوفا
سه شنبه 4 دی1386 ساعت 17:33 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
وقتي موشها آشپزخانه را ميچرخانند
من آنچه وصف طعامست با تو ميگويم
تو خواه از سخنم پند گير، خواه ملال
اين بيت «شيخ بسحاق اطعمه» را، ميشود چكيده همه مناسبات «رمي»، اين موش كوچك بازيگوش و «لينگوييني» سادهدل و بيدستوپا، در «راتاتويي» دانست. موش كوچك آبي، زندگي بهشيوه آدمها را به زندگي معمولي خود ترجيح ميدهد، چرا كه «آدمها فقط زندگي نميكنند، كشف ميكنند و دست به خلق چيزهاي تازه ميزنند.» فقط آدمها هستند ....
سه شنبه 13 آذر1386 ساعت 19:31 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
من بايد آدم بيماري باشم، چون ميخواهم يك بار ديگه «مخملآبي» را ببينم
(پالين كيل)
ديويد لينچ در چارچوب سنتيترين آداب و قواعد ادبيات آمريكايي، نامتعارفترين فيلمها را خلق ميكند و اين ظاهراً يكي از رازهاي خاص لينچ است. او در همان چارچوبي فيلم ميسازد كه بخش عمدهاي از سنت داستاننويسي آمريكايي در آن نوشته شده، همان مفهوم اسكيزوفرنيك معصوميت هم به مثابه وضعيتي آرماني و هم به مثابه عنصري خطرناك و غيرقابل اطمينان، چيزي كه در نهايت فراهمكننده بستر زوال است. از اين جنبه لينچ شبيه همان توصيفي است كه دياچ لارنس از هرمان ملويل ميكند: «نويسنده عارف تعاليگرايي اخلاقي كه هماني كه سطرسطر نوشتههايش كارزار نبرد نيكي و شر است.» شر همچون نيرويي مادي، مشخصهاي واقعي كه حضوري موثر در واقعيت دارد (يا به تعبير زرتشتياش، عنصري ايجابي كه در ماده تجسم ...
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 18:0 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
چرا ديويد لينچ محبوب جوانان ايراني «عشق سينما»ست؟
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 17:55 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
ستارهها در سينماي ايران
اگر از سينماي قبل از انقلاب كه تنها يك فيلمش داراي شخصيت اصلي با حرفه ستاره سينما بود بگذريم، اين رقم در سينماي پس از انقلاب به تعداد 10 فيلم ميرسد كه البته آغاز آن از سال 1371 با فيلم هنرپيشه (محسن مخملباف) شكل گرفت. آنچه در سالهاي بعد، فيلمهاي ايراني در ارتباط با ستارگان سينما مطرح ساختند، مخملباف يكجا در اين فيلم مرور كرده بود. از دردسرهاي مربوط به شهرت در كوچه و خيابان گرفته تا از همگسيختگي خانوادگي؛ اما آنچه بيشتر در اين فيلم جلوه داشت، مفاهيم پنهانتري بود كه بيش از آن كه بحث ستاره سينمايي را نشانه رود...
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 17:54 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
چيزي را كه وجود ندارد، نبين. چيزي را كه هست، تماشا نكن... عينك رؤيا به چشم بزن.بهنظر ميرسد اين توصيه «ميگل آنخل آستورياس» را كه در ابتداي داستان «مردي كه همهچيز...» آمده، بايد در مواجهه با سينماي «ديويد لينچ» هم بهكار بست؛ سينمايي كه ـ ظاهرا ـ بهكمك هيچ كليدي نميتوان آنرا گشود. همه كليدها ـ ظاهرا ـ به اين در ميخورند، اما نميچرخند و در ميانه راه، ما را پشت در نگه ميدارند. نسبت «ديويد لينچ» و تماشاگرانش ـ احتمالا ـ به همان تكه مشهور مجموعه تلويزيوني «توئين پيكس» شبيه است كه «كوپر» براي رديفكردن نام مظنونان قتل...
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 17:44 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:38 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
شیطان در یکقدمی ایستاده است
«سیمون صحرایی/ شمعون صحرا» [1965]، یکی از غریبترین و ـ البته ـ کوتاهترین فیلمهای «لوئیس بونوئل» است؛ یک داستان تکاندهنده درباره مردی که در همه سالهای زندگی چشم به آسمان دوخته است و ـ ظاهرا ـ اعتنایی به زمین ندارد. ششسال و ششماه و ششهفته بر ستونی در بیابانهای مکزیک ایستاده و اهالی او را به پرهیزکاریاش میشناسند. اما ستونی که او بر آن مسکن گزیده تا از زمین و وسوسههایش دور باشد، آنقدرها هم بلند نیست و مردمان حقشناس که پرهیزکاری «سیمون صحرایی» را ستایش میکنند، ستون ....
شنبه 12 آبان1386 ساعت 16:24 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 1:17 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
بازگشت ژرژ سيمنون
چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 14:7 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
همشهري كين» [1941] هميشه در صدر فهرست است؛ بهترين فيلم تاريخ و تفاوتي نميكند كه اين فهرست، «فيلمهاي برتر سينماي آمريكا» باشند، يا «بهترينهاي تاريخ سينما» و فرقي نميكند كه اين فهرست را براساس راي «فيلمبين»هاي حرفهاي تنظيم كرده باشند، يا به «فيلمسازها» تعلق داشته باشد. جايگاه رفيع و تزلزلناپذير «همشهري كين»، ظاهرا، دستنيافتني است و در اين شصتوششسال، هيچ فيلم ديگري اينقدر «محبوب» خاص و عام نبوده است. نام «اورسن ولز» به مدد اين فيلم، «تاريخي» شده است و همه آنها كه ميخواهند از سينما سر درآورند، بايد سري هم به فيلم «جاودانه» بزنند. مساله اين نيست كه «همشهري كين»، ظاهرا، به مذاق نسل تازه «فيلمبين»ها خوش نميآيد و آنها فيلمهاي ديگري را به ساخته ...
یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 15:39 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
آقای بین، دوربین دیجیتال و جشنواره کَن
دوشنبه 9 مهر1386 ساعت 17:4 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
خیلی دور، خیلی نزدیک...
سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 17:29 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
متولد كازينورويال
كاوه ميرعباسي
قهرماني با خصوصيات جيمز باند جز در سده بيستم نميتوانست در عرصه ادبيات ظهور كند. بيترديد اين قاطعانهترين گزارهاي است كه درباره اين پرسوناژ ميتوان ابراز داشت. در ادامه، براي اثبات مطلب فوق، به بررسي احتمالي روند تكوين و تثبيت ژانر جاسوسي ميپردازيم و از اسلاف جيمز باند ياد ميكنيم. آنگاه او را با پرسوناژهاي ادبيات جاسوسي معاصر ميسنجيم و ميكوشيم از طريق مقايسه به راز محبوبيت و مقبوليت درازمدت اين «ابرقهرمان» مقوايي، كه آفريده ذهن نويسندهاي ميانمايه است، پي ببريم......
سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 17:26 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
سادهترين كار اين است كه در مرگ عملا همزمان «اينگمار برگمان» سوئدي و «ميكلآنجلو آنتونيوني» ايتاليايي افسوس بخوريم و با صداي بلند پايان سينماي هنري اروپا و سينماي روشنفكرانه را اعلام كنيم؛ اما افسوسخوردن با اينكه سادهترين كار است، بهترين كار نيست. با مرگ هر كارگردان بزرگي كه فيلمهاي درجهيكاش هنوز تماشاگران را به لذتي بزرگ ميرساند، چنان افسوسهايي دهان به دهان ميچرخد و در اين بين، آنچه نصيب تماشاگران اين روزگار ميشود، عملا حسرتي است عظيم. ما كه سينماي برگمان و آنتونيوني را بهوقتش نديدهايم؛ سالها بعد، هر فيلم را در ابعاد كوچك تماشا كردهايم و البته كه عظمت اين فيلمها، حتي در اين ابعاد كوچك هم به چشم آمده است.
سه شنبه 23 مرداد1386 ساعت 13:1 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
اينگمار برگمان و ميكلآنجلو آنتيونيوني:يك نگاه
اينگمار برگمان و مايكل آنجلو آنتونيوني هر دو به نسل غولها تعلق داشتند، گيرم برگمان آدم بزرگتري بود و آنتونيوني كوچكتر.هر دو دراز زيستند و حاصل دادند و از دو فرهنگ متفاوت آمدند؛ يكي از فرهنگ مرموز و سرد و باوقار «نورديك»،و ديگري ميراثبر فرهنگ لاتين ايتالياي بعد از جنگ جهاني دوم. هر دو جدي بودند و بيمماشات و كاونده. يكي تا به آخر ماند و محكم ماند و كار كرد و آن ديگري، اما، تماشاگر انحطاط و زوال خود شد. حيف....
سه شنبه 23 مرداد1386 ساعت 12:36 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
هر آنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود
بهار پراگ که از راه رسید، پراگیها در آرزوی روزهای بهتر بودند و همینکه آبوهوای شهر جور دیگری شد و بهار ناگهان رنگ پاییز گرفت، «میلوش فورمن» هم مثل خیلیها از چکسلواکی فرار کرد و آمریکا را به کشوری که داشت زیر چکمه کمونیستها دستوپا میزد، ترجیح داد. همهچیز تمام شده بود. گذشته قرار بود به ابدیت بپیوندد و همه روزهای خوش و ناخوش، خاطراتی بود که باید با آنها کنار میآمد. فیلمی که همان ابتدای کار ساخت اسم بامسمایی داشت؛ «فرار از خانه»، هرچند ربطی به پراگ دور از دست نداشت و به داستان دختر نوجوانی میپرداخت که خانهاش در حومه نیویورک بود. فورمن، نخستین چیزی را که در آمریکا دید، روی پرده برد؛ دید که بزرگترها و بچههایشان حرف يكديگر را نمیفهمند و این، بهنظر او، فاجعهای بود که نسلهای بعد را هم به باد میداد.
یکشنبه 7 مرداد1386 ساعت 16:20 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
واقعهنگاری «پنج هری پاتر» روی پرده سینما
خیلی از پسربچههایی که آمده بودند تا شاهد نخستین نمایش «هری پاتر و سنگ جادوگر» باشند، موهایشان را تا حد ممکن صاف کرده بودند و ریخته بودند روی پیشانیشان و عینکهای گردی به چشم زده بودند که شبیه «هری پاتر» بهنظر برسند. وقتی مهمانها از راه رسیدند و هری پاتر واقعی از سواری مشکی پیاده شد، همان پسربچهها از خوشحالی جیغ کشیدند. عکاسهایی که آمده بودند افتتاح این فیلم جنجالی را ثبت کنند، عکسهای درجهیکی از این جمعیت گرفتند. همه پسرکهایی که دلشان میخواست هری پاتر باشند، دور هم جمع شده بودند و نام این جادوگر عینکی را با صدای بلند داد میزدند. آنروز، یکشنبه، چهارم نوامبر 2001 بود...
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:31 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
گفتوگو با فیلمنامهنویس، کارگردان و بازیگران «هری پاتر و محفل ققنوس»
مارک فیشر / ترجمه: گیتی سروش
دیوید یتس، چهارمین کارگردانی است که ساخت یکی از فیلمهای «هری پاتر» را بهعهده داشته و «مایکل گلدنبرگ» هم که از همان ابتدای کار، آرزوی نوشتن فیلمنامه یکی از «هری پاتر»ها را داشته، استخدام شده تا نویسنده «هری پاتر و محفل ققنوس» باشد. بازیگران اصلی این مجموعه فیلم، همان قبلیها هستند...
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:28 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
نگاهی به فیلم «هری پاتر و محفل ققنوس»
«هری پاتر» شخصیت محبوب نوجوانها است و خیلی از آنها که رمانهای دنبالهدار «جی. کی. رولینگ» را بارها خواندهاند، برای دیدن فیلمی که براساس این داستان ساخته میشود، سر و دست میشکنند. درستش این است که فکر کنیم موقعیت ما بهعنوان تماشاگران این فیلمها، با نوجوانانی که نهایت آرزویشان این است که یکی از شگردهای هری پاتر را اجرا کنند، بسیار متفاوت است....
یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:23 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
هرسال هجدههزار نفر ميميرند
هلگر رومرس - ترجمه: گيتي سروش
«مايکل مور» مصاحبهگر قابلي است و همين باعث ميشود که مصاحبه با او کار آساني نباشد. پاسخ همه سوالها را در آستين خود دارد و يک اشاره کوچک کافي است تا پاسخ بدهد. «سيکو»، فيلم تازه مايکل مور، هرچند ظاهري کمدي دارد، اما يک تراژدي واقعي است. داستان ظلمي که دولتمردان آمريکايي به مردم اين کشور روا ميدارند و کسي صداي اعتراضشان را نميشنود. مايکل مور ميگويد دوست دارد حامي همه آمريکاييهايي باشد که از جورج بوش و دولتش نفرت دارند و فيلمهايش را به همين دليل ميسازد...
دوشنبه 25 تیر1386 ساعت 19:21 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |
«... احتمالا ميدانيد كه دارم مستندي راجع به بهداشت و درمان ميسازم. سازمانهايي كه كارشان ارائه خدمات بهداشتي است، خبري از اين قضيه ندارند، بنابراين بهتر است شما هم چيزي به آنها نگوييد. آنها فكر ميكنند دارم يك كمدي رمانتيك ميسازم... اگر در اين سالها كارهايم را دنبال كرده باشيد، لابد ميدانيد كه وقتي دارم فيلم ميسازم، خيلي آفتابي نميشوم؛ مصاحبه نميكنم، سروكلهام در تلويزيون پيدا نميشود....
دوشنبه 25 تیر1386 ساعت 19:11 توسط شهروند امروز |
موضوع: سينماي جهان |