پرويز ورجاوند به روايت كوروش زعيم
نام ورجاوند با جبهه ملي پيوند خورده است، نه اين سالها كه او فعاليت سياسي خود را آن هنگام كه هنوز دانشآموز دبيرستان بود با انتشار نشريه «دانشآموز» آغاز كرد، نشريهاي كه با خط مشي جبهه ملي منتشر ميشد و پاسخي بود به تودهايهايي كه «دانشآموزان» را منتشر ميكردند. جواني 20 ساله بود كه كودتاي 28 مرداد عليه دولت مصدق، او را در پيگيري آرمانهاي مليگرايانهاش مصمم كرد. شايد همين علاقه بود كه او را واداشت تا رشته باستانشناسي را براي تحصيل برگزيند. «فعاليت سياسي پرويز ورجاوند اما از هنگام حضور او در پاريس پررنگتر ميشود.»
اين را كوروش زعيم ميگويد و به ياد ميآورد: «سال 1340 كه براي ادامه تحصيل در دانشگاه سوربن و مدرسه عالي اوور به فرانسه ميرود، ماموريت پايهگذاري شاخه اروپايي كنفدراسيون دانشجويان ايراني را بر عهده ميگيرد. او تا سال 1342 كه در پاريس حضور داشت مسوول تشكيلات كنفدراسيون بود و نشريه «ايران آزاد» را به عنوان ارگان كنفدراسيون با خط مشي جبهه ملي ايران منتشر ميكرد.»
زعيم اما در سالهاي حضور فعاليت پرويز ورجاوند در اروپا، دورادور با او ارتباط داشت: «من آن زمان در آمريكا بودم و به دستور دكتر شايگان ماموريت يافته بودم تا كنفدراسيون دانشجويان ايراني را در آمريكا تشكيل دهم كه در سال 1340 با حضور و سخنراني دكتر شايگان در نيويورك اين سازمان دانشجويي اعلام موجوديت كرد.» حضور ورجاوند در خارج از كشور اما چندان طولاني نميشود و او در ميانه سال 1344 با مدرك دكتراي باستانشناسي به ايران باز ميگردد. اما همراهيهاي آشكار او با جبهه ملي مانعي ميشود در مقابل استادياري او در دانشگاه تهران: «با وجود قبولي در آزمون استادياري، ساواك از استخدام ورجاوند جلوگيري كرد. ولي سرانجام با وساطت استادان برجستهاي همچون دكتر سياسي، دكتر صديقي و دكتر صفا اجازه يافت تا بدون دريافت حقوق، تدريس در دانشگاه تهران را آغاز كند.» علاقه به فرهنگ ايراني و تلاش براي حفظ و مرمت آثار باستاني توسط پرويز ورجاوند، سبب شد تا پس از انقلاب، مهندس بازرگان از او براي حضور در كابينه دولت موقت دعوت كند. زعيم برايمان ميگويد كه وزارت فرهنگ و هنر به ورجاوند سپرده شد تا او آرمانهايش براي حفظ ميراث فرهنگي ايران را قالبي نو ببخشد. ورجاوند اما در وزارت فرهنگ با دو مشكل روبهرو بود، دو مشكلي كه زعيم شرحي چنين از آنها ميگويد: «مقاومت در مقابل غارتگران آثار ملي و ميراث فرهنگي به دليل شرايط خاص انقلاب سخت بود و از جانب ديگر عدهاي كه مخالف حضور او در مسند وزارت فرهنگ بودند، تلاش داشتند تا صورتي جديد به وزارت فرهنگ ببخشند و اين وزارتخانه با وزارت علوم ادغام شود.»
پرويز ورجاوند اين ادغام را نميپذيرد و استعفاي خود را تقديم بازرگان ميكند، استعفايي كه بار اول پذيرفته نميشود اما چند ماهي بعدتر صورت عملي به خود ميگيرد. استعفاي دوم ورجاوند اما تنها به ادغام وزارت فرهنگ در وزارت علوم مربوط نبود كه او همراه با كريم سنجابي، علي اردلان و داريوش فروهر از كابينه بازرگان خارج ميشود. دليل اين استعفاي جمعي را كوروش زعيم «تصميم سازماني اعضاي جبهه ملي» مينامد كه در قالب استعفا رخ مينمايد. جبهه مليها گويي در مراوده بازرگان و نيروهاي مذهبي، اعتقاد به رويكردي متفاوت و راديكالتر داشتند. به اين ترتيب ورجاوند از وزارت فرهنگ خارج ميشود و حسن حبيبي مسووليت وزارت علوم را ميپذيرد. آن زمان ديگر وزارت فرهنگ، در وزارت علوم ادغام شده بود و پرويز ورجاوند خارج از كابينه، فعاليتهايش را در قالب جبهه ملي سامان داده بود.
زعيم براي ما ميگويد كه مرحوم ورجاوند همان ماههاي نخست پيروزي انقلاب، به عضويت شوراي مركزي جبهه ملي در ميآيد و مسووليت تشكيلات اين نهاد سياسي را ميپذيرد: «بعد از خروج كابينه هم فعاليتهاي ايشان در جبهه ملي ادامه يافت تا اينكه در سال 1360 همراه با تعدادي از اعضاي جبهه بازداشت و پس از تحمل سه سال حبس از زندان آزاد شد.» از آن پس فعاليتهاي ورجاوند در دو قالب آغاز ميشود؛ «تلاش براي مرمت و حفظ آثار باستاني و نيز فعاليت در جبهه ملي.»
آنگونه كه كوروش زعيم ميگويد منزل ورجاوند هر هفته ميزبان برگزاري جلساتي بود كه دانشجويان و علاقهمندان ميراث ملي در آنها شركت ميكردند: «ورجاوند عملا امكان تدريس در دانشگاه را از دست داده بود اما دانشجويان، سهشنبهها كلاس درس را در منزل شخصي ايشان برگزار ميكردند.»
در روايت زعيم از زندگي ورجاوند يك اتفاق پررنگتر از ديگر جريانات خودنمايي ميكند، اتفاقي كه البته در كارنامه ملي پاسداشت از ميراث فرهنگي ايران نيز، جلوهاي متفاوت يافته است: «يكي از شاهكارهاي پرويز ورجاوند ثبت همزمان تختجمشيد، نقش جهان و چغازنبيل به عنوان ميراث فرهنگي در يونسكو بوده، اقدامي كه تا آن زمان بيسابقه بود.»
دامنه مليگرايي پرويز ورجاوند آنگونه بود كه گاهي حتي گروههاي قومي را نيز از خود آزرده ميساخت. شايد همين ناسيوناليسم ناب بود كه خاطرهاي را به ياد كوروش زعيم آورد: «ورجاوند براي سخنراني به دانشگاه تبريز رفته بود كه تعدادي از قومگرايان راديكال به سمت او تخممرغ پرتاب ميكنند مرحوم ورجاوند از اين اتفاق بسيار آزرده ميشود اما اين حادثه را دليلي آشكار بر تاثيرگذاري آرا و عقايدش ميدانست.»
پرويز ورجاوند اما چهل روز قبل و مدتي بعد از آبگيري سد سيوند با زندگي وداع گفت و عمرش كفاف نداد تا سرنوشت پاسارگاد را از پس آبگيري سيوند شاهد باشد.
سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 16:53 توسط شهروند امروز |
موضوع: كلوپ |