اصولگرايان ايراني و آرمانشهر اسلامي
سوال بسیار سختی است زیرا این جریان سیاسی در کشور در حال حاضر افق و راه دست یافتن به آرمانهای خود را تدوین نکرده و این یکی از بحثهای جدی است که بر جریانات سیاسی وارد است. به طور مسلم آنها یک نگاه کلان دارند که الهام گرفتهشده از اعتقادات و مبانی دینی است.در زمینه عدالت چارچوبهای کلی این قضیه مشخص است ولی در اینکه در مقام تدوین این قضیه برآمده باشیم و راهکارهای رسیدن به عدالت مورد نظر اسلام را در امروز فراهم کرده باشیم،این مقولهاي است که شاید بتوان آن را از مشکلات اساسی ما تلقی کرد.
آيا همين نگاه تاحدودي يوتوپيايي نيست؟
نه! مساله مشخص است.اسلام عدالتش را برای حفظ عزت و کرامت انسان ميخواهد.اسلام هرگز نميپسندد که انسانها برای تامین مایحتاج خودشان عزت و کرامتشان را از دست بدهند. اسلام برای تحقق عدالت هم نمونه ارائه کرده هم تعالیم کلانی را عرضه کرده است. اما در مقام انطباق این تعالیم با جامعه کنونی ما، علیالقاعده اصولگرایان باید تلاش جدی انجام بدهند.
اما آیا پتانسیلها و زیربناهای موجود در بستر جامعه امروز ایران اجازه اجرای چنین برنامهها و نهایتا تحقق آرمانشهری که شما ميگویید و به دنبال هستيد را ميدهد؟
اين را بدانيد كه اكنون بیش از هر زمانی توجه به تعالیم اسلاميبیشتر شده زیرا که الگوهای رایج در جامعه بشری ناتوانی خودشان را به منصه ظهور رساندهاند. یعنی هم مارکسیسم ناتوانی خودش را در برقراری عدالت نشان داد و هم سرمایهداری امروز ضعف خود را به نمایش گذاشته است. بهرغم اینکه در قرن نوزدهم سرمایهداری به عقل آمد و نوعی سوسیالیسم را با مفاهیم خودش مخلوط کرد ولی در واقع انحصار سرمایهداری و سلطه سرمایهداری مقولهاي است که امروز هم در مراکز و کانونهای سرمایهداری با چالشهای جدی مواجه شده است.تظاهراتهایی که در اروپا و در آمریکا در مقابل نشستهای سازمان تجارت جهانی یا فعالیتهای مشترک کشورهای سرمایهداری صورت ميگیرد موید مخالفتهای روزافزونی است که با این جنبه عدم عدالت در جامعه سرمایهداری بروز پیدا ميکند. ما برای سالهای طولانی صرفا به مسائل عبادی اسلام پرداختهايم و به مسائل اقتصادی اسلام، مسائل سیاسی اسلام و امور بینالملل اسلام هرگز به خاطر تحت سلطه بیگانه بودن نتوانستیم ببپردازیم. چراکه شخصیتهایی مثل آیتالله طالقانی و بزرگان دیگر که ميخواستند این ابعاد از اسلام را معرفی کنند با دیکتاتوریهای دستنشانده انگلیس و آمریکا مواجه ميشدند یا در زندان به سر ميبردند یا در تبعید. این سلطه موجب شد که ابعاد مختلف اسلام مورد غفلت قرار بگیرد. امروز ما باید تلاش فوقالعادهاي صورت دهیم تا از مبانی کلان، مفاهیم خرد و برای مسائل روزمرهمان پاسخ استخراج کنیم.این مطلب اگر صورت بگیرد به سرعت ما را به جامعهاي که وعده داده شده نزدیک ميکند. اما مشاهده ميکنید امروز حوزهها و دانشگاههای ما با آفتهایی مواجهند که کمتر اندیشهاي ملهم از روح اسلام تولید ميکنند. دانشگاه عادت کرده که مبانی بیگانه را در کشور تکرار و تدریس کند، در حوزه هم به خاطر سلطه بیگانه موجب شده از بخشی از اسلام غفلت بشود یا عامدانه پاک بشود و هنوز که هنوز است حوزه هم در این وادی نتوانسته بیاید و ابعاد مختلف اسلام را احیا کند.
در مرور تاریخ همواره به سیاستمداران و نظریهپردازانی برخورد ميكنيم که در ابتدای ظهورشان از یوتوپیا و آرمانشهرهایی سخن گفتهاند و مردم را جذب اندیشههای خود کردهاند، اما با مرور زمان وقتی که واقعیتها رخ نمود،مردم به تدریج از آنان رویگردان شدند چراکه درميیافتند که این یوتوپیای مطرحشده قابلیت تحقق را ندارد.بر این اساس آیا موافقید که تاکید بر یوتوپیاهای آرمانی به مرور زمان باعث از دست رفتن سرمایه اجتماعی که همانا اعتماد مردم است،خواهد شد؟ شنيدهايد حتما آن سخن معروف را كه ميگويد وعده تحقق بهشت روي زمين به پيدايش جهنم ميانجامد.
درباره اسلام این مساله صدق نميکند. چرا که اسلام راهحل زندگی بشر را ارائه ميدهد و هرگز به دنبال ذهنیتپردازی نبوده بلکه درواقع راهحل عملی برای اقشار مختلف جامعه ارائه ميدهد که در عمل هم توسط امام به عنوان الگو و سرمشق تحقق یافته است. بنابراین درباره اسلام چنین چیزی نميتواند صادق باشد.چون ایدهآلها براساس ذهنپردازی افراد نیست. تعالیم الهی براساس سنتها و فطرت انسانها بنا ميشود و نميتوان این مساله را با تفکرات آقای لنین یا تروتسکی مقایسه كرد. آنها اسير ذهنپردازی بودند كه ميتواند بعد از مدتی موجب یأس بشود اما تعالیم الهی اینچنین نیست. ضمن اینکه خود پیامبران الگوی اجرای این مسايل بودند.
یعنی از نظر شما داشتن یوتوپیا مختص آرمانگرایان نیست و انسان واقعگرا به شرط تمسک به تعالیم و آموزههای الهی ميتواند برای خود آرمانشهری را تصویر کند که دستیافتنی هم باشد؟
بله.اگر ما از فردیتپرستی خودمان دور شویم و خودمان را در چارچوب «منیت» خودمان قرار ندهیم و در مقابل تعالیم الهی متواضع ببینیم خیلی از مشکلات بشر امروز حل ميشود. امروز حتی در گروههای سیاسی بیشتر «منیت»ها حاکم است تا تعالیم الهی. بسیاری از لغزشها متاثر از منیتهاست نه تعالیم الهی. این همه کینهورزیها، دشمنیها و برخوردهای تخریبی ربطی به تعالیم الهی دارد؟ قطعا ندارد.
سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 17:14 توسط شهروند امروز |
موضوع: گفت و گو |
