تبليغاتX
شهروند امروز
 
يك تجربه اصلاح‌طلبانه - احمد شیرزاد

ارتباط با دنياي خارج و عضويت در مجامع بين‌المللي يكي از مجاري اصلي اصلاح كشورها و نظام‌هاست. نظام‌هاي متصلب و اصلاح‌ناپذير به طور ناگزيري منزوي نيز هستند. آنها شيوه‌هاي رفتاري و مديريتي متناسب با نظام ارزشي استبدادي خود را دارند كه به سختي حاضر به بازنگري آنها هستند.

 

اين شيوه‌ها تنها از مسير تعامل در سطح ملي و كنش با اقشار دروني جامعه به راحتي قابل اصلاح نيستند. كنش‌هاي بين‌المللي و مقتضيات تعامل با جامعه جهاني گهگاه مي‌تواند به گونه‌اي سهل‌تر يك نظام را به ضعف‌هاي دروني خود آگاه‌تر كند و آنها را در برابر ضرورت اصلاح و تغيير، انعطاف‌پذيرتر كند.

 

در اين ميان، نگاه نبايد تنها معطوف به روابط ديپلماتيك و رفت و آمدهاي مقامات رسمي باشد. سفرهاي رسمي مقامات كشورها مي‌تواند در راستاي هدف فوق تاثيرگذار باشد اما قادر به نفوذ در عمق لايه‌هاي اجتماعي و تاثيرگذاري بر رفتارهاي عملي يك نظام نيست. خوشبختانه در دنياي امروز، ارتباطات بين‌المللي و تعامل ميان ملت‌ها تنها محدود به مجاري ديپلماتيك نيست.

 

درصدها و هزاران مقوله اجتماعي،‌فرهنگي، علمي- تخصصي و اقتصادي نهادهاي ريز و درشت فراملي در جهان شكل گرفته‌اند.

 

 بخش اعظم اين نهادها به دولت‌ها و حتي نهادهاي سياسي- بين‌المللي (نظير سازمان ملل) نيز وابسته نيستند، اما در عين حال آنچنان نفوذ و استحكام در جامعه جهاني دارند كه دولت‌ها ناگزيرند براي استفاده از مزاياي آنها معيارهاي خود را به طور كامل يا مبني بر آنها تطبيق دهند. نمونه بارز اين تجربه را در انعطاف گريز‌ناپذير سازمان تربيت بدني ايران در برابر فيفا در همين چندماه اخير ديديم.

 

المپياد جهاني فيزيك، يكي از هزاران نهاد بين‌المللي است كه از 40سال پيش ابتدا در شرق اروپا،‌سپس در سطح تمام اروپا و از قريب به 20سال پيش در سطح پنج قاره در حوزه علمي خاص خود تاثيرگذار بوده است. مسابقات و رقابت‌هاي مرتبط با فيزيك متعدد است و سطوح مختلفي از پژوهش و آموزش فيزيك را در برمي‌گيرد. هر كدام از اين مسابقات نيز اعتبار و ارزش محدود و متناسب با خود را دارند كه نمي‌توان آن را به تمامي حوزه‌ها تسري داد.

 

بحث‌هاي زيادي در جامعه فيزيك ايران در زمينه اعتبار و كارآمدي المپياد جهاني فيزيك و ضرورت يا عدم ضرورت سرمايه‌گذاري در آن مطرح است كه در اينجا از آن مي‌گذرم. عمده اين بحث‌ها به فضاسازي‌هاي تبليغاتي غيرواقعي كه برخي رسانه‌ها و برخي دولتمردان به آن دامن مي‌زنند اشعار دارند و شايد كمتر كسي با مفيد و موثر بودن رقابت‌هاي علمي بين جوانان در عطف توجه آنها و افكار عمومي به علوم پايه و بنيادي مخالفتي داشته باشد.

 

ويژگي‌ اساسي اين رقابت، بين‌المللي بودن آن است كه جوانان را نشانه رفته است. بنابر اساسنامه المپياد جهاني فيزيك، شركت‌كنندگان در مسابقه بايد زير 20سال سن داشته باشند و دانشجوي دانشگاه يا كالج نباشند. اين امر ويژگي خاصي به اين رقابت داده و باعث شده است فضايي پرنشاط و سرزنده در اين مسابقه برقرار باشد؛ فضايي كه تا از نزديك ديده نشود قابل درك نيست.

 

 به بيان ديگر المپياد جهاني فيزيك (و ساير مسابقات علمي مشابه) نه فضاي خشك و خسته‌كننده كنفرانس‌هاي جدي علمي را دارد و نه فضاي پرحاشيه و جنجالي مسابقات ورزشي را؛ پديده‌اي است در نوع خود منحصر به فرد.

 

ميزباني اين المپياد، خواه يا ناخواه، رفتاري بين‌المللي را طلب مي‌كند. در سال‌هاي اخير گستردگي طيف شركت‌كنندگان در اين مسابقه به ترتيب به 80 كشور رسيده است. در المپياد امسال فيزيك، ايران ميزبان حدود 340 دانش‌آموز و قريب به 250 سرپرست و ناظر از كشورهاي مختلف بود. برآورده كردن نيازهاي اين مجموعه گسترده از ميهمانان، اجراي دقيق اساسنامه المپياد، طراحي سوال‌هاي علمي در استاندارد قابل رقابت با ديگر كشورها كه مستلزم استفاده از نيروهاي مجرب علمي است، برگزاري و مديريت چهار نشست مجمع بين‌المللي در طي المپياد، تصحيح قابل دفاع اوراق امتحاني شركت‌كنندگان با زبان‌هاي مختلف در كمتر از دو روز، مديريت دقيق برنامه‌ها در جبهه‌هاي متعدد كاري (كه در اين مختصر توان و مجال تشريح آنها نيست) و بالاخره ايجاد فضايي با نشاط و متنوع براي مجموعه‌اي منحصر به فرد و دست‌نايافتني از سفيران فرهنگي كشورها در حاشيه برنامه‌هاي علمي المپياد، همه و همه مجموعه‌اي از فعاليت‌ها و وظايف در بدنه اجرايي كشور را پيش روي مسوولان قرار دادند كه انجام درست آنها خواهي نخواهي مستلزم در پيش گرفتن رويكردي متفاوت با بسياري از عملكردهاي گذشته و پذيرفتن معيارها و رفتارهاي پيشرفته‌تر در برنامه‌ها توسط مسوولان اجرايي بود.

 

متولي المپيادهاي علمي در ايران از همان 20سال پيش  وزارت آموزش و پرورش بوده است. در اغلب كشورها نيز وضع همين‌طور است.

 

اما فضاي سنتي و قالبي حاكم بر اين وزارتخانه و اينرسي عظيمي كه در پيكره اين دستگاه عظيم‌الجثه براي انجام كارهاي جديد و مديريت پيشرفته كارها در تمام دوران‌ها وجود داشته است، انجام امور مربوط به المپيادها را با دشواري روبه‌رو مي‌ساخت به همين دليل پس از مدت كوتاهي نهادي خاص و كوچك تحت عنوان «باشگاه دانش‌پژوهان جوان» در جنب اين وزارت شكل گرفت تا با همكاري نيروهاي زبده دانشگاهي بتواند كارهاي مرتبط با برگزاري مسابقات داخلي و گزينش و اعزام تيم‌ها به المپيادهاي جهاني را در فضايي متفاوت مديريت كند. اما ميزباني يكي از المپيادهاي جهاني مقوله‌اي متمايز و برجسته بود كه اجراي آن بسيار فراتر از توان مديريتي عادي نهادهاي موجود جلوه‌گر مي‌شد.

 

تصميم براي برگزاري المپياد فيزيك در ايران به 15سال قبل برمي‌گردد. در آن زمان و در دوران وزارت آقاي نجفي آمادگي ايران براي ميزباني به دبيرخانه المپياد جهاني اعلام و نوبت ايران سال 2007 ميلادي (سال جاري) تعيين شد. از حدود 5سال پيش بحث‌ها در مورد امكان برگزاري المپياد در ايران شدت گرفت. بسياري از همكاران المپياد فيزيك معتقد بودند باتوجه به مشكلات سياسي و فرهنگي در ايران و ناتواني‌هاي مديريتي كشور بهتر است تا دير نشده عدم آمادگي ايران براي ميزباني را اعلام كنيم اين بحث‌ها تا سال 83 ادامه داشت.

 

در آن سال تيمي مصمم براي استقبال از اين مسووليت بزرگ ( كه من نيز افتخار عضويت در آن را دارم) مشكلات و ديدگاه‌هاي مختلف را با وزير آموزش و پرورش وقت آقاي حاجي، در ميان گذاشت و او تصميم قاطع وزارت مذكور براي برگزاري را همراه با حكم ماموريت اين كار به ما ابلاغ كرد.

 

مديريت اين كار فراز و نشيب‌هاي متعددي را طي كرد. با روي كار آمدن دولت جديد، بحران‌هاي عميقي با مسوولان جديد آموزش و پرورش داشتيم كه ناشي از عدم درك ملزومات كار و تفكرات قالبي و محدودنگر آنها در برخورد با مديريت يك رويداد بين‌المللي بود. اين بحران‌ها تا آخرين هفته‌هاي مانده به برگزاري المپياد و در مواردي حتي تا آخرين روزها ادامه داشت. اما به هر تقدير مديريت آموزش و پرورش به ناگزير با اين رويداد و الزام‌هاي ناشي از آن درگير شد و به همكاري طيفي از نيروهاي متخصص و با تجربه در اين كار (از جمله من ) تن در داد. المپياد بسيار بهتر از آنچه تصور مي‌شد اجرا شد. ميهمانان خارجي هرگز تصور آنكه در ايران شاهد المپيادي چنين سازمان يافته و برنامه‌ريزي شده باشند نداشتند. آنها به كرات و بدون مجامله حسن برگزاري المپياد و برنامه‌ريزي دقيق علمي و اجرايي آن را ستودند.

 

براي كشورمان  ايران، افتخار كم نظيري خلق شد كه براي همه ما ايرانيان يك سرمايه و سابقه مثبت است. صرفنظر از اينكه در داخل و در سطح رسانه‌ها افتخار مديريت اين كار چگونه تقسيم شود، روي هم رفته انجام اين المپياد براي مديريت كشور يك گام به جلو بود. مديران و مجريان كه هرگز فراتر از مسايل روزمره و تكراري محيط خويش چالشي نداشتند در برخورد با اين رويداد نگرش و تجربه تازه‌اي كسب كردند و به گمان من بسياري از دگم‌ها و قالب‌هاي رفتاري خويش را تصحيح كردند.

 

در اين ميان براي من و همكاراني كه از پنج سال پيش مستمرا به برگزاري آبرومند اين رويداد مي‌انديشيديم، براي آن برنامه‌ريزي مي‌كرديم و با ده‌ها چالش از پاي درآورنده در مسير آن دست و پنجه نرم مي‌كرديم نيز تجربه‌اي بس عظيم حاصل شد. ناملايماتي كه در اين دوران تحمل شد فراتر از تصور است. اين رشته بارها به مويي رسيد و نگسست. بارها برخي از دوستان تصميم داشتند كه عطاي مديريت المپياد را به لقايش ببخشند ( به جز طرح و تصحيح سوال‌ها) كار را رها كنند  يا به دست مديران رسمي آموزش و پرورش بسپارند. به كرات گفته مي‌شد كه با طناب پوسيده آقايان نمي‌شود به چاه رفت و آبروي خود را در برابر صدها ميهمان خارجي به حراج گذاشت. اما رويكرد متفاوتي كه سرانجام به پيش رفت آن بود كه از هيچ امكاني،‌ هرچند كوچك و محدود، براي اصلاح روندهاي اجرايي و تاثير بر فضاي عمومي كشور نبايد به سادگي عبور كرد.

 

اين رويداد براي ما درسي بزرگ بود. دريافتيم كه با پايداري، تحمل، گذشت و تعامل مجدانه با مديران، با هر انديشه و پيشينيه‌اي كه باشند مي‌توان رفتار نظام اجرايي را در مسير مناسب هدايت كرد.

ساده‌نگري است اگر تنها به دنبال آن باشيم كه مجموعه‌اي از مديران ايده‌آل‌ ما در دستگاه‌ها قرار گيرند. گاه مي‌توان رفتارهاي مناسب را در مديران موجود نيز برانگيخت. شايد اين جوهره تفكر اصلاح طلبي باشد.

 

یکشنبه 7 مرداد1386 ساعت 16:10 توسط شهروند امروز | موضوع: دانش |