تبليغاتX
شهروند امروز
 
پرونده : هفته موسيقي معاصر

 موزيسين‌هاي متخصص، تماشاگران حرفه‌اي - مجيد رئوفي

 « هفته موسيقي معاصر» از جمعه تا چهارشنبه هفته گذشته در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد و فرصتي براي علاقه‌مندان موسيقي متفاوت – چيزي متمايز از موسيقي مرسوم پاپ و سنتي‌ايراني – فراهم شد تا با گروه‌هايي – شايد بهتر باشد بگوييم موزيسين‌هايي- كه به سبك‌هايي فراتر از موسيقي حرفه‌اي غالب، علاقه‌مندند، آشناتر شوند و كارشان را به صورت زنده تماشا كنند.

 

به نظر مي‌رسيد كه «هفته موسيقي معاصر» محملي باشد براي ارائه موسيقي تلفيقي از سوي‌اين گروه موزيسين‌ها كه در كارنامه كاري‌شان، مي‌توان ردي از علاقه به ‌اين نوع موسيقي را نظاره كرد. چه بسا در بروشور خود مراسم هم بيش از هر چيز بر تلفيقي‌بودن آثار ارائه‌شده، تمركز شده بود.

 

اما منهاي گروه همايون نصيري، ساير گروه‌ها، قطعاتي به سبك‌هاي استاندارد اجرا كردند كه نمي‌شد آنها را به عنوان موسيقي‌هاي تلفيقي معرفي كرد. برخي قطعات اجرا‌شده توسط گروه پيتر سليماني‌پور و آبرنگ را نيز مي‌توان با ارفاق در ‌اين رده طبقه‌بندي كرد. اما اگر منظورمان تلفيق موسيقي ‌ايراني با ژانرهاي موسيقي غربي است، بدون سازهاي‌ ايراني‌اين تلفيق چندان اصيل و اوريجينال به نظر نمي‌رسند.

 

ساير آثار، عموما در قالب‌هاي راك، جز و فلامنكو كه هريك سبك‌هاي تثبيت‌شده‌اي در دنياي موسيقي هستند، اجرا شدند. اما خب‌ اين سبك‌ها در‌ايران چندان فراگير نشده‌اند و صرفا به علاقه مندان حرفه‌اي‌شان منحصر شده‌اند. موسيقي فيوژن كه‌ اين روزها حتي بزرگاني مثل حسين عليزاده يا كامكارها را به سوي خود جذب كرده، به شدت مورد علاقه جواناني قرار گرفته كه چيزي فراتر از موسيقي اصيل‌ايراني را مي‌طلبند و از سويي دوست دارند ريشه‌هاي موسيقي‌ايراني را در قالب‌هاي نوين و مدرن بشنوند و فضاهاي جديدي را تجربه كنند؛ فضاهايي كه بر مبناي ژانرهاي موسيقي بين المللي و چه بسا سبك‌هاي مدرن موسيقي دنيا بنا نهاده شده و گاها از تلفيق و تركيب موسيقي‌هاي مناطق مختلف دنيا شكل گرفته است.

 

صحبت از موسيقي فيوژن يا در قالبي وسيع‌تر ورلد موزيك، به فرصتي ديگر نياز دارد و همان‌طور كه گفتيم ‌اين فستيوال هم كاملا به‌اين نوع موسيقي مرتبط نبود.

***

 با‌ اين حال نفس برگزاري‌ اين فستيوال، به شكلي كاملا منظم و برنامه‌ريزي‌شده، بسيار مهم و جالب توجه بود. مسوولان كم تعداد برگزاري ‌اين مراسم، با دقت نظر ويژه‌اي، به برگزاري سر وقت و بدون تاخير مراسم اهتمام كردند و از سويي همه تماشاگران، مطابق با شماره بليت‌شان سر جاهاي معين مي‌نشستند و برنامه را تماشا مي‌كردند.

 

نورپردازي و صدابرداري برنامه، فراتر از انتظار مخاطبان چنين برنامه‌هايي بود. برخي گروه‌ها مثل گروه پويا نيك‌پور و همايون نصيري هم با انتخاب تصاويري زيبا و متناسب با قطعات‌شان و نمايش آنها روي پرده، خوش‌ذوقي خود را به نمايش گذاشتند. تعدادي از گروه‌ها هم با توجه ويژه به مخاطب، به دنبال اجراي يك برنامه كم نقص و البته آرتيست‌وار بودند.

 

به ويژه گروه‌هاي همايون نصيري و پيترسليماني پور، بارها تماشاگران را با كارهاي عجيب و غريب‌شان سورپرايز كردند.

 

گروه پيتر سليماني‌پور، حتي پا را فراتر گذاشتند و پس از پايان اجرايشان و در حالي كه از روي سن خارج شدند، با تشويق حضار، هيجان‌زده شدند و براي اجراي محبوب‌ترين قطعه شان دوباره به روي صحنه بازگشتند. حتي ارد انزابي‌پور صدابردار برنامه دوباره دستگاه‌هاي صدابرداري را روشن كرد تا گروه،‌اين قطعه را دوباره به افتخار تماشاگران اجرا كند.‌اين عشق به موسيقي و اجراي اكتيو و جذاب ميان تمام عوامل به چشم مي‌خورد.

 

موزيسين‌ها،‌ اين عشق را در قالب نواختن‌هاي بي‌وقفه و پر هيجان خود به نمايش مي‌گذاشتند.

 

پويا نيك‌پور چنان پنجه در كلاويه‌هاي پيانو مي‌انداخت كه انگار در فضايي خارج از صحنه قرار داشت و‌اين تكنيك ويژه نوازندگان با استقبال تماشاگران مواجه مي‌شد. تماشاگران هم مثل نوازندگان حرفه‌اي بودند...

 

 

موسيقي

یادداشتی در باب هفته موسیقی معاصر

*صمد طالقانی

ایده اولیه هفته موسیقی معاصر طی مکالمه‌ای با همایون نصیری، نوازنده پرکاشن شکل گرفت و در جلسه‌ای با مسوولان کانون موسیقی فرهنگسرای هنر مطرح شد و مورد تایید قرار گرفت. هدف اولیه ما فراهم آمدن بستری بود جهت حضور متمرکز گروه‌های فعال در پاره‌ای از سبک‌های موسیقی دو سده اخیر(جز، فیوژن، فلامنکو و...) که پیش از این به طور مجزا اجراهایی داشته‌اند.

 

گروه‌های نوپایی هم هستند كه به تازگی فعاليت در اين سبك‌ها را آغاز کرده‌اند؛ موسیقی‌ای که هیچ یک از الفاظ فاخر، جدی، دارای مخاطب خاص و... بیانگر کلیت آن نیست، موسيقي‌اي فارغ از مرزبندی‌های معمول «معاصر» با همه مشخصات یک پدیده هم‌عصر.

 

بر این اساس، در ابتدا از گروه‌های پیتر سلیمانی‌پور، فیه مافیه، آبرنگ، پرشیاناس و دارکوب (گروه همایون نصیری) دعوت به عمل آمد و در خلال برنامه‌ریزی‌های اولیه، پویا نیک‌پور (آهنگساز و نوازنده مجرب پیانو) نیز ابراز آمادگی کرد و با استفاده از نوازندگان موجود در گروه‌ها به ترکیبی جدید رسید.

 

برنامه برای شش شب طرح‌ریزی شد و ترکیب‌های دو اجرایی در هر شب پدید آمد، طوری که هر گروه دو اجرا در طول این هفته داشته باشند و هیچ ترکیب دوتایی نیز تکراری نباشد اما متاسفانه دو ماه پیش از شروع «هفته موسیقی معاصر» از حضور گروه فیه‌مافیه محروم شدیم و به ناچار تغییراتی در برنامه ايجاد شد.

 

 به طور طبیعی، قدم ابتدایی بی نقص نیست و کاستی‌های بسیاری مثل همين تغيير برنامه، در برگزاري اين مراسم ايجاد مي شود.اما برخي از تعداد كم گروه‌ها و نوازندگان مي‌گويند یکی از دلایل محدود شدن گروه‌ها به این تعداد و این نوع چیدمان، حضور نوازندگان مشترک بود.

 

زیرا پتانسیل اولیه اجرایی و امکانات مادی به حدی نبود که بتوان از چندین نوازنده و ده‌ها گروه در این پروژه بهره گرفت. گروه‌ها و نوازندگانی که حضور نداشتن‌شان در این فستيوال، دلیلی بر کم‌توان‌تر بودن آنان نسبت به حاضران نیست.

 

جاي موزیسن‌های ارزشمندی چون رامین بهنا، حمزه یگانه، علی بیرنگ، کسری سبکتکین، سهیل نفیسی، پویا محمودی، رضا آبایی، آرش میتویی و بسیاری دیگر در اين فستيوال واقعا خالي بود و یکی از بزرگترین آرزوهای ما، برگزاری یک فصل اجرایی با حضور همه آنهاست.

 

یکی از عمده‌ترین محسنات یک مجموعه پیوسته اجرایی(هفته یا فصل موسیقی) ارائه چشم‌انداز و نمونه‌های آماری دقیق‌تر مخاطبان این قبیل سبک‌های موسیقی در ایران است. بسیاری از اجراها به واسطه محدودیت زمانی (2 تا 4 روز به طور معمول) آمار دقیق و قابل اتکایی از مخاطبان ارائه نمی‌دهند.

 

با نیم نگاهی به معضل اطلاع‌رساني ضعيف در این‌گونه اجراها به‌واسطه محدودیت‌های مالی، متاسفانه بسیاری از علاقه‌مندان پس از اجراها از وجود آنها مطلع می‌شوند.

 

نهادهای تاثیرگذاری همچون صداوسیما نیز در این حوزه سکوت اختیار کرده و در قبال اطلاع‌رسانی موسیقی، موضعی منفعل دارند. بنابراین لزوم پیوستگی و توالی برای اطلاع یافتن مخاطبان گام موثری است.

 

برگزاری و برنامه‌ریزی‌های هفته موسیقی معاصر، حاصل تلاش سرپرست گروه‌ها (پیتر سلیمانی‌پور، پویا نیک‌پور، همایون نصیری، ماهان میرعرب و بهرام آقاخان)، کانون موسیقی فرهنگسرای هنر(شهرام صارمی و مهدی قادری) و تیم صدابرداری (ارد انزابی‌پور، سمیه حبیبیان و کیوان فراز) است. یک فعالیت گروهی موفق که در حوزه‌های فرهنگی گوناگون، کمبود و نقصان آن کاملا مشهود است.

 

این هفته موسیقی با همه فراز و نشیب‌های اجرایی، گامی بود در راستای گسترش فعالیت‌های فرهنگی مستقل و وسیع‌تر در عرصه موسیقی؛ گامی که برای محکم‌تر برداشته شدنش نیازمند حمایت‌های معنوی و مادی است. شاید سال‌ها وقت لازم است تا در عرصه مدیریت کلان موسیقی به آن نقطه برسیم که موزيسين‌هاي كشورمان با قدرت بتوانند خلاقيت‌هاي خود را در سبك‌هاي مختلف به نمايش بگذارند.

 

فراموش نكنيم كه هر سیاق موسیقی که اجازه حضور و بروز را در کشورمان می‌یابد، نیازمند طرح‌ریزی و حمایت است. موسیقی معاصر فرای مرزبندی‌های متداول، گستره وسیعی دارد و همزمان با تغییرات سایر مظاهر زندگی پیش می‌رود و به طور طبیعی دارای مخاطبانی است از جنس مردمی که هوشمندند و بسیاری موهبت‌ها خواسته یا ناخواسته از آنان دریغ شده است.

 

گروه همایون نصیری:

این گروه با همکاری همایون نصیری و حبیب مفتاح بوشهری، نوازندگان خبره سازهای کوبه‌ای، چند ماه قبل شروع به کار کرد و ریتم‌های جنوب ایران، آفریقا و لاتین را دستمایه قرارداد.

 

در اجراهای این گروه علاوه بر دو پرکاشنیست که نقش اساسی را ایفا می‌کنند، حضور بابک بروجردی (پیانو- کیبورد)، امید حاجیلی (ترومپت) و بهرام آقاخان (گیتار) ماهیتی ریتمیک- ملودیک به این گروه داده است. علاوه بر آثار ساخته شده توسط همایون نصیری و حبیب بوشهری قطعاتی از لوییس بنفا، خراردو نونیز و هوگو بیانکو به اجرا در آمد. پخش اسلایدهایی از نقاشی‌های هومن نصیری همزمان با اجرا با استقبال مخاطبان این برنامه مواجه شد.

 

گروه پرشیاناس:

سرپرستی این گروه را بهرام آقاخان یکی از فعال‌ترین موزیسین‌های سبك فلامنکو به عهده دارد. در این اجرا آقاخان با دو ترکیب متفاوت فلامنکو و جز روی صحنه آمد. در بخش اول با همکاری مهدی محقق و امیر عبداللهی (پالماس)، مهرداد علیزاده (کاخن) و حسن نجف(آواخوان) روی صحنه آمد و در بخش دوم با همراهی ماهان میرعرب (گیتار)، پیتر آکوپ (کنترباس) و همایون نصیری (پرکاشن) به اجرای چند قطعه جز پرداخت. بهرام آقاخان پس از آغاز دوره نوازندگی جز نزد ماهان میرعرب به فکر اختصاص دادن این بخش در اجرای خود افتاد.

 

گروه آبرنگ:

اولین اجرای موفق گروه، اوایل تابستان امسال و در فرهنگسرای هنر برگزار شد. اجرایی که با استقبال فراوان مخاطبان مواجه شد و عده زیادی موفق به تهیه بلیت نشدند. برنامه «هفته موسیقی معاصر» فرصت خوبی بود تا علاوه بر حضور آن دسته از مخاطبان، گروه همکاری با حبیب مفتاح بوشهری را هم تجربه کند. در اجرای قبلی این گروه، علاوه بر ترکیب اصلی يعني ماهان میرعرب (گیتار)، دارا دارایی (گیتارباس) و امین طاهری(درامز)، پیتر سلیمانی پور با سازهای بادی چوبی در چند قطعه آبرنگ را همراهی کرد. گروه آبرنگ در اجرای «هفته موسیقی معاصر»، علاوه بر اجرای آثار دارا دارایی و ماهان میرعرب، قطعه Oleo اثر سانی رولینز به اجرا درآمد.

 

گروه پویا نیک‌پور:

سال‌ها از تجربه او در گروه آور می‌گذرد. پویا نیک‌پور طی این سال‌ها با توجه به مشغله‌های فراوان (ساخت موسیقی متن و سرپرستی گروه محمد اصفهانی)کمتر فرصت فعالیت در این سبک اجرایی را یافته بود. نیک‌پور در قالب فیوژن، ملودی‌های خود را با بافتی پلی‌فونیک با سازبندی غربی و‌ هارمونی پلی‌تونال پوشش داده است و این بار با ترکیب دارا دارایی (گیتارباس)، ماهان میرعرب (گیتار)، هومن غفاری (درامز) و همایون نصیری (پرکاشن) روی صحنه رفت و علاوه بر اجرای 9 قطعه ساخت خودش، دو قطعه از کارلوس ژوبیم و لوییس بونفا اجرا كرد. پویا تمایل فراوانی به گسترده‌تر کردن سازبندی این اجرا داشت اما به علت مشکلات زمانی و اجرایی، امکان حضور سازهایی چون دودوک و قیچک فراهم نشد.

 

آنسامبل پیتر سلیمانی‌پور:

طی دو سال اخیر، این سومین اجرای گروه محسوب می‌شود، گروهی که متکی بر گرایش یا سبک خاصی نیست و در پی شناخت عرصه‌هایی در موسیقی است که جلوه‌های مختلف آن در موسیقی چهارگوشه جهان موجود است. پس از شنیدن قطعات آلبوم منظومه شخصی او و قطعات اجرا شده در دو اجرای قبلی در کاخ نیاوران و فرهنگسرای هنر، این بار نیز شنونده آثار جدیدی از او بودیم. ماهان میرعرب، پیتر آکوپ، امین طاهری و حبیب بوشهری او را در این اجرا همراهی کردند.

 

*مدیر برنامه

 

به بهانه هفته موسيقي معاصر

يك هفته سرخوشي! / حميد رضا منبتي

هنريك ناجي (خواننده و آهنگساز سوئدي مقيم ايران) مي‌گفت وضعيت موسيقي در ايران به اين مي‌ماند كه يك تيم فوتبال تمام سال تمرين كند و تنها سال يك بار مسابقه بدهد! اين وجه اشتراك اكثر قريب به اتفاق موزيسين‌ها در ايران است.

 

***

از حدود سال 76 به بعد همزمان با تغيير و تحولات سياسي جامعه ايران دو پديده به صورت موازي در مملكت رونق گرفتند؛ يكي فوتبال بود كه از جام ملت‌هاي آسيا 96 پوست انداخت و نسل جديدي معرفي شد؛ و ديگري هنر – و به طور خاص موسيقي – بود كه فضاي بازتري را پيش روي خود ديد و باز نسل تازه‌اي در فضاي فرهنگي جامعه رشد كرد.

 

اين رونق فوتبال، موسيقي پاي پول را به بازار آنها باز كرد. رقم قرارداد بازيكنان فوتبال كه تا چند سال قبل كمتر از 10 ميليون تومان بود – به چند 10 و ناگهان چند صد ميليون ارتقا پيدا كرد و از سوي ديگر برخي گروه‌هاي موسيقي توانستند در كنسرت‌هاي يك يا دو هفته‌اي‌شان بالاي صد ميليون تومان درآمد ناخالص كسب كنند. (بگذريم كه از اين پول 90 درصدش به پاي صدا و نور و سالن و اماكن و ... ريخته مي‌شود!)

 

اين معادله در ساير نقاط دنيا هم به همين شكل است. در حقيقت اگر بازيكني مثل بكام پيدا مي‌شود كه براي پنج سال بازي در ليگ آمريكا 250 ميليون دلار قرارداد ببندد و همه انگشت حيرت به دهان بگيرند، گروه‌هايي مثل رولينگ استونز، U2 و ... نيز هستند كه تنها در يك سال بيش از 150 ميليون دلار از كنسرت‌ها و تورهايشان (به غير از فروش آلبوم‌ها) در مي‌آورند.

 

اما جامعه فوتبال و موسيقي خيلي زود راهشان را از هم جدا كردند. موسيقي هر روز از يكي توسري خورد و روز به روز محدودتر شد، تا جايي كه ديگر از همان سالي يك مسابقه (!) كه هنريك ناجي مي‌گفت هم خبري نيست و از طرف ديگر فوتبال همچنان چهار نعل مي‌تازد و رقم قرارداد بازيكنان و مربيان‌اش تصاعدي بالا مي‌رود.

***

به خاطر همين حرف‌هاست ك برگزاري يك فستيوال موسيقي يك هفته‌اي در ايران اهميت زيادي دارد. البته اگر بخواهيد آن را با شب موسيقي ملي فرانسه – كه در آن 18 هزار كنسرت در يك شب برگزار شد!...- مقايسه كنيد، قطعا خنده‌دار است. ولي اگر  يادمان باشد كه در كجا و با چه شرايطي زندگي مي‌كنيم، مي‌بينيم كه برگزاري «هفته موسيقي معاصر» در فرهنگسراي ارسباران (هنر) دست مريزاد دارد!

در اين كنسرت گروه‌هايي روي صحنه رفتند كه وجه اشتراك‌شان اجراي موسيقي خوب بود. حالا موسيقي خوب يعني چه؟ از آن چيزهايي است كه همه مي‌دانيم و نمي‌توانيم تعريف‌اش كنيم! تعريف كليشه‌اي‌اش اين است كه موسيقي كه پشت‌اش فكر باشد يا موسيقي غيرخالتور! حالا شما هر طور كه مي‌خواهيد حساب كنيد.

عنوان مشترك همه اجراها شامل «موسيقي تلفيقي» بود. حالا اين تلفيق از فلامنكو و سلسا و جز و لاتين تا موسيقي جنوب ايران و ... را شامل مي‌شد.

اما نكته‌اي كه در بروشور فستيوال درباره موسيقي تلفيقي آورده شده جاي سوال دارد. اينكه «موسيقي  تلفيقي سعي در پاسخگويي  به نياز روز افزون مخاطباني دارد كه نه توانسته‌اند با موسيقي دستگاهي ايران ارتباط برقرار كنند، شكل‌هاي  مرسوم از موسيقي  نواحي ايران برايشان  جذابيت دارد و نه موسيقي پاپ به شكل متداول آن جوابگوي سوالاتشان بوده است.» واقعيت اين است كه خيلي‌ها همه انواع اين موسيقي‌ها را در كنار موسيقي تلفيقي و جز و ... دوست دارند، چرا كه همگي در قالب همان «موسيقي خوب» مي‌گنجد كه گفته شد. هر چند كه قابل انكار نيست كه موسيقي تلفيقي براي مخاطب عام شكل سهل‌الهضم‌تري است از همه اين سبك‌ها.

***

هفته موسيقي معاصر با همه نقاط ضعف و قوت اجرا شد و البته نكات مثبت‌اش بيش از منفي‌ها بود. اين قبيل فستيوال‌ها بايد در طول سال، در سبك‌هاي مختلف، با آدم‌ها و گروه‌هاي متنوع اجرا شود.

به قول فرهنگ شريف: «به جاي حرف زدن بايد خواند و نواخت و موسيقي را  پيش برد. براي رشد موسيقي بايد عمل را جايگزين حرف كنيم.»

حكايت ما شده حكايت آن بابايي كه موز خورد و سكته كرد، از بس معده‌اش تعجب كرد! مي‌ترسيم ما هم طاقت اين يك هفته خوشي را نداشته باشيم و خدايي نكرده بلايي سرمان بيايد!

 

 

مصاحبه‌ها با همايون نصيري

همايون نصيري،‌ پركاشن‌نواز برجسته‌اي است. آنهايي كه با او همكاري كرده‌اند از توانايي و خلاقيت‌هايش مي‌گويند. كسي كه خودش، پركاشن‌نوازي در سبك‌هاي مختلف را آموخته و اين قابليت را دارد كه در يك شب، سه اجرا با سبك‌‌هاي متفاوت داشته باشد. او به تازگي گروه خودش را تشكيل داده كه بر مبناي پركاشن‌نوازي شكل گرفته و اسمش را هم گذاشته «داركوب» پرنده پركاشن‌نواز! استقبال از برنامه او، از تمام اجراهاي ديگر شديدتر و بيشتر بود. تنوع ريتم‌‌ها، حركات آرتيست‌وار اعضا و شور و هيجان ساز ضربي، باعث شده بود تا اجراي گروه او، اينچنين مورد توجه قرار بگيرد. با او درباره شكل‌گيري گروه و اساسا برگزاري فستيوال موسيقي معاصر صحبت كرديم.

 

كنسرت گروه شما با استقبال خيلي زيادي مواجه شد. در حالي كه در كنسرت گروه‌هاي ديگر صندلي خالي هم بود. دليل اصلي‌اش چه بود؟

 مشكل اصلي، اطلاع‌رساني است گروه‌ها همه در سبك خودشان عالي‌اند اما تبليغات زيادي براي برنامه‌ها انجام نشد.

 

نه، منظورم مقايسه بين استقبال از گروه‌هاست. ضعف اطلاع‌رساني براي همه هست؟

نمي‌دانم، شايد مردم خودشان بيشتر به هم خبر دادند. شايد ريتميك بودن كار، بيشتر مورد علاقه مردم بوده. اما خب هر كدام از برنامه‌ها، فرم ويژه خودشان را دارند و خوبي مساله هم اين است. اين هفته به شكل يك فستيوال از موسيقي‌هاي ديگر متفاوت شد. هر كدام از گروه‌ها در ژانر خودشان فوق‌العاده عالي هستند، اما خب استقبال به ذائقه مردم هم بستگي دارد.

 

فكر مي‌كنيد تماشاگران با آگاهي نسبت به اين سبك‌ها، براي تماشاي كنسرت‌ها آمدند؟

خيلي‌‌ها، درك مي‌كنند كه وقت مي‌گذارند و هزينه مي‌كنند تا براي ديدن كار گروه‌ها به اينجا بيايند. درصدي هم كه فقط به صرف نام‌ها آمدند بايد بالاخره يك جايي اين موسيقي‌ها را بشنوند. نبايد به آنها هم ايراد گرفت كه خيلي سبك‌هاي مختلف را نمي‌شناسند. چون نديدند.

در كشور 70 ميليوني، 300 نفر براي يك اجرا رقم بالايي است؟ يك جايي بايد كار شروع شود. اين نوع موسيقي هم نياز به حمايت دارد. اميدوارم دفعات بعدي با حجم بزرگ‌تري برنامه‌ها را اجرا كنيم.

 

اگر بخواهيد براي اين سبك موسيقي كه ارايه مي‌كنيد يك نام انتخاب كنيد اين نام چيست؟

نمي‌توان گفت اركستر كوبه‌اي ولي موسيقي ما بر پايه ريتم بنا نهاده شده و در واقع بايد به انتخاب نامش فكر كنيم. ما كار لاتين داشتيم، كار جنوبي داشتيم، كار دشتي و دشتستاني هم داشتيم. سعي كرديم نواها و آواهاي مناطق مختلف خودمان را در قالب ريتميك حفظ كنيم. شبيه موسيقي‌هاي خارجي مثلا سبك ترنس، تلاش كرديم كارمان اين وقت و انرژي را داشته باشد، اما مشخص باشد كه موسيقي، ايراني است. دوست داشتيم توانايي ريتم‌ها و الگوهاي موسيقي ايراني را نمايش دهيم و كارمان صرفا تقليد از سبك‌هاي لاتين نباشد.

هدف اصلي‌ آن اين بود كه غني بودن ريتم‌هاي ايراني را در آن نوع موزيك‌ها نشان دهم.خيلي هم گستره وسيعي دارد و خيلي كارها مي‌شود كرد.

 

اما خب قطعاتي كه اجرا كرديد بيشتر حال و هواي لاتين داشت. كارهايي شبيه قطعات كوبه‌اي ساخته سانتانا اما بدون گيتار الكتريك.

دقيقا. مثلا اثر Manhade Carnaval را چند گروه اجرا كردند. هم گروه‌ ما، هم گروه ‌پويا نيك‌پور، هم گروه بهرام آقاخان. ولي هر گروه در سبك خودش و بنا به مقتضيات كاري خودشان. ما لاتين مي‌زنيم، گروه بهرام آقاخان با ريتم آزادتري و با كنترباس، به صورت دوئت اين قطعه را اجرا مي‌كند و پويا نيك‌پور هم آن را تقريبا به شكل اورجينالش مي‌زند.

 

در اين لاتين زدن، جاي گيتار الكتريك خالي نيست؟

به نظر من نه. اگر ليد گيتار داشتيم، فرم و حال و هواي آهنگ شايد عوض مي‌شد.

 

يعني دوست نداريد يا در اين سبك نمي‌گنجد؟

 

نه، دوست دارم. شايد در كنسرت‌هاي بعدي از گيتار الكتريك هم استفاده كنيم. اصلا هيچ حصاري دور خودمان نكشيده‌ام. اما خب با گيتار الكتريك به سمت راك لاتين و كارهاي سانتانا كشيده مي‌شويم.

خب در كارهاي سانتانا، بقيه‌ سازها هستند تا آن گيتار به چشم بيايد، اما كار گروه‌ شما برعكس است.

به هر حال امضاي سانتانا همان گيتار زدنش است ولي اين فرم كه ما اجرا كرديم دقيقا در حال و هواي همان كارهاي لاتين بود و من خودم خيلي دوست داشتم.

ما خواستيم كه رقص‌ساز ريتميك را نشان بدهيم. چون گفتم كه اين كارها را بقيه هم كار كردند؛ اما ما با اين تنظيم كوبه‌اي، نسخه جديدي از آن را نمايش داديم.

 

اجراي مشتركي هم با بهرام آقاخان داشتيد.

داشتيم تمرين مي‌كرديم كه بهرام آهنگ «تانگوئيلو» را زد. سعي كرديم به جاي ريتم شش و هشت فلامنكو، ريتم آفرو بگذاريم رويش. زديم و بهرام هم گفت كه خيلي خوب شده. با حبيب مفتاح هم تمرين كرديم و خيلي از كار، خوشمان آمد.

 

كي تمرين كرديد؟ قبل از برگزاري كنسرت‌ها.

بله- دو سه هفته مانده به اجراها. اما خب تنظيم كار، كاملا عوض شد.

قطعه سليگا هم كه آواهاي جنوبي هم به صورت پلي‌بك همراهش اجرا مي‌شد با همراهي بهرام آقاخان زديم.

 

اسم همايون نصيري را در ليبل خيلي از آلبوم‌ها و پوستر خيلي از گروه‌هاي ديگر، ديده بوديم. چه شد كه به اين نتيجه رسيدي كه گروه خودت را داشته باشي؟ مي‌خواستي از فضاي پاپ دور شوي؟

دوست داشتم گروه خودم را داشته باشم. اين قابليت انعطاف در همكاري با گروه‌هاي مختلف وجود دارد. با گروه‌هاي مختلفي در سبك‌هاي راك، جز فلامنكو، پاپ و ... همكاري كرده‌ام. اين خاصيت ساز من است.

بركاشن‌ساز ريتميكي است كه مي‌تواند در قالب‌هاي مختلف، به كار گرفته شود. دوست داشتم كارم را بسط دهم. الان هم اگر گروه‌هاي پاپي كه بدشان علاقه دارم، از من دعوت به همكاري كنند مي‌پذيرم.

اينكه الان گروه خودم را دارم باعث نمي‌شود كه با ديگران همكاري نكنم.

ولي موضوع اين است كه دوست داشتم چيزهايي را كه در ذهن خودم هست، تجربه كنم.

 

اين طور نيست كه احساس كني كار با گروه‌هاي پاپ اقناعت نمي‌كند؟

نه. هر گروهي در فرم و ژانر خودش مي‌تواند من را اقناع كند. اما بعضي وقت‌ها هست كه خودم از كار سنگين خسته مي‌شوم. دوست دارم كمي راحت‌تر كار كنم. خيلي دوست دارم كنسرت‌هاي عصار دوباره راه بيفتد و دوباره با هم همكاري كنيم. خاصيت سازم اين است كه بايد همه جور سبكي را اجرا كنم.

 

علاقه ويژه‌ات، چه سبكي است؟

كارهاي لاتين را خيلي دوست دارم. هدف اصلي‌ام از تشكيل گروه هم همين بود. از جمعيت فيدبك گرفته بودم. فرصت‌هاي كمي كه در كنسرت‌هاي پاپ به دست مي‌آورده‌ام تا به صورت سولو، پركاشن بزنم، با استقبال و تشويق شديد تماشاگران مواجه مي‌شد. متوجه شدم ريتم در خون همه هست. اگر خوب به گوش مخاطب برسد شور و هيجان ايجاد مي‌كند.

 

اساسا ريتم بيشتر از هارموني و ملودي مخاطبان متفاوت را جذب مي‌كند. درست است؟

بله – به ويژه در كنسرت‌هاي خارج از كشور اين مساله نمود پيدا مي‌كند. با بنيامين رفته بوديم سوئد. زمان استراحت بين دو اجرا كه بنيامين مي‌خواست لباس عوض كند، ما حدود سه چهار دقيقه سولو زديم. مخاطبان تعجب كرده بودند.

باور نمي‌كردند در ايران هم نوازندگان بتوانند اين گونه به صورت سولو بنوازند و مردم به شور و هيجان بيايند. پارسال هم با فيه مافيه كنسرت داشتيم. فيلم كنسرت را براي كمپاني مينل فرستادم كه يكي از دو كمپاني بزرگ توليد پركاشن است.

از آن موقع شدم آرتيست اين كمپاني. پروفايل جداگانه دارم. در آسيا، فقط دو سه نفر، چنين موقعيتي را به دست آورده‌اند.

 

آدرس وب سايت اين كمپاني چيست؟

WWW.meinlpereusion.com
در بخش كونگا. اسم من هست و واقعا باعث افتخارم است كه فيلم كار من در كنار لوئيز كونتي پركاشن‌نواز گروه فيل‌كالينز قرار دارد.

 

چگونه آموزش ديدي؟

 من معلم نداشتم. از روي متد و فيلم و اينترنت كار كردم. فيلم آموزشي گرفتم و خودم تمرين كردم.

 

هيچ استادي نداشتي؟

براي پركاشن نه. تنبك را نزد استاد جمشيد محبي ياد گرفتم اما براي پركاشن لاتين هيچ معلمي نداشتم. اما خب همكاري با موزيسين‌هاي خوب، باعث رشدم شد. پيتر سليماني‌پور خيلي راهنمايي‌ام مي‌كرد. خيلي موزيك‌هاي خوبي به من مي‌داد كه خودش درس است.

 

اما سبك‌هاي مختلف نياز به آموزش جدي دارد.

 همه‌اش آموزش گوشي بوده. بايد به ديدي رسيد كه بشود با پوست‌ها رنگ‌آميزي كرد. سبك مهم نيست. خيلي خوشحالم كه در حال ضبط آلبومي در قالب موسيقي سنتي هستيم با اردوان كامكار. از وقتي بچه بودم. كارهايش را دوست داشتم و دنبال مي‌كردم. خود اردوان مي‌گفت دوست دارم كارم رنگ‌آميزي جديدي داشته باشد. رفتيم استوديو و كار را ضبط كرديم. اردوان سختگير است چون مي‌داند چه مي‌خواهد يك موزيسين‌ حرفه‌اي و بين‌المللي است.

خيلي هم خوب شد. چهار تا كار با هم ضبط كرديم كه در آلبوم بعدي‌اش منتشر مي‌شود.

 

در كارهاي مشتركتان از چه سازهايي استفاده كرديد؟

 سنتور بود و پركاشن بومي و كاخن كه فكر مي‌كنم تا به حال در موسيقي سنتي، اين تجربيات انجام نشده بود. موضوع رنگ‌آميزي پوست و چوب و ابزاري بود كه مي‌شد با آنها ريتم زد. نبايد به اين سمت رفت كه حتما بايد دمام باشد، تنبك باشد يا حتما كونگا باشد.

 

جالب است كه اردوان كامكار جديدا وارد فضاي موسيقي تلفيقي شده همكاري با محسن چاووشي در فيلم سنتوري و حالا هم اين كار.

 كامكارها، دنيا ديده‌اند. اردوان و اردشير و بقيه، دور خودشان حصار نكشيده‌اند. اردوان كامكار با كساني مثل ذاكر حسين و باكودي لوچيا كنسرت برگزار كرده. خدا را شكر كه چنين نوازندگان قدرتمندي در موسيقي سنتي‌مان داريم كه باز فكر مي‌كنند. اين نشان مي‌دهد كه موسيقي سنتي ما، متوقف نشده است. خودم در هنرستان ساز سنتي مي‌زدم. سنتور مي‌زدم. اما چون گرايشم ساز ضربي بود خود به خود سنتور را كنار گذاشتم. اما دوست دارم چنين كارهايي انجام شود و من هم با آنها همكاري كنم.

 

با گروه خودتان نمي‌خواهيد آلبومي منتشر كنيد؟

چرا. پنج قطعه ضبط كرده‌ايم كه البته هنوز كامل نشده است. بيس‌هايش مانده. دوست دارم توانايي ساز ضربي ايراني و لهجه و آواي ايراني حتما در اين قطعات باشد.

 

اجراي زنده شما با همين توصيفات به شدت مورد استقبال قرارگرفت. اما فكر مي‌كنيد كه آلبوم هم همين‌طور با استقبال مخاطبان مواجه شود؟ چون در اجراي زنده تماشاگر، نوع ساز زدن و تكنيك‌هاي نوازنده را هم مي‌بيند و تحت تاثير قرار مي‌گيرد.

دوستان من مي‌گفتند خيلي از تماشاگران بعد از كنسرت، دنبال CD اين كارها مي‌گشتند. همين كمبود كنسرت‌ها باعث مي‌شود كه مردم كمتر با اين نوع موسيقي متفاوت آشنا شوند و زمينه رشد براي نوازنده‌ها هم كمتر ايجاد شود.

 

اما خب در اين فستيوال هم ما نوازندگان زيادي نمي‌بينيم. اغلب نوازنده‌ها مشترك‌اند.

دقيقا. پنج گروه حاضر در اين برنامه هركدام حداقل بايد پنج عضو داشته باشند كه روي هم مي‌شود 25نوازنده، اما نوازنده نداريم. اگر داريم، كجا هستند چرا خودشان را نشان نمي‌دهند.

 

خب وقتي نوازنده خوب به تعداد كافي نداريم طبيعي است كه اين نوع موسيقي نمي‌تواند مخاطب هم پيدا كند.

فكر مي‌كنيد من دوست دارم در دو سانس متوالي اين طوري اجراي سنگين داشته باشم؟ پس وظيفه ماست كه اين نوع موسيقي را بشناسانيم.

 

براي همين شخصا به بهرام، به پيتر و فيه مافيه گفتيم كه در اين فستيوال حاضر شويم.

چرا فيه مافيه در اين برنامه‌ها شركت نكرد؟

سعيد خودش اينطوري تصميم گرفت. سرپرست گروه است و ما هم به تصميم او احترام گذاشتيم.

 

داشتيد درباره كمبود نوازنده مي‌گفتيد.

من از خدا مي‌خواستم جاي آن سازهايي كه به صورت پلي‌بك پخش مي‌شد، نوازنده روي سن حاضر مي‌شد و زنده مي‌نواخت. دو سه نوازنده هستند كه اين روزها مشغول كنسرت ديگري بودند.

 

كنسرت گروه نور؟

بله. قرار بود علي رحيمي با ما باشه كه درگير كنسرت بود.

 

پلي‌بك، فضاي زنده را تحت تاثير قرار نمي‌دهد؟

 اين هم يك تجربه است. حتما كه نبايد هر 20سازي كه در ضبط بوده در اجراي زنده هم باشه. مگر اينكه صحنه و سالن بزرگي داشته باشيم تا بتوانيم صدابرداري كنيم. سازها را بچينيم. اگر اين امكانات بود مي‌توانستيم شوي خيلي خوبي براي مردم برگزار كنيم كه تا به حال نديده‌اند. از جنوب نوازنده بياوريم از خراسان و.. كي دوست ندارد كار بزرگ انجام دهد؟

 

 ولي مشكلات فراوان است. از يك ماه قبل، دنبال يك اسپانسر بوديم كه حامي شركت‌كنندگان باشد اما اول از همه مي‌پرسيدند: «خواننده كار كيه؟» اول بايد موضوع را جا بيندازيم و بعد به فكر پيشرفت و بهبود اجرا باشيم.

 

كار شما به كار چه گروه‌هايي در سطح دنيا شبيه است؟

 گروه‌هاي استامپ و سافريد و تاكيدشان بر پركاشن است من خيلي از آنها ايده گرفته‌ام ولي باز هم دوست داشتم كارمان تقليدي نباشد. اين شرقي بودن كار، برگ برنده‌ ما در اين تقليدي نبودن كار بود.

 

در اجراي زنده‌تان علاوه بر اين مساله يك نكته ديگر هم به چشم مي‌آمد. فرصتي كه هم نوازندگان براي ارائه توانايي‌شان در اختيار داشتند. مثلا شايد حبيب مفتاح بوشهري،‌ حتي بيش از تو مورد توجه قرار مي‌گرفت اين مساله‌اي نيست؟

 من رئيس نيستم. اگر حبيب نبود، اين كارها اين جوري صدا نمي‌داد. اگر نوازنده ديگري جاي حبيب بود كه اين توانايي‌ها را نداشت كار موفق جلوه نمي‌كرد.

تها كسي كه حاضرم همه جا با او پركاشن بزنم، حبيب است.

من فقط اين گروه را دور هم جمع كرده‌ام. همه كارها با هم است.

 

آهنگسازي و تنظيم كارها را چه كسي انجام مي‌دهد باز هم گروهي است؟

 در استوديو خودم كارها را انجام دادم. اما در بخش‌ هارمونيك كار، دقيقا كار گروهي بود. مثلا به دارا دارايي گفته‌ام چنين چيزي مي‌خواهم. خيلي از ريتم‌ها برايش غريب بوده خيلي تمرين كرديم و دارا ريتم را گرفته و خودش هم كار را ويرايش كرده. اگر قرار بود تك بعدي و مطابق سليقه من باشد اينگونه صدا نمي‌داد. بابك بروجردي هم همين‌طور. ايده‌هاي او را با هم بسط مي‌داديم.

 

راستي چطور از حامد بهداد به عنوان خواننده كار استفاده كرديد؟

 آشنايي من با حامد اصلا ربطي به بازيگر بودنش نداشت.

حامد، پركاشن خيلي دوست داشت و به طور ژني خيلي هم خوب مي‌خواند. يك ورك‌شاپ پركاشن در سورنا داشتم كه حامد از طريق دارا به اين ورك‌شاپ دعوت شده بود. با هم ارتباط پيدا و تمرين كرديم. ديدم چقدر خوب مي‌خواند چيزهايي دارد كه مال خودش است. اين كار يك سورپرايز بود. الان مد شده كه بازيگرها به سمت خواندن گرايش پيدا كرده‌اند اما توانايي‌اش را ندارند.

اما ما اول توانايي‌ حامد بهداد را در خواندن نشان داديم و بعد معرفي‌اش كرديم كه اين صداي حامد بهداد بود. اميدوارم براي كنسرت بعد زودتر براي مجوز اقدام كنيم كه اين قطعات را به صورت زنده برايمان اجرا كند. هر دفعه مي‌تواند متفاوت با دفعه قبل بخواند.

 

 

 

یکشنبه 7 مرداد1386 ساعت 16:33 توسط شهروند امروز | موضوع: موسيقي |