تبليغاتX
شهروند امروز
 
خاطرات ماندلا و ناطق نوری

تصويري از موسوي لاري

نفيسه زارع كهن

آخرين تصويري كه از حجت‌الاسلام سيد عبدالواحد موسوي لاري مي‌توان تصور كرد حضورش در ساختماني نشسته در كنار ميدان فاطمي با نام وزارت كشور است؛ همان جا كه او با عنوان وزير كشور دولت اصلاحات روزگاري چند را در آنجا سپري كرد.

وي كه دو سال پيش صندلي وزارت را به مصطفي پورمحمدي واگذار كرد در خصوص گذران روزهاي امروزي‌اش مي‌گويد: «اين روزها به انتشار مجله حقوق عمومي مشغولم.»

اين اما تنها كاري نيست كه موسوي لاري به آن مشغول است. او از شركت در جلسات هيات موسس و هيات امناي دانشگاه ارشاد، پيگيري ائتلاف اصلاح‌طلبان و سازماندهي موسسه فرهنگي و هنري آيينه اشراق به عنوان ديگر سرگرمي‌هايش نام مي‌برد.

 

محل درآمد شما از كدام يك از اين كارهاست؟

هيچ كدام من از حقوق بازنشستگي كسب درآمد مي‌كنم.

 

حقوق بازنشستگي از كجا؟

وزارت كشور.

وزير كشور دولت اصلاحات با كتاب مانوس است و اخيرا علاوه بر كتاب حقوقي الوسيط سينهوري كه به زبان عربي است كتاب‌هاي خاطرات ماندلا، مكاتبات سعيد شاهسوندي با مسعود رجوي، جلد دوم كتاب خاطرات آقاي ناطق‌نوري و جزوه نسبتا تحقيقي از حوزه علميه قم را هم خوانده است.

موسوي لاري همچنين از مشاغلي كه تاكنون داشته راضي است و آنها را فرصتي براي خدمت بر مي‌شمارد.

با اين وصف آيا حاضريد باز هم به كار دولتي بازگرديد؟

تا امكان خدمت وجود داشته باشد شانه از زير بار خالي نمي‌كنم. البته به هيچ نحو داوطلب پذيرش سمتي حتي در دولت مطلوب خود هم نيستم و معتقدم بايد در هر عصري فرزندان آن عصر جامعه خود را اداره كنند البته استفاده از تجربيات صاحبان تجربه امري عقلاني است.»

موسوي لاري 53 ساله اما از شرايط فعلي حاكم بر جامعه راضي نيست: «متاسفانه شرايط خوبي بر جامعه حاكم نيست به رغم افزايش چشمگير درآمد نفت، گراني، طبقات كم‌درآمد را از پاي درآورده است».

چرا چنين وضعيتي حاكم شده است؟

ندانم‌كاري‌ها و تجربه‌سوزي‌ها ركود سنگيني بر پروژه‌هاي عمراني و زيربنايي حاكم كرده است و از همه بدتر بداخلاقي‌ها و فاصله گرفتن از معنويت كه در قالب تخريب چهره‌ها و دروغ‌پردازي‌ها آماري، جو جامعه را مسموم كرده است نشان بارزي از بيماري خطرناكي است كه جامعه‌ ما به آن مبتلاست.

با اين حال اما موسوي لاري از شرايط زندگي فردي و خصوصي خود خشنود است و ترجيح مي‌دهد با بيان «كاملا از زندگي‌ام راضي هستم»، رضايت خود را بيان كند.

 

سليمي به اميد ديدار با والر اشتاين و سمير امين

حسين سليمي،‌ استاد دانشگاه علامه طباطبايي، دكتراي روابط بين‌المللي دارد. او كه روزگاري معاونت فرهنگي دانشگاه علامه طباطبايي و رياست دانشكده حقوق را برعهده داشته اين روزها تنها تدريس مشغله‌اش است.

سليمي وقتي در برابر اين پرسش كه ترجيح مي‌دهد كدام يك از فيلسوفان و روشنفكران حاضر در دنياي معاصر را ببيند قرار مي‌گيرد مي‌گويد: «باتوجه به وضعيت فعلي تفكر در جامعه ايران كه بخش عمده‌اي از آن تحت تاثير نئوماركسيسم و چپ جديد است ترجيح مي‌دهم ملاقاتي با متفكران چپ جديد همچون والر اشتاين و سمير امين داشته باشم».

چرا؟

مي‌خواهم به آنهايي كه سعي مي‌كنند دنيا را پر از سلطه، ستم و چپاول نشان دهند، جريان‌هاي انقلابي به راه اندازند و بنياد زندگي اجتماعي را مبتني بر تضاد نشان بدهند، بگويم كه اين مبنا مبنايي كاملا ماترياليستي است و به گونه‌اي با يافته‌هاي مذهبي و معناگرايانه ناهمخوان است.

حتي بسياري از يافته‌هاي علوم اجتماعي جديد را بر نمي‌تابد و اين مساله در گفت‌وگو با اين متفكران خود را بيشتر نشان مي‌دهد.

سليمي سپس هدف خود را از گفت‌وگو با متفكران چپ اين مي‌داند كه به سياستگذاران و اهل انديشه ايراني ثابت كند كه بنياد اين چپ جديد مبتني بر ماترياليسم تاريخي است. اين انديشه انسان را ذاتا يك انسان منفعت‌طلب و به دنبال فايده محض معرفي مي‌كند و معاني موجود در جامعه انساني و مفاهيم نگرش‌ها را تابع خواسته‌ها و تمايلات مادي مي‌انگارد.

چطور اين مساله را از طريق گفت‌وگو با آن متفكران به سياستگذاران ايراني مي‌خواهيد ثابت كنيد؟

 چنين تفكري تنها در گفت‌وگو با صاحبنظرانش است كه مشخص مي‌شود و مي‌توان ثابت كرد كه با نوع آرمان‌هاي ديني كه در جامعه ما از آن سخن مي‌رود ناهمخوان و متضاد است.

سليمي خود را طرفدار پروپاقرص اين نظريات نمي‌داند و اينگونه است كه منتقدانه در خصوص تفكرات چپ جديد مي‌گويد:«اين تفكر چندان نتوانسته خود را با واقعيات دنياي امروز وفق بدهد. آنها روزي مناديان نظرات وابستگي بودند كه عقب‌افتادگي دنيا را به ارتباط با جهان سرمايه‌داري نسبت مي‌دادند. اما خيلي زود فهميدند حكمي كه صادر كرده بودند نادرست بود.»

به آنها چه مي‌گوييد؟

اينكه دنياي امروز يك‌پارچه و سيستم جهاني سلطه بر آن حاكم است اتهام نادرستي است.

در دنياي امروز يك سيستم  حاكم است اما متنوع و پيچيده، كه هم ممكن است در آن ظلم باشد و هم همكاري،‌ رونق و تعاملات مثبت.

اميدوارم در گفت‌و گو با آنها به اين نتيجه برسم كه براي مسايل پيچيده امروز جواب‌هاي يك خطي و ساده نمي‌توان صادر كرد. نمي‌شود ريشه همه مشكلات را در سلطه دانست و راه‌حل آن را هم در يك جمله يعني مبارزه با سلطه عنوان كرد، چرا كه مسايل امروز بسيار پيچيده‌تر از اين است.

چهارشنبه 10 مرداد1386 ساعت 16:58 توسط شهروند امروز | موضوع: كلوپ |