تبليغاتX
شهروند امروز
 
مشروطه لیبرالی یا مشروطه سوسیالیستی - اميرحسين تيموري

 

دكتر چارلز كورزمن، استاد جامعه‌شناسي در دانشگاه معتبر نورث كاروليناست. از حوزه‌هاي پژوهشي وي مي‌توان به تاريخ معاصر و مسائل ايران نيز اشاره كرد. وي آثار متعددي در خصوص مسائل ايران به ويژه جنبش مشروطيت، انقلاب اسلامي و... در قالب كتاب و مقاله به رشته تحرير درآورده كه برخي از آنها از اين قرارند؛

1) تاريخ‌نگاري انقلاب اسلامي؛ فصلنامه مطالعات ايراني، سال 1995

2) قيام قم و ظهور انقلاب اسلامي؛ نشريه تاريخ علوم اجتماعي، سال 2003

3) تئوري جنبش‌هاي اجتماعي و مطالعات اسلامي، سال 2004

4) بافتن ايران در درخت ملل؛ فصلنامه مطالعات خاورميانه، سال 2005

5) محدوديت‌هاي آمريكا در حمايت از مشروطه‌خواهي در ايران؛ فصلنامه مطالعات ايراني، سال 2000

6) كتاب «انقلاب غيرمترقبه» در باب انقلاب اسلامي( انتشارات هاروارد،2004)

7) و نيز كتاب در دست انتشار؛«دموكراسي انكارشده» كه به بررسي انقلاب‌هاي دموكراتيك سال‌هاي 1905 تا 1912 در سراسر جهان مي‌پردازد.

كورزمن همچنين ويراستار آثاري چون؛ اسلام ليبرال و اسلام مدرنيست كه دربردارنده مقالاتي از برجسته‌ترين متفكران مسلمان است نيز بوده است.

 

1) چند سال پيش مقاله‌اي ديدم از شما با عنوان؛ بافتن ايران در درخت ملل. در آن مقاله به چه وجوهي از تاريخ و فرهنگ ايران زمين پرداخته‌ايد؟

وقتي هشت سال پيش در تهران بودم به موزه فرش ايران رفتم و فرش معروفي را ديدم. اشخاصي مانند؛ جورج واشنگتن، كريستوفر كلمبوس، كوئين ويكتوريا، محمدعلي‌شاه، ناصرالدين‌شاه، مظفرالدين‌شاه و بسياري ديگر تصويرشان در آن فرش نقش بسته بود. آن فرش را سمبل ناسيوناليسم و مشروطه‌خواهي ايرانيان و گره زدن ايران به جامعه بين‌الملل يافتم. اين نكات مرا به نوشتن آن مقاله و طرح مباحثي چون؛ مشروطه‌خواهي و ناسيوناليسم ايراني راهنمايي كرد.

 

2) اساسا از چه منظر گاهي به روايت و تحليل جنبش مشروطه ايران پرداخته‌ايد؟

بحث اصلي من در مطالعه مشروطيت ايراني بستر جهاني‌اي است كه اين انقلاب در آن ظهور كرد. در اوايل قرن بيستم يك سري از انقلاب‌هاي دموكراتيك مشابه در بسياري از كشورها ظهور كرد كه شامل انقلاب‌هاي؛ روسيه(1905)، امپراتوري عثماني(1908)، پرتغال(1910)، مكزيك(1911) و چين(1912) مي‌شود. اين جنبش‌ها در برخي از ابعاد همچون ايدئولوژي مشروطه‌خواهي تا اندازه‌اي شبيه هم بودند. ابعاد بي‌نظير مشروطيت ايراني تنها بايد در مقايسه با اين جنبش‌هاي مشابه در ساير كشورها كه تقريبا در بازه زماني‌اي نزديك به هم حادث شده‌اند فهم شود. سال گذشته در كنفرانس دانشگاه هاروارد در باب مشروطيت، طي مقاله‌اي به اين مهم پرداخته بودم.

3) برخي معتقدند مشروطه ايران بيش از آنكه به سوسيال ـ دموكراسي نزديك باشد با توجه به نقش برجسته بازار در آن بيشتر به ليبرال ـ دموكراسي پهلو مي‌زند. نظر شما چيست؟

آرمان‌هاي سوسيال- دموكراتيك در طول نهضت رشد كردند اما شواهد و قرائن اندكي در مورد اين مدعا كه جنبش مشروطه با اين ايده‌آل‌هاي سوسيال- دموكراتيك آغاز شده باشد در دست است. اما انديشه‌هاي ليبرال- دموكراتيك در سال‌هاي آغازين مشروطيت بسيار فربه‌تر و برجسته‌تر از تفكرات سوسيال- دموكراتيك بودند.

4) برخي معتقدند مشروطه شكست خورد و ظهور ديكتاتوري رضاشاه و پيش از آن به محاق رفتن سه مجلس اول با مداخله روس‌ها را شاهدي بر اين مدعا مي‌دانند. نظر شما چيست؟

قطعا روس‌ها براي به هزيمت كشاندن مشروطيت در ايران بسيار تلاش مي‌كردند. اما مسووليت شكست مشروطيت همچنين بر گرده ساير بيگانگان به ويژه خود ايرانيان بود.

5) كداميك از گروه‌هاي دخيل در جنبش مشروطه‌خواهي فهم بهتري از تحولات آن دوران ايران‌زمين و نيز مفهوم مشروطه بومي يا غير بومي داشتند؟

به نظر من محركان و عاملان اوليه مشروطه، روشنفكران تحصيلكرده مدرن بودند كه با روحانيت ليبرال، بازاريان و ساير بازيگران براي پيروزي جنبش ائتلاف كردند. به زعم من هيچ گروهي در جامعه ايران آن روز بومي تر از سايرين نبود. همه گروه‌هاي شركت كننده در جنبش مشروطيت طي تلفيقي از تاثيرات محلي، منطقه‌اي و جهاني به هم نزديك شدند.  

6) بسياري بر اين نظرند كه جنبش مشروطه سال 1285 ه.ش در ايران اولين نوع از اين تحول در خاورميانه بود. نظر شما چيست؟

پاسخ به اين سوال بستگي به تعريف ما از خاورميانه دارد. آذري‌ها و تاتارها به شكلي موثر در انقلاب سال 1905 روسيه مشاركت داشتند. هرچند جنبش مشروطيت در ايران اولين نهضت مشروطه‌خواهي توده‌اي بود كه توسط مسلمانان به وقوع پيوست.

7) اين روزها كشور تركيه شاهد تحولاتي جديد در خصوص پيوند ميان اسلام ميانه‌رو با دستاوردهاي مدرنيسم است. نيك مي‌دانيم تحولات معاصر در ايران و تركيه تا حدود زيادي همپاي هم پيش رفته است. آهنگ جمهوري‌خواهي همزمان در دو كشور سر داده شد، اما در تركيه پيش رفت و در ايران باز ماند. پيشتر از آن نيز جنبش تنظيمات در امپراتوري در حال افول عثماني آغاز شد كه خود درس‌هاي زيادي براي مشروطه‌طلبان ايران داشت. حال سوال اين است؛ چرا تركيه پيشرفته و در جامعه بين‌الملل بافته شده اما ايران تار خود را هر روز از پود جامعه بين‌الملل جدا مي‌كند؟ آيا اين خود ناشي از شكست جنبش مشروطه‌خواهي صد سال پيش نيست؟

تحولات سياسي ايران و تركيه طي دو قرن گذشته در بسياري از مراحل و ويژگي‌ها به هم شباهت داشته‌اند. بر اين نظر نيستم كه مقايسه اين دو كشور با توسل به واژگاني چون؛ پيشرفته‌تر يا عقب‌مانده‌تر مفيد باشد. به نظر من هر كدام از اين دو كشور در ارتباطي دائمي با راه و مسير ساير كشورها مسير خود را دنبال كرده است.

8) با توجه به اينكه شما به مباحث انقلاب اسلامي هم پرداخته‌ايد و كتابي در اين خصوص با عنوان؛ «انقلاب غيرمترقبه» هم به رشته تحرير در آورده‌ايد، اين نشانگر توجه ويژه شما به مسائل ايران است. اصلا چرا به سراغ مسائل ايران رفتيد؟

من از زماني كه دانشجو بودم و دوره‌هاي چندي را در مورد ايران در دانشگاه گذراندم به تاريخ ايران علاقه‌مند شدم. ايران را كشوري مسحوركننده مي‌دانم و اميدوارم كه كشور من و ايران سرانجام راهي مسالمت‌آميز براي حل مشكلات ميان خود بيابند.

 

یکشنبه 21 مرداد1386 ساعت 19:10 توسط شهروند امروز | موضوع: كلوپ |