مترجم: دلآرام عظیمزاده
اولين ملاقات «گوردون براون» در واشنگتن به عنوان نخستوزير بريتانيا باعث برملاشدن دوباره نقاط قوت و ضعف روابط بريتانيا و آمريكا شده است. رابطه آمریکا و بریتانیا همانند رابطه بورسبازان دچار تغییر میشود و این هم اجتنابناپذیر است. به واقع آزمونهای واقعی پیشروی آنها قرار دارد.
با وجود اينكه (مساله) عراق مهم و بحثانگيز است، اين اشتباه است كه فكر كنيم اختلافنظر بر سر اين موضوع نشاندهنده تغييرات بنيادي در روابط بريتانيا و آمريكا شود.
توني بلر و جورج بوش پيرامون مساله «گرماي زمين» اختلافنظر داشتند. همانطور كه آقاي براون و آقاي بوش خواهند داشت. اما هيچ كدام از اين موارد نشاندهنده ايجاد تغييرات اساسي در روابط نبوده است.
در واقع اين امر كه آيا روابط ويژه دو كشور قويتر ميشود يا ضعيفتر در كل در دستان بريتانياست. تمام طيفهاي سياسي آمريكا مایل به ادامه اين روابط بودهاند، همان طور كه از زمان جنگ جهاني اول بوده و هست اين بدين معناست كه هر دو كشور هميشه توافقنظر داشتهاند. نه به اين معني كه بريتانيا سگ دنبالهرو رهبري آمريكاست. بهرغم اين مردم بريتانيا سخت منتقد دولتشان هستند.
با اين همه مسائل بنيادي بسياري وجود دارد. دولتهاي متوالی بريتانيا که بر سرکار آمدند پيوندهاي عميق و عميقتري را ميان اتحاديه اروپا و بريتانيا برقرار كردهاند. در تمام اين مدت اعلام كردهاند كه هيج تغيير اساسي در موضع بريتانيا ايجاد نشده است.
بريتانيا در اين مورد تنها نيست. اروپاييها هم از يك اتحاديه قوي با روابط صميمانه حمايت ميكنند و همواره تاكيد ميورزند كه هيچ تغيير بنيادي در استقلال بريتانيا در زمينه سياست داخلي و خارجي اتفاق نيفتاده است.
اين نگرش گسترش يافته است، ولي ظهور دوباره قانون اساسي اروپا - تحت هر عنواني- بريتانيا را به نقطهاي رسانده كه بايد تصميمي روشن اتخاذ كند.
كشيده شدن تدريجي و آهسته بریتانیا به هلفدوني اروپا اندكي نقاط گذار مشخصی داشته است. با اين همه عظمت اين تغييرات در وضعیت دولت- ملتهاي قرارداد سابق وستفالياي اتحاديه اروپا تا جايي است كه ديگر نميتوانند جلو اين وضعيت را بگيرند.
بنابراين گفتن اينكه مهمترين روابط دوسويه بريتانيا با آمريكاست ايده هوشمندانهاي است اما نهايتا ترفند بيمعنايي خواهد بود چرا كه اين مساله قابل مقايسه با عضویت بريتانيا در اتحاديه اروپا نيست.
روابط دوسويه را بريزيد دور. ببينيد مهمترين روابط بريتانيا با کيست؟ آيا آقاي براون اتحاديه اروپا را به عنوان يك دولت در حال ساخته شدن در نظر ميگيرد؟
پاسخ به اين پرسشها همان چيزي است كه به واقع واشنگتن لازم است بداند و آنچه لازم است لندن بداند اين است كه اين پاسخها چه عواقب و پيامدهايي خواهد داشت.
براي مثال چرا اتحاديهاي با سياست مشترك امنيتي و خارجي و یک «وزير خارجه واقعي» دو كرسي دائم در شوراي امنيت سازمان ملل و اغلب سه كرسي غيردائم در ميان تمام 15 عضو شورا را در اختیار داشته باشد؟
بريتانيا و فرانسه دوست ندارند اميد خود را نسبت به جايگاه منحصر به فردشان که هماکنون از آن برخوردارند از دست بدهند. ولي چه چيزي آنها را به عنوان اعضاي اتحاديه از لوكزامبورگ و مالتا متمایز میکند؟ يك اتحاديه. يك كرسي.
نه آقاي براون ميتواند هردوي اينها را داشته باشد و نه پرزيدنت نيكولاس ساركوزي. مشخصا به اين دليل كه ديگر اعضاي اتحاديه اجازه نخواهند داد اين قضيه همين طور ادامه يابد. البته كرسي دائم شوراي امنيت خودش مساله اصلی نيست. مساله مهم اين است كه بريتانيا همچنان اقتدار حول سياست خارجياش خواهد داشت يا اينكه آن را به سادگي به اتحاديه اروپا تفويض خواهد کرد؟
همچنين روابط اطلاعاتي طبقهبندي شده آمريكا و بريتانيا را در نظر بگيرد. اساس آن رابطه اين است كه اين اطلاعات بدون رضايت آمريكا نميتواند در اختيار ديگران قرار گيرد. به اين ترتيب تنشها فورا در اتحاديه اروپا به وجود ميآيد. بنابراين زماني كه بريتانيا از قاعده سياستها در اطلاعات طبقهبندي شده حمايت ميكند ديگر اعضاي اتحاديه فاقد آن هستند.
برملا كردن مسائل محرمانه آنها درباره همكاران اروپايي خود، چقدر بايد براي ديپلماتهاي بريتانيا وسوسهانگيز باشد!
آقاي براون چه احساسي نسبت به سهيم كردن اطلاعات طبقهبندي آمريكا با ديگر اروپاييان خواهد داشت؟
و در نهايت برنامه سلاحهاي هستهاي ايران وجود دارد كه در درازمدت ثابت خواهد شد كه براي دو كشور مهمتر از بحران كنوني در عراق است.
در حال حاضر آمريكا براي منصرف كردن ايران در جهت پيگيري سلاحهاي هستهاي، دنبالهرو تلاشهاي سياسي شكست خورده رهبري اتحاديه اروپاست، اما آيا اگر آقاي بوش فكر كند كه تنها راه براي بازداشتن ايران از ادامه فعاليت هستهاي، استفاده از نيروي نظامي است، بریتانیا چه موضعي را اتخاذ خواهد كرد؟ حمايت از آمريكا يا اينكه اجازه دهد ايران آهستهآهسته به سلاح هستهاي دست يابد.
من تا زماني كه درباره روابط خاص آمريكا و بريتانيا تحت نخستوزيري براون نتيجهگيري نكردهام، منتظر پاسخ به اين سوال و سوالهاي ديگر خواهم ماند، اما نه براي هميشه!
چهارشنبه 24 مرداد1386 ساعت 11:57 توسط شهروند امروز |
موضوع: انديشه |
