تبليغاتX
شهروند امروز
 
دعواهاي حاج آقا بعد از اين شروع مي شود - رضا خجسته رحيمي

 خاطرات هاشمی روايت مهدي هاشمي‌رفسنجاني

 

اين روزها نه «هاشمي سياستمدار» بلكه اين «هاشمي مورخ» است كه خبرساز شده است. چه آنكه با انتشار خاطرات روزنوشت سال 1363 اكبر هاشمي‌رفسنجاني، صداي اعتراض از اردوگاه اصول‌گرايان برخاسته است و روايت‌هاي تاريخي «هاشمي مورخ»، آغشته به هدف‌گيري‌هاي سياسي خوانده مي‌شود. اينچنين بود كه صبح يك روز تابستاني، آقازاده دوم، مهدي هاشمي‌رفسنجاني، ميزبان ما شد و پرسش‌هاي‌مان را به پاسخ نشست. با او همراه مي‌شويم و از دفتر كاري‌اش در ميدان نياوران تهران خارج مي‌شويم، كوچه و پس‌كوچه‌ها را پشت سر مي‌گذاريم و به خياباني مي‌رسيم، كه از قضا شهرداري تهران، نام «هاشمي» بر آن گذاشته است، ساختماني كه تابلو «دفتر نشر معارف انقلاب» بر پيشاني خود دارد و در كار انتشار خاطرات «هاشمي مورخ» است، محل گفت‌وگوي ماست. دومين آقازاده هاشمي‌رفسنجاني، تاكيد دوچندان دارد كه كوچك بودن ساختمان نشر آثار پدر را ـ در گوشه‌اي خوش‌آب‌وهوا از شمال تهران ـ به ما يادآور شود تا چه بسا آريستوكرات‌بودن خانواده خود را از چشم‌ها پنهان سازد. مي‌خنديم (من و محمد قوچاني و اكبر منتجبي) و او نيز مي‌خندد تا گفت‌وگوي‌مان آغاز شود.

***

از او مي‌پرسيم كه «شما و آقامحسن و آقاياسر و فاطمه‌خانم، هر كدام يك جلد از خاطرات پدر را منتشر كرده ايد، آيا جلد بعدي يعني خاطرات سال 64 با نام فائزه‌خانم منتشر خواهد شد؟» و مهدي هاشمي به ما مي‌گويد: «نه، ساراخانم، نوه حاج‌آقا، جلد بعدي را آماده مي‌كنند.»

اين تصميم اما آيا برآمده از محذوريت‌هاي سياسي نيست؟ مهدي هاشمي مي‌گويد: «نه، ما توي اين چيزها سياسي برخورد نمي‌كنيم. فائزه رفته بود خارج درس بخواند. تازه برگشته و نبوده است كه روي خاطرات كار كند. مطمئن باشيد كه مشكلي نيست. هركس كه سرش خلوت‌تر باشد، عهده‌دار كار يك جلد مي‌شود.»

خانواده هاشمي‌رفسنجاني بدين‌ترتيب همگي در كارند و سهيم در انتشار خاطرات «حاج‌آقا». اين تصميم اما دو دليل دارد: «در درجه اول مي‌خواهيم كه تمام فاميل درگير اين كار شوند تا بچه‌هاي فاميل، خاطرات حاج‌آقا را بخوانند. خود خانواده حاج‌آقا بايد بدانند كه خاطرات حاج‌آقا چه بوده است.» اما دليل دوم: «يكسري مسائل توي خاطرات هست كه به آبروي افراد ربط دارد و بنابراين بايد بازبيني توسط افرادي صورت بگيرد كه محرم باشند. فقط به خانواده است كه مي‌توان اطمينان صددرصد داشت و بنابراين اگر نكته‌اي در خاطرات حاج‌آقا باشد كه سري و نظامي است يا به آبروي افراد مربوط مي‌شود، بهتر است كه از چشم افراد خانواده بگذرد تا افرد بيروني.»

آقاي هاشمي در انتخاب مسوول تدوين خاطرات هر سال دخالتي ندارند؟

نه اصلا.

با اين حساب خاطرات سال 68 را چه‌كسي آماده مي‌كند؟

نمي دانم؛ بايد ببينيم.

يعني سال با سال فرق نمي‌كند؟

نه، مثلا محسن به من زنگ زد و گفت كه سرت خلوت است، بيا خاطرات سال 62 را آماده كن. بالاخره محسن رييس دفتر نشر است.

***

مهدي هاشمي مي‌گويد كه در انتشار خاطرات تغييري صورت نمي‌گيرد و تنها نكاتي حذف مي‌شوند كه جنبه سري داشته باشد يا به آبروي افراد مربوط باشد: «تغييرات ديگر هم، صرفا ويرايشي و لفظي است.»

اما آيا سانسورها بيشتر از اين چيزي نيست كه فرزند آيت‌الله مي‌گويد؟ اينچنين است كه به مهدي هاشمي مي‌گوييم: «چرا مثلا وقتي به سال 60 مي‌رسيم، ردپايي از حوادث بسيار آن سال، در خاطرات آقاي هاشمي نيست؟ آيا پدر خاطرات خويش را حسابگرانه و متناسب با زمان انتشار خاطرات، مي‌نوشته است يا كه اكنون بخشي از دست‌نوشته‌هاي ايشان را به جبر زمان، حذف و تعديل مي‌كنيد؟» مهدي هاشمي چنين فرضي را رد مي‌كند و نمي‌پذيرد: «هيچ چيزي سانسور نشده. شايد در خاطرات سال 62 كه من آماده كردم، كلا دو صفحه هم سانسور انجام نشده باشد، بعد هم شما اگر بخواهيد تمام اتفاقات را در يك صفحه بنويسيد، چه مي‌نويسيد؟ حاج‌آقا مثلا به ماهيت يك اختلاف اشاره مي‌كرده اما وارد جزئيات نمي‌شده چون ضرورتي نداشته و نمي‌شده هم كه هر روز ايشان يك گزارش كامل بنويسد. حاج‌آقا هر روز صبح ساعت 6 بيدار مي‌شده، روزي 10 تا 12 ساعت كار مي‌كرده و 15 تا 20 ملاقات روزانه داشته است. ايشان چطور بايد همه روز را گزارش بدهد. مجبور به اختصارنويسي بوده است. از سوي ديگر كسي كه امروز خاطره مي‌نويسد نمي‌تواند فكر كند كه 20 سال بعد شرايط چيست تا بر آن مبنا خاطره بنويسد. اگر كسي اينقدر هنرمند باشد كه بتواند شرايط 20 سال بعد را پيش‌بيني كند، واقعا هنرمند است.»

يعني هيچ بخشي در خاطرات نيست كه گذاشته باشيد تا 30 سال ديگر منتشر شود؟

نه، اينطور نيست. شايد فقط يكسري جملات سري باشد كه حذف شده‌اند.

مهدي هاشمي در شهادت سخن خويش به دو خاطره‌اي اشاره مي‌كند كه در خاطرات سال 63 پدر، حاشيه ايجاد كرده است. يكي آنجايي كه اكبر هاشمي‌رفسنجاني، روايتگر خستگي امام خميني از عهده‌داري مسووليت رهبري است و ديگر آنجايي كه او توافق با امام براي حذف شعار مرگ بر شوروي و مرگ بر آمريكا را روايت مي‌كند. اما دليل حاشيه‌ساز شدن سخنان اخير هاشمي‌رفسنجاني در چيست؟ مهدي هاشمي مي‌گويد: «حاج‌آقا چون الان موضعش ضعيف‌تر شده، بيشتر هدف حمله قرار مي‌گيرد.»

***

اولين جلد از خاطرات هاشمي‌رفسنجاني به روزنوشت‌‌هاي سال 60 او بازمي‌گردد و از همين روي پرسشي ديگر از آقازاده هاشمي‌رفسنجاني در مقام نماينده پدر مي‌پرسيم: «بعضي‌ها مي‌پرسند كه چرا آقاي هاشمي از سال 60 به بعد خاطرات روزانه داشته است. مثلا علي‌اصغر حاج‌سيدجوادي جزوه‌اي درآورده و در آن پرسيده است كه آيا آقاي هاشمي بعد از حذف غيرخودي‌ها و يكدستكردن قدرت، خاطره‌نويسي را آغاز كرده است؟» مهدي به اختصار پاسخ منتقدان را مي‌دهد: «بالاخره اين حرف‌‌ها هست. تاريخ‌نويسي اين حرف‌‌ها و بحث‌ها را دارد. آقاي هاشمي سال 60، تازه خاطره‌نويسي روزانه را شروع كرده بود. نمي‌توان براي اين تصميم، دليل‌‌تراشي كرد.» و اما سوالي ديگر:

شنيده‌ايم كه خاطرات آقاي هاشمي را رهبري هم قبل از چاپ مي‌خوانند، درست است؟

سال 60 و 61 را قبل از چاپ فرستاديم رهبري هم بخوانند. ايشان هم خواندند و هيچ نظر خاصي هم ندادند.

چرا 62 به بعد را نداديد؟

دليل خاصي نداشت. ما مي‌خواستيم فقط ايشان را در جريان چگونگي كار، در ابتداي آن قرار دهيم.

***

خاطرات هاشمي‌رفسنجاني اما گاه با نامه‌ها و پاورقي‌هايي همراه است كه عموما حاشيه‌ساز مي‌شوند و پرده از نكاتي مغفول در تاريخ بعد از انقلاب برمي‌دارند كه هاشمي‌ يكبار نامه اعضاي حزب جمهوري به امام عليه بني‌صدر را منتشر كرده است و يك بار نامه انتقادي سياستمداران چپ‌گراي حزب جمهوري به آيت‌الله خامنه‌اي را. سوال ما از نماينده نسبي آيت‌الله چنين است: «تا حالا چند نامه و سند مهم در خاطرات آقاي هاشمي منتشر شده است كه يكي از آنها، نامه پنج‌نفر از سران حزب جمهوري به امام درباره بني‌صدر است كه نامه‌اي تند و صريح است. چه الزامي بوده است كه اين نامه‌ها در خاطرات بيايند؟» مهدي هاشمي چنين پاسخ ما را مي‌دهد: «در خاطرات هر سال نامه يا اسناد مهمي كه به خاطرات آن سال مربوط باشد را حاج‌آقا دارد و مي‌‌دهد تا ما منتشر كنيم.»

آيا هيچ هدف سياسي در انتشار اين نامه‌ها وجود ندارد؟

به هيچ‌وجه، اصلا اين نامه‌ها كه براي اولين بار منتشر نشده‌اند. در خانه مردم بوده‌اند.

اين نامه‌ها، به هيچ وجه سري و محرمانه نيستند.

گفت‌وگوي ما بدين‌ترتيب به ماجراي نامه‌اي نيز مي‌كشد كه چندي پيش شيخ‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني منتشر كرد: پاسخ امام به نامه محسن رضايي و فرماندهان سپاه در اواخر جنگ ايران و عراق.

چرا آقاي هاشمي آن نامه را منتشر كردند؟

آن نامه امام هم قبلا منتشر شده بود و به هيچ‌وجه سري و محرمانه نبود.

بالاخره در آن نامه آقاي رضايي به نكاتي اشاره شده بود كه خطرناك بود.

آن نامه امام در جبهه پخش شده بود. نامه‌اي كه بيش از 2 تا 3 نفر آن را خوانده باشند كه ديگر سري نيست. نامه‌اي كه تمام فرماندهان سپاه آن را خوانده‌اند و تا سطوح پايين سپاه هم به دست نيروها رسيده و در جمع مسوولان نظام هم خوانده شده است كه محرمانه نيست. بعد هم، اين نامه را قبلا آقاي منتظري چاپ كرده بود. آقاي هاشمي گفت كه من ديدم در تاريخ جنگ تحريفي دارد صورت مي‌گيرد كه مجبور شدم نامه را چاپ كنم. حتي بعد از انتشار نامه امام، يكي از نزديكان حاج احمدآقا آمد و از حاج‌آقا تشكر كرد و گفت شما يك بار بزرگ را از دوش من برداشتيد، چون احمدآقا هم گفته بود به من كه اگر زماني شما ديديد در خصوص جنگ تحريفي دارد صورت مي‌گيرد، اين نامه را منتشر كن. يكي از مسوولان دولتي كه در حد وزير و بالاتر بود به من گفت كه چرا اين نامه را منتشر كرديد. من هم گفتم كه اين نامه را تا حد بخشدارهاي زمان امام هم خوانده بودند و احتمالا شما آن زمان بخشدار هم نبوديد. تقصير ما چيست. نامه بايد چاپ مي‌شد. البته درست است كه وقتي آقاي هاشمي اين نامه را منتشر مي‌‌كند، قضيه بزرگ‌تر مي‌شود اما اين ربطي به سري بودن يا نبودن نامه ندارد.

بالاخره آقاي شريعتمداري مي‌گويد كه بنا بر گفته امام، اسناد مربوط به ايشان را دفتر نشر آثارشان بايد منتشر كند يا صداوسيما براساس آرشيو موجودش.

اين نامه كه امضاي امام را دارد.

 

كلا مي‌گوييم. اصلا ربطي به اين نامه هم ندارد. اما بالاخره چنان وصيتي كرده است. حتي اين بحث خسته‌شدن آقاي خميني از رهبري كه در خاطرات جديد آمده چه‌بسا شامل اين حكم بشود.

كسي نمي‌تواند جلو كسي را بگيرد تا خاطرات شخصي‌اش را نگودي. اين حق طبيعي هر فردي است. اگر كسي از اين خاطرات يا نامه‌ها بخواهد استفاده سياسي كند، ما هم مخالفيم.

يعني الان استفاده سياسي نشده.

نه.

بالاخره اين نامه، تفوق آقاي هاشمي در ماجراي جنگ را نشان مي‌دهد. اينها مابه‌ازاي سياسي دارد.

دارد ولي استفاده سياسي از آن نشده است. اين را هم بدانيد كه آن نامه سند سري محسوب نمي‌شود.

آن نامه امام درباره جنگ را آقاي هاشمي از كجا آورده بود؟

امام، يك نسخه از آن را به حاج‌آقا داده بود.

***

خاطرات منتشرشده هاشمي‌رفسنجاني 63-60 را كه مرور مي‌كنيم، روزنوشت‌هاي شيخ سياستمدار همگي حكايت از تفوق او در بحران‌هاي سياسي دارند. دو جناح مستقر در حزب جمهوري،‌شكايت عليه يكديگر نزد او مي‌برند و سياستمداران عضو مجاهدين انقلاب نيز مشكلات و بحران‌هاي خويش را با او در ميان مي‌گذارند، همچنان‌كه او محل رجوع مجادلات در كابينه ميرحسين موسوي نيز هست. اينچنين است كه بايد پرسيد: «مبتني بر خاطرات آقاي هاشمي، ايشان يك نقش بالادست و متعال‌كننده را در تمامي بحران‌هاي سياسي كشور دارند و محل رجوع همه نيروهاي سياسي از چپ تا راست هستند. چنين روايتي آيا سوال‌برانگيز نيست و بيشتر از آنكه تاريخي باشد، سياسي به نظر نمي‌رسد؟»

فرزند آيت‌الله، پاسخ پرسش ما را چنين مي‌دهد: «بالاخره در زمان امام، جايگاه حاج‌آقا اينچنين بوده است. اين را شما بدانيد كه خاطرات اكنون تنظيم نمي‌شود بلكه صرفا منتشر مي‌شود.»

يعني هيچ‌جا، خود آقاي هاشمي با بحران مواجه نشده‌اند؟

خاطرات تا سال 63 منتشر شده‌اند. بگذاريد برويم جلوتر، بعد بحران‌ها را مي‌بينيد. دعواهاي خود حاج‌آقا بعد از اين شروع مي‌شود.

***

با مهدي هاشمي درخصوص انتشار خاطرات پدر در روزنامه‌ها و به صورت پاورقي به بحث نشستيم. اينكه چرا زماني خاطرات را براي چاپ به روزنامه جمهوري اسلامي و جام‌جم و همشهري داده‌اند و چرا تنها به روزنامه‌هاي دولتي چنين مجوزي داده شده بود: «اين سياست خود حاج‌آقاست ديگر و به ما مربوط نيست. معمولا به اين دليل به آنها مي‌داديم كه تيراژ آنها بالاتر است. ولي دليل سياسي نداشت. يك زمان به همشهري مي‌داديم كه اين طرفي بود و يك زمان به جام جم آن طرفي بود، سياستي در كار نيست.»

اين پديده هم خودش سياستي است، شايد به دنبال بالانس‌كردن بوده‌ايد.

نه، تيراژ مهم بوده است. يك بار آقاي لاريجاني آمد و خاطرات را خواست و يك بار هم آقاي عطريانفر آمده بود و خاطرات را خواست كه داديم.

***

خاطرات هاشمي‌رفسنجاني را اما پيش از انتشار يك نفر حتما بايد بخواند: «مادرم،‌عفت‌خانم، خاطرات حاج‌آقا را قبل از انتشار يك بار مي‌خوانند.»

در خانواده هاشمي‌رفسنجاني اما اين تنها شيخ اكبر هاشمي نيست كه هر روز خاطره خويش مي‌نويسد كه همسر آيت‌الله نيز خاطرات روزانه خود را ثبت مي‌كند. اين را مهدي فرزند دوم خانواده به ما مي‌گويد: «خاطرات مادرم، بيشتر خانوادگي است. به مسايل سياسي هم حاج‌خانم از زاويه سياسي گاهي مي‌پردازند. حاج‌خانم از اول توي مبارزه بوده است.» اما علاوه بر ابوي و والده، خاطره‌نويسي در خانواده هاشمي‌رفسنجاني به يك سنت تبديل شده است: «محسن هم مرتب مي‌نويسد. ما اما موردي مي‌نويسيم. من خودم گاهي خاطره مهمي اگر باشد به صورت موردي مي‌نويسم.»

یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت 17:4 توسط شهروند امروز | موضوع: تاريخ |