تبليغاتX
شهروند امروز
 
محسن نامجو از ايران رفت - مجيد رئوفي

از ظهور يك ستاره تا كوچ او

پس از انجام مصاحبه با كامكارها، مسير نياوران تا شهرك غرب را با هوشنگ كامكار همراه بوديم و در اين مدت، با توافق سرپرست گروه كامكارها، قطعاتي از محسن نامجو را انتخاب كرديم تا نظرش را درباره كارهاي او بدانيم. قبلا هم با چند خواننده و نوازنده موسيقي اصيل ايراني درباره كارهاي نامجو حرف زده بودم. آنها سعي مي‌كردند چندان موسيقي او را جدي نگيرند. حداقل اين گونه نشان مي‌دادند. مي‌گفتند اسمش را شنيده‌ايم ولي كارش را نه. برخي‌ هم به نوع تحريرها يا آهنگ‌هايش ايرادات فني و تخصصي مي‌گرفتند كه بي‌ترديد بسياري از آنها، نقدهاي صحيح و بجايي بود. اما هوشنگ كامكار از همان ابتدا از موسيقي او، استقبال كرد. «نوبهاري» را شنيد. «جبر جغرافيايي» را، «زلف برباد مده» و «دل مي‌رود» را و از نوآوري‌هايش تمجيد كرد. هوشنگ كامكار گفت:‌«با مسايل فني كار ندارم. وقتي با چنين هيجاني مي‌خواند،‌ وقتي كار نو مي‌كند كه اين همه جوان را جذب كرده، پس كارش جدي و قابل احترام است.» نامجو وارد فضاي جديدي شده بود. حتي مي‌گويند محمدرضا لطفي هم كه جزو سخت‌گيرترين اساتيد موسيقي ايران است، نسبت به كار او، واكنش مناسبي داشته. حتي يكي از جلسات نقد نغمه به نوع موسيقي او، اختصاص پيدا كرد، اما او كه سابقه شاگردي عليرضا مشايخي و آذين موحد را نيز در كارنامه داشت، با كوچ به هلند، باز هم به سبك چهار ماه گذشته خبرساز شد. ديگر به شنيدن اخبار عجيب از او عادت كرده بوديم و حالا شايد تا مدت‌ها خبر عجيبي از او نشنويم...

 

از يك ماه پيش زمزمه‌هايش آغاز شده بود. خبر، دقيقا مثل آلبوم‌هايش منتشر شد؛ از طريق دوستانش. مي‌گفتند محسن نامجو قصد دارد ايران را ترك كند و به خارج از كشور برود. ابتدا،‌فقط دوستان نزديكش از ماجرا خبردار شدند اما خيلي زود، موضوع عمومي شد. حداقل ميان مطبوعاتي‌ها كه تعداد زيادي از دوستان نامجو را تشكيل مي‌دادند،‌ ماجرا جدي‌تر دنبال شد. مي‌گفتند هوادارانش زمينه اجراي كنسرت‌هاي خصوصي را براي او فراهم آورده‌اند و هدف اصلي‌شان هم اين است كه هزينه سفر نامجو به اروپا را فراهم كنند؛ هزينه‌اي كه نهايتا با همراهي دوستان و هوادارانش فراهم شد و او پس از دريافت ويزاي اروپا، بالاخره در بامداد سه‌شنبه 23 مردادماه ايران را به مقصد ايتاليا ترك كرد. اين خبر، روز بعد در روزنامه حيات نو منتشر شد و لينك خبر خيلي زود به وب‌سايت‌ها و بلاگ‌هاي مختلف منتقل شد تا بالاخره شايعه به حقيقت پيوسته باشد. او چهار روز در ايتاليا ماند و بعد از آن به هلند رفت؛ كشوري كه خيلي‌ها، آن را محل زندگي آينده نامجو مي‌دانند. خواهرش سارا نامجو كه نقاش و انيماتور است و نمايشگاه‌هاي زيادي هم برگزار كرده، مي‌گويد: «اين سفر دو ماهه او در واقع هم فال است و هم تماشا. محسن قرار است به چند كشور مختلف اروپايي سفر كند و شايد زمينه حضورش در اروپا براي تحصيل فراهم شود. قرار است بعد از هلند،‌ به اتريش هم سفري داشته باشد.» مي‌گويند او قصد دارد در كنسرواتوار روتردام هلند، مشغول تحصيل شود و البته در يك مدرسه موسيقي هم،‌موسيقي ايراني را تدريس كند. اما براي اينكه بفهميم چرا نامجو، هلند را انتخاب كرده، بايد به چند ماه قبل برگرديم. تهران براي معرفي نامجو فستيوال فيلم روتردام در سال 2007 بخش ويژه اي داشت به نام hot spots tehran كه در فاصله روزهاي 30 ژانويه تا دوم فوريه برگزار مي‌شد. ناگفته نماند كه در روزهاي 26 تا 29 ژانويه هم بخش
 
hot spots Bucharest هم به محصولات فرهنگي پايتخت روماني مي‌پرداخت.

از ايران، رضا عابديني گرافيست برجسته و محسن نامجو دعوت شده بودند اما تمام برنامه‌ها منحصر به اين دو نبود. فيلم‌هاي «زمستان است» اثر رفيع پيتز، «زيارت و اينترنت» ساخته رضا حائري و «آقاي بازيگر» به كارگرداني كاوه بهرامي‌مقدم در كنار فيلم تقريبا مشهور و محبوب «تهران انار ندارد» ساخته مسعود بخشي،‌ در اين بخش ويژه حضور داشتند كه تيتراژ فيلم آخري، آهنگ «جبر جغرافيايي» قطعه محبوب هواداران محسن نامجو را در بر داشت.

خود نامجو هم مثل مطبوعات ايران به اشتباه، اين فستيوال را هات اسپات معرفي كرد، اما در واقع آنچه نامجو همراه عابديني و البته چند گروه رپ و هيپ‌هاپ فعال ايراني خارج از كشور، در آن حضور داشتند، بخش جنبي فستيوال فيلم روتردام بود.

به هر صورت نامجو روز اول فوريه روي صحنه رفت و به عنوان يكي از ميهمانان داخلي ايران كنسرتي در روتردام برگزار كرد كه با استقبال بسيار خوبي مواجه شد. نامجو و همكارانش بخشي از ترانه‌ها را به انگليسي ترجمه كردند و او علاوه بر آن كه آهنگ‌هايش را به شكل نرمال و به زبان فارسي همراه ساز اجرا مي‌كرد، گاهي هم ترجمه‌هاي انگليسي را مي‌خواند كه با استقبال بسيار خوب هلندي‌هاي حاضر در مراسم - كه نيمي از جمعيت را تشكيل مي‌دادند – روبه‌رو مي‌شد. اصلا همين استقبال هم باعث شد محسن نامجو در ادامه بازيگوشي‌‌هاي موسيقايي‌اش، سراغ شعر شاعراني همچون تي‌اس اليوت و ادگار آلن‌پو برود و روي آنها آواز ابوعطا بخواند؛ كاري كه به نظر مي‌رسد فقط از آدمي مثل محسن نامجو بر مي‌آيد و بس.

همين اجرا باعث شد كه نامجو، پيشنهادي از طرف كنسرواتوار روتردام براي تحصيل موسيقي دريافت كند. اما اين پيشنهاد به يك مصاحبه اوليه احتياج داشت. به همين دليل هم نامجو قصد داشت اوايل بهار به هلند سفر كند، اما به اين دليل كه نتوانست ويزاي شينگن دريافت كند، اين فرصت از بين رفت. در تمام اين مدت، او در امتداد جمع‌آوري سرمايه لازم براي حضور در اروپا، به اجراي سلسه كنسرت‌هايي پرداخت. كه به آن خواهيم پرداخت. نهايتا ويزاي شينگن نامجو از راه رسيد و او سفر اروپايي‌اش را آغاز كرد. علاوه بر اينكه ممكن است او بتواند پذيرش تحصيل در رشته موسيقي مورد علاقه‌اش يعني جز را دريافت كند، از طرف يك مدرسه موسيقي هم پيشنهادي براي تدريس موسيقي ايراني دريافت كرده كه مي‌تواند شرايط زندگي در هلند را براي او سهل‌تر كند.

كنسرت‌هاي خانگي

از يك ماه پيش، خبر اجراي كنسرت‌هاي خصوصي نامجو در شهرك غرب ميان علاقه‌مندان او منتشر شد. كنسرت‌هايي كه با همراهي تورنگ از دوستان او كه ساكن انگلستان است و خود را يكي از شاگردان كامران شيردل مستندساز برجسته ايراني معرفي مي‌كند، برگزار مي‌شد. كنسرت‌ها را هواداران او كه معمولا دانشجويان سينما، تئاتر و موسيقي هستند،‌ ترتيب مي‌دادند و هدفشان هم همان‌طور كه گفتيم جمع‌آوري سرمايه لازم جهت سفر نامجو به اروپا بود. حتي در برخي گالري‌ها هم صندوقي براي جمع‌آوري كمك‌هاي مالي به نامجو قرار گرفته بود. وبلاگي با نام خود محسن نامجو هم با اشاره به مطلبي كه خود نامجو براي روزنامه هم‌ميهن و با عنوان «تو پررو نيستي، تو عجيبي» نوشت، از دوستداران او خواست حالا كه قوانين كپي‌رايت در ايران مراعات نمي‌شود و هيچ راهي براي درآمدزايي از طريق انتشار آثار او وجود ندارد هر كس كه آهنگي از او دانلود كرده يا CD  كپي‌اش را تهيه كرده مبلغي به شماره حساب بانك سامان به نام خود محسن نامجو كه در وبلاگ اعلام شده بود، واريز كند. دوستداران او دست به هر كاري زدند تا او بتواند ضررهاي ناشي از انتشار غيرقانوني آثارش را جبران كند. كنسرت‌هاي او در منازل مختلفي در شهرك غرب برگزار مي‌شد و در هر برنامه، حدود صد نفر شركت مي‌كردند كه بايد بليت پانزده هزار توماني برنامه را از دوستانشان دريافت مي‌كردند. او آهنگ‌هاي محبوبش را با تار و سه‌تار و به صورت سولو اجرا مي‌كرد و در مقابل درخواست‌هاي حاضران براي اجراي ترانه‌هاي مساله‌دارش، عذرخواهي مي‌كرد. يك سري CD از قطعات او هم در اين اجراها به فروش مي‌رسيد تا از اين راه هم،‌ منافعي نصيب او شود.

نامجو، مرد محبوب رسانه‌ها

لقب محسن نامجو به ويژه بعد از عيد، به شدت جوانان تحصيلكرده را گرفت. يكي دو مصاحبه پيش از تعطيلات عيد در روزنامه حيات‌نو و هفته‌نامه همشهري جوان به هيچ‌وجه با موج مصاحبه‌ها و مطالب پس از تعطيلات درباره اين كشف تازه موسيقي ايران قابل قياس نبود. روزي نبود كه مصاحبه‌اي از او در رسانه‌ها منتشر نشود و كم‌كم مباحث تكراري شدند. او تا جايي كه امكان داشت، حرف‌هايش را زده بود و حالا رسانه‌ها، به اين قصد كه از قافله عقب نمانند، درباره او مي‌نوشتند يا اظهارنظرهاي كوتاه او را در قالب مصاحبه‌هاي آنچناني تنظيم مي‌كردند. مردم به ويژه پس از پخش سريال «ترش و شيرين» كه از صداي نامجو در تيتراژش استفاده كرده بود او را شناختند و به وي علاقه‌مند شدند. البته يكي دو سال پيش از اين، سامان سالور، فيلم مستندي با عنوان «آرامش با ديازپام10»  را درباره زندگي محسن نامجو ساخته بود كه البته در آن زمان، براي خيلي‌ها كه فيلم را ديده بودند شخصيت فيلم سالور كاملا ناشناخته به نظر مي‌رسيد و تماشاگران فيلم كه در بخش جنبي جشنواره فجر هم به نمايش درآمد، از انتخاب عجيب سالور شگفت‌زده شده بودند اما او استعداد ويژه‌ نامجو را بيش از اينها كشف كرده بود. سالور درباره نامجو مي‌گويد: «او ذاتا بازيگر است.» و به همين دليل هم از او براي ايفاي نقش عباس و پستچي در فيلم سينمايي «چند كيلو خرما، براي مراسم تدفين» دعوت كرد.

البته خبر مي‌رسد كه شبكه مهاجر نت ورك هم حق پخش تلويزيوني اين فيلم را خريده و قرار است به زودي، آن را نمايش دهد.

به هر صورت، نامجو به يك اپيدمي در عرصه موسيقي ايران تبديل شد و خيلي زود توانست به مرد محبوب جوانان ايراني تبديل شود. هر روز ماجراي جديدي از او در مطبوعات منتشر مي‌شد و هر روز اين تب عمومي، پيشاني نامجو را هم داغ‌تر مي‌كرد.

نامجو پر از حاشيه

ظاهرا آن اوايل خود نامجو هم بدش نمي‌آمد كه هر روز خبر يا مطلب يا تحليل ستايش‌آميزي از خود در روزنامه‌ها،‌ مجلات، وب‌سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مختلف ببيند. ساخته شدن ويدئوكليپ متفاوت «زلف بر باد» با بازي بازيگر جنجال‌ساز سريال نرگس، هم در اين امتداد ارزيابي ‌شد. اين كليپ را حامد صفايي يك از دوستان نامجو ساخته بود اما پس از مدتي،‌ حضور اين بازيگر در كليپ براي او حاشيه‌ساز شد و نامجو مجبور شد برائت خود از ساخته شدن اين كليپ را در قالب يك تكذيبيه به رسانه‌ها ارسال كند. پس از مدتي پخش آهنگ «گيس» از نامجو در تلويزيون VOA روي تصاوير عجيب و غريب هدفمند و گزينش شده او را در معرض يك حاشيه جديد قرار داد اما پس از مدتي نامجو، به شدت به اين مساله اعتراض كرد و گفت: «اين كارها نه تنها از وزارت ارشاد مجوز نگرفته‌اند كه بي‌اجازه من هم پخش مي‌شوند. من در اين مملكت زندگي مي‌كنم و پيرو قوانين دولت متبوعه خويش هستم و خودم را شهروند اين ديار مي‌دانم.» كم‌كم اوضاع پيچده‌تر مي‌شد و هر روز جنجال جديدي درباره او و آثارش و اظهارنظرهايش به وجود مي‌آمد. نامجو پس از برنامه‌اي كه در دانشگاه شريف اجرا كرد، در بخش پرسش و پاسخ به شدت به شهرام ناظري تاخت و گفت‌: «وقتي شهرام ناظري سراغ مولوي مي‌رود، با يك آواز كشدار ريتم را از شعر مي‌گيرد. مولوي را نبايد خواند، بايد عربده زد. هفته پيش ايشان را در مجلس ديدم. وقتي سه ساله بودم از شنيدن صداي شهرام ناظري، مو بر تنم سيخ مي‌شد اما وقتي الان از نزديك مي‌بينم، معلوم است كه آن اسطوره در ذهنم مي‌شكند. از آنهايي كه بودند بپرسيد ايشان با چه آمادگي‌اي، برنامه را اجرا كردند؟» اين مساله در خود سالن هم براي او مساله‌ساز شد و هواداران شهرام ناظري به شدت عرصه را بر او تنگ كردند و محسن نامجو كه به نظر مي‌رسيد اظهارات غير ديپلماتيك‌اش باز هم برايش مساله‌ساز شده، پس از چند روز قطعه نوبهاري را به «استاد شهرام ناظري» تقديم كرد تا اين غائله هم بخوابد. توجه كنيد كه تمام اين اتفاقات در كمتر از دو ماه رخ دادند و البته ماجرا به اينجا ختم نشد. محسن نامجو كه كم‌كم مورد توجه بخش‌هاي رسمي‌تر موسيقي هم قرار گرفته بود، به برنامه نقد «موسيقي زيرزمين» دعوت شد تا به عنوان يكي از كساني كه سال‌ها در اين بخش فعال بوده، درباره موسيقي زيرزميني صحبت كند. او اما انگار با تفكر قبلي در اين جلسه، درباره يادداشت‌هايي صحبت كرد كه فرزند دوست ندارد به پدرش نشان بدهد  و اين مثال را براي آهنگ‌هاي مساله‌ساز و مورددارش به كار برد كه اصلا دوست نداشته عمومي شود و خودش هم راضي نمي‌شود تا آنها را براي كسب مجوز به ارشاد ارايه كند. او به سرعت مسير بحث را عوض كرد و از گلايه‌هاي حاضران به وزارت ارشاد خرده گرفت و اعلام كرد كه تعويق كسب مجوز او براي انتشار آلبوم «ترنج» اصلا به ارشاد ارتباطي ندارد و بعدا فهميده يكي از واسطه‌ها كه قرار بوده مجوز انتشار آلبوم او را بگيرد، آدم كلاشي بوده كه قصد اخاذي داشته و مي‌خواسته فقط از او پول بگيرد. حمايت‌هاي عجيب و غريب او از ارشاد در محفلي كه حاضرانش را منتقدان سياست‌هاي ارشاد در حوزه موسيقي تشكيل مي‌دادند، بسيار نچسب و تصنعي به نظر مي‌رسيد؛ همين مساله بارها با اعتراض حاضران مواجه شد تا جايي كه نامجو، با عصبانيت آنهايي را كه درباره موسيقي متفاوت صحبت مي‌كنند، بي‌بهره از سواد موسيقايي معرفي كرد و به حالت قهر، جلسه را ترك كرد. به نظر مي‌رسيد او يك بار ديگر در محاسباتش اشتباه كرده. حاضران در آن مراسم صحبت‌هاي او را تاكتيكي براي افزايش مقبوليت نزد مسوولان ارشاد براي كسب مجوز آلبومش تلقي كرده‌اند، اما او تا امروز نتوانسته مجوز انتشار آلبومش را بگيرد. هرچند مدير برنامه‌هايش معتقد است مسير كسب مجوز در ارشاد در حال طي شدن است و آنها اصلاحيه‌هاي مدنظر ارشاد را هم انجام داده‌اند اما از يك اتفاق بد در اين ميان هم نمي‌توان به سادگي گذشت؛ اتفاقي كه به گمان بسياري از تعقيب‌كنندگان موسيقي ايران، يكي از دلايل الحاقي كوچ نامجو به اروپاست. شركت «آواي باربد» كه در اين سال‌ها به توليد آثار متفاوت و باكيفيت موسيقي پرداخته، به دليل چند تخلف، به مدت 6 ماه به حال تعليق درآمده. آواي باربد شركتي است كه قرار بود آلبوم «ترنج» اثر محسن نامجو را منتشر و توزيع كند اما با اين اتفاق، اميدهاي نامجو هم براي كسب مجوز كمرنگ‌تر شده است. با اين حال مدير برنامه‌هاي نامجو با خوش‌بيني از آينده نزديك صحبت مي‌كند: «مطابق قانون، شخص حقيقي مي‌تواند مراحل صدور مجوز يك آلبوم موسيقي را پيگيري كند. ما فعلا در اين مرحله هستيم و به توافقاتمان با آواي باربد هم پايبنديم، اما اگر موضوع آواي باربد حل نشود و ما مجوز انتشار آلبوم را كسب كنيم، با توافق با آنها، شايد با شركت‌هاي ديگر هم وارد مذاكره شويم.»

اين ماجراها همچنان ادامه دارد اما از يك جنجال ديگر كه توسط يكي از ضميمه‌هاي يك روزنامه توقيف‌شده ايجاد شد، نبايد گذشت.

نويسنده در مطلبي به اعتياد محسن نامجو پرداخته بود، آن هم در زماني كه به قول مدير برنامه‌هايش، او اعتياد را ترك كرده بود. ظاهرا انتشار اين مطلب، به اختلافات خانوادگي براي نامجو منجر شده بود و حتي مادرش در مشهد نيز پس از خواندن اين مطلب بستري شده بود. به هر حال، موضوعات جديد و حاشيه‌ها هر روز از راه مي‌رسيدند و در حالي كه سوژه‌ها درباره نامجو به ته‌ديگ رسيده بود، كار به انتشار مسايل خصوصي او هم منتهي شد. خيلي‌ها حذف صداي او از تيتراژ سريال «چارخونه» را هم در همين امتداد ارزيابي مي‌كنند. ظاهرا مديران درجه يك سازمان صدا و سيما در اين باره رأسا اقدام كرده‌اند و مدير شبكه 3 هم دستور حذف صداي نامجو را صادر كرده.

كوچ موقت يا هميشگي

فاصله ظهور نامجو به عنوان يك پديده تا كوچ او در روزهاي نيمه دوم مردادماه، حدود چهار ماه طول كشيد. چهار ماه پرخبر و جنجالي و اينطور كه به نظر مي‌رسد پايان داستان هم «چي اند» نبوده. كم‌كم، اوضاع به سمتي پيش مي‌رفت كه موج نامجوپسندي فرو بنشيند و وقتي دريا آرام تر شد، اهالي موسيقي سنتي هم به ميدان بيايند و درباره آثار او اظهارنظر كنند. فرصتي براي نقد جدي آثار او از سوي دست‌اندركاران موسيقي كشور در حال شكل‌گيري بود. اما كوچ او كه احتمالا طولاني مدت هم خواهد بود، اين فرصت را تا حدودي از بين برد. نزديكان او اما، ظاهرا بنا به رعايت مصالح، اعلام مي‌كنند كه او به زودي به كشور بازخواهد گشت.

مدير برنامه‌هايش اين سفر را يك سفر تفريحي، آموزشي براي او قلمداد مي‌كند كه مي‌تواند به ادامه تحصيل او در هلند منتهي شود و شايد هم اين اتفاق نيفتد و او دوباره به ايران بازگردد. اما كنار هم قرار دادن قطعات اين پازل، فعلا از كوچ قطعي او به هلند، حكايت مي‌كند. بحث بر سر امكان ادامه فعاليت‌هاي او در خارج از مرزهاي ايران و قياس وضعيت او در كشور و خارج از كشور، مبحث ديگري است كه شايد به حجمي مشابه آنچه آمد، احتياج داشته باشد. اما شكي وجود ندارد كه بازار هفتاد ميليوني داخل كشور- حتي با وجود مشكلات و ناملايمات- به هيچ وجه قابل قياس با كار در خارج از محدوده رسمي كشور نيست. چه بسا، كساني همچون شادمهر عقيلي كه با وجود نزديكي ژانر موسيقي‌شان با آنچه موسوم به موسيقي لس‌آنجلسي است، نتوانستند موفقيت‌هاي مادي و روحي زمان حضورشان در ايران را تكرار كنند.

اما نكته ديگر ماجرا اين است كه شايد ادامه سخت‌گيري‌ها بر كساني كه مي‌توانند در چارچوب قوانين كشور فعاليت كنند، مي‌تواند منجر به كوچ جوانان بااستعداد ديگري از كشور شود. از نقش رسانه‌ها در ساخت شخصيتي همچون نامجو و حاشيه‌سازي‌هاي فراوان حول و حوش او كه باعث شدند او يكباره با توهم – احتمالا- كسب موفقيت در هر جاي ديگر جهان مراحل كوچش را تسريع كند، هم نبايد گذشت. سريال نامجو احتمالا همچنان ادامه دارد.

 

یکشنبه 18 شهریور1386 ساعت 17:29 توسط شهروند امروز | موضوع: موسيقي |