گامهای کاخ چانکایا به سوی محافظهکاری مدرن
مصطفی کمال نخستین رئيسجمهور، بنیادگذار جمهوری ترکیه و حزب جمهوریخواه خلق با علاقه به سکولاریسم فرانسوی راهگشای ترکیه نوین شد. 69 سال پس از درگذشت آتاتورک اینک اما رئيسجمهوری به کاخ چانکایا راه یافته است که حزب متبوعش از یکسو حاصل انشقاقات درونی و انحلال دو حزب رفاه و فضیلت و از سوی دیگر شهره به لیبرالیسم اقتصادی و محافظهكاري مذهبی است. اگرچه سران حزب عدالت و توسعه خود را وفادار به مبانی سکولار جمهوری ترکیه ميدانند اما جای نگرانی براي اولتراسکولارها همچنان باقی است چراکه سوابق عبدالله گل نشانگر آن است که وی سکولاریسم از نوع فرانسوی که به تعبیر جامعهشناسان از نوع سکولاریسم ذهنی یا حداکثری است را بر نميتابد و به دنبال آزادی مذهب است و نه آزادی از مذهب.
حضور یک محافظهکار مدرن در چانکایا آرايش سنتی نیروهای سیاسی در ترکیه را دگرگون ساخته است. ورود گل به كاخ چانكايا را بايد به تعبير جامعهشناسان در ادامه ورود سه دهه اخير مذهب به حوزههاي زندگي سكولار در گستره گيتي و نه صرفا جهان اسلام، به نظاره و ارزيابي نشست.
*گذار از کمالیسم تکحزبی
معاهده صلح لوزان که در24 جولای 1923 و پس از جنگهای سهساله استقلال ترکیه- متعاقب جنگ جهانی اول- به امضا رسید موجودیت سیاسی و حاکمیت دولت نوظهور ترکیه را به رسمیت شناخت. در 29 اکتبر مجلس ملی مصطفی کمال را به عنوان نخستین رئيسجمهور ترکیه برگزید. اینچنین اصلاحات حدودا 14 ساله آتاتورک آغاز شد. وی که در دوران جوانی برخلاف میل مادر مذهبی وارد مدرسه نظامی شد و دل به انقلاب فرانسه بست با شکست یونانیها در جنگهای استقلال و سپس آغاز اصلاحات 14ساله از سوی مجلس ملی پدر ترکها لقب گرفت. با جدا کردن خلافت از سلطنت هر دو را واژگون و ارجاع به مذهب را در قانون اساسی جدید ممنوع ساخت. در 1928 زبان ترکی را با تزریق الفبای لاتین پالایش و ترکی عثمانی را به ترکی استانبولی این روزها بدل كرد. اصلاحاتش را با افزایش حقوق شهروندی زنان و اجباری کردن نام خانوادگی ادامه داد اما مصلح ترکها با اتخاذ سیاست تکحزبی مطعون به دیکتاتوری نیز بود. مجلس تا زمان مرگ آتاتورک در 1938 وی را سه بار دیگر به رياستجمهوری برگزید. پس از مرگ آتاتورک یکی از مریدان و همرزمانش به نام مصطفی عصمت اینونو که سوابق نظامی درخشانی در جنگهای استقلال و پیش از آن داشت و همچون سلفش از حزب جمهوریخواه خلق برخاسته بود از نوامبر 1938 تا می 1950 رئيسجمهور ترکیه شد. اینونو راهگشای ترکیه به نظام چندحزبی شد. به عنوان نخستین وزیر خارجه جمهوری در کنفرانس لوزان شرکت جست و پیش از ریاستجمهوری هفت بار به نخستوزیری رسید. دوران نخستوزيری اینونو مقارن با توفان اصلاحات آتاتورکی بود. با چرخش ترکیه به سوی جهان آزاد در فردای جنگ جهانی دوم نظام تکحزبی نیز توجیه تاریخیاش را از دست ميداد. براي اولین بار در انتخابات پارلمانی 1950 بود که حزب جمهوریخواه خلق به رهبری اینونو تفوق پارلمانیاش را از دست داد و حزب تازهتاسيس دموکرات به رهبری جلال بایار قدرت را به دست گرفت. اینونو ظهور نظام چندحزبی و شکست پارلمانی را دستاوردی بزرگ خواند و مقام ریاستجمهوری را ترک کرد. اینونو اما 11 سال بعد و در زمان ریاستجمهوری جمال گورسل، در سن 77 سالگی به عرصه سیاست بازگشت و نخستوزير اولین دولت ائتلافی جمهوری شد. اما با خداحافظی اینونو از چانکایا این بار نوبت بنیانگذار حزب دموکرات، جلال بایار بود که براي 10 سال ساکن کاخ چانکایا شود. بایارکه نماینده آخرین پارلمان عثمانی و مشاور هیات ترک در کنفرانس لوزان بود در جنگهای استقلال نیز مشارکتی فعال اما نه بسان دو سلفش داشت. وی و برخی از همقطارانش با خروج از حزب جمهوریخواه خلق در پایان جنگ جهانی اول حزب دموکرات را درسال 1946 بنا نهادند. حزب دموکرات که حامی لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی بود تا آنجا پیش رفت که برخی از نمایندگانش در پارلمان خواهان تعطیلی حزب جمهوریخواه خلق شدند. این راسترویها راهگشای کودتای 27 می 1960 جمال گورسل علیه دولت حزب دموکرات، انحلال این حزب و سقوط جلال بایار از ریاستجمهوری شد. متعاقب این کودتا سومین رئيسجمهور به مرگ محکوم شد اما سپس مجازاتش به حبس تقلیل یافت و سرانجام در 1964 به خاطر شرايط بد جسمی از زندان آزاد شد.
ریاستجمهوری جمال گورسل آغاز تسلط نظامیان کودتاگرا بر کاخ ریاستجمهوری بود. متعاقب کودتای 1960 قانون اساسی جدید که براي اولین بار در آن سیستم موازنه و تعادل تعبیه شده بود در 1961 به رفراندوم گذاشته شد و دوران ریاستجمهوری کمتر از پنجساله گورسل در اکتبر 1961 آغاز شد. گورسل اما همچون آتاتورک و اینونو تجربه جنگ جهانی اول و جنگهای استقلال را داشت. در خلال جنگ جهانی اول در جبهههای داردانل، سوریه و فلسطین خدمت کرد و در تمام جبهههای غربی در طول جنگهای سهساله استقلال با یونان جنگید. در 1958 فرمانده نیروی زمینی شد. گورسل در سپتامبر 1966 و دو سال زودتر از موعد قانونی اتمام رياستجمهوریاش در گذشت.
پنجمین رئيسجمهور ترکیه یعنی سودت سونای که وی نیز از تبار نظامیان بود و از مارس 1966 تا مارس 1973 این پست را اشغال کرد آخرین بازمانده از نسل سربازان و یاران آتاتورک در جنگ جهانی اول و جنگ استقلال بود. در 18 سالگی به کمپ آموزشی در جبهه فلسطین رفت اما توسط نیروهای بریتانیا در مصر به اسارت درآمد. پس از تحصیل و خدمت در سطوح گوناگون ارتش در سال 1960 رئیس ستاد مشترک ارتش ترکیه شد. پس از ترک این سمت در 1966 عضو سنای جمهوریخواهان شد و در فرجام زندگی سیاسی در 28 مارس 1966 از سوی مجلس ملی ترکیه به رياستجمهوری برگزیده شد.
*عصر تکنوکراتهای لیبرال
تا ظهور تورگوت اوزال به عنوان اولین رئيسجمهور تکنوکرات و لیبرال ترکیه و هشتمین رئيسجمهور این کشور بیش از 16 سال راه مانده بود، شانزده سالی که دو رئيسجمهور برخاسته از ارتش را به خود دید. پس از سودت سونای اول فهری کروتورک به چانکایا راه یافت که تا آوریل 1980 رئيسجمهور بود و سپس کنان اورن با کودتای 1980 علیه دولت سلیمان دمیرل و بازنگری در قانون اساسی، در نوامبر 1982 هفتمین رئيسجمهور لقب گرفت. دوران هفتساله کنان اورن خود پایانی بود بر سیادت مستقیم نظامیان بر کاخ چانکایا که تا امروز ادامه دارد.
اما ورود تورگوت اوزال به چانکایا در نهم نوامبر 1989 را بسیاری سرآغاز آزادسازی اقتصادی این کشور ميدانند. وی که مهندسی و اقتصاد خوانده بود تا پیش از رياستجمهوری سمتهای مختلفی را در بخشهای اقتصادی و خصوصی داشت و پس از کودتای 1980 معاون اقتصادی نخستوزیر وقت شد. وی با خصوصیسازی بسیاری از بخشهای دولتی، اقتصاد ترکیه را در مسیر تحول قرار داد و به تعبیری کاپیتالیسم سوغات دوره کمتر از چهارساله رياستجمهوری وی براي ترکیه بود. اوزال با گرايش شدید به آمریکا ترکیه را «آمریکای کوچک» خواند و یک سال بعد از خروج از دولت، در سال 1983 حزب مام میهن را بنا نهاد. با پیروزی در انتخابات پارلمانی همان سال نوزدهمین نخستوزير ترکیه شد. وی در حالی در آوریل 1993 در گذشت که چهار سال پیش از آن از تروری جان سالم به در برده بود.
پس از درگذشت ناگهانی اوزال اینبار نوبت تکنوکرات دیگری به نام سلیمان دمیرل که در میان ترکها به «چوپان سلیمان» مشهور است بود که در می 1993 به عنوان نهمین رئيسجمهور وارد چانکایا شود. وی پیش از این هفت بار به نخستوزيری رسیده بود، عنوان جوانترین نخستوزير ترکیه را به یدک ميکشید و یکبار نیز طعم تلخ کودتا را چشیده بود. دمیرل در 1964 رئیس حزب عدالت شد که جانشین حزب منحله دموکرات شده بود. از 1964 تا 1980که رهبر حزب عدالت بود شش بار به نخستوزيری رسید. پس از ممنوعیت هفتساله از فعالیتهای سیاسی متعاقب کودتای 1980، در 1987 به ریاست حزب راه راست رسید و با این حزب نیز به دنبال پیروزی در انتخابات پارلمانی 1991 طعم نخستوزيری را در کابینهای ائتلافی چشید. دمیرل تا زمان ورود به کاخ چانکایا در ماه می 1993 همچنان رهبر حزب راه راست بود.
اما 77 سال پس از تسلط بنیانگذاران جمهوری ترکیه، نظامیان و تکنوکراتها بر کرسی رياستجمهوری اینبار نوبت حقوقدانی مومن به مبانی سکولاریسم کمالیستی بود که به عنوان دهمین رئيسجمهور در می 2000 کاخ چانکایا را فتح کند. احمد نجدت سزر که فارغالتحصیل حقوق از دانشگاه آنکارا بود کار قضاوت را از سال 1962 ابتدا کرد. در مارس 1983 به عضویت دادگاه عالی استیناف و در سپتامبر 1988 از سوی سلیمان دمیرل به عضویت دادگاه قانون اساسی درآمد. در ژوئن 1998 رئیس دادگاه قانون اساسی شد. به تعبیر یوسف کانلی، سردبیر روزنامه ترکیشدیلینیوز، نقش کنترلی که قانون اساسی 1982 براي رئيسجمهور معین کرده بود در دوره سزر معنایی نوین یافت. در فوریه 2001 و در آغاز کار سزر بحران اقتصادی «چهارشنبه سیاه» براي ترکیه خلق شد. وی در بسیاری از مسائل با دولت حزب عدالت و توسعه همراي نبود و اعمال این حزب را تهدیدی براي رژیم سکولار ترکیه ميدانست. سزر حجاب را سمبل اسلام سیاسی ميپنداشت.
*عبدالله گل و جامعهشناسی سیاسی جدید در ترکیه
اینک اما 84 سال پس از ظهور ترکیه مدرن و پنج ماه پس از آغاز تنش بر سر انتخاب یازدهمین رئيسجمهور ترکیه، شخصی به کاخ چانکایا راه یافته است که مراسم تحلیفش در پارلمان توسط رئیس ستاد مشترک ارتش و اعضای حزبی که آتاتورک بنا نهاد تحریم ميشود و همسرش را به خاطر حجاب اسلامی نميتواند به کاخ چانکایا ببرد. عبدالله گل 57 ساله در خانوادهای محافظهکار در قیصریه رشد کرد. در سالهای حضور در دبیرستان با سیاستهای دست راستی آشنا شد. در دانشگاه استانبول و چند صباحی هم در انگلستان اقتصاد خواند. به زبانهای انگلیسی و عربی مسلط است. قبل از راه یافتن به پارلمان هشت سال در بانک توسعه اسلامی فعالیت کرد. در سالهای 1991 و 1995 از حزب اسلامگراي رفاه وارد پارلمان شد. پس از کودتای نرم ارتش علیه دولت اربکان و انحلال حزب رفاه از دامن حزب تازهتاسيس فضیلت در سال 1999 دوباره به پارلمان راه یافت. پس از انحلال حزب فضیلت با جمعی از اعضای دو حزب منحله رفاه و فضیلت در سال 2002 حزب عدالت و توسعه را بنیان نهاد. رستاخیز عدالت و توسعه تازه آغاز شده بود. با پیروزی این حزب و تشکیل دولت تکحزبی، اسلامگرايان دیروز به عملگرايان و محافظهکاران امروز تبدیل شدند. گل در اوایل به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال2002 پنج ماهی را نخستوزير ترکیه بود و سپس وزیر خارجه شد. به این ترتیب عبدالله گل پس از عصمت اینونو دومین فردی است که در عمر 84 ساله جمهوری، هم به رياستجمهوری رسیده، هم وزیر خارجه و چند ماهی هم نخستوزير بوده است. کاخ چانکایا اینک در تسخیر شخصی است که مطعون و متهم به اسلامگرايی و برخاستن از دامن نجمالدین اربکان است. با همه دستاوردهای اقتصادی حزب عبدالله گل براي ترکیه منتقدان سرسخت، ظهور این حزب و به خصوص راه یافتن فردی با عقبه اسلامگرايانه به کاخ خیابان چانکایا را بر همزننده آرايش سنتی نیروهای سیاسی در ترکیه ميدانند. شکاف دوقطبیای که میان اقلیت بنیادگرا با اکثریت محافظهکار مسلمان و لیبرال- سکولارهای غیرمذهبی از 1946 به این سو وجود داشت هم اینک با مرزبندیای که میان لیبرال-سکولارهای غیرمذهبی و محافظهکاران مسلمان پیدا شده است به شکاف دو قطبی لیبرال- سکولارهای غیرمذهبی در مقابل اکثریت مسلمان حامی عدالت و توسعه تبدیل شده است. (سونر جاگاپتای،نیوزویک، 3 سپتامبر 2007) اما از سوی دیگر مدافعان حزب عدالت و توسعه بر این نظرند که این حزب مدافع سکولاریسمی حداقلی-عینی، یعنی صرف تفکیک نهاد دین از دولت (مدل آمریکا) در مقابل سکولاریسم حداکثری- ذهنی کمالیستها، یعنی حذف دین از عمده ساحتهای حیات (مدل فرانسه) است و از این رو نباید آنها را اسلامگرا نام نهاد. این مدافعان اما نباید احتمال ریزش و رویش آتی در نیروهای حزب عدالت و توسعه و امکان رشد اسلامگرايان تمامیتخواه در بستر سکولاریسم حداقلی گل و اردوغان را دستکم بگیرند. هفت سال رياستجمهوری عبدالله گل آغاز شده است. او و حزب متبوعش نباید فراموش کنند که 53 درصد واجدین شریط به آنها راي ندادهاند. آیا گل رئيسجمهور همه مردم ترکیه است یا آنگونه که روزنامهنگار روزنامه جمهوریت گفت فقط رئيسجمهور آنهایی که به عدالت و توسعه راي دادهاند؟ آیا عبدالله گل و حزب متبوعش ميتوانند الگویی کامیاب از محافظهكاري مدرن توام با سکولاریسم و لیبرالیسم اسلامی را براي جهان اسلام و به ویژه خاورمیانه نوظهور به ارمغان بیاورند؟
یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 14:4 توسط شهروند امروز |
موضوع: جهان |