«كيم جونگ ايل» رهبر كرهشمالي همان لباس خاكستريرنگ مرسوم در كره را بر تن ميكند؛ لباسي كه مردم كرهشمالي سالها است برتن ميكنند؛ بدون تغيير در ظاهر و حتي دوخت آن. سادهزيستي، نه توصيهاي مهم كه اصلي ايدئولوژيك براي ساكنان سرزمينهاي شمالي شبهجزيره كره است. مردم اين سرزمين سالهاست كه با تجملات زندگي روزمره وداع گفتهاند و به سادهزيستي روي آوردهاند. سادهزيستي كرهايها اما نه محصول انتخاب آزادانه اين مردمان كه حاصل اجبار ايدئولوژيك رهبران كرهشمالي – پدر و پسر- بر آنان بوده است. اينچنين بود كه سادهزيستي همراه هميشگي زيست شهروندان كرهاي شد و متاثر از آن، تظاهر به سادهزيستي ـ خواسته و ناخواسته - به اصل رفتاري رهبر كرهشمالي تبديل شد. به اين ترتيب مردم كرهشمالي مدتهاست كه «رهبر عزيز» خود را با همان لباس ساده ميبينند اما همين مردمان از افراطگرايي در خوراك و پوشاك خانواده حكومتي كره، افسانهها ساخته و پرداختهاند. مردم كرهشمالي ملزم به سادهزيستياند، همچنانكه «كيم جونگ ايل» ملزم به تظاهر به سادهزيستي؛ و اين چرخه سالهاست كه ادامه دارد.
***
اين سالها سادهزيستي بعضي از رهبران سياسي دنيا، وجهي نمادين براي نيل به يك هدف يافته است؛ جلبنظر و راي تنگدستان جامعه و البته طنز روزگار اينگونه رخ مينمايد كه چنين حكومتگراني تنها يك قالب مشخص براي تاكيد بر سادهزيستي خويش برميگزينند. اينجاست كه چنين رييس دولت يا وزير و وكيلي كه داعيه سادهزيستي دارد، كت و شلوار مرسوم را كنار ميگذارد و لباسي نمادين را هميشه برتن ميكند.چاوس در ونزوئلا پيراهني قرمز ميپوشد، اورتگا در نيكاراگوئه پيراهني سفيد برتن ميكند و ديگران نيز همچنين. گويي تظاهر به سادهزيستي همچون ابزاري در خدمت شعارهاي پوپوليستي اين رهبران بايد كه خودنمايي كند تا دايره باورپذيري شعارهاي مردمگرايانه نيز گسترده شود. براي اين رهبران تظاهر به سادهزيستي، گاه حذف تشريفات ديپلماتيك را نيز به دنبال خود ميآورد كه در اين صورت دانيل اورتگا دست ميهمانان سياسي خويش را ميگيرد و در خيابانهاي فقيرنشين پايتخت ميگرداند تا اينگونه بر مردمي بودن و سادهزيستي خود تاكيد مضاعف كرده باشد.
***
در اين سالها جمعي از اصولگرايان ايراني نيز بسيار در باب سادهزيستي گفته و نوشته و به نسخههاي پيچيده شده قبلي عمل كرده و گاه خود نيز چنين نسخهاي پيچيدهاند. اما بازهم طنز داستان اينجاست كه آنها نيز استفاده از نمادهاي ظاهري در سادهزيستي را فراموش نكردهاند. اينچنين است كه اكنون تظاهر به سادهزيستي در ميان اين گروه از سياستورزان ايراني به جاي ايدئولوژي سادهزيستي سالهاي اول انقلاب نشسته و به اين ترتيب اگر در سالهايي پيشتر مسوولان تجملگرايي خويش را نميپسنديدند، در اين سالها اما مقدم بر خود، تجملگرايي براي ديگري نيز پذيرفته نميشود تا مبادا بروز تجملگرايي، چراغ پرسشهايي را در ذهن جماعتي كه همواره توصيه به سادهزيستي را از مسوولان خود شنيدهاند، روشن كند. گويي نقطه مقابل تظاهر به سادهزيستي در نفي تجملگرايي بايد ظهور يابد. لشك كولاكوفسكي، فيلسوف لهستاني اما توصيهاي براي حكومتگراني دارد كه تظاهر به سادهزيستي آغاز كردهاند و كمر همت بر پايان عصر تجملگرايي بستهاند: «شايد كمر بستن به جنگ با تجمل ـ بنابر هر تعريفي ـ و ريشهكني آن به عنوان هدف نهايي كاري بيثمر باشد. انگيزه چنين مبارزهاي ايده شريف عدالتخواهي نيست بلكه حسادت است، هرچند كه از سوي ديگر درخشش جزاير كوچك تجمل در ميان درياي فقر، وجدان ما را جريحهدار ميسازد.»
یکشنبه 25 شهریور1386 ساعت 14:23 توسط شهروند امروز |
موضوع: كلوپ |