جلسهای برای حصول اجماع ملی
مشکل:
چالش در روابط بينالملل
راهحل:
به اعتقاد شما بزرگترین مشکلی که جامعه ایران این روزها با آن روبروست چیست؟
کشور ما اگرچه مشکلات بسیاری دارد اما آنچه بیشتر احساس ميشود و آثارش را در حوزههای مختلف ميبینیم چالش در روابط بينالملل است که هم بر حوزه اقتصادی ما اثر ميگذارد و هم به اعتبار ما در عرصه بينالملل ضربه ميزند. ما در سالهای نه چندان دور در وضعیت بسیار مناسب بينالمللی بودیم و طرح رئیسجمهور ما به عنوان گفتوگوی تمدنها در سازمان ملل با اتفاق آرا تصویب شد. حتی روسایجمهور کشورهای اروپایی که قبل از آن رابطه خوبی با ما نداشتند مشتاقانه خواهان گفتوگو و توسعه روابط شدند.
اما به ناگاه ورق برگشت و یکباره آنها در تقابل با ما قرار گرفتند.
به اعتقاد شما چرا چنین روندی طی شد و این رودررویی دوباره شکل گرفت و تشدید شد؟
بخش عمده اينكه چهرهای از کشور ما ساخته شود و به وسیله آن اجماعی از دولتهای غربی و آمريكا علیه ایران نسبت به حق دسترسی به انرژی و فناوری شکل بگیرد، ناشی از سلطه برخی کشورها و حق انحصاری آنهاست. اما بخش دیگر آن ناشی از دیپلماسی ماست که نتوانسته چهره سلطهگرانه و زورگویانه این کشورها از جمله آمريكا را به درستی در روابط با کشورهای دیگر تبیین کند و بر اثبات صلحآمیز بودن تلاشهای ما در عرصه انرژی هستهای مهر تایید بکوبد. اگرچه اخیرا با گزارش خوب آقای البرادعی تا حدی جبران گذشتهها شده است و بالاترین مراجع هم پذیرفتهاند که اهداف ایران صلحجویانه است اما همچنان رفتن پرونده ایران به شورای امنیت به این دلیل بهانهای است که باید برای آن چارهاندیشی کرد. از طرفی هم بخشی از ماجرا تحریکاتی است که برخی دولتمردان در سخنان و موضعگیریهای خود داشتند و آن گفتهها هم نه تنها کمکی به ما نکرد بلکه با دادن بهانه به دست آمريكا شرایط را سختتر کرد و برای توجیه افکار عمومي کار ما سختتر شد.
به این ترتیب راهحلی که شما برای حل این مشکل پیشنهاد ميکنید چیست؟
طبیعتا ما نميتوانیم از حق خودمان صرفنظر کنیم و منافع ملیمان را در دسترسی به علم و فناوری نادیده بگیریم و بگوییم هرچه آقایان ميگویند ما گردن مينهیم؛ نه چنین چیزی نیست. اما در داخل باید هماهنگی و وحدت نظری درباره اينكه چگونه ميشود این حق را استیفا کرد شکل بگیرد. در این صورت لازم است کسانی که در مصدر تصمیمگيري هستند فضا را باز کنند تا در یک جلسه کارشناسی، بزرگان قدرت و خیرخواهان با شفافیت کامل روشهای مختلف حل این مشکل را به گفتوگو بگذارند و آثار هر یک از رفتارها را با جزئیات بررسی کنند و حتی شاید لازم باشد این نشست، چند روزه و پشت درهای بسته شکل بگیرد و شاید نتیجهای هم که استخراج ميشود نیازی به انتشار نداشته باشد و شاید هم داشته باشد. حاصل این نتیجه ميتواند مبنای سیاستگذاریها براي رفع مشکل ما و جامعه جهانی باشد و این جمعبندی ميتواند پایهای باشد برای اجماع در بین روشنفکران و آحاد مردم جامعه که در نتیجه آن انسجامی بزرگ و ملی حول این مساله شکل خواهد گرفت.
چگونه ميتوان به شکلگیری این اجماع کمک کرد؟
برای شکلگیری اين اجماع همه مقامات و مسوولان در به کارگیری الفاظ و کلمات باید تجدیدنظر کنند. از تهدید بیهوده دیگران دست بردارند. این مساله البته هم به مقامات غیردولتی و هم دولتی به خصوص نمایندگان مجلس، هیاترئیسه، اعضای کمیسیونها، خطبای جمعه مخصوصا در شهرهای بزرگ، مدیران و مسوولان و رسانهها و... بازميگردد. لذا به اعتقاد من قدم اول برگزاری یک نشست همدلی برای بررسی ابعاد این قضیه است چرا که این ما هستیم که باید به گونهای رفتار کنیم که جهان حق را به ما بدهد و با ادبیاتی مناسبتر و شفافتر با طرف مقابل برخورد کنیم.
آیا خودتان نسبت به شکلگیری این اجماع خوشبین هستید و آیا اصلا این طرح تاکنون پیشنهاد شده است؟
من خودم چندان نسبت به شکلگیری چنین اجماعی خوشبین نیستم اما برای ایجاد انسجام جدی چنین جلسهای لازم است ضمن اينكه یکی، دو بار این طرح مطرح شد اما برای رسیدن به آن برنامهای پیشنهاد نشد.
دوشنبه 9 مهر1386 ساعت 16:39 توسط شهروند امروز |
موضوع: كلوپ |
