تیراژ، نفس من را گرمتر میکند
در دورهای که تیراژ آلبومهای موفق موسیقی به سختی به مرز 50 هزار نسخه میرسد، آلبوم «قلندروار» با فروش فراوانی که به گفته برخیها بالاتر از 500 هزار نسخه است، توانسته طیفهای متفاوتی از علاقهمندان موسیقی را به سوی خود جلب کند. معمولا آلبومهای پاپ هستند که لینکهای فراوانشان در وبسایتهای دانلود رایگان قرار میگیرد و کپیهایی از آلبوم اصلی اشاعه پیدا میکند، اما قلندروار جزء معدود آلبومهای غیرپاپ است که وارد این بازی شده و علاوه بر فروش فراوانش، به شدت مورد علاقه صاحبان این نوع وبسایتها قرار گرفته است. مراجعه به جستوجوگرهای اینترنتی این ادعا را اثابت میکند. سالها بود که هیچ آلبوم غیرپاپی به چنین فروش شگفتانگیزی دست نیافته بود و اینچنین با استقبال مردم روبهرو نشده بود. نکته جالب آنکه این آلبوم در شمال هند و کشورهای فارسیزبان هم با فروش بسیار خوبی روبهرو شده که یک اتفاق جدید در عرصه موسیقی ایران قلمداد میشود.
منهای استقبال گسترده مردم از این آلبوم، نوع کار هم بسیار متفاوت بود. چیزی متمایز از آنچه در بازار موسیقی یک رنگ کشور خلق و توزیع میشود. یک نوع موسیقی تلفیقی بر مبنای سازهای کوبهای که با تحریرهای متفاوتی از علیرضا افتخاری همراه شد تا خیلیها از شنیدن آن شگفتزده شوند. فارغ از قوت و ضعفهای اثر، تفاوتهای بنیادین این آلبوم در استفاده از ارکستر، گروه کر، ملودیپردازی، تنظیم و تحریرها، آن را به یک اثر نمونه تبدیل کرد. چهبسا عدهای اصلا با این نوع آثار ارتباط برقرار نکنند، اما هیچ یک از آنها نیز چشم بر تفاوتهای ساختاری آن با آنچه مرسوم است و تلاش و زحمتی که برای احیای این سبک جذاب موسیقی کشیده شده، نبستند.
موسیقی مبتنی بر رسوم قلندری که بعد از اسلام به دو شاخه زورخانهای و خانقاهی تکثیر شد، در این آلبوم به صورت آگاهانهای به کار گرفته شد و در بستر آن موتیفهای موسیقی هندی و عربی با تلفیقی روان و تاثیرگذار به کار گرفته شد. به قول یکی از کارشناسان موسیقی، نمیشود قلندروار را شنید و نوای سازهای کوبهای را حس کرد و یک جا نشست.
آهنگساز اثر با فراست بالایش برای شنیده شدن این کار نو، سراغ خوانندهای رفت که از تجربههای نو هراس ندارد و البته حمایتهای گسترده مخاطبان موسیقی را نیز به همراه دارد. به این ترتیب حلقههای زنجیر به شکل پیوستهای در کنار هم قرار گرفتند و آلبوم قلندروار به موفقیت بسیار خوبی دست پیدا کرد. نکته جالب آن بود که پس از مدت بسیار کوتاهی از انتشار این آلبوم، آلبوم دیگری با صدای علیرضا افتخاری با نام «هوای تو» هم منتشر شد که تغییر چندانی در فروش بالای قلندروار ایجاد نکرد. به هر ترتیب فارغ از خوبیها و کاستیهای اثر، این تجربه نو، باید حمایت و آثار قویتر و تکاملیافتهتری در این سبک تولید و منتشر شود.
چند ماهی از انتشار آلبوم قلندروار میگذرد. الان نظرتان درباره این آلبوم چیست؟
آلبوم را کار بسیار خوبی میدانم. در تهیه این آلبوم بسیار متفکرانه عمل شد و آهنگساز کار آقای توحیدی هنر اندیشه و اندیشیدن را بسیار خوب به کار برد. جوانان فرهیختهای وارد عرصه موسیقی شدهاند و زمینه برای حضور آنها در بستر ربایش زیبایی موسیقی فراهم آمده. هر کس نمیتواند در این عرصه تاختوتاز کند. وقتی اساتیدی مثل پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و بقیه اساتید کار را شنیدهاند و نظر مثبت داشتهاند، لابد کار خوبی انجام شده. جوانانی که وارد این عرصه شدهاند، زیبایی را میشناسند و با سن و سال کم، به استادی نزدیکند. پیر عقلاند.
خیلیها میگویند نوع تحریرهای شما هم در این کار متفاوت است؟
حس و حال کار میطلبید. حس و حالی که در این کار وجود داشت، عادی نبود، سری بود. فریادهایی که من در این قطعات میزنم عادی نیستند. از سر شوق و رنج و عشق و نبرد هستند. به خاطر نگهداری از عشق. آلبوم قلندروار را در زمانهای بعد، شکوهمندانه جشن میگیرند. امیدوارم آیندگان فاتحهای هم برای ما بخوانند.
با چه دیدی وارد این عرصه جدید شدید. به هر حال پیشینه شما در موسیقی اصیل ایرانی، شاید این باور را به وجود آورد که سخت وارد این تجربهها شويد؟
قصد این بود که کاری به مردم عزیزمان تقدیم کنیم که با آنچه تاکنون شنیدهاند، متفاوت باشد. این آلبوم حکم یک سناریو در اپرای زندگی را داشت. در این سرزمین، هر کس نقشاش در این اپرا را خوب ایفا کند، میماند و هر کس نتواند از عهده نقشاش برآید، خیلی زود میمیرد.
از نتیجه کار راضی هستید؟
واقعا عرض میکنم قلندروار کاری بود که خستگی را از تنم درآورد. بعضی کارها راحت انجام میشوند. خواندنشان سخت نیست ولی در استودیو، به خواننده روحیه نمیدهند. نیم ساعت کار را اجرا میکنی ولی احساس ویژهای به انسان دست نمیدهد. اما بعضی کارها متفاوتند اجرایشان مشکل است اما نسبت به کارهای سهل، بیشتر به خواننده روحیه میدهند.
من شخصا به کارهایی که پشت قضیه رنج هست، علاقه ویژهای دارم. وقتی میبینم آهنگسازی چند ماه روی یک آلبوم کار کرده و زحمت کشیده با لذت ویژهای کار میکنم. با فریدون خشنود کار کردهام، با عباس خوشدل و دوستان دیگر که برای کار واقعا زحمت میکشند. برای گذر از یک پل میشود خیلی راحت فقط پیشرو را نگاه کرد و از پل گذشت. اما بعضیها هستند که آهسته میروند و به اطراف مینگرند و جزئیات مسیر را کنکاش میکنند. آنها همین دوستان زحمتکش هستند که هنگام تحویل کار، قدرتشان نمایان میشود. قلندروار هم در این عرصه میگنجد.
بعد از آلبوم قلندروار، آلبوم دیگری هم با صدای شما به بازار آمد به نام «هوای تو». سرعت انتشار آلبومها به کار ضرر نمیرساند؟
ما با ناشرها قراردادی داریم که مطابق آن عمل میکنیم. زمان انتشار آلبومها به شرکتها بستگی دارد و رقابت میان آنها.
اما نکته اینجاست که همیشه ناشرها در عرصه موسیقی، مغفول میمانند و کسی نامی از آنها نمیبرد. قریب 30 سال است که در این عرصه فعالم و تاکنون حتی یک ناشر هم در حق من کوتاهی نکرده. من شخصا به هر ترفندی دست میزنم تا سودی نصیب این شرکتها شود تا در قیامت، جوابگوی ضرر دیگران نباشم. چند روز پیش به خوانندهای گفتم تو که کارهایت جز ضرر چیزی برای ناشران ندارد، چرا میخوانی؟ احساس کردم ناراحت شد ولی به فکر فرو رفت.
من برای مسائل مالی کار نمیکنم. دوست دارم چند برابر دستمزد من عاید ناشر شود، نه اینکه ناشر ضرر کند. تیراژ کار باعث میشود که نفس من گرمتر شود. هر چه مردم نسبت به کار من ابراز علاقه بیشتری نشان دهند، روحیه من برای کارهای جدیدتر بیشتر و بیشتر میشود.
در آلبوم قلندروار هم حوزه هنری و در راس آنها رضا مهدوی شبانهروز زحمت کشیدند. او خودش را وقف موسیقی کرده و آرزومندم که به کرسیهای بالاتری دست پیدا کند.
شما سالها با آهنگسازان باسابقه همکاری کردهاید ولی جدیدا به همکاری با جوانان رغبت بیشتری نشان میدهید. کار با جوانان چگونه است؟
میبینید که کار در قلندروار چگونه با مخاطبان گسترده، ارتباط برقرار کرد. من جدیدا با دکتر چراغعلی، عماد توحیدی و میرزاخانی کار کردهام که کار آنها را بسیار پسندیدهام. اینکه کدامشان بهتر کار کردهاند به سلیقه مردم و نظر کارشناسان بستگی دارد. این جوانان کارشان را خوب بلدند و من افتخار میکنم که با آنها همکاری کردم.
برخی اساتید موسیقی به شما ایراد میگیرند که از موسیقی سنتی ایرانی فاصله گرفتهاید. ایده شما در اینباره چیست؟
من از کار جدید نمیترسم. نسبت به کار نو حس خوبی دارم. مردم متوجه میشوند که قلندروار کار متفاوتی است و به آن روی خوش نشان میدهند. آنها میفهمند که سازندگان اثر چقدر برای آنها اهمیت قائل بودهاند، به همین دلیل هم هست که بیشتر به این آثار گرایش پیدا میکنند. کار نو ضعف را دور میکند. به نظر من کسی که قدرتمندتر است، کار نو میکند. اوست که شرایط را برای یک داستان خوب مهیا میکند.
به همین دلیل است که از موسیقی ردیفی فاصله گرفتهاید؟
به نظر من دو نوع آدم بیفکر داریم. آنهایی که میگویند کار قدیمی بهتر است و آنهایی که میگویند کار جدید، بهتر است. برخی از آنها دچار فشار روانیاند. یک کار خوب لزوما نه قدیمی است نه جدید. این مردم هستند که به کار خوب نمره میدهند. مهم این است که این موسیقی، با روح آدمها ارتباط برقرار کند. مهم این است که یک قطعه موسیقایی بتواند دل یک ایرانی را شاد کند. آدم دلشکستهای تصنیفی را بشنود و لذت ببرد. به همین دلیل است من برای آن استاد بزرگ موسیقی که برای دل مردم میخواند تا آن آکاردئونزنی که در کوی و برزن برای شاد کردن مردم مینوازد، احترام قائلم.
در آهنگهای جدید شما، رگههایی از موسیقی مبتنی بر شادی و اساسا ریتمهای شادتر را میشنویم. دلیل گرایش به این سمت چیست؟
غارنشینها وقتی نقاشی میکردند، میخواستند بگویند که زندگی شادی داریم که به سمت هنر نقاشی آمدهایم. بحث موسیقی هم در گستره وسیعتری به همین مساله مربوط است. ما با توجه به شرایط بینالمللی که داریم، به گونهای باید به موسیقی بپردازیم که به جهانیان نشان دهیم که ملت شادی هستیم. اینکه سعی کنیم مدام بر مبنای تئوریهای از پیش تعیین شده کار کنیم، به نظرم کار شایستهای نیست. کار هنرمند باید کاربردی باشد. حوزهای و موضعی نباشد. مثل چینیآلات است که هم نمای خوبی دارند و هم مورد استفاده قرار میگیرند. ما همیشه به هنر و بهویژه به موسیقی اهمیت ویژهای دادهایم و به واقع میتوانیم با موسیقی ضعفهایمان را به قوت بدل کنیم. موسیقیدانها بهتر واقفاند که من چه میگویم. نباید با کارهای ضعیف، بستر تحقیر را برای ملتمان فراهم کنیم. هنرمندانی که به ذائقه مردم توجه نمیکنند، در این دام گرفتارند.
به نظر شما، علیرضا افتخاری در کجای موسیقی ایرانی قرار گرفته است؟
ببینید من برای تمام کسانی که آتش موسیقی را روشن نگه داشتهاند، احترام ویژهای قائلم. مرحوم شهریار درباره خودشان در جمع شعرا گفتهاند که اگر کفشکن نباشم، کفشهای دیگران را جفت میکنم. ما هم در مجلس موسیقی همین صفت را داریم.
به عقید من، معیار اصلی مردم هستند. من جلو مردم زانو میزنم. تواضع من در قبال مردم است و بس. مردم کارهای من را میخرند، به ناشر کمک میکنند و از همه مهمتر ما را دعا میکنند. این موج مثبت را در هر شرایطی میفرستند. ما برای مردم کار میکنیم و به آنها تکیه داریم.
غره مشو که مرکب مردان مرد را
در سنگلاخ با دید پیها بریدهاند
نومید هم مباش که رندان باده نوش
ناگه به یک ترانه به منزل رسیدهاند
دوشنبه 9 مهر1386 ساعت 16:55 توسط شهروند امروز |
موضوع: موسيقي |