تبليغاتX
شهروند امروز
 
پايان عصر نفت ارزان

روز 20 سپتامبر سال 2007 ميلادي مي‌توانست براي معامله‌گران نايمكس، بورس نفت نيويورك، روزي شبيه ديگر روزها باشد. اما رسيدن نفت به قيمت 10/84 دلار در هر بشكه اين روز را براي هميشه در خاطره معامله‌گران نايمكس ثبت كرد. اندرو برتون معامله‌گر شركت اكسون موبيل اين روز را روزي دشوار و طولاني توصيف كرده است. زمان بين زنگ آغاز و پايان معاملات روز پنجشنبه طولاني‌تر از هر روز ديگري سپري شد. زنگ صبحگاهي نايمكس پايان عصر نفت ارزان و زنگ عصرگاه نايمكس زنگ آغاز دوران جديدي براي استراتژيك‌ترين كالاي جهان را اعلام كرد. از نسل معامله‌گراني كه بحران نفتي سال‌هاي 79 و 81 ميلادي را به ياد دارند ديگر كسي در بازارها باقي نمانده است. بروكرهايي كه سال 98 و نفت بشكه‌اي 87/10 دلار را ديده بودند حالا با نفت 10/84 دلار هم سينه به سينه مي‌شوند. تجربه‌اي كه از سال 1983 و آغاز به كار بورس نفت نيويورك هيچ‌كس آن را تجربه نكرده بود؛ تجربه‌اي كه معامله‌گران را در دوراهي انتخاب قرار مي‌دهد، خريدن يا نخريدن؟ خريدن در قيمت‌هاي بالا يعني استقبال از قيمت‌هاي جديد و دامن زدن به آتش شعله‌ور قيمت‌ها و نخريدن يعني ايستادن چرخ صنايعي كه در پس گردش خود رشد اقتصادي را به همراه دارند.

 

... و نفت اينگونه ركورد شكست

براي تعيين زمان شروع دوران نفت گران دو مقطع زماني بيش از ديگر موارد اهميت دارد؛ گروهي 31 آگوست سال 2005 ميلادي توفان سهمگين كاترينا خليج مكزيك را در نورديد. در پي اين توفان بود كه بخش زيادي از تاسيسات نفتي مستقر در خليج  مكزيك يا از بيم توفان تعطيل شدند يا اينكه در جريان گردبادهاي ويرانگر تخريب شدند. در جريان اين اتفاق براي نخستين بار بهاي نفت خام وست‌تگزاس اينترمديت كه به عنوان نفت پايه بورس نيويورك شناخته مي‌شود از مرز 70 دلار عبور كرد. نفت تنها يك روز در بالاي 70 دلار دوام آورد. در ادامه با آغاز سال 2006 ميلادي بود كه پرونده هسته‌اي ايران از آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي راهي شوراي امنيت شد. با صدور اولين قطعنامه اين شايعه در بازار نفت پيچيد كه ايران از نفت به عنوان سلاحي در برابر غرب استفاده خواهد كرد. جو رواني حاصل از اين شايعه بار ديگر نفت را از مرز 70 دلار در هر بشكه گذراند. حتي سخنان سيدكاظم وزيري‌هامانه، وزير نفت وقت ايران كه هرگونه استفاده ابزاري از نفت را براي مواجهه با غرب نفي مي‌كرد نيز نتوانست آبي بر آتش بازارها بريزد و نفت بيش از چهار ماه در بالاي 70 دلار سپري كرد. با رسيدن به ماه جولاي شعله‌هاي جنگ 33 روزه لبنان به هوا بلند شد. بحران، خاورميانه را تهديد مي‌كرد. جايي كه شريان نفت جهان در آن قرار دارد. نفت در 14 جولاي 2006 بار ديگر به بالاترين قيمت خود رسيد. رقم 40/78 دلار اين بار براي نفت خام نيويورك ثبت شد. با پايان جنگ و رفع سايه بحران از سر خاورميانه نفت بار ديگر به زير 70 دلار سقوط كرد.

اعضاي اوپك كه ماه‌ها به فروش نفت گران و خزانه‌هاي اندوخته از دلار عادت كرده بوند تمايلي به قبول قيمت‌هاي ارزان نداشتند. كاهش توليد در دستور كار قرار گرفت. طي دو مرحله اوپك كاهش 7/1 ميليون بشكه‌اي را تا پايان فوريه 2007 تصويب كرد. اين در شرايطي بود كه پيش‌بيني مي‌شد بر ميزان تقاضاي جهان در سال 2007 بيش از 5/1 ميليون بشكه در روز افزوده شود. اوپك هيچ‌گاه نتوانست بيش از 60 درصد اين كاهش را محقق كند اما جو رواني حاصل از آن بر آتش افزايش قيمت‌ها دامن زد. اوپك در اجلاس عادي 145 خود در وين كه روز 11 سپتامبر برگزار شد درصدد جبران برآمد و تصويب كرد كه از اول نوامبر 500 هزار بشكه ديگر بر توليد خود اضافه كند. اما گويا ديگر دير شده بود نفت به دنبال كاهش تدريجي عرضه و افزايش تقاضا براي فرآورده‌هاي نفتي به خصوص بنزين و گازوييل به ركورد 10/84 دلار رسيد.

 

علل اقتصادي افزايش قيمت نفت

اگرچه عوامل جغرافيايي ـ سياسي همواره بر رشد قيمت نفت تاثير مي‌گذارند اما همچنان اصلي‌ترين دلايل افزايش يا كاهش قيمت نفت را بايد در پارامترهاي اقتصادي جست‌وجو كرد. نيروهاي دروني بازار يعني عرضه و تقاضا هنوز تعيين‌كننده‌ترين عوامل در سرنوشت نفت به حساب مي‌آيند.

آمارهاي سازمان بين‌المللي انرژي نشان مي‌دهند كه متوسط تقاضاي روزانه نفت خام در سال 2006 ميلادي 5/84 ميليون بشكه در روز بوده است. در حالي كه اين رقم براي سال 2007 با روند كنوني به 86 ميليون بشكه خواهد رسيد. در سه ماه سوم سال 2006 نفت با تقاضاي روزانه 1/84 ميليون بشكه در روز روبه‌رو بوده است. اين در شرايطي است كه ميزان تقاضا در سه ماه سوم سال 2007 كه ركوردشكني قيمت در آن اتفاق افتاد 1/86 ميليون بشكه بود. در اين شرايط ميزان توليد (عرضه) نفت كشورهاي عضو اوپك و خارج از اوپك به زحمت به 86 ميليون بشكه مي‌رسيد. عرضه و تقاضا در ماه‌هاي جولاي و آگوست تقريبا برابر بودند. در ادبيات بازارهاي نفت اين به معني ورود به دوره بحران است. اكثر تحليلگران بر اين عقيده‌اند كه براي ايجاد ثبات در بازار نفت و جلوگيري از شوك‌هاي عرضه لازم است مازاد يك تا دو ميليون بشكه‌اي عرضه در بازارها وجود داشته باشد.

اينجا درست همانجايي است كه توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان طلاي سياه با يكديگر اختلاف‌نظر پيدا مي‌كنند. توليدكنندگان به خصوص توليدكنندگان كوچك وجود مازاد عرضه زياد در بازارها را عامل كاهش قيمت و به هدر رفتن منابع نفتي خود مي‌دانند و در مقابل توليدكنندگان تزريق مازاد عرضه را بخشي از تعهد توليدكنندگان نفت به جامعه جهاني در راستاي ثبات بازارهاي نفتي عنوان مي‌كنند. با شدت گرفتن تقاضا در نيمه سال سازمان بين‌المللي انرژي كه به نوعي مصرف‌كنندگان بزرگ را نمايندگي مي‌كند طي سه مرحله از بزرگ‌ترين كارتل نفتي جهان خواست تا توليد خود را افزايش دهد. اما هر بار اين درخواست‌ها با مخالفت يا سكوت اوپك روبه‌رو شدند. اعضاي اوپك نظري مخالف سازمان بين‌المللي انرژي داشتند. به عقيده آنها اين كمبود فرآورده‌هاي نفتي در بازارهاي ايالات متحده بود كه باعث افزايش قيمت‌ها مي‌شدند، كمبود نفت خام؛ كه البته هيچ ربطي هم به آنها نداشت.

 

كاهش ذخاير استراتژيك

اخبار تا حدي نظر اوپك را تاييد مي‌كرد. براساس گزارش دپارتمان انرژي ايالات متحده بازده پالايشگاهي اين كشور در ماه جولاي به زير 90 درصد سقوط كرد و به 89 درصد رسيد. تعطيلي پالايشگاه بريتيش پتروليوم در تگزاس و پالايشگاه شورون در فلوريدا باعث كاهش عرضه فرآورده‌هاي نفتي شد، اما آمارها به موازات آن از افزايش تقاضاي نفت خام نيز حكايت مي‌كردند. به همين دليل شيرهاي مخازن استراتژيك به منظور جلوگيري از شوك عرضه به روي پالايشگاه‌ها باز شد. از اواسط ماه آگوست به مدرت چهار هفته به طور پي‌درپي گزارش‌هاي كاهش سطح ذخاير را نشان مي‌دادند. جديدترين گزارش دپارتمان انرژي ايالات متحده از كاهش 3/1 ميليون بشكه‌اي سطح ذخاير استراتژيك ايالات متحده خبر مي‌دهد. به عقيده تحليلگران اين تزريق تفاوت ميان عرضه و تقاضاست كه از سوي ايالات متحده به بازار اين كشور تزريق مي‌شود. در آخرين گزارش منتشرشده سطح ذخاير استراتژيك 318 ميليون و 800 هزار بشكه عنوان شده است. اين رقم 2 ميليون و 30 هزار بشكه كمتر از پيش‌بيني‌هاي موجود در اين خصوص است.

تزريق ذخاير استراتژيك به پالايشگاه‌ها اگرچه به طور مستقيم تاثيري در قيمت نفت ندارد، اما براي معامله‌گران به منزله يك حسگر عمل مي‌كند. سطح ذخاير استراتژيك كه اين روزها به پايين‌ترين ميزان در سال 2007 رسيده است چراغ خطري براي بازارهاست كه از كمبود عرضه خبر مي‌دهد.

 

جادوي بن‌برنانك

در شرايطي كه بازارهاي نفت آماده انفجار بودند و قيمت‌ها چند روزي را بالاي 80 دلار به سر مي‌بردند، بن‌برنانك، رييس بانك مركزي ايالات متحده كبريت اين انبار باروت را كشيد و با كاهش نرخ بهره آن هم پس از چهار سال زمينه ركوردشكني را فراهم كرد. اهالي اقتصاد اين ضرب‌المثل را شنيده‌اند كه هرگاه اقتصاد آمريكا عطسه كند دنيا پهلوبه‌پهلو مي‌شود. در مورد نفت نيز چنين برداشتي كاربرد خودش را دارد.

بن‌برنانك يك روز قبل از ركوردشكني بازارهاي نفت به خواسته يك ساله بازارهاي سهام پاسخ داد. بانك مركزي نرخ بهره ايالات متحده را از 25/5 درصد به 75/4 درصد كاهش داد. به عقيده تحليلگران اين اتفاق قفل اقتصاد ايالات متحده را باز كرد. اقتصاد بزرگ 12 تريليون دلاري ايالات متحهده باز شد و فرداي آن روز شاخص صنعتي داوجونز در بورس نيويورك بيش از 380 واحد جهش كرد؛ جهشي كه از سال 2002 به اين سو بي‌سابقه بود. حركت اقتصاد ايالات متحده قطعا به دنبال ايجاد تحرك در صنايع بزرگ رخ خواهد داد، صنايعي همچون اتومبيل‌سازي، فولادسازي و هواپيماسازي و ديگر صنايعي از اين دست. براي بازارهاي نفت ايجاد تحرك بيشتر در اين صنايع به معني تقاضاي افزون‌تر براي نفت خام است. در شرايط فعلي كه بازار با مازاد عرضه كافي روبه‌رو نيست اين تقاضاي اضافي مي‌تواند به مانند شوك وارد شود و روند صعود قيمت‌ها را تسريع كند. اگر ميانگين تقاضاي نفت در سال 2007 را همان 86 ميليون بشكه فرض كنيم ايالات متحده به تنهايي بيش از يك چهارم اين مقدار را مصرف مي‌كند. طبيعي است كه حتي تغييري اندك در اين تقاضاي بزرگ مي‌تواند براي بازار نفت اهميت داشته باشد. عامل ديگري كه در كنار كاهش نرخ بهره مي‌تواند موجب افزايش تقاضا براي نفت در نزد صنايع ايالات متحده شود، كاهش ارزش دلار است. كاهش ارزش دلار در برابر ارزهاي عمده به خصوص ين ژاپن و يورو به معني كاهش بهاي تمام‌شده كالاهاي آمريكايي در برابر محصولات ژاپني و اروپايي است. روند كاهش ارزش دلار در برابر يورو كه اندكي عامدانه به نظر مي‌آيد سبب افزايش صادرات كالاهاي آمريكايي به اروپا خواهد شد، در اين شرايط است كه صنايع با تقاضاي توليد بيشتري روبه‌رو مي‌شوند و نتيجه آن افزايش تقاضا براي نفت‌خام خواهد بود. اقتصاد ايالات متحده موتور اقتصاد جهان است و نفت موتور اقتصاد ايالات متحده!

 

تعبير روياي 100 دلاري

اگر تا چند ماه قبل تنها هوگو چاوس بود كه با مشت‌هاي گره‌كرده خود غرب و به خصوص ايالات متحده را با انرژي گران تهديد مي‌كرد و با فرياد اعلام مي‌كرد كه «نفت صد دلاري در راه است» اكنون تحليلگراني كاركشته در بازار نفت نيز احتمال رسيدن قيمت نفت به 100 دلار در آينده را مطرح مي‌كنند. آنچه تحليلگران را به اين نتيجه مي‌رساند كه نفت باز هم گران‌تر از آنچه هست خواهد شد، مجموعه اخباري است كه از آنها بوي آرامش به مشام معامله‌گران نايمكس و لندن نمي‌رسد.

روزنامه وال‌استريت ژورنال در شماره روز 20 سپتامبر خود از قطع بخشي از توليد دو شركت رويال داچ‌شل و بي‌پي در خليج مكزيك خبر داد. اين دو شركت به دليل وقوع توفان‌هاي موسمي 360 هزار بشكه از توليد خود كاسته‌اند. اين به معني حذف 27 درصد توليد در خليج مكزيك است. هنوز زمان ورود دوباره اين نفت به مدار مشخص نشده است. خبر ديگر بي‌تفاوتي اوپك در برابر نفت 84 دلاري است. با وجود ركوردشكني قيمت نفت اوپك تنها همان 500 هزار بشكه را از ابتداي ماه نوامبر اضافه خواهد كرد.

ايالات متحده امسال زمستان سردي را پيش‌رو خواهد داشت. هرچه زمستان در ايالات متحده زودتر و سردتر شروع شود بر حجم تقاضا براي مواد سوختي خواهد افزود كه اين مساله خود افزايش تقاضا براي نفت را به دنبال خواهد داشت. براساس آمارهاي آژانس بين‌المللي انرژي متوسط تقاضاي روزانه در سه‌ماهه آخر سال 2007 ممكن است به 1/88 ميليون بشكه در روز برسد، يعني چيزي نزديك به دو ميليون بشكه بيش از سه ماه سوم سال. نه اوپك و نه توليدكنندگان غيراوپك تاكنون تامين اين مازاد تقاضا را تعهد نكرده‌اند. به اعتقاد اكثر تحليلگران در صورتي كه با اين تقاضا روبه‌رو شويم و روند عرضه شرايط مشابه شرايط كنوني را داشته باشد، 100 دلار كمترين قيمتي است كه براي نفت متصور خواهد بود.

 

یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 16:20 توسط شهروند امروز | موضوع: اقتصاد |