تبليغاتX
شهروند امروز
 
پرونده : انتخابات فدراسیون فوتبال

حسن بيادي، عضو شواري شهر تهران:

علي‌آبادي حتما احساس خطر كرده كه آمده

اگرچه حالا كورس انتخاباتي فدراسيون فوتبال تنها چند نام چون آجورلو، كفاشيان و علي‌آبادي را به خود مي‌بيند اما داستان طولاني اين انتخاب نام‌هاي جذاب ديگري هم داشت كه در ميانه راه ماندند. يكي از آنها حسن بيادي بود؛ عضو شوراي شهر مردم تهران كه در تمام مدت حضورش در دو دوره اخير شورا خبرساز بوده است. چه وقتي كه براي انتخاب آخرين شهردار از حلقه نزديكان احمدي‌نژاد به سوي ديگر ليز خورد تا قاليباف به خيابان بهشت برود و علي‌آبادي به سئول تبعيد شود و چه بعد از آنكه ناگهان با گذر از كريدورهاي سياسي سر از هيات‌مديره پرسپوليس درآورد.

حسن بيادي اين اواخر به خاطر برخوردش با يك عكاس باز هم تبديل به سوژه شد و آن هم روزي بود كه عكاسي داشت تصوير قرآن خواندن او در ميانه جلسه علني شوراي شهر را ثبت مي‌كرد.

البته آخرين هياهويي كه نام بيادي را در تيتر خود داشت،‌ همين ثبت‌نام او در انتخابات فدراسيون فوتبال بود. يك روزنامه ورزشي از قول او نوشته بود: «اربابم امام حسين(ع) به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم وقتي از هيات برگشتم انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات شركت كنم.»

حرفي كه بيادي آن را تكذيب كرد و گفت از اين روزنامه شكايت كرده است. اما او در انتخابات ثبت‌نام كرد. بعد هم نامش به دليل نقص مدارك حذف شد، اتفاقي كه او آن را در گفت وگويش با شهروند توضيح مي‌دهد.

حبيب كاشاني و حسن بيادي در همه ماه‌هاي اخير به عنوان مديرعامل و عضو هيات مديره پرسپوليس در تقابل با سازمان ورزش كشور بوده‌اند كه محمد علي‌آبادي بر صندلي رياست‌اش نشسته است. حالا شايد جالب باشد كه بيادي وقتي در مورد فوتبال و انتخابات رياست فدراسيون حرف مي‌زند علي‌آبادي را گزينه مناسبي براي رياست آن بداند. اگرچه با رندي تاكيد كند كه: «در اين آشفتگي بهترين نفر آقاي علي‌آبادي است.»

عمده بحث ما راجع به انتخابات فدراسيون فوتبال و فعاليت‌هاي شخص شماست شما مگر نمي‌خواستيد ثبت‌نام كنيد؟

حضور من واقعا اتفاقي بود. يعني قصد نداشتم اين كار را بكنم و يك روز جمعه تصميم گرفتم شركت كنم يك روز تصميم گرفتم و با خودم گفتم براي ما يك هزينه‌هايي شده و حضور ما باعث ايجاد شور و حال مي‌شود. بهتر است با شركت خودمان به صحنه ورزش شور وحال بدهيم. مي‌رويم تا ببينيم تا كجا مي‌توانيم پيش برويم. دو تا مساله وجود داشت؛ يكي اينكه آيا من مي‌توانم اينكار را انجام دهم يا نه. ديدم اگر بخواهم مي‌توانم. ولي قوانين جديدي كه گذاشته‌اند، نياز به بررسي مجدد دارد و گفتن ايرادات اساسنامه كميته انتقالي شجاعت مي‌خواهد.

شايد اين اساسنامه ايرادي نداشته باشد ولي بوي دولت بودن مي‌دهد. هيات‌هاي فوتبال استان از زير چتر مديركل در تربيت بدني هستند. از اين طرف همه باشگاه‌هاي ما دولتي هستند. اين نشان مي‌دهد كه اگر كانديدايي دولتي باشد بردش بيشتر است. الان اعضاي اتحاديه فوتبال بيشتر دولتي هستند. اگر ما پذيرفته‌ايم كه بخش خصوصي در عرصه‌هاي مختلف بايد حضور داشته باشد بايد حضور آن را در ورزش هم بپذيريم. اين دوره گفتند به من اگر آقاي علي‌آبادي بيايد چطور مي‌شود؟ من گفتم فرصت خوبي است اين يك تمرين است. شايد فردا رئيس‌جمهور و روساي سه قوه بيايند ثبت‌نام بكنند.

اينكه دولتي‌تر است.

نه، اول ما بايد باشگاه‌ها را غيردولتي كنيم، در آن صورت اگر رئيس‌جمهور هم بيايد مساله‌اي نيست. چون باشگاه‌ها دولتي نيستند كه بخواهند حرف‌شنوي داشته باشند.

اگر غيردولتي باشند چه نيازي است كه رئيس‌جمهور انتخاب كنند؟

الان ارزش و جايگاه فوتبال فيفا بالاست. به‌رغم تمام باخت‌ها و عدم موفقيت‌ها، جايگاه ويژه‌اي بين جوانان دارد و نشان مي‌دهد كه فوتبال مي‌تواند خيلي موثر باشد. اين موضوع (آمدن رئيس‌جمهور) منع قانوني كه ندارد. به نظر من بايد دوره‌هاي اول يك سري افراد جلو بيايند، كتك‌هايش را بخورند و حرف‌هايشان را بزنند تا قوانين اصلاح شود.

پس معلوم مي‌شود قوانين مشكلي ندارد و دولتي بودن باشگاه‌ها باعث ايجاد مشكل مي‌شود.

هر قانوني اگر بد اجرا شود نتيجه عكس مي‌گيريم. اعتقاد من اين است كه اينها نبايد براي افراد deadline مي‌گذاشتند و آخرين روز ثبت‌نام و آخرين روز تاييديه كساني كه مي‌خواهند اينها را تاييد كنند را تعيين كنند. من معتقد بودم كساني كه مي‌خواستند ثبت‌نام كنند مي‌بايست ثبت‌نام مي‌كردند، اينها را رسما به صورت محرمانه به دبيران هيات‌هاي فوتبال و اعضاي مجمع اعلام مي‌كردند و تاريخ آخرين مهلت را تعيين مي‌كردند.

مدارك شما درست شد؟

نه، مدارك را نبردم. از آنها هم گله كردم. گفتم افرادي كه مي‌آيند كه ناشناس نيستند. فرض كنيم ناشناس هم باشند. شما مدارك را مي‌خواهيد يعني اگر كسي راي آورد مشخص مي‌شود كه اگر مدارك ناقص باشد انتخاب نمي‌شود و از شرايط احراز، مدارك كامل است. شما مي‌توانيد به آقاي علي‌آبادي بگوييد مدرك ليسانس ندارد؟ يك عمر است همه به او مي‌گويند مهندس. من عضو شورا هستم، مي‌توانم مدرك نداشته باشم؟

من روز آخر تصميم گرفته‌ام كه ثبت‌نام كنم. نمي‌توانم مدارك را تهيه كنم. اين يكي از نواقص است.

اينها اشكالات انساني است مثل زماني كه فردي در روز آخر تصميم به شركت و كنكور يا رياست‌جمهوري مي‌گيرد و نمي‌تواند مدراك را تهيه كند.

نه، مثال مناسبي نيست. جنس اين كار با كنكور و رياست‌جمهوري فرق مي‌كند و نبايد مهلت تعيين كرد. حتي براي رياست‌جمهوري هم ارايه مدرك در مهلت تعيين‌شده‌ اشكال دارد.

چطور؟

چطور كسي كه رئيس‌مجلس يا رئيس قوه قضائيه است و كانديداي رياست‌جمهوري شده بايد مدرك ارايه بدهد؟

مشكل شما مدرك تحصيلي نبود؟

بله، بايد مي‌رفتم از بابل مي‌گرفتم كه نگرفته بودم.

شما براي اينكه رئيس فدراسيون شويد برنامه‌اي هم داشتيد؟

من چندين شب كتاب مديريت ورزشي مطالعه كردم و كلي مطلب از آن ياد گرفتم.

سوال را تكرار مي‌كنيم زماني كه شما تصميم گرفتيد در انتخابات شركت كنيد امكان داشت راي بياوريد كه انتخاب شويد، آيا برنامه‌اي داشتيد يا مي‌خواستيد بعدا فكرش را بكنيد؟

من از آن جمعه تا روزي كه رفتم ثبت‌نام كنم، حداقل با شش نفر مشورت كردم. از اينترنت و جاهاي ديگر مطالب زيادي گرفتم و به اين نتيجه رسيدم كه فوتبال ما نياز به يك مديريت تحول‌گرا دارد.

اين خيلي شعاري است.

بله، قبول دارم و با اين افرادي هم كه داريم نمي‌توانيم تحولي ايجاد كنيم.

چه كساني؟

كساني كه الان وجود دارند. ما بايد سعي كنيم فوتبال‌مان را علمي كنيم. فوتبال ما الان احساسي است يعني ورزش فقط برد است. ورزش ما بايد به سوي تعقل و مديريت ورزشي كه به اعتقاد من كمبودش احساس مي‌شود، برود. ورزش ما علمي نيست و كساني هم كه علمش را دارند كنار هستند و موثر نيستند.

يك جمله از شما نقل شد كه گفته بوديد من براي كمك به دولت به فوتبال مي‌آيم.

بله، من ديدم مقام معظم رهبري هميشه توصيه مي‌كنند كه همه بايد به دولت كمك كنند. يكي از كارهاي دولت هم ورزش است من از اين بابت گفتم.

اين صحبت شما با نظرتان درباره غيردولتي شدن فوتبال همخواني نداشت.

نه، منظور من اين بود كه بخشي از دغدغه‌هاي جدي دولت، ورزش است. دولت در ورزش سازمان و معاون دارد. من گفتم به سهم خودم حاضرم در اين زمينه به دولت كمك كنم. منتها بعضي از خبرنگاران ما جوان هستند و صحبت‌ها را چنان مي‌كنند. مثل فوتبال ماست. احساسي مي‌نويسند.

با توجه به مجموعه اين صحبت‌ها، شما فكر مي‌كنيد آمدن آقاي علي‌آبادي به فوتبال ما به حركت آن به سوي علمي‌شدن كمكي مي‌كند؟

به هرحال الان پول و قدرت دست ايشان است بله، با سيستم فعلي اگر آقاي علي‌آبادي بيايد بهتر است ولي به نظر من آقاي علي‌آبادي بايد ساختارشكني مي‌كرد و توجه سازمان را به فدراسيون‌هاي پايه مي‌برد و به فرد قدرتمندي كمك مي‌كرد و او را با خودشان همراه مي‌كردند تا در اين دوران انتقالي بحث‌هاي فيفا فدراسيون را هدايت و اداره كند تا وضعيت آشفته فوتبال را به صورت علمي و اساسي نجات دهد.

به نظر شما آقاي علي‌آبادي به چه نيتي آمده است؟ و چه اهدافي داشته است؟

نمي‌دانم. به نظر من در اين آشفتگي بهترين نفر آقاي علي‌آبادي است.

اين در مدح آقاي علي‌آبادي بود يا در ذم‌شان؟

نمي‌دانم.

عده‌اي معتقدند براي دولت نهم ورزش خيلي مهم است چون مي‌خواهند انحصارطلبي را حفظ كنند. همانطور كه استقلال و پرسپوليس اين كار را كردند.

به نظر من خود ورزش برايشان مهم نيست، مهم كنترل‌اش است.

منظور ما همين است اما اين باعث نمي‌شود كه اگر آقاي علي‌آبادي نمي‌آمد افراد نزديك‌تر به حلقه دولت مي‌آمدند حتي شايعه بود كه شخص آقاي احمدي‌نژاد هم قصد داشتند بيايند در چند وقت اخير ورزش ما پيشرفت خاصي نداشته است.

با شلوغ‌بازي كه ورزش رشد نمي‌كند. ما براي ارزيابي ورزش‌مان بايد بسترهاي آن را ارزيابي كنيم.

يك بحث بود كه حضور شما و آقاي كاشاني در پرسپوليس معامله با دولت و آقاي احمدي‌نژاد بوده است. الان مخالفت شما با آقاي علي‌آبادي را دوباره به راي نياوردن آقاي علي‌آبادي در انتخابات شهرداري تهران ربط داده‌اند.

همه اينها شايعه است.

چطور شد كه شما تصميم گرفتيد وارد هيات مديره پرسپوليس بشويد؟

از من تقاضا كردند، من هم قبول كردم.

چه كسي از شما تقاضا كرد؟

سازمان.

ولي حداقل اينطور نشان مي‌دادند كه چنين تقاضايي صورت نگرفته.

آنها اينطور نشان مي‌دادند. ما هم اينطور نشان داديم كه سازمان تقاضا كرده و ما هم قبول كرديم!

ولي سازمان به شما اصلا كمك نمي‌كند.

نه، اينكه هيچ كمكي نكند. كم كمك مي‌كند.

به اين موضوع كه به استقلال مي‌دهند و به پرسپوليس نمي‌دهند اعتراضي نداريد؟

من اعتراضي ندارم.

آقاي كاشاني دارند.

بايد از آقاي علي‌آبادي سوال كنيم، شايد ايشان استدلال دارد.

الان اگر آقاي علي‌آبادي به فوتبال وارد شود، بحث تعبيضي بين فوتبال و ساير رشته‌ها نمي‌شود؟ ايشان به عنوان رئيس فدراسيون توجه بيشتري به فوتبال خواهد داشت.

اين شائبه وجود دارد. 70درصد اين شائبه وجود دارد! (خنده) 70 درصد ورزش‌ها مي‌توانند اين شائبه را داشته باشند!

اين شايعه كه حضور آقاي علي‌آبادي تلاشي است براي اينكه فوتبال به دست آقاي قاليباف كه با آقاي آجورلو آمده نيفتد صحت دارد؟

من اطلاعي ندارم.

شما اطلاع داريد كه آقاي احمدي‌نژاد با آقاي علي‌آبادي نشستي داشته‌اند يا ايشان قول حمايت بدهند؟

نه.

در مورد خود شما براي حضور در فدراسيون چطور؟

نه، من با هيچ‌كس لابي نكردم.

براي پرسپوليس چطور؟

آقاي احمدي‌نژاد از من خواستند كه به پرسپوليس بروم.

شما در صورتي كه براي رياست فدراسيون انتخاب مي‌شديد، وقت داشتيد؟

اگر انتخاب مي‌شدم از شوراي شهر بيرون مي‌رفتم.

آيا به نظر شما يك نفر دوشغله مي‌تواند رئيس فدراسيون باشد و آن را اداره كند؟

اين شغل افتخاري است.

از نظر زماني؟

آقاي علي‌آبادي مي‌رسد. چون مي‌تواند يك نفر را به عنوان قائم‌مقام بگذارد.البته اين را هم بگويم كه اين تصميم براي آقاي علي‌آبادي خيلي خطرناك است و ايشان شجاعت زيادي نشان داد كه همه آبرو و سوابقش را در بوته آزمايش گذاشت.

حتي احساس خطر كرده كه خودش آمده است و تمام آبرو و حيثيت‌اش را به خاطر فوتبال گذاشته و اين ارزشمند است.

اگر شما رئيس فدراسيون مي‌شديد،‌ مربي خارجي مي‌آورديد؟

احتمال داشت بياورم.

يعني سياست‌تان اين بود كه از مربي داخلي استفاده كنيد يا معتقد بوديد بايد مربي بزرگ يا خارجي آورد.

من احساسي به اين موضوع فكر نمي‌كردم. از نظر كارشناس‌ها استفاده مي‌كردم و داشته‌هايمان را مي‌سنجيدم و كاري كه مي‌خواستيم انجام دهيم را تعريف مي‌كرديم. اين يعني برنامه و برنامه از پازل‌هاي مختلف تشكيل شده است.

شما قطعا احساس مسووليت‌ كرديد چه زماني كه به پرسپوليس آمديد چه براي شركت در انتخابات رياست فدراسيون براي كمك به فوتبال آمديد. شما فكر مي‌كنيد در ورزش كساني هستند كه مثل شما فكر كنند و عقيده داشته باشند كه فوتبال بايد علمي شود يا اينكه چون كسي اين طرز تفكر را ندارد شما آمده‌ايد؟

كساني كه قبلا بودند غير از آقاي صفايي فراهاني كسي را با اين تفكر نديدم. آقاي فراهاني هم بخشي از كارشان اينطور بود نه همه كارهايشان. به نظر من بهترين دوره مديريت ورزشي فوتبال ما دوره آقاي صفايي فراهاني بود. اين نظر شخصي من است.

در ميان كساني كه هستند چنين چيزي را احساس نكرديد؟

من 90 درصد كساني كه ثبت‌نام كردند را احساسي ديدم. يعني صرفا با اين ديد آمده بودند كه رئيس فدراسيون شوند و برايشان مهم نبود كه به چه قيمتي! شايد من هم اينطور باشم بالاخره ما اينطور آموزش ديده‌ايم.

شما در شوراي شهر دغدغه‌اي نداريد؟ يعني لازم نيست زمان بيشتري بگذاريد؟ هيات مديره پرسپوليس چقدر از شما وقت مي‌گيرد؟

هفته‌اي 4-3 ساعت.

به نظر شما كافي است؟

براي عضو هيات مديره بله كفايت مي‌كند.

درست اين است كه مديرعامل برنامه‌هاي هيات مديره را اجرا كند. يعني اعضاي هيات‌مديره بايد برنامه‌ريزي كنند و وقت بگذارند و مديرعامل فقط مدير اجرايي است.

در جلسه‌اي كه هر دو هفته يك‌بار داريم مديرعامل كارش را ارايه مي‌دهد و زماني كه در باشگاه پرسپوليس مي‌گذاريم باتوجه به وضع موجود كفايت مي‌كند.

گفتيد ثبت‌نام كرديد كه انتخابات را گرم كنيد؟

به نظر من بد نيست گاهي براي اينكه شوروحال انتخابات زياد شود در آن شركت كنيم.

انتخابات مجلس كه نيست كه بخواهيم مردم حتما راي بدهند. اتفاقا اگر آرام‌تر باشد منطقي‌تر مي‌شود. اين هيجان چه فايده‌اي دارد؟

در مديريت احساسي اينطوري مي‌طلبد. در مديريت علمي چندين چيز وجود دارد، شور و حال بخشي از ورزش است و نمي‌توان آن را كنار گذاشت.

بعد از اينكه براي انتخابات شهرداري به آقاي علي‌آبادي راي نداديد هنوز با هم مشكل داريد؟

ما با آقاي علي‌آبادي رفت‌وآمد داريم اما حقوق مردم را كه به خاطر رفاقتمان ضايع نمي‌كنيم من حتي با پدر و مادر ايشان رفت‌‌وآمد دارم ولي راي، حقوق مردم است و رفاقتي نيست.

ولي ظاهرا در كار ورزش با هم ميانه خوشي نداريد؟

اين جنجال‌هاي شماست. ما با هم اصلا مشكل و جنجالي نداريم.

اما به پرسپوليس پول نمي‌دهند؟

بله، ايشان مثل برادر بزرگتر با برادر كوچك‌شان رفتار مي‌كنند و پول نمي‌دهند.

 

يادداشت اميررضا خادم

انگار كه وزير كشور شهردار تهران شود!

 

تقريبا از بعد از تصويب اساسنامه فدراسيون فوتبال بود كه گمانه‌زني‌ها در مورد سياست سازمان تربيت‌بدني در مقابل اساسنامه جديد كه به نظر مي‌رسيد تغييراتي در نوع رابطه رئيس و مرئوسي معمول ميان سازمان و فدراسيون ايجاد خواهد كرد، آغاز شد.

آنچه در اولين نگاه با توجه به تاكيد اعضاي منتخب فيفا در كميته انتقالي متصور بود، محدود شدن دخالت سازمان ورزش (حال هر مدير با هر طرز تفكري كه مي‌خواهد باشد) در كار فدراسيون فوتبال در كوتاه‌مدت و استقلال اجرايي كامل فدراسيون بود. با توجه به تشكيل مجمع 70 و چند نفره كه بخش عمده‌اي از آنها را مديران باشگاه‌ها يا اتحاديه‌اي نسبتا قوي و احتمالا در آينده (با توجه به سياست خصوصي‌سازي) مستقل بودند و همچنين عدم نياز مالي فدراسيون به دولت اين وضعيت مي‌توانست چيزي همانند وضعيت امروز شهرداري‌ها با داشتن شوراي شهري مستقل و منتخب و عدم امكان دخالت اجرايي وزارت كشور روي آنان باشد. طبيعتا در چنين حالتي، عملا سازمان تربيت‌بدني به حاشيه رانده خواهد شد و رئيس منتخبي كه نامش از صندوق آرا خارج مي‌شود هم، حتي در صورت حمايت مستقيم و همه‌جانبه سازمان ورزش، باز هم بعد از گذشت چند صباحي به عنوان رئيس متمول‌ترين فدراسيون ورزشي كشور، آنقدر احساس استقلال و عدم نياز به رئيس بالاتر از خود را پيدا خواهد كرد كه ديگر شنونده هر نوع فرماني از سوي متوليان وقت ورزش نباشد! به خصوص اينكه در اساسنامه جديد، حق وتو (بركناري) از سوي رئيس سازمان هم لغو شده و ايجاد يك وفاق بيش از 50 درصدي براي استيضاح آقاي رئيس و حتي هيات‌رئيسه دشوار و تقريبا محال خواهد بود.

به وجود آمدن چنين شرايطي زمينه‌ساز حضور يا احتمال حضور تقريبا منحصربه‌فرد و پرسروصداي افراد مختلف فوتبالي و غيرفوتبالي، ورزشي و غيرورزشي و... براي انتخابات فدراسيون شد و مطبوعات و نشريات ورزشي و حتي سياسي و... به تحليل و انعكاس اخبار متعدد و متنوع از آنهايي كه آمده‌اند يا خواهند آمد و طرح نظرات كارشناسان در مورد ويژگي‌هاي فرد مناسب اين پست مشغول شدند.

اما با وجود همه اين مسائل يك سوال بيش از همه مورد توجه اهالي ورزش بود و آن موضع متولي اصلي ورزش يعني سازمان تربيت‌بدني در مورد گزينه مناسبش براي احراز پست رياست فدراسيون فوتبال بود. اينكه سازمان چه سياستي در قبال شرايط جديد به وجود آمده اتخاذ خواهد كرد و چگونه با آن كنار خواهد آمد، خود زمينه‌ساز گمانه‌زني‌هاي گوناگون و متفاوتي شد. يكي از موضوعاتي كه بيش از همه به آن پرداخته مي‌شد، احتمال حضور فردي غيرورزشي از ميان اعضاي هيات محترم دولت به منظور كسب كرسي رياست بود؛ مساله‌اي تقريبا قريب كه بنا بر پيشينه‌هاي موجود در مديريت باشگاه‌هاي پرسپوليس و استقلال امكان روي دادن آن محتمل نيز مي‌نمود.

اما برخلاف انتظار همگان، تا يك روز به پايان ثبت‌نام، هيچ‌گونه عكس‌‌العملي از سوي سازمان تربيت‌بدني در مورد اعمال نفوذ يا احتمال حمايت از فردي خاص رويت نشد و اين وضعيت تا آن حد پيش رفت كه برخي از جرايد به تقدير زودهنگام از اين نوع رفتار دموكراتيك سازمان پرداختند.

اما درست يك روز به پايان مهلت قانوني ثبت‌نام، در يكي از نشريات ورزشي، مطلبي را در مورد ضرورت حضور شخص اول ورزش كشور در راس فدراسيون فوتبال مشاهده كردم. راستش را بخواهيد زياد جدي نگرفتم و تصور كردم شايد نويسنده مطلب را براساس يك كار ژورناليستي و باتوجه به اينكه ديگر تقريبا كسي باقي نمانده كه در مورد خوب يا بد بودن آمدنش صحبت شود نوشته. كار تا آنجا پيش رفته بود كه من هم كه براساس پيشنهادات مختلفي فقط در حال سبك و سنگين كردن موضوع و بررسي ميزان ضرورت حضورم بودم، شايعات پيراموني‌ام تا آن حد گسترده شود كه نوشته شد براي اخذ فرم ثبت‌نام به محل فدراسيون رفته‌ام و عده‌اي هم من را در حال گرفتن اوراق مربوطه ديده‌اند!

اما بعدازظهر همان روز در مراسم افطاري كه در موسسه فرهنگي- هنري- ورزشي‌مان يعني «نسل آفتاب» با اعضاي اصلي و خانواده‌هايشان بوديم، يكي از دوستان عنوان كرد كه گزينه سازمان خود رئيس سازمان است و فردا براي ثبت‌‌نام خواهد رفت!

من باز هم باور نكردم و باتوجه به اينكه شنيده بودم فرد مدنظر دولت آقاي سعيدلو است و همان بعدازظهر هم شخص... سازمان به من گفت سعيدلو ثبت‌نام كرده‌، لذا تصور كردم شايد به فرض اينكه مهندس علي‌آبادي چنين تصميمي داشته با ثبت‌نام سعيدلو از تصميم خود صرفنظر كرده است.

خب، پنجشنبه يعني روز آخر ثبت‌نام فرا رسيد و در عين ناباوري متوجه شديم كه رئيس كل ورزش براي شركت در انتخابات يك رشته ورزشي ثبت‌نام كرده است!

اينكه نامزد شدن رئيس سازمان براي شركت در انتخابات يكي از فدراسيون‌هاي زيرمجموعه‌اش چقدر مي‌تواند منطقي و مفيد باشد، مساله‌اي است كه شايد نياز به توضيح زيادي نداشته باشد و علت اين ادعا هم نوع برخوردي است كه در اين چند روزه اهالي ورزشي و غيرورزشي با اين موضوع كرده‌اند و كمتر كسي را مي‌توان يافت كه با صراحت و مطمئن نسبت به مثبت بودن اين كار موضع‌گيري كند.

اين مساله نه‌تنها بين عموم جامعه بلكه در ميان منصوبان رئيس سازمان و شايد اغراق نباشد اگر بگويم نزد شخص رئيس سازمان ورزش هم محل شك و ترديد است و شايد اگر برخي مسائل حاشيه‌اي و خارج‌كننده عنان كار در دست فرد اول نبود، هيچ‌گاه خود او اقدام به چنين كاري نمي‌كرد و وارد گود نمي‌شد.

اگر بخواهيم خيلي خلاصه شرحي بر اين موضوع بيان كنيم شايد ذكر يك مثال كفايت كند و آن اين است كه تصور كنيم در بخشي ديگر، به  عنوان مثال همان وزارت كشور كه در بالا به آن اشاره كردم وزير كشور تصميم بگيرد با اين توجيه كه تهران به عنوان پايتخت ايران وضعيتي استثنايي و حساس دارد و به طور طبيعي در حال حاضر درصد زيادي از وقت و توان وزارت كشور را به خود اختصاص داده و خيلي از كارهايي كه به نظر وزير مهم و مناسب مي‌آيد را شهردار و شوراي شهر يا به خوبي انجام نمي‌دهند يا مخالف انجام آن هستند، با توجه به اينكه از نظر قانوني شهردار شدن وزير اشكالي ندارد،

بنابراين وزير كشور، خود براي شهرداري تهران كانديدا شود! و عنوان كند اين براي تهران بسيار مفيد است و باعث رفع سريع‌تر مشكلات تهران مي‌شود.

به نظر شما اشكالي دارد؟!

 

در مسير سلطان شدن

 

 

درست مثل يك انتخابات سياسي بود. محمد علي‌آبادي، رئيس سازمان ورزش ايران براي آسودگي خاطر از كسب منصب بعدي چهره‌هاي بسياري را ملاقات كرده بود. از رئيس‌جمهور كه حمايت خود را از معاون سابق شهرداري اعلام مي‌كرد گرفته تا روساي اتحاديه فوتبال و ديگر عاليجنابان. اما اين بار كسي كه در دفتر آقاي رئيس به حضور پذيرفته مي‌شد، كاركتري متفاوت داشت. يكي از جنس فوتبال كه البته در تمام سال‌هاي بازيگري استعداد خود براي راهيابي به لابي‌هاي تصميم‌گيري در ورزش را نشان داده است. ملاقات محمد علي‌آبادي با علي دايي، شاخص‌ترين بازيكن سال‌هاي اخير فوتبال ايران و مربي موفق سايپا كه در فصل قبل با كسب مقام قهرماني جواب محكمي به منتقدانش داده است، پيام‌هاي گوناگوني در بطن خود نهفته دارد. شايد به رغم آنها كه اين ديدار را تنها از وجه سياسي‌اش نگاه كردند، مهمترين نكته ملاقات، نياز رئيس به جلب افكار اهالي فوتبال باشد. اما سر درآوردن بي‌مقدمه پرافتخارترين فوتباليست ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي از دفتر رئيس سازمان ورزش اهميتي بيش از اينها دارد. در اين ميان مي‌توان به ارتقاي درجه‌اي اشاره كرد كه اينك گلزن سابق يافته است. روزگاري بود كه هر كس براي داشتن حمايت ورزشي‌ها تنها مي‌توانست سراغ چند نام را بگيرد؛ علي پروين، ناصر حجازي، مديران عامل باشگاه‌هاي قرمز و آبي و... حالا نوبت به دايي رسيده است تا نشان دهد به خوبي در همان مسيري قرار گرفته است كه مي‌خواست؛ تبديل شدن به يك اسطوره ورزشي و گذاشتن جا پاي همان‌ها كه رفت.

جز اينها ملاقات علي دايي با نامزد قطعي فدراسيون فوتبال يك پيام روشن هم دارد. او اگرچه رأي‌اش را به مصطفي آجورلو رقيب علي‌آبادي در عرصه انتخابات پس نگرفت، اما با اين جلسه در ساختمان سئول نشان داد كه براي رسيدن به جايگاه‌هاي بالاتر در ورزش، انعطافي را كه لازمه سياستمدار بودن است دارد. دايي كه در گذشته به خاطر حمايت بي‌دريغ محمد دادكان خود را در اردوگاه او مي‌داد و با فدراسيون پس از دادكان و بالطبع با سازماني كه دادكان را كنار گذاشته بود سر ناسازگاري داشت، حالا حرف‌هاي تازه‌اي مي‌زند: «دلم مي‌خواهد سال 2010 سرمربي ايران در جام جهاني باشم.» زمان زيادي مانده است و اگر دايي همين‌گونه رفتار كند كه در هفته قبل كرد، حتي مي‌تواند به صندلي‌هايي نرم‌تر از نيمكت تيم ملي بينديشد.

یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 16:26 توسط شهروند امروز | موضوع: ورزش |