روزهاي خوش يك فرانسوي در ايران
بازگشت ژرژ سيمنون
ژرژ سيمنون، پليسينويسي پرآوازه بلژيكي آنقدر شناختهشده هست كه بتوان گفت كمتر مخاطبي از چند نسل از جامعه كتابخوان ايراني باشد كه با رمانهاي پرتعدادش روبهرو نشده باشد. سيمنون نابغه ادبيات پليسي بود كه با خلق يكي از ماندگارترين شخصيتها و كارگاههاي اين ژانر يعني «ژول مگره» به يكي از چهرههاي اسطورهاي ادبيات پليسي تبديل شد. سيمنون چيزي قريب به 700 كتاب نوشت و در روزهاي عمر 87 سالهاش كمتر دورهاي يافت ميشود كه او مشغول نوشتن نبوده باشد- مگر سالهاي پاياني- از ميان اين آثار كه بخشي با نام مستعار «ژرژ.س» و بخشي ديگر با نام كامل خودش منتشر شدند چيزي بيش از 100 رمان و مجموعه داستان اختصاص به ماجراهاي «مگره» دارند. در اين حجم بيبديل در نوشتن و توليد رمان، رساله، مقاله و نقد تعداد زيادي كتاب وجود دارند كه تا به امروز بارها و بارها تجديد چاپ، ترجمه، اقتباس يا اجرا شدهاند به طوري كه تا به امروز بيش از 50 نسخه سينمايي براساس رمانهاي سيمنون ساخته شده است كه در بين اين آثار ماجراهاي مگره اهميتي بسزا دارند. اما آثار سيمنون از ساليان دور در ميان كتابخوانهاي ايراني با اقبال روبهرو بوده است. مهمترين دوره به سالهاي قبل از انقلاب و دهههاي 40 و 50 بازميگردد كه حجم بالايي از كتابهاي اين نويسنده و مشخصا آنهايي كه به ماجراهاي كارآگاه مگره ميپرداخت با ترجمههاي مختلف و عمدتا نهچندان در خور به فارسي برگردانده شد. نكته مهم در چگونگي درك آثار اين نويسنده و بالاخص مجموعهاي با نام ادبيات پليسي در آن سالها اين بود كه جو حاكم بر جامعه ادبي آثار پليسي را در رده كتابهاي كمارزش طبقهبندي ميكرد و به ندرت پيش ميآمد كه اين ژانر مهم در جايگاه واقعياش معرفي شود و آثار سيمنون نيز در همين نگاه طبقهبندي ميشد. مخاطبان اصلي اين كتابها هم بيشتر قشري بودند كه به اصطلاح عامهپسندخوان ناميده ميشدند و گاه حتي خواندن اين تيپ ادبيات و علاقه به آن نوعي توهين و بيبضاعتي و كمذوقي نسبت به كليت ادبيات برشمرده ميشد. اما در هر صورت مگره و سيمنون طرفداران سينهچاكي داشتند كه همين باعث تيراژ بالاي كتابهاي اين نويسنده شده بود. بعد از انقلاب و با سپري كردن دو دهه از آن ادبيات پليسي تعريف تازهاي پيدا كرد و برخي ناشران از جمله «طرح نو» شروع كردند به انتشار ترجمههاي دقيق و قابل اطمينان از چندي نويسندههاي اين ژانر. جامعه ادبي كه از سلطه برخي باورهاي كجانديشانه نسبت به اين ادبيات خارج شده بود اين بار به اين آثار توجه نشان داد و امروز ميبينيم كه چندين ناشر معتبر با تعريف بخشي با عنوان ادبيات پليسي برنامهاي تدارك ديدهاند براي چاپ آثار نويسندگان فراوان اين نوع ادبيات. به طوري كه ميزان فروش اين كتابها، حجم مقالاتي كه دربارهشان نوشته ميشود، نشستها و جلسههاي نقد مويد اين است كه ادبيات پليسي به طور جدي در ايران پيگيري ميشود. احيا و ترجمه دوباره آثار ژرژ سيمنون نيز در همين چارچوب آغاز شده است. چه جذابيتهاي ادبي- ماجراجويانه اين آثار و تامل بر اهميتهاي روايي و فكري نويسندهاش باعث شده سيمنون اين سالها نه يك نويسنده عامهپسند بيارزش بلكه راوي روانشناس ذهن و رفتار انسان دوره خودش ناميده شود. در ماه گذشته انتشار چند ترجمه نسبتا همزمان از آثار اين نويسنده مشخص كرد كه عزمي جدي براي چاپ اعم آثارش در ايران وجود دارد. بازگشت مگره و ماجراهايش ميان كتابخوانهاي وطني يك اتفاق غيرقابل اغماض است. از ميان آثاري كه در اين مدت كوتاه منتشر شدهاند، سه اثر از استانداردهاي بالاتري برخوردارند: «مسافري كه با ستاره شمال آمد» ترجمه كاوه ميرعباسي، «مگره و مرد خانه به دوش» ترجمه كاظم اسماعيلي و «مگره ميترسد» ترجمه كاظم اسماعيلي. در عين حال در سالهاي قبل آثار ديگري نيز ترجمه يا تجديد چاپ شدهاند كه از اين ميان بايد به «سايه گيوتين» يا «ماجراي سنت فياكر» اشاره كرد. بازگشت اين نويسنده و آثارش با ترجمههاي قابل قبولي يكي از بهترين اتفاقهاي حوزه ادبيات جهاني در ايران است. مگره با باراني و پيپاش و با آن شهرت غرورانگيز و اعصاب پولاديناش در كشف جنايت اسطوره بسياري از كتابخوانهاي ادبيات جهان است؛ اسطورهاي كه اين بار قرار است نه با نامهاي تحقيرآميز و ضعفهاي بيپايه بلكه چارچوبي كامل و سالم در حافظه نسل جديد مخاطبان ايراني باقي بماند.

چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 14:7 توسط شهروند امروز |
موضوع:
سينماي جهان |