تبليغاتX
شهروند امروز
 
خبرنامه : مبهم و مهمل چون دموكراسي

گزارش سخنراني هومن پناهنده در موسسه معرفت و پژوهش 

سخنراني هومن پناهنده را مي‌توان، باكمي مسامحه، به نوعي بازگشت به عقلانيت ابزاري تفسير كرد، آن هم پس از دوره‌اي كه خرد ابزاري آماج حملات و انتقادهاي تند فيلسوفان واقع شده است.اگر نخواهيم به كليشه رايج «‌صدر تاريخ ما و ذيل تاريخ غرب‌» رجوع كنيم، دست‌كم مي‌توان گفت براي ما انسان‌هاي خاورميانه‌اي (‌كه حتي از كمترين حد خرد- گيرم از نوع ابزاري‌اش- بي‌بهره‌ايم‌) همين عقلانيت نيم‌بند هم غنيمت است. در ادامه سلسله جلسات هفتگي موسسه معرفت و پژوهش، پنجشنبه چهاردهم تيرماه نشست «زبان مغالطه‌آميز» برگزار شد. اين نشست بهانه‌اي شد تا پناهنده در خلال بحثي منطقي- فلسفي به بررسي مغالطات زباني و كاركرد زبان غير‌معقول در گفته‌ها و نوشته‌هاي روزمره، از صحبت‌هاي سياستمداران و فلسفه‌دانان تا يادداشت‌هاي روزانه مطبوعات بپردازد؛ جلسه‌اي كه به راحتي نمي‌شد از عنوان آن به محتواي بحث پي برد.

 

شايد بتوان كل سخنراني پناهنده را در چند جمله خلاصه كرد: «‌از طرفي پيچيده‌ترين دستگاهي كه در اختيار ما انسان‌هاست نظام زبان است كه «‌رفتار زباني» بر اساس آن تحقق مي‌يابد. از طرف ديگر ما انسان‌ها رفتارهاي عقلاني و غير‌عقلاني داريم. رفتار عقلاني در يك تعريف ساده اولا مبتني است بر دليل و ثانيا مبتني است بر دليل محكم و استوار. با توجه به اينكه ما براي رفتارهاي معمولي و پيش‌پا‌افتاده خود مانند طرز استفاده از تلفن، رانندگي، خريد لباس و.... به دنبال يك الگوي رفتار عقلاني هستيم، به طريق اولي بايد درصدد معقول كردن رفتار زباني باشيم.» بنابراين تم اصلي بحث پناهنده «‌رفتار زباني معقول» بود. به عبارت ساده، اينكه چگونه بايد مستدل و بر پايه دلايل محكم سخن گفت و از زبان مغالطه‌آميز پرهيز كرد؛ زباني كه مي‌تواند منشا سوء تفاهمات و كج‌فهمي‌هاي رايج شود. زباني كه از عدالت و دموكراسي و آزادي سخن مي‌گويد اما در عمل مشخص نيست كه از چه چيزي صحبت مي‌كند. زباني كه هم محصول عدم تعقل است و هم موجب آن. پناهنده قرن بيستم را با وام‌گيري از متفكران معاصر قرن «‌زبان‌آگاه‌» مي‌خواند: «‌ما در قرن بيستم بيش از هر زمان ديگري درباره زبان و نقش آن در تفكر آگاهي پيدا كرديم. تا پيش از آن گمان عمومي اين بود كه زبان جزئي از وجود ما و رام و گوش به فرمان ماست. اما در قرن بيستم دريافتيم كه زبان ممكن است گاهي به ما خيانت كند. از اين‌رو ويتكنشتاين كار فلسفه را مبارزه و ستيز عليه جادو شدن هوشياري انسان توسط زبان مي‌داند.» مقدمه ديگري كه پناهنده درباره آن توضيح مي‌دهد نقش‌هاي مختلفي است كه زبان ايفا مي‌كند. او در ميان نقش‌هاي مختلف زبان تاكيد خود را بر نقش ارجاعي و ادبي زبان و اختلاط نابجاي اين دو در بسياري از مقالات و متون، مي‌گذارد. نقش ارجاعي بر خلاف نقش ادبي، مبتني بر صدق و كذب است و به جهان خارج ارجاع مي‌دهد.

 

پناهنده سخنان خود را بر مبناي مقاله‌اي از جرج اورول سامان مي‌دهد؛ مقاله‌اي با عنوان «‌سياست و زبان انگليسي» كه در سال 1946 منتشر شده است: «‌بيشتر كساني‌كه وضع زبان انگليسي برايشان مهم است مي‌پذيرند كه زبان انگليسي در بد وضعي گرفتار آمده، اما در عين حال فرض عموم‌شان اين است كه براي حل اين مشكل، به گونه‌اي خودآگاه نمي‌توان كاري كرد. تمدن ما (‌بريتانيا‌) رو به زوال و اضمحلال است. زبان اين تمدن هم لاجرم در مسير اضمحلال قرار مي‌گيرد. واضح است كه اضمحلال يك زبان در نهايت معلول علت‌هاي اقتصادي و سياسي است و نه صرفا ناشي از تاثير منفي اين يا آن نويسنده خاص. اما آنچه معلول است مي‌تواند نقش علت را هم ايفا كند... اين زبان دارد زشت و شلخته مي‌شود چون انديشه ما ابلهانه و احمقانه است. ولنگاري و شلختگي زبان نيز به نوبه خود، برآمدن افكار احمقانه و ابلهانه را تسهيل مي‌كند...» اورول در اين مقاله به دو ايراد عمده چنين نوشته‌هايي مي‌پردازد: 1- كهنگي صور خيال 2- بي‌دقتي و سپس به شيوه‌هايي اشاره مي‌كند كه موجب توليد بدون تلاش و زحمت متون شلخته مي‌شود: استفاده از استعاره‌هاي در شرف مرگ و نابودي، به كارگيري فعل‌هاي ضميمه‌دار، زبان پر طمطراق و متكلف. پناهنده با خواندن مقالاتي از روزنامه‌ها و ذكر مثال‌هايي نشان مي‌دهد كه چگونه ايرادات اورول به توليد نوشته‌هايي نامنسجم منجر مي‌شود و شيوه‌هاي فريب و گمراهي توسط زبان را بيان مي‌كند. از نظر او به كارگيري كلمات پرطمطراق مي‌تواند به نوشته فرد ابهت بخشد و جايگاه او را نزد مخاطب بالا ببرد؛ كلماتي همچون لائيسيته، انضمامي، بطن، سپهر، ساحت، پارادوكس، ديسكورس، كنشگر، ديگربودگي، انديشگي، انگاره، آييني، پيشا/ پسا، سويه، بازتوليد، نسبت، التفات، ويتكنشتاين،‌ ليوتار، فوكو، دريدا و از اين قبيل. اما پناهنده در اين ميان توضيح نمي‌دهد كه آيا هر‌گونه استفاده از چنين كلماتي مطلقا به منزله فخر‌فروشي و اظهار فضل است يا آنكه بايد ميان متون مختلف تفاوت قائل شد؟

از ديگر ايراداتي كه اورول بر‌مي‌شمرد به كار‌بردن الفاظ مهمل و بي‌معني مثل دموكراسي، عدالت، آزادي و.... در كلام است. از نظر او نه تنها در مورد دموكراسي معناي مورد اجماعي ندارد بلكه هر‌گونه تلاشي براي رسيدن به معناي دموكراسي هم با مقاومت همگان مواجه مي‌شود، چرا كه در صورت وضوح اين واژه تنها عده معدودي مي‌توانند آن را به كار برند: «‌امروزه گروه‌هاي كاملا رقيب، هر دو از دموكراسي صحبت مي‌كنند و در نتيجه اين تعبير بي‌مصرفي است. عموم آدم‌ها تصور مي‌كنند صفت دموكراتيك معناي عيني ندارد و فقط جنبه تزئيني دارد. مدافعان هر رژيمي ادعا مي‌كنند كه آن رژيم دموكراتيك است.»

اما نكته‌اي كه در مقاله و ارول اشاره نمي‌شود و پناهنده به آن اضافه مي‌كند «‌گرايش به بيان زيبا و زيبا‌سازي سخن‌» به ويژه در فرهنگ ايراني است؛ يعني برخورد زيبا‌شناسانه با زبان در جايي كه نقش ارجاعي آن مد نظر است: «‌در كاركرد ارجاعي سخن، مركز‌گريز است در حالي‌كه در كاركرد ادبي سخن، مركز‌گراست. كاركرد ارجاعي به بيرون از متن ارجاع مي‌دهد و به همين دليل از صدق و كذب آن صحبت مي‌كنيم. چرا كه صدق و كذب هنگامي معنا مي‌يابد كه چيزي به بيرون از خود ارجاع دهد و درستي يا نادرستي آن با جهان خارج سنجيده شود، برخلاف كاركرد ادبي كه متن را در درون خود نگه مي‌دارد و به چيزي بيرون از آن ارجاع نمي‌دهد.» برخورد ادبي با متني كه كاركرد ارجاعي دارد از نظر پناهنده مهم‌ترين مشكل زبان فارسي امروز است.

 

 

آنچه گذشت

در ميان اتفاقات هفته گذشته در حوزه انديشه، همایش «‌ارتباطات فکری و تجدد افکار مذهبی در ایران و هندوستان مسلمان در عصر جدید» از اهميت بيشتري برخوردار بود. این همایش نهم تا يازدهم تیرماه، با همكاري موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه، انجمن ايران‌شناسي فرانسه، بنیاد میراث فرهنگی برگزار شد و ایران‌شناسان كشورهاي مختلف در آن حضور داشتند. از شرکت‌کنندگان می‌توان به كورين لوفور اگرتي، ريچارد سي فولتز از دانشگاه كونكورد يا مونترال، كارن جي رافائل از دانشگاه ميامي، سووو دونوفريو از دانشگاه بولونيا، لئونارد لوئيسون از دانشگاه اكستر، مهدی محقق، غلامحسين دینانی، شهرام پازوکی و نصرالله پورجوادی از ایران اشاره کرد. در اين همايش يكشنبه دهم تير‌ماه غلامحسین ابراهیمی دینانی درباره «‌تاثیر شاگردان ملاصدرا در هندوستان دوران مغول»، مهدي محقق درباره «طلاب هندی ملاهادی سبزواری در ایران در عهد قاجار» و نصرالله پورجوادی در باب «‌مثنوي جمالي دهلوي‌» سخنرانی كرد. همچنين همایش بزرگداشت لویی ماسینیون اسلام‌‌شناس مشهور فرانسوی، روز دوشنبه چهارم تیر‌ماه با حضور سفیر فرانسه، رئیس انجمن دوستی ایران و فرانسه، داريوش شايگان، شارل دوفوشه کور، محقق ادبیات فارسی، غلامرضا اعوانی و بهمن نامورمطلق در مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

یکشنبه 24 تیر1386 ساعت 17:59 توسط شهروند امروز | موضوع: خبرنامه |