در روزهاي اخير پس از آنكه دو سناتور آمريكايي جوزف بايدن و سام براون بك طرحي را به نام تقسيم عراق در سنا به تصويب اكثريت رساندند، واكنشهاي گسترده به اين طرح، اين سوال را پيش كشيده است كه طرح بايدن – براون بك واجد چه ويژگيهايي است كه چنين واكنشبرانگيز شده است؟ آيا اين طرح صرفا ارائه راهكاري است به دولت بوش براي خروج از عراق و اينكه پس از خروج نظاميان آمريكايي، وضعيت خشونتهاي فرقهاي و قومي تشديد نشود و كشور عراق يكسره به كام دشمنان آمريكا درنيفتد، يا اينكه اهدافي فراتر از آن را در سر ميپروراند كه تبديل كشورهاي خاورميانه به اجزاي كوچكتر برپايه تقسيمات مذهبي، قومي و زباني يكي از آنهاست. آنچه جو بايدن مدعي است همان گزينه اول است كه البته براي دولت آمريكا الزامآور نيست و مقامات وزارت خارجه آمريكا هم كوشيدهاند فاصله خود را با اين طرح حفظ كنند و در عراق هم با واكنش مثبت كردها، واكنش دوپهلوي گروههاي شيعه و واكنش منفي اهل سنت مواجه شده است. اما موضعگيري كشورهاي همسايه و ديگر طرفهاي ذينفع در مسائل عراق از جنس ديگري است كه متوجه پيامدهاي منطقهاي چنين طرحي است.
در نگاه اول بايد ديد طرح مزبور چه ارمغاني براي مردم عراق و پيامدهايي براي همسايگان دارد. ابتدا بايد ديد كه اين طرح در چارچوب ساختار نظامهاي سياسي جهان چگونه ارزيابي ميشود. واحدهاي سياسي در يك تقسيمبندي به سه دسته كشورهاي بسيط يا داراي سيستم سياسي متمركز فدرال و كنفدراسيون اداره ميشوند. در كشورهاي بسيط، كشور داراي تمركز سياسي جغرافيايي است و همه تصميمگيريهاي سياسي، اقتصادي، امنيتي، نظامي و... در مركز گرفته و در ديگر مناطق، شهرها و ايالتها اجرا ميشود. شبيه آنچه در ايران يا فرانسه شاهد هستيم. در كشورهاي فدرال مجموعهاي از كشورها داوطلبانه استقلال خود را در زمينه روابط خارجي و دفاعي به موجب قانون اساسي به واحدي بزرگتر ميبخشند و تنها در برخي مسائل داخلي از جمله حق قانونگذاري ايالتي از حق خودمختاري برخوردار ميشوند، اما قدرت فائقه در اختيار دولت مركزي است. ايالتهاي آمريكا معروفترين واحدهايي هستند كه فدراسيون ايالات متحده آمريكا را تشكيل ميدهند. نوع سوم كشورها با نام كنفدراسيون شناخته ميشوند كه به موجب آن اتحادي رسمي از دولتها شكل ميگيرد كه تنها بخشي از اختيارات خود را به واحد حاكم مركزي تفويض ميكنند ولي در مسائل اصلي از جمله تصميمگيري در سياستهاي خارجي و دفاعي دولتها از استقلال در تصميمگيري برخوردارند. نكتهاي كه در هر دو نوع فدرال و كنفدراسيون وجود دارد، روند حركتي كشورها به سمت همگرايي به صورت داوطلبانه است. حال بايد ديد در مورد طرح تقسيم عراق به سه اقليم كرد، عرب سني و عرب شيعه كه بايدن و براون بك پيشنهاد كردهاند آيا اين سير طبيعي لحاظ شده يا روندي متفاوت را طي ميكند كه در آن نيروهاي گريز از مركز تقويت ميشود؟
عراق در چند دهه گذشته كشوري بوده كه اگرچه اسما برخوردار از نوعي نظام فدرالي بوده، اما عملا در دوران حزب بعث به صورت متمركز اداره ميشده است هر چند كه از زمان جنگل اول آمريكا و عراق در سال 1991 بخشهاي كردنشين عملا از استقلال برخوردار بوده و اين كشور به صورت فدرال اداره ميشد. پس از اشغال عراق به دست آمريكا در سال 2003 نيز در قانون اساسي اين كشور نظام فدرالي پيشبيني شد كه عملا تنها كردها از اين فرصت قانوني براي تثبيت موقعيت خود استفاده كردند. اما در اينجا دو نكته وجود دارد يكي اينكه در قانون اساسي عراق اين تقسيم بيش از آنكه جنبه قومي، زباني و مذهبي داشته باشد، خصلتي جغرافيايي داشت ولي طرح سناي آمريكا عملا عراق را به سه واحد قومي، زباني و مذهبي و جغرافيايي تقسيم ميكند كه در آن نقش دولت مركزي به حداقل ميرسد و اين روند به جاي آنكه از كثرت به وحدت باشد، يعني واحدهاي سياسي داوطلبانه بخش اندكي از اختيارات خود را به دولت بزرگتر بدهند (كنفدراسيون) يا بيشتر اختيارات خود را به دولت مركزي تفويض كنند (فدراسيون) از وحدت به سمت تكثر است و با توجه به بافت سياسي و اجتماعي عراق عملا اين كشور را در مسيري قرار ميدهد كه خطر تجزيه آن را تهديد ميكند.
اين تهديد اما به همان اندازه كه در عراق واكنشبرانگيز است، توجه و كنجكاوي همسايگان عراق را نيز جلب كرده است. عراق به عنوان كشوري كثيرالمله كه اين تكثر در دوران حكومت بعثي ناديده گرفته شده داراي اقوامي است كه استمرار جغرافيايي آن به بيرون از مرزها همواره براي همسايگان دردسرآفرين بوده است و طبيعتا تسري چنين الگويي به همسايگان ميتواند بزرگترين خطري باشد كه در هزاره سوم ميلادي تماميت ارضي برخي از همسايگان را تهديد و نيروهاي گريز از مركز را در اين كشورها تقويت كند؛ موضوعي كه به نظر ميرسد بيش از خود عراقيها براي همسايگان واجد اهميت باشد. هر چند كه برنده اصلي آن كسي نيست جز متحد اصلي آمريكا در خاورميانه يعني اسرائيل. بنابراين كشورها و جريانهاي سياسي منطقه طرح جديد بايدن - براون را طرحي در جهت حمايت از منافع اسرائيل ارزيابي ميكنند و آن را هديه دموكراتها به دولت يهود ميدانند.
پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 1:26 توسط شهروند امروز |
موضوع: جهان |