تبليغاتX
شهروند امروز
 
معادله چند وجهی - مهران كرمي

تركيه تا همين چند سال پيش قابل اعتمادترين متحد آمريكا در ميان كشورهاي اسلامي بود.  اتحادي كه به مدت 6 دهه استحكام يافت و ناگسستني مي‌نمود. آمريكا و تركيه به عنوان دو عضو غيراروپايي ناتو همكاري‌هاي نظامي نزديكي داشتند و واشنگتن همواره از پيوستن تركيه به اتحاديه اروپايي حمايت مي‌كرد و با ترغيب آمريكا بود كه در سال‌هاي 1996 و 1997 ارتش تركيه به همپيماني مستقيم با اسرائيل روي آورد و مانورهاي سه‌جانبه سالانه در مديترانه برگزار مي‌شد. حتي هواپيماهاي اسرائيل اجازه يافتند از فضاي تركيه براي آموزش‌هاي نظامي استفاده كنند. در سال 2000، 52 درصد ترك‌ها آمريكا را شريكي قابل اعتماد براي كشورشان مي‌دانستند. حتي تا همين اواخر آمريكا از قدرت گرفتن اسلام‌گراهاي ميانه‌رو حزب عدالت و توسعه در تركيه استقبال كرد تا از آن به عنوان الگوي دموكراسي در كشورهاي اسلامي كه الزاما در ستيز با غرب و ارزش‌هاي مدرن آن نيست بهره بگيرد. در اين راه واشنگتن حتي چشم بر مخالفت آنكارا با حمله نظامي به عراق و اجازه ندادن به نيروهاي نظامي آمريكايي براي استفاده از خاك تركيه بست و خللي در روابط دو كشور وارد نشد. اما گويي بايد همه اين داستان‌هاي دلدادگي آمريكايي‌ها و ترك‌ها را در تاريخ جست‌وجو كرد. نه‌تنها دولت اسلام‌گرا به منتقد سياست‌هاي آمريكا و متحد آن اسرائيل تبديل شده است كه ارتش و احزاب لائيك نيز تلاش مي‌كنند  در انتقاد از واشنگتن گوي سبقت را از رجب‌طيب اردوغان و همدستانش در پارلمان و دولت بربايند. شايد درك آن دشوار باشد ولي دليل واضح است. براساس نظرسنجي مركز تحقيقاتي آمريكايي پيو در سال 2007، 83 درصد مردم تركيه آمريكا را شريكي غيرقابل اعتماد براي كشورشان دانستند. اين ميزان انزجار، مردم تركيه را در صدر ملل اسلامي و ديگر ملل جهان در مخالفت با سياست‌هاي دولت بوش قرار داد. روابط اسرائيل و تركيه‌ اگرچه رسما افت نكرده ولي عملا به سردي گراييده و برعكس روابط تركيه با كشورهايي مثل سوريه و ايران بهبود يافته است. همين اواخر هواپيماهاي اسرائيلي پايگاهي را در خاك سوريه در نزديكي مرز تركيه بمباران كردند و پوكه‌هاي بمب‌ها را در خاك تركيه فرو ريختند. آيا بايد از كنار اين پيام به سادگي گذشت؟ بعد از مدت‌ها همپيماني‌ ميان تركيه و آمريكا، كنگره ايالات متحده راي به نسل‌كشي ارامنه در دوران امپراتوري عثماني داد. در حالي كه پارلمان اروپا و يا كشورهايي چون فرانسه سال‌ها چنين قطعنامه‌هايي را تصويب مي‌كردند ولي اقدام آنها با بي‌اعتنايي آمريكايي‌ها مواجه مي‌شد. درست است كه ارامنه در آمريكا اقليتي منسجم و لابي ‌قدرتمندي دارند ولي آيا اين به تنهايي براي تفسير رويكرد ناگهاني در سياست‌هاي آمريكا نسبت به تركيه كافي است؟ ترك‌ها به منويات آمريكا در شمال عراق و پروبال دادن به شورشيان پ.ك.ك مظنون‌اند و آمريكا هم با هر گونه حمله نظامي تركيه به خاك عراق مخالف است،  اما اين سوءظن‌ها به يكديگر تازگي ندارند ولي براي نخستين‌بار است كه بحراني آشكار بر سر برخورد با عناصر پ.ك.ك ميان واشنگتن و آنكارا بروز كرده است. تركيه در سال 1998 بدون همكاري اطلاعاتي و لجستيكي سياوموساد نمي‌توانست عبدالله اوجالان رهبر پ.ك.ك را در كنيا دستگير و به خاك خود منتقل كند.

ممكن است همه اين تغييرات اين ديدگاه را تقويت كند كه اسلام‌گرايي حتي در ميانه روانه و دموكراتيك‌ترين شكلش نمي‌تواند با غرب و به‌ويژه آمريكا همراهي كند و دير يا زود منويات نهاني خود را آشكار مي‌كند اما عجالتا بايد از اين نتيجه‌گيري صريح چشم پوشيد و به اين نكته بسنده كرد كه دولتمردان حزب عدالت و توسعه در اين سياست نه‌تنها از پشتيباني بالاي مردمي كه حتي از حمايت احزاب لائيك و ارتش قدرتمند تركيه نيز برخوردارند.

سويه ديگر اين سياست رقابت‌ ظريفي است ميان دولت اردوغان و ارتش كه دل‌خوشي از همديگر ندارند. در سال 1997 كه ارتش تركيه به همپيماني با اسرائيل روي آورد دولت تركيه در اختيار حزب اسلام‌گراي رفاه به رهبري نجم‌الدين اربكان بود. در آن زمان اربكان پس از كسب مقام نخست‌وزيري نخستين ديدارهاي خارجي‌اش را از ليبي و سپس ايران انجام داد و پايه‌گذار گروه دي‌هشت متشكل از 8 كشور بزرگ اسلامي شد. همپيماني با اسرائيل و مانورهاي نظامي، انتخابي بود كه ارتش براي مقابله با سياست‌هاي اسلام‌گرايانه و رويكرد خاورميانه‌اي دولت ائتلافي اربكان در پيش گرفت و توانست با همين تلاش‌ها اربكان را از تخت قدرت به زير بكشد. در آن زمان اما اقدام ارتش با پشتوانه افكار عمومي ترك‌ها قرين موفقيت شد.

با اقدام كنگره آمريكا به نسل‌كشي خواندن كشتار ارامنه در اواخر قرن نوزدهم و نيز فعاليت‌هاي نظامي پ.ك.ك احساسات ملي‌گرايانه در تركيه شدت گرفته است. ارتش درصدد بود تا با دست زدن به مانورهاي نظامي و امنيتي كردن فضا، زمينه مناسبي براي اعمال فشار بر دولت فراهم آورد. اما عملا اين دولت بود كه ابتكار عمل را به دست گرفت و با كسب مجوز از پارلمان همفكر با خود براي حمله به شمال عراق، در تسخير افكار عمومي از ارتش پيش بيفتد تا نشان دهد كه در ملي‌گرايي هم از ناسيوناليست‌هاي لائيك و نظاميان چيزي كم ندارد. اقدام شركت دولت و پارلمان تركيه در واقع در حكم فرار به جلو و دست زدن به خطري بزرگ است زيرا اگرچه در اين مرحله آنها توانسته‌اند همچون برگزاري رفراندوم براي مستقيم انتخاب شدن رئيس‌جمهور و زمينه‌سازي براي اجراي اصلاحات در قانون اساسي لائيك‌ها را پس بزنند، اما عرصه  رويارويي نظامي و ايجاد درگيري خارجي، خطرات به مراتب بيشتري دارد، زيرا تضميني به اين نيست كه خطر برخورد نظامي در حد تهديد باقي بماند و هر زمان ممكن است رويدادي غيرمنتظره فضاي سياسي و معادلات را بر هم زند. در چنان شرايطي سياستمداران پا به ميداني گذاشته‌اند كه نظاميان در آن مزيت مطلق دارند و مي‌توانند با امنيتي كردن فضا زمينه را براي اعاده قدرت و حيثيت خود فراهم آورند و كاري را كه نتوانستند در دو انتخابات گذشته پيش ببرند، به بهانه مبارزه با تروريسم پ.ك.ك تحقق بخشند. اما اگر خطر حمله نظامي به شمال عراق در حد تهديد باقي بماند، در آن صورت اين سياستمداران حزب عدالت و توسعه هستند كه برنده مطلق بازي در تركيه لقب مي‌گيرند، حتي اگر روابط تركيه با آمريكا از اين هم تيره‌تر شود.

شنبه 12 آبان1386 ساعت 17:9 توسط شهروند امروز | موضوع: جهان |