تبليغاتX
شهروند امروز
 
جام لاریجانی - سرگه بارسقیان

 روایت زندگی مردی برای تمامی‌فصول

رئیس ده ساله «رسانه ملی»، دو سال و دو ماهی مسوول «پرونده ملی» بود و امروز جای خود را به دیپلماتی از «باغ ملی» داده است.معادله احتمالات رتبه اول رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در سال 1358، در سال 1386 و در پنجاه سالگی به نتیجه «رفتن» ختم شده است؛تا مگر معادله‌ای دیگر نوشتن آغاز کند آنکه در غرب «مرد بحران‌ها» می‌خوانندش و در‌ایران «مردی برای تمامی‌فصول»؛ که‌این روحانی زاده ی فلسفه خوانده پس از چندی که لباس رزم از تن نهاد ، خلعت فرهنگ بر تن کرد و خدمت خود را خانه به خانه طی کرد و یک چندی سیاست ورزی ناکامی‌ گذراند و دو سالی است در کسوت دیپلمات‌ها در آمده و همچون موهای سرش عمری را به تموج گذرانده است.علی لاریجانی در زلف چون کمندش پیچ‌هایی دارد که گردش روزگار، پیچش روز کار را رقم می‌زند و‌اینگونه است که احتمال سیاست ورزی‌اش پس از ترک شورایعالی امنیت ملی، بر آنکه از «رسانه ملی» به «دولت امید» رسید و نهایت امر «هوای تازه» را در پرونده هسته‌ای دمید، از آنجاست که نمی‌تواند بی خانه بماند که خانه به خانه گشته و شانه به شانه رفته است راه سیاست‌ورزی را؛و بر‌این عاشق فلسفه، عمر نه همچون منطق ریاضی در کتابی است که نوشته - متافيزيک و علوم دقيقه در فلسفه کانت- که حقیقه‌ای است بر آمده از حديقه تقدیر و تدبیر.

آنگاه که رسانه ملی‌اش، شکوه دولت ملی را به گوش فلک رساند، بیشتر در دل اصولگرایان جا کرد و آنگاه که از تبار اصولگرایان چند اسب رقابت زین شده بود برای جانشینی بر مسند خاتمی، او بود که رغبت اصولگرایان سنتی و شورای هماهنگی انقلاب اسلامی‌را بر انگیخت تا آنکه در سال 1370 بر مسند خاتمی‌در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌نشسته بود، چهارده سال بعد تاریخ را تکرار کند؛اما علاوه بر رقبای اصلاح‌طلب باید با رفیقان اصولگران نیز به مصاف می‌رفت و آن، آنگاهی بود که هر یک راه خود رفتند و‌این نظرکرده شیوخ راست راه خود؛حتی وقتی پسر خاله‌اش-احمد توکلی- قصد کناره‌گیری از رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری کرد، به حمایت از رقیب لاریجانی-محمد باقر قالیباف- برخاست و‌اینگونه بود که تقدیر نشانی جدیدی به او داد؛شورایعالی امنیت ملی.

 

طریقه حقیقه و دقیقه

علی اردشیر لاريجاني روحاني زاده‌اي است زاده نجف در سال 1336؛فرزند روحاني برجسته و مرجع عالیقدر مرحوم‌ آيت‌الله ‌العظمي‌ حاج ميرزا‌هاشم آملي. حاج میرزا‌هاشم آملی در سال 1278 شمسی در روستای «پردمه» لاریجان در خانه میرزامحمد به دنیا آمد و پس از آنکه تحصيلات مقدماتي را در آمل گذراند به تهران آمد تا دراين شهر دروس سطح رابخواند. به مدرسه علمیه سپهسالار ـ که زیر نظر سیدحسن مدرس اداره می‏شد ـ رفت و مورد توجه و عنایت ویژه وی قرار گرفت.آيت الله آملي روزي که به تهران آمد، هنوز خبري از حکومت پهلوي نبود، اما وقتي که ده سال گذشت، حکومت پهلوي رسما برسرکار آمد و بتدريج موقعيت براي زندگي روحانيون دشوارتر مي‌شد. در قم آيت‌الله شيخ عبدالکريم حائري داشت مقدمات‌ايجاد حوزه علميه قم را به شيوه کنوني آن بنياد مي‌گذاشت که سيد‌هاشم عزم سفر به قم کرد و پنج سالي در آنجا تحصيل کرد و مجتهد شد. پس از اخذ اجازه اجتهاد از‌ آیات عظام حایری و حجت، به نجف رفت و سي سال در آنجا ماند. زماني که‌آيت‌الله آملي به نجف مي‌رفت، حوزه علمیه نوبنیاد قم وارد دوراني پرآشوب مي‌شد و زماني که به‌اين شهر بازگشت، قم داشت بحران 1342 را مي‌گذراند تا دوباره پس از 1342 کلاس‌هاي درس رونق بگيرد.

کمي‌ پس از آنکه آملي از نجف به قم بيايد، امام‌خميني از قم به ترکیه و سپس نجف تبعيد شد. آيت‌الله آملي در قم ماند و به ادامه فعاليت‌هاي فقهي و معنوي خود پرداخت. علی جوان همراه برادرانش جواد و فاضل و صادق که يک سال و نيمه بود، به وطن باز گشتند.پدر شاگردانی در حوزه داشت همه نام آور در علم و اجتهاد؛ میرزا جوادآقا‌تبریزی، علی غیاثی، محمدعلی فیض لاهیجی، محمدتقی مجلسی، عباس محفوظی، سیدمصطفی محقق داماد، محمد محمدی گیلانی، محمدحسین مسجد جامعی، محمدهادی معرفت، محمد مفتح، ناصر مکارم‌شیرازی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی، محمد یزدی و ...اما پسران مساله‌آموز مسائل علوم جدیده و مباحث دقیقه شدند و دل در گرو علم آمار و ارقام نهادند. محمد جواد، ریاضی خواند و استاد دانشگاه، عضو شورای امنیت ملی کشور، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی‌، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات و معاون بین الملل قوه قضائیه شد. فاضل در «سیاستگذاری علمی» دکترا گرفت و عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی شد. صادق  راه پدر رفت و

گرچه هواخواه ریاضی بود اما دلسپرده به روحانیت شد و از اساتید حوزه علمیه قم و عضو شورای نگهبان و نیز مجلس خبرگان رهبری شد. باقر هم پزشک و فوق‏تخصص داخلی شد و استادیار دانشگاه تهران و معاونت دارو و درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

 

دو توصیه مطهری به دامادش

علی هم چون برادر بزرگش محمد جواد دلداده عدد شد و دلسپرده ریاضی.رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر دانشگاه آریا مهر(صنعتی شریف) را انتخاب کرد و در کوران انقلاب بود که روحانی فلسفه خوانده و مبارزی جذبش کرد؛مرتضی مطهری.این شیفتگی چنان بود که در 20 سالگی، فریده دختر 15 ساله مرتضی مطهری را از پدرش خواستگاری کرد و همسری را از خانواده روحانیون برگزید و آن زمانی بود که یک سالی به انقلاب مانده بود.یک سالی که از انقلاب گذشت با رتبه اول فارغ التحصیل شد؛22 ساله بود که لیسانس گرفت و دانشگاه شریف وی را به عنوان مدرس دعوت به همکاری کرد. سپس به پیشنهاد و توصیه مرتضی مطهری-پدر همسرش- تغییر رشته داد و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران گرفت.دومین توصیه و پیشنهاد پدر همسرش نیز کارگر افتاد و مسیر زندگی‌اش را تعیین کرد؛ لاریجانی عازم سازمان صدا و سیما شد و پشت میز مدیر کل برون مرزی و واحد مرکزی خبر سازمان صدا وسیما نشست.

او تنها چند ساعت، در دوراني از بحران صدا و سيما- پيش از آنکه محمد‌هاشمي‌به‌اين سازمان برود- مدير صدا و سيما شد؛گرچه دست تقدیر چنین بود که وی یک دهه بعد بر جای محمد‌ هاشمی‌بنشیند.لاریجانی دهه 60 را خانه به خانه گشت.او طی آن دهه معاون سه وزیر شد؛ کار و امور اجتماعی، پست و تلگراف و تلفن و سپاه.

همین شد که پایش به سپاه پاسداران باز شد و در جایگاه جانشینی ستاد کل سپاه، لباس رزم پوشید و یک چندی فرماندهی سطوح عالی  سپاه را نیز تجربه کرد و گفته‌اند که مدتی هم در روابط عمومي‌شوراي نگهبان مشغول به کار بود.

 

از وزارت فرهنگ تا رسانه ملی

دهه 70 براي لاريجاني دهه جلوس بر مصادر فرهنگي بود؛سيد محمد خاتمي‌زير فشار محافظه كاران منتقد سیاست‌هاي فرهنگي وي، عطاي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي ‌را به لقايش بخشيد و‌هاشمي‌رفسنجاني، لاريجاني را به عنوان مرد فرهنگ كابينه‌اش برگزيد. بهمن 72 بود كه خلعت دو ساله وزارت را از تن نهاد و سال 1383 را با حكم مقام رهبري براي انتصاب وي به عنوان رئيس سازمان صدا و سيما  آغاز كرد. «نامه‌اي از آقاي رئيس جمهور به دستم رسيد كه با استعفاي من از وزارت ارشاد موافقت كرده‌اند و با كلمات خوشي از خدمات انجام شده تقدير كرده‌اند. آقاي‌هاشمي‌ رئيس‌جمهور، آقاي مهندس ميرسليم را رسما به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌به مجلس شوراي اسلامي‌معرفي كرد. ايشان قبلا مشاور رئيس‌جمهور بود.»(خاطرات روز سه شنبه 26 بهمن1372 )كلمات خوش نامه‌ هاشمي‌رفسنجاني كه لاريجاني را مسرور كرد، چنين بود:«با توجه به خدمات صادقانه و ارزشمند جنابعالي در مدت كوتاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌كه منجر به تحولات قابل توجهي شد، حال كه به فرمان مقام معظم رهبري مسووليت اداره صدا و سيماي جمهوري اسلامي‌به شما محول شده است، ضمن تشكر و قدرداني از زحمات و تلاشهاي چشمگير شما و همكاران محترمتان در‌اين دوران ، توفيق روزافزون و افتخارات بيشتر شما را در مسووليت جديد از خداوند متعال مسالت مي‌نمايم.»لاريجاني گزينه مطلوب راستگرايان براي سكانداري كشتي‌هاي فرهنگي بود كه يك به يك از دستان چپ گرايان خارج مي‌شد و فشارها بر دولت‌هاشمي‌رفسنجاني آن‌ها را به ساحل محافظه كاران سوق مي‌داد. تحقيق و تفحص مجلس پنجم از صدا و سيما و فشارهای روزافزون محافظه کاران منجر به برکناری محمد‌هاشمی-برادر رييس جمهور وقت- از رياست سازمان صدا و سيما شد و لاريجانی نيز صندلی وزارت را رها کرد تا رياست رسانه ملی را بر عهده بگيرد.

 

غول جعبه جادو

در طول ده سال رياست بر سازمان صدا و سيما، لاريجانی از‌اين سازمان، دستگاه عريض و طويلی با 7 شبکه تلویزیونی و 8 شبکه رادیویی ملی و سراسری ، 30 شبکه رادیویی استانی و 24 شبکه تلویزیونی استانی و هفت شبکه جهانی (سحر، جام جم، العالم) ساخت و چنين بود كه  رسانه ملي بي رقيب شد و يكه تاز.لاريجاني از‌اين جعبه جادو، غولي آفريد براي رقابت با ديگر رسانه‌ها؛كه نه فقط به عنوان رسانه انحصاري سمعي- بصري، كه در مقام رقيبي براي رسانه‌هاي مكتوب و هنري پا به ميدان گذارد.راديو و تلويزيون ‌ايران در دوره او صاحب روزنامه شد؛روزنامه «جام جم» تقلیدی از روزنامه بريتانيايي سان به مصاف رسانه‌هاي مكتوب رفت؛ برای کودکان، نوجوانان، جوانان (هفته‌نامه) و زنان مجلات سروش منتشر شد. در کنار‌این چهار نشریه، هفته نامه سروش هم به طور سنتی به برنامه‌های صدا و سیما می‌پرداخت. سروش‌اندیشه هم به سراغ مباحث تئوریک رفت. لاریجانی صدا و سیما را وارد عرصه سینما کرد و با تاسیس شرکت «سیما فیلم» به مصاف ديگر بنيادهاي سينمايي فرستاد و جشنواره فيلم فجر را جولانگاه فيلم‌هاي سينمايي ساخت تلويزيون كرد.صدا و سيما به سراغ اهل ورزش رفت و هر سال قوی ترین مردان‌ایران را انتخاب کرد؛ از نخبگان و پیشکسوتان علمی‌و هنری، با عنوان «چهره‌های ماندگار» تقدیر کرد؛ برای اهل قلم بزرگداشت «آفرین روشنان» برگزار کرد و «جشن عاطفه‌ها» را با همکاری کمیته امداد امام خمینی به راه می‌انداخت؛میراثی که تا امروز پا برجاست.براي رئيس ده ساله ساختمان شيشه‌اي جام جم، صدا و سيما نه فقط صوت و تصوير، رسانه‌اي تبليغي و تفريحي، كه دهكده‌اي مينياتوري است از آرمان شهر مطلوب راستگرايان.رسانه‌اي ملي كه رسالتي فراملي داشت و در كارزار تبليغي غرب، تريبوني عرب زبان تاسيس كرد و بلندگوهايش سوار بر فراز سر همسايگان:«در جريان جنگ با‌اينكه در عيد واقع شده بود سه هزار نفر شب و روز كار مي‌كردند و يك تلويزيون براي عراق خواستيم و سريعا شبكه العالم‌ايجاد شد.»

 

آتش «چراغ» و پرونده‌ای کشکی

دوم خرداد 1376وزير فرهنگ و ارشاد پيشين از كتابخانه ملي به پاستور رفت و رسانه ملي ماند و اصلاح طلباني دلگير از دلدادگي جام‌جمي‌ها به رقيب سيد محمد خاتمي.لاريجاني به مصافي سخت با اصلاح‌طلبان رفت؛ توليد مجموعه برنامه «هويت»كه طی آن اکثر چهره‌های معروف فرهنگی و ادبی کشور به وابستگی به بيگانگان متهم شدند، رسانه ملي را از منظر اصلاح‌طلبان با اتهام جناحي بودن مواجه كرد و‌اينكه به سان رقيبي براي دولت ملي عمل مي‌كند. در سال ۱۳۷۷ و پس از ماجرای قتل‌های زنجيره‌ای، حضور روح الله حسينيان در برنامه‌ای با عنوان «چراغ» جنجال‌های بسياری آفريد. در آن برنامه، قتل تعدادی از مخالفان و روشنفکران - معروف به قتل‌های زنجيره‌ای- به شکلی به طرفداران رييس جمهور در وزارت اطلاعات نسبت داده شد. «چراغ» آتشي در خرمن آماده‌ اشتعال رسانه ملي و دولت ملي‌انداخت؛ تنش ميان دولت و سازمان صدا و سيما به جايی رسيد که به تصويب هیأت دولت از حضور لاريجانی در جلسات دولت جلوگيری به عمل آمد.

فيلم اعترافات فعالان دانشجويی در تلويزيون، از ديگر نقاط مورد انتقاد در عملکرد سازمان صدا و سيما بود. پيشتر در جريان نا آرامی‌های مربوط به کوی دانشگاه تهران – تيرماه ۱۳۷۸ – سازمان صدا و سيما مورد انتقادهای تند دانشجويان قرار گرفت که درخواست استعفای لاريجانی را داشتند؛ نمايش اعترافات« منوچهر محمدي» و «ملوس رادنيا» به عنوان شاخص دانشجويان برانداز، سنگ‌هاي شكوه و گلايه به سمت ساختمان شيشه‌اي را بزرگتر كرد. زعماي اصلاح طلب، رسانه ملي را پايگاهي مي‌ديدند كه يكه و تنها در مقابل دولت خاتمي ‌قد علم كرده و مخالفين اصلاحات در پشت آن سنگر گرفته‌اند.توپ سهمگين از ماشه «کنفرانس برلين» شليك شد. صدا و سيما براي اولين بار صحنه‌هاي رقص و برهنه شدن يک بازيگر طرفدار حزب کمونيست کارگري و يکي از کساني که مي‌خواست از دولت آلمان پناهندگي بگيرد را در جريان هماوردي اصلاح طلبان پيروز در انتخابات مجلس ششم و اپوزيسيون خارج‌نشين در «كنفرانس برلين» پخش كرد و موجب برخورد با برخي شركت كنندگان در آن كنفرانس و روانه آنها به زندان شد.

مجلس ششمي‌ها هم دل چركين از جادوي جعبه جام جم بودند و حتي وقتي طرح تحقيق و تفحص از صدا و سيما و كاهش بودجه آن را از صافي تصويب گذراندند‌اين لاريجاني بود كه فرياد اعتراضش برخاست:«در سال 82 فقط دو درصد به بودجه صدا و سيما اضافه شد در حالي كه ما 15 درصد بايد حقوق پرسنلمان را اضافه كنيم. به خاطر جبران‌اين كمبود مجبور مي‌شويم مرتب آگهي پخش كنيم و مردم را اذيت كنيم. به ما هم مثل بقيه دستگاه‌ها بودجه مناسب دهيد .ما كه نمي‌توانيم آن وظيفه‌اي كه داريم انجام ندهيم به آب و‌ آتش مي‌زنيم و انجام مي‌دهيم. نيرويي هم نيستيم كه كنار بنشينيم. ياد گرفتيم كه بايد براي انقلاب جان كند.‌اينكه مجلس حق تحقيق و تفحص دارد كار درستي است و بايد انجام شود اما آدابي دارد شما با يك اداره آبياري طرف نيستيد با يك نيروي فرهنگي طرف هستيد يك چيزهايي بايد بگوييم كه قابل قبول باشد. با همه چيز سياسي نبايد برخورد كنيم، به بچه‌هاي راديو و تلويزيون نگاه بكنند مي‌توانند بفهمند كه چه خبر است.‌اين نيروها دزد نيستند بلكه خدمتگزار كشورند... البته ما از‌ اين حرف‌ها خيلي واهمه نداريم و در شرايط خيلي سخت‌تر كار كرده‌ايم ‌اينها هم مثل سرابي است كه رد مي‌شود. حق نبود براي‌اين همه كاري كه ما انجام نداديم ‌اين طور «پرونده‌هاي كشكي» درست كنيد. من خواهش مي‌كنم‌اين پرونده برود در قوه‌قضائيه تا به‌اين موضوع رسيدگي شود تا سره از ناسره معلوم شود و حتما هم پيگيري مي‌كنم. بنا نيست در كشور عده‌اي زحمت بكشند و عده‌اي آن را تخريب كنند.»(ايسنا؛1382/02/19) ماه‌ها بعد‌اين لاريجاني بود كه در واپسين ماه‌هاي حضورش در صدا و سيما، آخرين هديه‌اش را به مجلسيان داد.درجريان تحصن نمايندگان مجلس ششم در اعتراض به رد گسترده صلاحيت نامزدهای نمايندگی،‌اين رسانه ملي بود كه با سكوت از كنار آن گذشت و بي اعتنايي پيشه كرد.

 

دولت اميد، هوای تازه

عمر ده ساله ریاست لاریجانی در ساختمان شیشه‌ای سر آمد و معاونش عزت‌الله ‌ضرغامی‌ بر جایش نشست.

لاریجانی همچنان عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ماند؛ پنجم خرداد 1383 بود که مقام رهبري طي حكمي‌لاريجاني را به عنوان نماينده‏ خود در شوراي عالي امنيت ملي منصوب كردند؛خانه‌ای که لاریجانی را به سرسرای امنیت می‌برد که کارزاری دیگر در آنجا رقم می‌خورد؛پرونده هسته‌ای‌ایران.لاریجانی در آن کسوت بود که در انتقادی جنجال برانگیز نسبت به سیاست‌های تیم هسته‌ای به ریاست حسن روحانی دبیر شورایعالی امنیت ملی گفت:«در غلتان داديم و آب نبات گرفتيم.» اما دهه 80 برای وی دوره سیاست ورزی بود؛و راه ورود به آن همچون معبر ورود به عرصه فرهنگ می‌توانست جانشینی خاتمی‌باشد. لاريجاني پس از استعفا از صدا و سيما، آماده رقابت در انتخاباتي شد که گروه همفکرش چهارنامزد ديگر، محمود احمدي نژاد ، احمد توکلی ، محسن رضايي و علی اکبر ولایتی را نيز به صحنه آورده بودند؛رقبا در اردوگاه اصولگرایان که به تعداد انگشتان دست رسید، ریش سفیدان راست میدان داری کردند و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به ریاست شیخ علی اکبر ناطق نوری چندی تامل پیشه کرد تا ببیند اقبال راست نشینان زمین سیاست به کدامین بازیگر است.هنوز قرعه فال اقبال به نام لاریجانی نزده بودند که  ولایتی انصراف داد، توکلی و رضایی چندی بعدش و در آستانه انتخابات کناره گرفتند؛محمدباقر ‌قالیباف از راه رسید و احمدی نژاد حرف پیران راست را نشنیده گرفت و به تنهایی وارد میدان شد.

لاریجانی مورد اعتماد اصولگرایان سنتی بود اما برای جذب اصولگرایان نو گرد آمده بر دور قالیباف و احمدی نژاد گاهگاه با لهجه «آبادگرانی» سخن می‌گفت. شعار «دولت اميد، هوای تازه» لاریجانی اما نگاهی انتقادی به گذشته داشت و هوایی اصولگرایانه در سرای حکمرانی:« دوم خردادي‌ها كارهايي كردند كه پشيمانند؛ اگر دولت ضعيف نباشد در آن قتل زنجيره‌اي نمي‌شود»برای لاریجانی کارنامه حضورش در جام جم نصب العین بود:« اگر نظر لطف‌آميزي وجود داشت و در محاصره اقتصادي قرار نداشتيم مي‌توانستيم بيش از‌اين در حوزه گسترش شبكه‌هاي راديو تلويزيوني عمل كنيم.»در آن هنگام در کنار اخبار ضد و نقیض دال بر انصراف وی از نامزدی انتخابات، شایعه شد که لاریجانی عراقی الاصل است و سرطان دارد:« زماني عنوان شد كه سرطان دارم و هفته‌اي دوبار دياليز مي‌شوم، حتي عنوان شد دو زن دارم، اما من يك زن دارم كه خيلي هم دوستش دارم.

متولد نجف هستم. پدرم از مراجع تقليد بود اما از بيست و پنج سالگي به ‌اين شهر رفته بود، همين طور كه مي‌دانيد پدرم‌ايراني است و زادگاهش لاريجان كه در همين حوالي تهران است. بعيد مي‌دانم كه كسي در ‌ايراني‌الاصل بودنم ترديدي كند، فقط در نجف متولد شدم كه‌اين هم در دست من نبود.»

بخت با لاریجانی یار نبود و رایش یارای حضورش در پاستور نشد؛چنین بود که احمدی نژاد در غیاب برخاستن دود سفید از دودکش وحدت اصولگرایان، نامش بر برگه‌های رای رفت و خودش به نهاد ریاست جمهوری.

 

مسوول دو ساله پرونده هسته‌ای

لاریجانی گرچه به نهاد ریاست جمهوری نرفت، اما کمی‌آنطرف تر در شورایعالی امنیت ملی رحل اقامت گزید.او در 24 مرداد 1384 در شورایی که نماینده رهبری بود، دبیر شد و پرونده هسته‌ای را از حسن روحانی تحویل گرفت.حکم دبیری شورایعالی امنیت ملی پایان یک ماه گمانه‌زنی درباره وی بود؛چه‌ اینکه وقتی استراتژی‌های کلی سیاست خارجی دولت نهم پس از انتخاب محمود احمدی نژاد را تشریح می‌کرد؛عده‌ای گمان بر آن بردند که کرسی‌نشین آینده صندلی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد است؛چه آنگاهی که لاریجانی از اولویت‌های سیاست خارجی دولت می‌گفت که مبتنی بر افزایش ارتباط با همسایگان است؛چه آنگاه که سیاست تنش‌زدایی اصلاح طلبان را به دیده نقد نگریست و از «تهدید زدایی» سخن گفت، چه زمانی که سیاست برد-برد را در مذاکرات‌ایران و اروپا پیشنهاد داد و چه آن زمان که عمارت «نگاه به شرق» را در حیاط دستگاه دیپلماسی معماری کرد.اما تقدیر چنین بود که سخنگوی ستاد انتخاباتی‌اش-منوچهر متکی- راهی وزارت امور خارجه شود و در نهایت معاون متکی دوسال و دو ماهی بعد بر جایش بنشیند.

دو سالی که از عمر دیپلماتیک لاریجانی گذشت پرونده هسته‌ای چرخ‌ها خورد و یک بیانیه و دو قطعنامه شورای امنیت را ضمیمه خود دید و‌ایران با شبح تحریم مواجه شد.اما‌این لاریجانی بود که شال و کلاه می‌کرد و به دیدار نماینده 1+5 می‌رفت؛دیگر صحبت از در غلتان و آب نبات نبود که حرف پایان عصر تعلیق و آغاز عمر‌ایستادگی منطقی بود.لاریجانی در همین مدت کوتاه هم ساختار شورایعالی امنیت ملی را دگرگون کرد؛ با حذف كميته‌ها و تشكيل معاونت‌هاي موضوعي ، مديران جديدي راهي شوراي عالي امنيت ملي شدند و به تدريج، تغييرات تيم مذاكره كننده هسته‌اي را هم در بر گرفت.اما نهایت کار استعفا بود که سخنگوی دولت گفت به دلایل شخصی است و محمد رضا باهنر رئیس ستاد انتخاباتی لاریجانی گفت دیگر امکان همراهی لاریجانی و احمدی نژاد وجود نداشت و‌این گفته خود موید بروز اختلاف نظر میان دو رقیبی است که یکی رئیس جمهور شد و دیگری دبیر شورایعالی امنیت ملی؛یکی از افسانه بودن هولوکاست سخن می‌گوید و دیگری هولوکاست را به مورخین می‌سپارد؛یکی خبر خوش هسته‌ای می‌دهد و دیگری درباره آن سکوت می‌كند؛ یکی پرونده هسته‌ای را مختومه می‌داند و دیگری درباره آن مذاکره می‌کند؛یکی در تهران اعلام می‌کند که تهران آماده مذاکره بدون پیش شرط با آمریکا درباره عراق است و دیگری در فرودگاه بغداد هدف از سفرش را بررسی شرایط‌ایران برای مذاکره می‌داند؛یکی می‌گوید پوتین هیچ پیشنهادی به مقامات‌ایران نداد و دیگری از بررسی پیشنهاد پوتین خبر می‌دهد و ...

خانه بعدی کجاست؟لاریجانی دهه سیاست‌ورزی‌اش از نیمه گذرانده و به میانسالی رسیده؛آیا فلسفه عمر منطقی چون «علوم دقيقه در فلسفه کانت» دارد؟

شنبه 12 آبان1386 ساعت 17:30 توسط شهروند امروز | موضوع: تاريخ |