مشكل: نبود اعتماد متقابل در جامعه
راه حل: قيام براي احياي نظام اخلاقي
مهم ترين مشكلي كه به نظرتان اين روزها جامعه ما با آن دست به گريبان است، چيست؟
با نگاهي به نظرسنجيها و كارهاي علميانجام شده، به نظر ميآيد كه مهمترين مساله در جامعه ايران نمود اين واقعيت است كه ميان حكومت و مردم و اقشار مختلف مردم با يكديگر اعتمادي كه بايد باشد، وجود ندارد.
در جامعه ايراني بسياري از طبقات و افراد مختلف به منافع كوتاه مدت خود و خانواده ميانديشند در حالي كه تا وقتي اعتماد متقابل شكل نگيرد، منافع آنها نيز تامين نخواهد شد. به اين ترتيب به خاطر عدم وجود اعتماد و اطمينان، يك نقص كلي وجود دارد كه باعث ميشود نتوانيم به خوبي از سرمايههاي خود استفاده كنيم. مثلا اعتماد بسياري از صاحبنظران و افراد صاحب نام ما كه در خارج از كشور هستند، جلب نميشود تا شايد بتوانند از توانشان براي رشد جامعه گام بردارند. اين واقعيت در رابطه با افراد داخل كشورهم صادق است كه به علت عدم اعتماد حاضر نيستند از همه توان خود استفاده كنند و فكر ميكنند كه در حقشان نوعي ظلم صورت گرفته است.
به اين ترتيب اين مساله باعث شده كه مشكلي بر مشكلات ما افزوده شود و ميتوان قاطعانه گفت كه مادر تمام مشكلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ما از بين رفتن اعتماد در جامعه ايران است.
به اعتقاد شما علت بروز و شكلگيري اين عدم اعتماد درجامعه ما چيست؟
در جامعه ايراني ارزشهايي وجود داشته و دارد كه وقتي اين ارزشها در جامعه تضعيف شوند، آنچه عدم اعتماد خوانده ام،بروز پيدا ميكند. وقتي عدم صداقت و نمايش ريا در جامعه حضور داشته باشد، اعتماد مردم به مرور زمان از دست خواهد رفت. نظام ارزشي و اخلاقي در كشورها متولي دارند و وقتي متوليان، پاسدار نظام اخلاقي نباشند ناهنجاريها ازپي آن بروز خواهد كرد، البته متوليان اين نظام ارزشي لزوما حكومتي نيستند و معلمان اخلاق و اجتماع هم ميتوانند باشند. از سوي ديگر، سيستم تبليغات و رسانهاي نيز در ساختن و يا تخريب اين نظام ارزشي نقشي مهم را برعهده دارند و متاسفانه امروزه كساني كه توانايي دسترسي به افكارعموميرادارند، يا نميخواهند متولي باشند يا با رفتار خود آن را تخريب ميكنند.
با توجه به اين كه شما خود از افرادي بوديد كه در دوره اصلاحات در قدرت حضور داشتيد، ميتوانيد بگوييد در آن دوره چه تلاشي براي جلب اعتماد مردم و شكلگيري اعتماد اجتماعي در جامعه ايران برداشته شد؟
اگرچه ممكن است كه در دوره اصلاحات مصاديقي هم وجود داشته باشد كه شامل حرف من نشود اما در آن دوره دولت تلاش كرد با مردم صادق باشد و صريح و شفاف با آنها سخن بگويد و اگر چيزي را باور نداشت به مردم هم اعلام نكرد. مثلا دولت اصلاحات و مجلس اصلاحطلب هيچ گاه شعارهاي بزرگ اقتصادي سرندادند بلكه تلاش داشتند كه بر مبناي تواناييهاي خود عمل كنند. به نظر من اصلاحطلبان شايد بيش ازحد شفاف عمل كردند و گاه اين شفافيت به ضررشان تمام شد و باعث شد كه كارشكنيهايي هم در مقابل اقدامات آنها صورت بگيرد.
اصلاحطلبان هيچ وقت به خاطر خوشايند فرد و افرادي، از آرمانهايشان دست نكشيدند و رياكاري نكردند. اگرچه اين صداقت اصلاحطلبان صد در صدي نيز نبود اما اكثريت اين جريان سعي كردند صادق باشند و حتي گاه از مردم عذرخواهي كردند. اما آنچه كه واضح است اين بود كه در آن زمان بسياري از مشكلاتي كه اين روزها وجود دارد نبود، در آن زمان امن ترين جاي ايران منطقهاي بود كه اقليتها در آن زندگي ميكردند، چون اعتماد داشتند و اين نشان از جلب اعتماد مردم داشت.
اما بسياري معتقدند كه اصلاحطلبان به علت عدم اجراي وعدههايشان باعث شدند اعتماد مردم ازميان برود؟
بله، توجه داشته باشيد كه زماني تبليغات وسيعي عليه اصلاحطلبان صورت گرفت و مردم در اثر باور همان تبليغات چنين تصوري كردند. اما امروز پس از دو سال دوري اصلاحطلبان از دولت و البته چهار سال دوري آنها از مجلس، مردم متوجه سياه نماييهاي آن زمان شدهاند. اين باور من است كه مردم به اين نكته رسيدهاند كه اصلاحطلبان ميخواستند كار كنند. امروز ديگر باور مردم اين نيست كه اصلاحطلبان نخواستند كار كنند بلكه معتقدند آن قدر كارشكني صورت گرفت كه آنها نتوانستند به وعدههايشان عمل كنند. درواقع آنها بين گفتمان نخواستن و نتوانستن تفاوت قائل ميشوند. اگرچه در بعضي امور اصلاحطلبان نتوانستند كار كنند اما خواستهشان اين نبود، اين تقصيري است كه به نظر من مردم ميتوانند آن را ببخشند.
اكنون راهحل شما به عنوان يك چهره اصلاحطلب براي جلب دوباره اعتماد مردم و شكلگيري اعتماد متقابل در بين آنان چيست؟
در قدم اول به نظر من سردمداران حركتهاي اجتماعي، شخصيتهاي سياسي و ديني بايد به اين نظام اخلاقي ايمان داشته باشند و آن را پياده كنند. در اين مسير البته فداكاري هم نياز است تا گاه منافع خود را ناديده بگيرند وبراي احياي نظام اخلاقي قيام كنند. بايد بسياري از اخلاقها و هنجارها عوض شود و به جاي تملق و ريا، صداقت جايگزين شود كه البته گاهي اين امر تلخ و سخت است لذا مردم بايد گاهي حاضر باشند كه تلخي آن را حتي اگر به جانشان شرنگ ميريزد تحمل كنند.
سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:30 توسط شهروند امروز |
موضوع: كلوپ |