برخي او را عين جلال ميدانند و بعضي از اساس خيال. اين در واقع همان نزاع سنتي مليت و مذهب است، آنها كه تنها جانب مذهب را ميگيرند بسياري نكات در خصوص كوروش را خرافات و مايه مكافات تلقي ميكنند و آنهايي كه از مليت طرفي براي خود ميبندند كوروش را مايه مباهات و تام كرامات معرفي ميكنند. اين دو نگاه همواره با هم درگير و نسبت به هم سختگير بودهاند.
روزهاي پيشتر سازمان ميراث فرهنگي نيز به مناسبت روز جهاني كوروش (هفت آبان) مراسم بزرگداشتي را در پاسارگاد برگزار كرد و همين برنامه بهانهاي بود تا بار ديگر سيماي كوروش را از نگاه صاحبنظران ملي و ديني بازشناسيم.
عباس شيباني*: بزرگداشت كوروش يعني دفاع از شاه
برگزاري مراسمي در جهت بزرگداشت كوروش شايد محسناتي داشته باشد اما معنا و مفهوم چنين برنامهاي در حال حاضر چيزي جز دفاع از شاه و سلطنت نيست. دفاع از كوروش يعني دفاع از شاه؛ شاهي كه موجب لطمات جبرانناپذيري براي كشور و تاريخ بوده است، لذا هيچ اقتضايي ايجاب نميكند كه برنامهاي براي يادبود كوروش برگزار شود تا به بهانه آن از حكومت سلطنتي تجليل شود. اين نوع حكومتها سابقه درخشاني در تاريخ ايران ندارند كه ارزش دفاع و تقدير داشته باشند.
با توجه به شرايط امروز كشور و حقايق گذشته تاريخي برگزاري مراسم بزرگداشت كوروش توجيهي ندارد و توصيه نميشود كه چنين اقداماتي صورت گيرد تا برخي از سوالات و شبهات جديتر شود.
* نماينده شوراي شهر تهران
عزتالله سحابي*: در نفي بزرگداشت دولتي كوروش
كوروش و داريوش شخصيتهاي برجستهاي بودند كه حرفها و اقدامات در سه هزار سال پيششان در جهان امروز ميدرخشد و مطرح است. ستوني كه فرمان داريوش در آن درج شده است مطابق با جديدترين قوانين اجتماعي است لذا بزرگداشت كوروش و ساير بزرگان ايران باستان فينفسه كار ارزشمندي است اما اين بزرگداشت بايد توسط مردم و نهادهاي مردمي صورت گيرد نه دولتي كه قصد تخريب آثار باستاني همان منطقه را دارد.
در مجموع من نسبت به بزرگداشت كوروش از سوي نهادهاي دولتي اصلا خوشبين نيستم. بزرگداشت دولتي كوروش زمان شاه هم مرسوم نبود حتي شاهي كه خود را وارث كوروش ميدانست از اين رو اقدام دولت فعلي در جهت بزرگداشت كوروش با توجه به ساير اقداماتش به نوعي تظاهر است به اينكه ما به بزرگان ملي و آثار باستاني اعتقاد داريم در صورتي كه عدم اعتقاد دولت نهم به اين اصول از پيش مشخص شده است.
* رئيس شوراي فعالان ملي ـمذهبي
اسدالله بادامچيان*: اقدامي نيكو در جهت درك عميقتر از تاريخ
يكي از مشكلات تاريخ ما، خلط شخصيتهاي تاريخي و ملي با چهرههاي اساطيري است به نحوي كه تفكيك اين دو كار چندان سادهاي نيست. شخصيتي همچون كوروش نيز پيرو اين مشكل، جايگاه مشخصي در تاريخ ما ندارد با اين كه از او در تورات نيز ياد شده است، با اين حال در متون تاريخي گذشته ما مانند پهلوينامه هيچ نامي از كوروش ذكر نشده است. از اين روست كه معلوم نيست كوروش همان هوروش است يا خير؟
يكي ديگر از مشكلات تاريخ ما، تاليف آن توسط ديگران است. ما خودمان تاريخ جامع و مدوني از ايران باستان نداريم. در زمان رضاشاه پيرنيا تاريخي از آن دوره تاليف كرد كه داراي مشكلات فراواني است. او يك فراماسونر بود كه براساس تاريخ غرب و مورخان غربي تاريخ ما را نوشت. لذا براي شناخت چهرههاي ملي ايراني نيز بايد به آنها رجوع كرد كه سراسر اشكال است. به عنوان مثال در تاريخ هرودوت از شخصيتي با خصوصيات كوروش ياد ميشود كه اگر نگاه دقيقتري داشته باشيم متوجه ميشويم منظور هرودوت سيروس است نه كوروش. اين مشكل تنها منحصر به كوروش نيست. جاي سوال دارد كه كيومرث و سلسله كيانيان و جمشيد جم و... در كجاي تاريخ ما قرار دارند. مگر نه اين است كه ميگويند نوروز ميراث بهجا مانده از جمشيد جم است خب پس چرا هيچ منبع تاريخي از اينها در دست نيست؟
نگاهي ديگر به اين شخصيتهاي ملي موجب ميشود كه بيشتر آنها را مورد توجه قرار دهيم. در هر صورت به نظر من بايد ياد و نامي از كوروش و ساير شخصيتهاي مليمان باشد تا تاريخ نيز عنايت بيشتري به آنها داشته باشد و هويت واقعي آنان روشن شود. با اين نگاه نه كوروش كه حتي نادرشاه و ساير پادشاهان افشاري و زندي و... بايد مورد توجه قرار گيرند تا هم خدمات و اقدامات مثبت آنان تبيين شود و هم وجوه منفي آنان روشن شود. در غير اين صورت آنها تنها خونريز و غارتگر معرفي ميشوند بدون آنكه ساير ابعاد آنان مورد شناسايي نسل جديد قرار گيرد. از اين رو هرگونه اقدامي كه در جهت بازشناسي و معرفي چهرههاي ملي و تاريخي ايران است، از نظر بنده اقدامي است مثبت و نيكو در راستاي درك عميقتر از تاريخ گذشته خودمان.
* قائممقام حزب موتلفه اسلامي
صادق آيينهوند*: آنچه حقش است برگزار شود
كوروش از چهرههاي برجسته انسانيت است كه حقي به گردن بشريت دارد. كوروش هخامنشي از معدود پادشاهاني است كه به آزادي عقيده و دفاع از انسانيت پايبند بود؛ ضمن آنكه ايشان يك چهره ديني هم هست. وجه غالب نظر محققان تاريخي اين است كه مصداق ذوالقرنين مذكور در قرآن كوروش است لذا از اين زاويه اين شخصيت ملي چهرهاي مقدس نيز پيدا ميكند. او مانند سليمان از جمله شخصيتهاي مقدسي است كه صاحب قدرت و حكومت هم بوده اما خيانتي در اين قدرت نداشته است. از اين گذشته در سابقه كوروش براي ايران چيزي جز خدمت و تلاش وجود ندارد و او با ساير پادشاهان ديكتاتور بيكفايت قابل مقايسه نيست. از اين رو مراسم بزرگداشت كوروش امري پسنديده است ولي بايد معتدل بود و از افراط و تفريط به دور بود. آنچه حق ايشان است همان برگزار شود و احساسات ناسيوناليستي در مقابل اسلام و اديان قرار نگيرد هرچند كه كوروش هم چهرهاي اسلامي است و هم چهرهاي ملي.
* استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس
عبدخدايي*: علي اسوه است نه كوروش
برپايي مراسم جهت بزرگداشت كوروش، نقض صحبتهاي امام(ره) است. ايشان فرمودند اسلام از مليگرايي سيليخورده است و مليگرايي كفر است. اساسا يكي از دلايل پيروزي انقلاب اسلامي جايگزيني ايدئولوژي اسلامي به جاي تفكرات ناسيوناليستي بود. بنابراين چه دليلي دارد امروز مجدد ميراث مليگرايان را زنده كنيم؛ ميراثي كه به لحاظ نظري به جامانده از امثال كسروي و تدين و تقيزاده است. ناسيوناليسم موردنظر آنان برآمده از تفكرات غربي بود كه در شكل خشن آن در اسرائيل و آلمان نمود پيدا كرد و با اومانيسمي كه خود آنها مطرح كرده بودند در تزاحم بود.
كشوري كه محورش اسلام است براي چه بزرگداشت كوروش برگزار ميكند؟ اين نوع تفكرات ارتجاعي است و با دنياي امروز ما ارتباطي ندارد. وقتي امروز ايدئولوژي اسلامي كارآمد است چرا بايد سراغ تفكرات ناسيوناليسمي برويم. ما درحال حاضر همبستگي فكري و عقيدتي با شيعيان لبنان و ساير كشورهاي منطقه داريم و وقتي آنها ميجنگند در حقيقت از مرز ما دفاع ميكنند. زيرا در اسلام مليت مطرح نيست. در مشروطه واژه رعيت به ملت تبديل شد در حالي كه اسلام واژه عامتري نسبت به ملت دارد و آن امت است. ملت تعريف مشخصي ندارد. اگر منظور از مليت، زبان و فرهنگ و نژاد مشترك است در ايران هيچكدام از اين موارد مشترك به صورت كامل وجود ندارد ولي وقتي از امت سخن ميگوييم منظور عقيده مشترك است. امروز دنياي استكبار هم متوجه اين نكته شده است و در مقابل امت اسلامي قرار گرفته است. همبستگي مطلوب نيز از اين طريق به وجود ميآيد. زندگي علي ميتواند اسوه باشد نه زندگي كوروش، كوروش افسانهاي در تاريخ است كه ناسيوناليستها از دروغهاي غربيان او را استخراج كردهاند و براي ما ساختهاند. كوروش ساخته و پرداخته پورداوودها و سعيد نفيسيهاست كه اگرچه جايگاه علمي قابل توجهي دارند ولي داراي تفكرات كهنه ناسيوناليستي بودند.
در مجموع من به مليت نگاه عاطفي دارم و نميتوانم به صورت ايدئولوژي به آن توجه كنم.
* دبيركل جمعيت فدائيان اسلام
معاديخواه*: كوروش يك شخصيت فراتاريخي است
كوروش در تاريخ ايران جايگاه مقبولي دارد و اكثر كساني كه اهل تاريخ هستند با اين شخصيت ملي آشنايي مختصري دارند. كوروش از نگاهي، فراتر از تاريخ است. به عنوان مثال علامه طباطبايي معتقد است ذوالقرنين كه در قرآن آمده است همان كوروش است و استناد حرف خود را برخي از شواهد و قرائن تاريخي قرار ميدهد همچون تاج دوطرفه پادشاهان ايراني.
اگر چنين باشد كوروش يك شخصيت فراتاريخي است كه اگرچه صاحب قدرت فراواني بوده است اما قدرت او را فاسد و ظالم نكرده است. منتها ما در تاريخ ايران و در تاريخ اسلام مشكل جديتري داريم و آن ضعف اطلاعات و حقايق تاريخي است بنابراين ناگزير به اطاعت حرف ديگران هستيم بدون آنكه بتوانيم تحقيق درخور و عميقي درباره شخصيتهاي تاريخي داشته باشيم. اين ضعف اساسي ما را در شناخت كوروش نيز دچار مشكل كرده است.
اما برگزاري مراسمي براي كوروش توسط دولت داراي دو بعد فرهنگي و سياسي است. به لحاظ فرهنگي چنين مراسمي قطعا كار نيكو و پسنديدهاي است كه ميتواند موثر در جهت شناخت چهرههاي ملي و تاريخي كشور باشد اما به لحاظ سياسي يك دولت بايد مواضعش هماهنگ و متناسب باشد و در رفتار مطابق نظراتش باشد و اينطور نباشد كه در برخورد با برخي از مسائل ملي چندان برآشوبد كه تبديل به يك معضل شود و در موردي ديگر براي شخصيتي مانند كوروش بزرگداشت برگزار كند. البته اين نوع مشكلات منحصر به دولت نهم نيست شايد ظهور و بروز اين كاستيها در اين دولت بيشتر باشد اما متاسفانه ما هيچگاه يك سياست مشخص تعريف شده نداشتيم كه بتواند پشتوانه كارهايمان باشد.
* رئيس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي
ابراهيم يزدي*: بزرگداشت كوروش شناخت هويت ملي و دينيمان
كوروش يكي از پايهگذاران ايران است. او علاوه بر اينكه پادشاه مقتدري بود، از سنگنوشتههاي باقيمانده چنين برميآيد كه داراي افكار و عقايد بشردوستانه نيز بوده است به طوري كه كوروش را پايهگذار حقوقبشر نيز معرفي ميكنند.
بخشي از هويت هر پديدهاي، تاريخ آن پديده است. ما كه ايراني هستيم نيز داراي هويتي هستيم كه مبتني بر دو ركن است: مليت و ديانت. منظور از ديانت يك دين خاص نيست بلكه يك انديشه توحيدي قومي منظور است كه در مقايسه با كشورهاي ديگر نظير هند كه بتپرست بودند شاخص بوده است. در افكار كوروش نيز مفاهيم توحيدي بسيار بارز است از اين حيث شناخت تاريخي كشورمان در واقع شناخت هويتي ملي و دينيمان است بنابراين هر جرياني كه بخواهد به بهانه تقويت دين، مليت را ناديده بگيرد يا برعكس، هم به ديانت خيانت كرده است و هم به مليت. مرحوم دكتر مصدق با توجه به همين نكته در مجلس چهاردهم با صراحت اعلام كرد كه من در برابر هر چيزي كه بخواهد مليت و ديانت مرا خدشهدار كند ايستادگي ميكنم.
در سالهاي اخير توجه به ريشههاي ملي و تاريخي ايران در ميان جوانان بسيار شكوفا شده است كه اين واكنشي است به سياستهاي نادرستي كه به نام دين درصدد مخدوش كردن ركن مليت در هويت انجام ميشود. برگزاري مراسم يادبود كوروش هم توسط دولت گرچه عليالاصول ميتواند مثبت باشد اما متاسفانه با عملكرد دولت در زمينه حفظ آثار تاريخي كشور در تعارض است. براي استفاده بهينه از آبهاي سطحي كه امري لازم است نميبايست آثار تاريخي ما مورد تهديد قرار گيرد. دولت از يك سو يادبود كوروش برگزار ميكند و از سويي ديگر با آبگيري سد سيوند موجوديت يك اثر تاريخي را به خطر مياندازد برگزاري مراسم گذراست و تخريب آثار تاريخي گناهش هميشه ماندگار.
* دبيركل نهضت آزادي ايران
شنبه 26 آبان1386 ساعت 15:34 توسط شهروند امروز |
موضوع: تاريخ |
