عاشق فرشهای ایرانیام
با شنیدن خبر تولید آهنگ مشترک کریسدیبرگ و گروه آریان، به فکر افتادیم که گفتوگویی با این خواننده مشهور ایرلندی داشته باشیم. به لطف محسن رجبپور مدیر برنامههای گروه آریان زمینه انجام این گفتوگو فراهم شد. قرار شد ما سوالاتمان را آماده کنیم و از طریق ایمیل پاسخهایمان را از کریس دی برگ بگیریم. بدیهی است که در این گونه مصاحبهها، امکان یک گفتوگوی پینگ پونگی و به قول دوستان چالشی فراهم نميشود. منتظر روزی ميمانیم که او به ایران بیاید و امکان یک گفتوگوی مستقیم با او را بیابیم.
مجید رئوفی
در ایران خیلیها، آهنگهای تو را گوش ميکنند. آیا ميدانستی چقدر بین ایرانیان محبوبی؟
من از محبوبیت خود در ایران آگاهم. در طول سالهایی که به سراسر جهان سفر کردهام، با هواداران ایرانی بسیاری در كنسرتهای خودم روبهرو شدم که برای من از شنیدن آهنگهایم در ایران تعریف ميکردند. همچنین هر روز، هرگاه فرصتی برای سر زدن به اینترنت داشته باشم صحبتها و پیغامهای زیادی را از سوی هواداران ایرانی در اتاق گفتوگوی خود(Chat room) دریافت میکنم. در انگلستان مقالههای زیادی از خبرنگارانی به چاپ ميرسد که شانس سفر به ایران را داشتهاند وخاطرنشان کردهاند که برخی مواقع، چقدر از شنیدن آهنگهای من در ایران شگفت زده شدند.
فکر ميکنید دلیل اصلی محبوبیت شما در بین مردمي که خیلیهایشان حتی زبان شما را بلد نیستند، چیست؟
من در بسیاری از کشورهای غیرانگلیسی زبان، به نوعی حس تعلق خاطر نسبت به آهنگهایم پی بردهام که دامنه این حس، فراتر از دامنه زبان و درک آن است. دقیقا نميدانم که این حس چیست، شاید احساسی برگرفته از صمیمیت و عواطف آهنگها باشد.
در موسیقی تو نوعی «روح شرقی» به چشم ميخورد. آیا این حالت آگاهانه به وجود آمده؟
من، خودم طرفدار شکلهای گوناگون موسیقی و بخصوص موسیقی خاورمیانه هستم و در آهنگهایم ميکوشم احساسی را که از گوش دادن به این موسیقی در درونم پدید ميآید بازآفرینی کنم. فکر ميکنم این تنها یک روح شرقی نیست بلکه یک احساس روحانی جهانی برای بشریت است.
در پاسخ به یکی از هوادارانت، در مورد یک فرش اصفهان با قدمت یکصد ساله که در منزل خود داری صحبت کرده بودی. این فرش چگونه به دستت رسیده و چرا به آن علاقهمندی؟
در ایرلند دوستی دارم که شغلش در رابطه با فرشهای ایرانی است. من چیزهایی در رابطه با آنها ميدانم، بهعنوان مثال اینها فرشهایی است که در طول سالها جمع آوری کردهام: کاشان، قزاق، بیجار، محال، محتشم، ساروغ، قم، تبریز و هریز. آنچه مرا مسحور آنها ميکند، زیبایی و هنری است که نسل به نسل در خلق کردن آنها منتقل شده است.
آیا درباره فرهنگ و هنر ایران چیزی ميدانی؟ درباره موسیقی ایرانی چطور؟
از موسیقی ایرانی شناخت زیادی ندارم، اما از هنر ایران و خدمات ارزنده و مهم آن به فرهنگ جهان شناخت کامل دارم.
نظرت درباره مردم ایران چیست؟
متاسفانه تاکنون شانس سفر به کشور ایران را نداشتهام، اما ایرانیانی را که در کشورهای دیگر ملاقات کردم بسیار خوش برخورد و صمیمی بودند و منتظر روزی هستم که بتوانم با ایرانیان در کشور خودشان دیدار کنم.
وبسایتی به زبان فارسی به نام تو وجود دارد. آیا خودت آن را ایجاد کردهای و از آن حمایت ميکنی؟
این سایت توسط تیم من ایجاد نشده است اما سایتهای غیرانگلیسی بسیاری توسط هواداران من در سراسر جهان به وجود آمدهاند که ما از آنها حمایت میکنیم و برای وقت و زحماتی که جهت ایجاد و نگهداری این سایتها صرف ميشود ارزش زیادی قائلیم.
نظرت درباره جنگ چیست و اساسا چرا ترجیح ميدهی بیشتر، ترانههای ضد جنگ و صلحطلبانه بسازی؟
جنگ، مصیبتبارترین چیزی است که ميتواند برای مردم، فرهنگها و کشورها رخ دهد. یک حالت مخالف جنگ، حس کامل و فوقالعادهای در من ایجاد میکند که برایم بسیار مهم و لذتبخش است.
ترانه The Road To Freedom ترانهای دیگر با مضمون ضدجنگ است. ممکن است کمی بیشتر درباره چگونگی سرودن آن توضیح بدهی؟
مضمون این ترانه، دیدگاه پیرمردی در قرن هجدهم است که شاهد روانه شدن تنها پسرش به میدان جنگ است. واکنش او این است که جنگ هیچ چیز را تغییر نميدهد و تنها غم و ناامیدی را به ارمغان ميآورد.
مخاطب اصلی این قبیل ترانهها چه کسانی هستند، مردم عادی یا سیاستمداران؟ آیا این ترانهها اثرگذار بودهاند؟
هر کس که آماده شنیدن آنها باشد، به نظر من سیاستمداران هم مردم عادی هستند. نميدانم چرا باید آنها را جدا فرض کنیم و تصمیماتی درمورد مرگ و زندگی را به آنها بسپاریم که گاهی مورد قبول خودمان نیستند. من امیدوارم که ترانههایم، تاثیر مثبتی هرچند کوچک، گذارده باشند.
در سال 2002 ترانه The Lebanese Night را سرودی که بسیار مورد توجه مردم خاورمیانه و بهخصوص ایرانیها و لبنانیها قرار گرفت. این ترانه چگونه خلق شد؟ آیا پیش از سرودن آن سفری به لبنان داشتی؟
پس از پایان جنگ داخلی لبنان، سفری به این کشور برای اجرای کنسرت داشتم. در یکی از رستورانهای فضای باز در یک شب زیبا در بیروت نشسته بودم در حالی که تعداد زیادی از جوانان لبنانی در اطرافم در حال خنده و شادی بودند و لذت ميبردند. ناگهان این فکر به خاطرم رسید که چقدر بر آنها سخت و مصیبت بار گذشته است که در شرایط جنگ، بزرگ شوند. این تجربه و این فکر باعث شد که ترانه مذکور تقریبا خود به خود خلق شود.
در سالهای اخیر كنسرتها و فعالیتهای بشردوستانه بسیاری را از تو شاهد بودهایم. مهمترین این فعالیتها چه بودهاند؟
گاهی اوقات اتفاقات غمانگیزی را در حدی وسیع شاهد بودهام که غیرممکن بود بر من تاثیر نگذارد. در چنین شرایطی، خدماتی را پیشنهاد دادهام که هم از نظر افزایش آگاهی و توجه مردم و هم از نظر جذب کمکهای مالی موثر باشند. گمان ميکنم بزرگترین حرکتی که در آن شرکت داشتم و جذب سرمایه بالایی نیز داشت، کنسرت خیریهای بود که برای کمک به آوارگان کردستان عراق اجرا کردم. نام این کنسرت برگرفته از یکی از ترانههایم به نام «حقیقت ساده» بود که مبلغ بالایی برای کمک به این آوارگان، جمعآوری شد.
در ترانههایت توجه و علاقه ویژهای به کودکان نشان ميدهی و البته سفیر موسسات خیریه بینالمللی برای کودکان، مانند IIMSAM نیز هستی. ممکن است بیشتر در اینباره توضیح بدهی؟
از زمانی که در موسیقی به موفقیت دست یافتم، عمده کارهای خیریه من متمرکز بر کودکان بوده است. خود من به عنوان پدر سه فرزند، هر کاری از دستم ساخته باشد انجام ميدهم، چه در غالب ترانههایم و چه به عنوان پشتیبان یا بنیانگذار موسسات خیریه. IIMSAM یک موسسه کاملا متفاوت است. در آنجا ما بدنبال جمع آوری کمکهای مالی، جهت ساخت گلخانههایی برای پرورش یک گیاه ریز- جلبک به نام «Spirulina» هستیم. این گیاه، غالبا پس از منجمد شدن و بستهبندی به صلیب سرخ ارسال ميشود تا به عنوان پروتئین در اختیار افراد گرسنه قرار بگیرد. البته بیشتر برای آسیبدیدگان حوادث طبیعی مانند قحطی، سیل و زلزله بکار ميرود تا آسیبدیدگان ناشی از جنگ و درگیری.
کمی درباره برلین و برنامه LIVE 8 Show توضیح ميدهی. چطور به این کنسرت بزرگ دعوت شدی و استقبال مردم چطور بود؟
زمانی که بحث برنامه LIVE8 مطرح شد قاطعانه تصمیم گرفتم تا در آن شرکت کنم. روز طاقتفرسایی بود. ما برای بیش از یکصد هزار نفر، در بعد از ظهر آن روز برنامه اجرا کردیم و سپس 200 مایل را به سرعت طی کردیم تا همان شب در یکی از كنسرتهای خودم برنامه اجرا کنیم اما خب، ارزشش را داشت!
آیا درباره گروه آریان چیزی ميدانستی؟
تنها از طریق وب سایتشان. زمانی که مدیر برنامههایم راجع به همکاری با آنان با من صحبت کرد، من اسمشان را با تعدادی از دوستان ایرانیم درمیان گذاشتم و شگفت زده شدم که چقدر در بین ایرانیها محبوبیت دارند.
آیا از اجرای ترانه مشترک با این گروه ایرانی رضایت داشتی؟ آیا مایلی به این همکاری ادامه بدهی؟
کار ضبط و اجرا با گروه آریان تجربه فوقالعادهای بود. بخصوص اینکه برای نخستین بار کلام فارسی، روی آهنگی از من قرار گرفت. یقینا در انتظار ادامه این همکاری هستم.
نظرت درباره اجرای کنسرت در ایران چیست؟
همیشه برایم مثل یک رویاست که در سرزمینهای متفاوت جهان کنسرت اجرا کنم. من اولین کسی بودم که پس از کنار رفتن نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی کنسرت گذاشتم، یا اولین کسی بودم که پس از جنگ داخلی لبنان، در این کشور برنامه اجرا کردم. بنابراین دوست دارم اولین خواننده غربی باشم که در ایران کنسرت اجرا ميکنم. این را اتفاقی مهم برای خود ميدانم.
آیا همکاری با گروه آریان، دیدگاه جدیدی در رابطه با ایران برایتان بوجود نیاورد؟
قطعا چنین بود. معتقدم با نشان دادن اهداف صلح جویانه در ترانهها و متقابلا همکاری با گروه آریان، ميتوان دولتمردان ایران را متقاعد کرد که همکاری ما، تنها با نیتهای پاک و به دلایل مثبت و مقاصد ارزشمند صورت گرفته است.
آیا این همکاری توانسته است منجر به گسترش علاقه به فرهنگ و هنر ایران شود؟
من پیش از همکاری با آریان نیز اطلاعاتی در مورد فرهنگ ایرانی داشتم. همکاری با آنان برای من بسیار مایه خوشحالی بود و طبیعتا علاقه مرا به کشور، فرهنگ، هنر و موسیقیشان بیش از پیش برانگیخت.
لطفا در مورد آخرین کارها و فعالیتهایتان توضیح دهید.
در حال حاضر در تور جهانی اجرای آلبوم جدیدم «The Story man (قصهگو)» به سر ميبرم. ما تا آخر سال جاری میلادی 8 کنسرت در انگلستان داریم و در سال جدید نیز این كنسرتها ادامه ميیابند.
اجرای زنده لذتبخشترین قسمت کار، برای من است چرا که مردم و فرهنگهای مختلف را تجربه ميکنم. من بسیار خوشبختم که در سرتاسر جهان هوادارانی دارم که موسیقی مرا درک میکنند و از آن لذت ميبرند. همچنین به تازگی، ضبط یک ترانه مشترک با خواننده جوان لبنانی - تینا یموت - را به پایان رساندهام. او را در یک برنامه تلویزیونی خاورمیانه به نام Star Academy کشف کردم وتصمیم گرفتم کمکش کنم چرا که معتقدم آینده درخشانی در انتظار اوست.
یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 17:45 توسط شهروند امروز |
موضوع: موسيقي |
