تبليغاتX
شهروند امروز
 
كنكور فقط كمي جا به جا شده ! - شيرزاد عبداللهي

عطش سيري ناپذير جوانان ايراني براي ورود به دانشگاه واشتياق آنها براي ادامه تحصيل در مقاطع كارشناسي ارشد ودكترا در درجه اول يك قضيه اقتصادي واجتماعي است وچندان به ويژگي‌هاي نژادي،ملي، اعتقادي وهنرمندي ايرانيان ارتباطي ندارد. به عنوان مثال، ماه گذشته وزارت آموزش وپرورش آزموني براي استخدام 5 هزار ليسانسيه آزاد و5 هزار معلم حق‌التدريس برگزار كرد. حدود 400 هزار ليسانسيه در اين امتحان شركت كردند. آنها متقاضي شغلي هستند كه دارندگان آن از كمي حقوق وسختي معيشت به ستوه آمده‌اند. لشكر بيكاران در شرايطي كه بخش خصوصي قادر به جذب حتي درصد كمي از بيكاران نيست، شديدا خواستار استخدام در بخش دولتي است وبه در وديوار دستگاه دولتي فشار مي‌آورد. اگر زماني داشتن مدرك دانشگاهي جواز معتبري براي ورود به بازار كار بود، اكنون انبوه فارغ‌التحصيلان بيكار به پديده‌اي عادي تبديل شده است كه تعجب كسي را برنمي‌انگيزد. حدود 12هزار پزشك و ده‌ها هزار مهندس بيكاردليل روشني است بر اين كه ديگر مدرك تحصيلي آن ورقه معجزه‌گري نيست كه براي دارنده آن شغل آب ونان‌دار ومنزلت اجتماعي به ارمغان آورد. تكليف رشته‌هاي علوم انساني وبرخي رشته‌هاي مهندسي مثل معدن وكشاورزي هم سالهاست كه روشن است. پس چرا جوانان همچنان خواب پيروزي در كنكور مي‌بينندوخانواده‌ها براي تامين هزينه تحصيل فرزندشان پس‌انداز‌هاي كوچك خود را هزينه مي‌كنند وقيد تفريح ومسافرت ومهماني ورفاه را مي‌زنند؟ پاسخ روشن است:راه ديگري در برابر آنها گشوده نيست. كسب وكار از رونق افتاده وبخش خصوصي ناتوان‌تر از هميشه قادر به جذب حتي درصد كوچكي از لشكر بيكاران نيست. دولت رانتي ـ نفتي يكه‌تاز عرصه اقتصاد است؛ كارفرماي بزرگي كه به منبع رو به افزايش دلارهاي نفتي متصل است. در چنين شرايطي هر كس مي‌كوشد براي اتصال به شير نفت خود را به دستگاه دولتي آويزان كند. مثل سوار شدن براتوبوس شركت واحد در ساعت‌هاي پيك ترافيك. عده‌اي زير پوشش كميته امداد وبهزيستي مي‌روند. به گفته نماينده يكي از استان‌هاي غرب كشور 30 درصد مردم استان زير پوشش كميته امدادند و30 درصد هم در تلاش براي ورود به جرگه افراد تحت پوشش. عده‌اي با مشاغل انگلي و غيرمولد نان خود را درمي‌آورند.

 

زگهواره تا گور

 

 

اغلب جوانها هم تا سن 30 سالگي شب‌ها بر سر سفره فقيرانه پدر ومادر مي‌نشينند وروزها در دانشگاه‌ها درس مي‌خوانند وبراي مقاطع بالاتر كنكور مي‌دهند. كارشان شده است درس خواندن. در سال گذشته بيش از 400 هزار نفر در آزمون ورودي كارشناسي ارشد شركت كردند. به تدريج كنكور كارشناسي ارشد و دكترا شكل وشمايل كنكور معمولي را گرفته است. همه مي‌دانند كه حقوق دولتي در حد بخور ونمير است. اما آب باريكه‌اي كه قطع نمي‌شود به هر حال بهتر از بيكاري و بي‌پولي مداوم است. نماينده‌هاي مجلس هم براي اينكه كاري كرده باشند، پرونده كنكور را مي‌گشايند. اما با خواندن صفحه اول در سطح مقدمات متوقف مي‌شوند و ساده‌ترين راه حل را انتخاب مي‌كنند: جابه جايي كنكور! چون صورت مساله غلط مطرح شده وپاسخ هم لاجرم غلط در مي‌آيد. كليد حل مساله كنكور جاي ديگري است. بايد قفل اقتصاد كشور را گشود تا هزينه فرصت دانشگاه بالا برود وجوانها بر اساس علاقه با تحصيلات متفاوت دنبال كسب وكار بروند. اصلا وظيفه دولت‌ها وپارلمانها سر وسامان دادن به كسب وكار ورونق سفره‌هاي مردم است ونه رفتن دنبال ناكجاآباد ورجز خواندن براي اين و آن. در اين ميان دفاع مديران آموزش وپرورش از طرح حذف كنكور را تنها با تخيلي قوي مي‌توان درك كرد. ناخداي كشتي توفان‌زده قديمي با بادبان‌هاي شكسته وملوان‌هاي خسته و عصيان‌زده وپيكر در هم كوفته را مجسم كنيد، ناگهان مثل شواليه‌هاي اروپايي يا لوطي‌هاي وطني داوطلب حمل بار كشتي ديگري مي‌شود كه تنها آسيب مختصري ديده است. آموزش وپرورش بعد از عهده‌دار شدن مسئوليت‌هاي خانواده، مسجد، رسانه وحوزه... حالا مي‌خواهد جور وزارت علوم و دانشگاه‌ها را بكشد وبراي آنها دانشجو انتخاب كند. مديران وزارتخانه شايد گمان مي‌كنند كه اين كشتي شكسته را به هر سو كه دلشان خواست مي‌توانند بكشانند وظاهرا يادشان رفته كه آموزش وپرورش داراي وظايفي ذاتي وقانوني است كه به راحتي نمي‌شود آنها را تغيير داد. در ادارات دولتي مد است كه هر كس حميت قسمتي داشته باشد. مثلا مديران آموزش وپرورش به طور سنتي از برگزاري كنكور توسط اين وزارت حمايت مي‌كنند ومديران وزارت علوم از برگزاري كنكور توسط سازمان سنجش واين موضع ازلي وابدي آنهاست. در موضوع كنكور نقش‌ها چند بار جابه جا شد.

 

 جاي خالي كارشناسان

كساني كه از انتقال كنكور به دوره متوسطه حمايت مي‌كنند استدلال‌هايي دارند كه از فرط تكرار ملال‌آور شده‌اند. اگر شما نيز مذاكرات مجلس را در مورد اين طرح دنبال كرده باشيد لابد سطح نازل مباحث مخالف وموافق شما را شگفت‌زده كرده است. در واقع كمتر نماينده‌اي به جوانب مساله اشراف داشت و اكثرا براساس تجربه‌هاي شخصي وحسي و دريافت‌هاي لحظه‌اي مخالفت وموافقت مي‌كردند. اين سوال همچنان مطرح است كه جايگاه كارشناسي موسساتي مثل پژوهشگاه تعليم وتربيت،دانشكده علوم تربيتي،دانشگاه تربيت معلم وحتي مركز پژوهش‌هاي مجلس در بررسي اين لايحه كجا بود؟طرح‌ها ولوايح مجلس هفتم در مورد آموزش وپرورش از جمله طرح احياي معاونت پرورشي واستخدام 40 هزار معلم حق‌التدريس نيز شتابزده و آغشته به انگيزه‌هاي سياسي بود. اين در حالي است كه بزرگترين فراكسيون مجلس با 105 عضو از آن فرهنگيان است. موافقان طرح موسوم به حذف كنكور براي آن آثار و تبعات معجزه‌آسايي قائلند؛ از جمله:

 1- انگيزه دانش‌آموزان در يادگيري دروس افزايش مي‌يابد.

 2- اضطراب و اثرات مخرب روحي و رواني كنكور از بين مي‌رود.

 3- خانواده‌ها از زير آوار سنگين هزينه‌هاي كنكور نجات پيدا مي‌كنند.

 4- كمر مافياي كنكور با سود سالانه 400 ميليارد تومان مي‌شكند.

5- سوالات تستي و چهارجوابي كه متكي به حافظه كوتاه مدت دانش‌آموزان و نوعي تكنيك است، جاي خود را به سوالات مفهومي و تشريحي مي‌دهد.

 6- لو رفتن و فروش سوالات متوقف مي‌شود و. . .

 ذهن ما تمايل به مطلق‌انديشي دارد، اگر به هر دليل با موضوع ويا شخصي موافق باشيم جاي آن در اعلي‌عليين است واگر روي دنده لج افتاديم آن رويمان بالا مي‌آيد وطرف را به اسفل‌السافلين پرتاب مي‌كنيم. حالا حكايت ما واين داستان كنكور است كه معلوم نيست چگونه در اين زمان حساس كه تير‌هاي فتنه از در وديوار مي‌بارد فيل نمايندگان ياد كنكور كرده است.

اگر برگزاري كنكور به روش كنوني را واجد همه يا بخشي ازاين معايب بدانيم، جابه‌جايي آن از پايان مقطع متوسطه به درون مقطع رفع كننده اين معايب نيست وحتي در مواردي آنها را تشديد مي‌كند. اما اگر طرح مجلس منجر به حذف كنكور مي‌شد به گونه‌اي كه هر داوطلبي مي‌توانست در رشته ودانشگاه مطلوب خود بدون شركت در آزمون ورودي ثبت‌نام كند اضطراب از بين مي‌رفت، خانواده‌ها از پرداخت هزينه‌هاي كمرشكن نجات پيدا مي‌كردند، مافياي كنكور در هم مي‌شكست و لو رفتن سوالات متوقف مي‌شد و... افسوس كه حتي اگر ظرفيت دانشگاه‌هاي ما با تعداد داوطلبان برابر شود به دليل تفاوت رشته‌ها وكيفيت دانشگاه‌ها رقابت وجود خواهد داشت واين رقابت در قالب امتحان ورودي يا كنكور تجلي مي‌يابد. به عنوان مثال تقريباهمه 450 هزارداوطلب رشته رياضي متقاضي ورود به دانشگاه شريف ودانشكده فني دانشگاه تهران ودانشگاه پلي‌تكنيك خواهند بود بنابراين كنكور تا زمان نامعلومي ضرورتا تداوم مي‌يابد. مي‌توان مثالي در جهت معكوس بيان كرد:در حال حاضر دانشگاه آزاد در برخي رشته‌ها وشهر‌ها داراي ظرفيت خالي است اما داوطلبان رغبتي براي نشستن روي اين صندلي‌هاي خالي ندارند و دانشگاه پيام نور به ضرب تبليغات در پي جذب دانشجواست اما همچنان داراي ظرفيت خالي است. اين كه گفته مي‌شود به دليل افزايش ظرفيت در سال آينده از هر 10 نفر داوطلب ورود به دانشگاه 9 نفر پذيرفته مي‌شوند برفرض صحت، تاثيري بر رقابت‌ها نخواهد داشت. رقابت بر سر رشته – دانشگاه – شهر و در مقاطع بالاتر تحصيلي (كارشناسي ارشد و دكترا) ادامه مي‌يابد. رشته‌هاي مهندسي برق، مكانيك، عمران، معماري، گروه پزشكي، حقوق و. . . دانشگاه‌هاي معتبر در حكم كالاي كميابند كه رقابت براي دستيابي به آنها ادامه خواهد يافت.

 

كنكور مي‌ماند

به اين ترتيب آنگونه كه برخي تصور مي‌كنند كنكور برچيده نخواهد شد. متاسفانه چيزي كه اتفاق مي‌افتد با اين طرح اثرات مخرب كنكور از سال اول دبيرستان جلوه‌گري خواهد كرد. آيا با طرح مجلس عدالت آموزشي اجرا مي‌شود وهمه دانش‌آموزان از شرايط تحصيلي يكساني برخوردار مي‌شوند؟ آيا دانش‌آموزان بويراحمد، ايلام، شهركرد وده‌ها شهر وبخش محروم كشور از همان امكاناتي برخوردار خواهند شد كه بچه‌هاي منطقه 1 و3 شهر تهران؟ اين طرح هيچ ربطي به عدالت ندارد. مناطق محروم همچنان با كمبود دبيران باسواد وبا تجربه در دروس اصلي مواجه خواهند بود. خانواده‌هاي مرفه شهرنشين بچه‌هاي خود را به مدارس غيرانتفاعي با امكانات آموزشي برتر خواهند فرستاد واين بار موفقيت در امتحانات جامع وكسب معدل 20 به عنوان هدف انتخاب مي‌شود. برخلاف تصور مدافعان طرح جديد، بازار رسمي و غيررسمي، آموزشگاه‌هاي كنكور، تدريس خصوصي و نشر جزوات و كتاب‌هاي درسي تعطيل نخواهد شد، چرا كه ضرورت وجودي آنها همچنان پايدار است. اتفاق جديدي كه مي‌افتد اين است كه كلاس‌هاي مدارس تبديل به كلاس كنكور مي‌شود. با محول شدن وظيفه گزينش دانشجو به مدرسه، آموزش در مقطع متوسطه كاملاً نمره‌محور خواهد شد و برگزاري امتحانات هماهنگ بخش عمده‌اي از وقت معلمان و دانش‌آموزان را پر مي‌كند، يادگيري براي زندگي جاي خود را به يادگيري براي كسب نمره خواهد داد. رقابت برسر كسب نمره‌هاي سرنوشت ساز فرصت هر گونه خلاقيت را از معلم ودانش‌آموز خواهد گرفت

 

مافياي آموزشي

واما در مورد بحث مافيا كه بسيار موردتوجه برخي از نمايندگان مجلس بود وهست. در كنار مافياي نفت و مسكن و ارز و وام بانكي چشم مردم به جمال مافياي آموزشي هم روشن شد. اگر آنگونه كه شهريار مشيري نماينده بندرعباس گفته است درون سازمان سنجش مافياي فروش سوالات كنكور لانه كرده وبه راحتي آب خوردن رتبه‌ها را جابه‌جا مي‌كند ودر اين كار منافع ميلياردي نهفته است، چه تضميني وجود دارد كه اين مافيا اندكي پيكر فربه وكريه خود را جا به جا نكند وبيايد داخل آموزش وپرورش ريشه بزند. سخنان مشيري در جريان تصويب طرح كنكور بر مسئولان سازمان سنجش‌گران آمد واز او به دادگاه شكايت بردند كه بيا و ادعاي خود را ثابت كن. در خبرها آمده بود كه مشيري با ارائه مستنداتي به دادگاه حكم منع تعقيب گرفته است. مفهوم حكم دادگاه اين است كه مشيري ادعاي خود را اثبات كرده است. وقتي مافيا از برج وباروي محافظت شده سازمان سنجش به راحتي عبور مي‌كند وبه راحتي آب خوردن رتبه جابه جا مي‌كند چگونه مي‌توان از ورود آن به شهر بي‌دفاع وبي در وپيكر آموزش وپرورش جلوگيري كرد؟ امتحانات جامع جايگزين كنكور در بيش از 20 هزار دبيرستان در جغرافيايي به وسعت ايران برگزار مي‌گردد. در حالي كه لورفتن سوالات كنكور سراسري و آزاد در شرايط به شدت متمركز وكنترل شده به پديده‌اي رايج وحداقل مشهور تبديل شده است. چگونه مي‌توان در محدوده‌اي به وسعت ايران امنيت امتحانات جامع را حفظ كرد؟ تصحيح اوراق امتحاني توسط چند هزار دبير با سليقه‌هاي متفاوت ضريب خطا‌هاي سهوي وعمدي را افزايش مي‌دهد. مافياي آموزشي در تار وپود مدارس رخنه مي‌كند. صاحبان قدرت و ثروت براي اعمال نفوذ به تكاپو مي‌افتند. توجه مديران بعضا كم‌تجربه آموزش وپرورش به وظايف ذاتي دوره متوسطه ممكن است آنها را از يكجانبه‌نگري مصون دارد. انتقال كنكور به دبيرستان،مقطع متوسطه را يكسره در خدمت دانشگاه قرار مي‌دهد در حالي كه براي اين مقطع به عنوان يك دوره انتقالي اهداف و وظايف متنوعي پيش‌بيني شده است. دوره متوسطه، تحصيلات عمومي (ابتدايي وراهنمايي ) را به آموزش عالي پيوند مي‌دهد اما اين تنها يكي از كاركردهاي آن است. براي عده بيشتري از دانش‌آموزان اين دوره، دوره انتقال از محيط آموزشي به محيط كار وزندگي است. دوره متوسطه منبع اصلي تامين نيروي كار ماهر و نيمه‌ماهر به شمار مي‌رود و بالاخره دوره متوسطه مرحله انتقال از دوره وابستگي كودكي به دوره جواني و بلوغ كه فرد به استقلال و قبول مسئوليت مي‌رسد، است.

 

یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 18:2 توسط شهروند امروز | موضوع: رسانه |