تبليغاتX
شهروند امروز
 
اميد اجتماعي ، يأس فلسفي

به بهانه كتاب جديد علي ميرسپاسي 

باز هم يك كتاب درباره روشنفكران؟ باز هم يك كتاب درباره مدرنيته؟ فكر نمي‌كنيد بحث از روشنفكران و مدرنيته از شدت تكرار ملال‌آور شده است؟ اگر چنين است كتاب جديد علي ميرسپاسي چه جاي طرح دارد؟ او چه حرفي زده است كه در انبوه مقالات چاپ شده و روي وب گذاشته شده نزده‌اند؟ براي آنهايي كه در قفسه كتابخانه‌هاشان، طبقه‌اي به كتاب‌هاي تاريخ روشنفكري – از آثار آدميت تا بروجردي و وحدت طباطبايي – اختصاص دارد، شايد جايي براي كتاب جديد علي ميرسپاسي نباشد. راستش اگر الزامات سوژه هفتگي مجله نبود خود من هم رغبتي به خواندن آن پيدا نمي‌كردم.

اما كتاب «روشنفكران ايران: روايت‌هاي يأس و اميد» كتابي در باب تاريخ روشنفكري نيست، اگرچه كتابي درباره آنان است. كتاب او تلاشي‌ است براي طرح و ساختن يك مدرنيته دموكراتيك در ايران. جالب آنكه از كتاب نه بويي از بومي‌گرايي مي‌آيد و نه صدايي مبني بر دفاع از يك تجدد ناب.

نويسنده جامعه‌شناس ما همه چيز را در تاريخ و تجربه مدرنيته حل كرده است. زير اين آسمان هيچ چيز تازه نيست و همه راه‌ها قبلا طي شده‌اند. ادعاي تجدد ناب كه لائيسم و جمهوريت جزء ذاتي آن است چيزي جز تكرار تجربه فرانسوي مدرنيته نيست كه از ضدمبارزه طبقه متوسط فرانسوي عليه نهاد كليسا و سلطنت برآمده است و سوداي بومي‌گرايي و بازگشت به عصر طلايي، چيزي چز نشخوار دوباره مدرنيسم ارتجاعي يا بهتر بگويم تجربه آلماني مدرنيته نيست كه روزگاري تا انتهاي منطقي خود يعني فاشيسم را پيموده است. با اين حال تاريخ‌گرايي ميرسپاسي او را به ورطه نسبي‌گرايي‌اي كه از طالبانيسم تا پهلويسم را به عنوان تجربه مدرنيته مي‌پذيرد نمي‌كشاند. او از مدرنيته دموكراتيك و نه هر مدرنيته‌اي سخن مي‌راند. از همين موضع است كه به نقد تجربه‌هاي مدرنيته مي‌پردازد. نگاه جامعه‌شناختي اين بصيرت را در اختيار او قرار مي‌دهد. از همين موضع است كه او در نقد روشنفكران ايراني معتقد است مسائل زندگي روزمره را هرگز نبايد فراموش كرد. فيلسوفان بدون توجه به بسترها در انديشه‌ها و مفاهيم تامل مي‌كنند و آنگاه كه به نتيجه مي‌رسند حاضرند براي ساختن حقيقت، تمام واقعيت را نابود كنند. ميرسپاسي اما پيامدگرا است. او نه تنها از اين موضع، ايده‌هاي روشنفكرانه را به سبب پيامدهاي تخريبي‌شان نقد مي‌كند كه خود نيز مي‌كوشد، نظريات‌اش صفت دموكراتيك مدرنيته ايراني را پررنگ‌تر كنند.

تصور ميرسپاسي از مدرنيته دموكراتيك خيالي نيست. او مي‌داند كه راهي كه او مي‌رود قبلا هم پيموده شده است. اگر همه صور مدرنيته تجربه‌هايي هستند كه قبلا تجربه شده‌اند، پس مدرنيته دموكراتيك هم تجربه‌اي است كه مي‌توان اينجا و آنجاي تاريخ پيدايش كرد. نگاه ميرسپاسي به فيلسوفان عمل‌گراي آمريكايي يا روشنفكران مدرن هند را مي‌توان از همين منظر توجيه كرد. تجربه انگلوساكسون مدرنيته، به گمان ميرسپاسي از ديگر تجارب مدرنيته، دموكراتيك‌تر است و چه بسا به خاطر رابطه‌اش با مذهب براي شرايط تاريخي و اجتماعي ما هم مناسب‌تر. ميرسپاسي رفتن به اين راه را تجويز نمي‌كند. او در مقام جامعه‌شناس، محافظه‌كارتر از آن است كه حكم به تصميمي تاريخي بدهد. اما دست كم مي‌گويد  به اين تجربه هم عنايتي داشته باشيد.حال به آناني كه هنوز نمي‌دانند كتاب جديد او را كجاي كتابخانه‌شان بگذارند پيشنهاد مي‌كنم كنار كتاب «تجربه مدرنيته» مارشال برمن جاي خوبي باشد. اينطور نيست؟

پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت 0:59 توسط شهروند امروز | موضوع: انديشه |