تبليغاتX
شهروند امروز
 
چرا گفت‌وگو؟ چرا مصر؟ - هادي خانيكي

تيري دوژار دن، نويسنده كتاب مشهور «صدميليون عرب» سال‌ها پيش گفته بود: «مصر خواه‌ناخواه كانون جهان عرب خواهد بود. براي جهان عرب هيچ رويداد مهمي رخ نخواهد داد مگر آنكه از مصر متاثر باشد.»

وقتي در مهرماه 1382 دكتر سيدحسين نصر را به هنگام برگزاري مجمع عمومي يونسكو در بازگشتش از قاهره در پاريس ديدم، او وضع و حال مصر را در چارچوب دغدغه‌هاي خاص خود به گونه‌اي ديگر مي‌گفت: «مصر آبستن انديشه‌ها و رويدادهايي است نظير سال‌هاي پيش از انقلاب اسلامي ايران.»

مصر از ششم تا دهم فروردين‌ماه امسال ميزبان سيدمحمد خاتمي رئيس موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بود؛ سفري كه متن و حاشيه‌هاي فراوان داشت و نشست‌ها و گفت‌وگوهاي گوناگون او با نخبگان مصري از جمله در دانشگاه الازهر، اسكندريه و مزرعه هيكل به رويدادي مهم در مصر بدل شد. گفت‌وشنود صميمانه و بلند خاتمي و بزرگان انديشه و سياست مصر در خانه هيكل فرصت مناسبي براي آزمودن آن نظرها بود كه از پيش خوانده و شنيده بودم. حال بهتر مي‌توانستم ببينم مصر در كجاي دوران ما قرار دارد و نسبت آن با ايران ما در اين ميانه كدام است؟

مصرشناسان و ايران‌شناسان، ايران و مصر را در حوزه سياست و تاريخ با ويژگي «همكاري و رقابت» برجسته كرده‌اند، اما شايد در جغرافياي انديشه و فرهنگ بتوان مختصات ديگري براي اين دو يافت: «همسايه‌ترين كشورهاي امروز جهان اسلام.»

مصر و ايران هم در فرازها و فرودهاي تمدني و تاريخي و هم در دگرگوني‌هاي فرهنگي و سياسي دو نقطه به هم پيوسته‌اند، از اين رو نخبگان و حتي عامه مردم مصر چنان با مسايل ايران آشنايند كه گويي در ايران مي‌زيند.

از ديرباز ايران و مصر دو كانون تمدني شرقي و غربي جهان اسلام بوده‌اند و در برابر مسايل مختلف تاريخي واكنش‌هايي نظير هم داشته‌اند. در تاريخ تعلق خاطر ايران و مصر به اسلام با ميل به كسب استقلال سياسي از نظام خلافت اموي و عباسي همراه بوده و نظام سياسي فاطميان و ريشه‌هاي ايراني آنان كه آثار و مواريث فرهنگي و فكري فراواني را در مصر و شمال آفريقا به‌جا نهاده شواهد بسيار از اين‌ رويكرد متشابه دارد. البته ايرانيان در پيوستن به جهان اسلام نه‌تنها استقلال زباني خود را نگاه داشتند، بلكه زبان فارسي را به عنوان زبان تمدن اسلامي در دوردست‌هاي جهان قديم از جمله مصر نيز گستراندند، در حالي كه مصريان از زبان قديم خويش گذشتند و در جهان اسلام بر قوت و غناي زبان عربي افزودند.

در دوران جديد هم ايران و مصر دو منزلگاه مهم تجدد بوده‌اند و جنبش احياگري دين و نهضت‌هاي ضداستعماري در اين دو سرزمين بالندگي و بروز بسيار داشته‌اند. حضور سيدجمال‌الدين اسدآبادي در قاهره و هم‌رايي و همراهي بزرگان مصري چون شيخ‌محمد عبده و رشيدرضا با او، تاسيس «دارالتقريب بين مذاهب اسلامي» و فتاواي تاريخي آيت‌الله العظمي سيدمحمدحسين بروجردي و شيخ محمود شلتوت، حضور تاريخي دكتر محمد مصدق در مصر و دريافت دكتراي افتخاري از سوي دكتر طه‌حسين متفكر و نويسنده بزرگ جهان عرب و پيوستگي رويداد ملي كردن كانال سوئز به وسيله جمال عبدالناصر با نهضت ملي شدن نفت، آثار پيروزي انقلاب اسلامي در مصر و تاثيرگذاري‌هاي عالمان و روشنفكران ايراني و مصري در فضاهاي سياسي و فكري دو كشور، مهم‌ترين نشانه‌هاي همسايگي معرفتي ايران و مصر است.

به‌رغم اين تشابه‌ها نمي‌توان از تفاوت‌هاي درخور توجه جامعه روشنفكري و سياسي ايران و مصر به آساني گذشت. جامعه روشنفكري مصر به شدت سياسي و پيگير مسايل روز است، نگاهي حساس‌تر و راديكال‌تر از روشنفكران ايراني در قبال سياست‌هاي آمريكا و اسرائيل دارد، كمتر از ايران در بند دوگانگي‌ها و دوگانه‌گرايي‌هاي نظري است، كثرت‌گراتر و همپذيرتر است و براي پيوند ميان تجدد و سنت و «هويت‌مندي و ديگرپذيري» راه‌هايي عملي‌تر يافته است.

جامعه فرهنگي، علمي و سياسي مصر بسيار زنده و پوياست و روشنفكري ديني جرياني مشهود و حاضر در عرصه‌هاي زندگي آنجاست. اين جريان نگاهي پيگيرانه به مسايل ايران دارد و انقلاب و اصلاح در ايران را از انديشه‌هاي امام خميني(ره) و دكتر علي شريعتي تا خاتمي و روشنفكران مسلمان ديگر با رويكردي همدلانه دنبال مي‌كند. علاقه به ايران البته نگراني نسبت به مسايل ايران و موقعيت منطقه‌اي و بين‌المللي آن را نيز افزون كرده است و در اين ميان حساسيت‌هاي حتي دوستان و دوستداران ايران در مصر درخور توجه است. نخبگان مصري هم در عرصه فرهنگ و هم در عرصه سياست به وفور از غلبه هويت شيعي و فارسي بر جنبه‌هاي اسلامي و ايراني هويت در ايران طي سال‌هاي اخير ياد مي‌كنند و آن را تهديدي براي پيشبرد نقش‌هاي موثر ايران و انديشه‌هاي دموكراتيك اسلامي در منطقه به حساب مي‌آورند.

در اين ميانه است كه اهميت و اولويت گفت‌وگو ميان نخبگان ايراني و مصري برجسته مي‌شود.

انجام «گفت‌وگوهاي ايران و عرب» به واقع يك ضرورت و يك نياز مبرم است هم براي جهان، هم براي جهان اسلام و هم براي جهان عربي و جهان ايراني. اين ضرورت و نياز را مي‌توان هم در عرصه‌هاي علمي و فرهنگي، هم در حوزه‌هاي اقتصادي و هم در عرصه سياسي به وضوح ملاحظه كرد. ارتباط و گفت‌وگوهاي عميق مستمر ايراني- عربي، هم ضريب امنيت ملي، منطقه‌اي و جهاني را بالا مي‌برد و هم ظرفيت‌هاي جديدي در دو حوزه به وجود مي‌آورد. با شناخت واقعي و دادوستد فكري بيشتر اين دو حوزه توان تفكر دموكراتيك اسلامي، توانمندي‌هاي فرهنگي و سياسي و حتي ظرفيت‌هاي مكمل اقتصادي و اجتماعي در هر جامعه و در كل منطقه افزايش مي‌يابد و به گفت‌وگو در جوانب ديگر از جمله‌ گفت‌وگوها ميان اسلام و غرب جامه عمل مي‌پوشاند.

به دلايل فراوان در انجام گفت‌وگوهاي ايراني- عربي، نقش و سهم مصر و ايران برجسته است، نبض فرهنگي و علمي و حتي سياسي جهان عرب در مصر مي‌زند و ايران يكي از مهم‌ترين كانون‌هاي تغيير، تحرك و توسعه در منطقه است. از آنجا كه نگاه مصري و نگاه ايراني مشتركات فراوان و در عين حال تفاوت‌هايي بارز دارد، بايد اين دو وجهه را در نهايت روشني و صراحت در عين تسامح و صميميت شناخت و در مسايل پيش‌رو به همديگر نزديك كرد.

نخستين همايش گفت‌وگوهاي ايران و عرب، نگاه مصري- نگاه ايراني نخستين تجربه غيردولتي و مدني بود كه از سوي موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در ايران و مركز مطالعات تمدني و گفت‌وگوي فرهنگ‌ها در دانشگاه قاهره به انجام رسيد. اين تجربه از اين‌رو اهميت داشت كه به عنوان كوششي فرهنگي و علمي در حوزه سياست در شرايطي به انجام رسيد كه فقدان رابطه سياسي ميان دو كشور موانع ارتباطي فراواني را در سر راه نخبگان، روشنفكران، عالمان و محققان قرار داده است. نه‌تنها سياستمداران و سياست‌ورزان، بلكه استادان، دانشمندان و روشنفكران ايراني و مصري بسيار علاقه‌‌مندند كه از يكديگر بيشتر بدانند و اين علاقه را نمي‌توان محدود در عرصه‌هاي رسمي و سياسي ديد.

نخستين همايش كه 6 تن از متفكران مصري و 11 تن از صاحب‌نظران ايراني در آن شركت داشتند، در پنج نشست فشرده موضوعات سياسي و فرهنگي مورد علاقه را مطرح و به بحث گذاشت. سودمندي مباحث در آشنايي طرفين با ديدگاه‌ها بر سر مسايل جديد و جدي پيش‌رو بود اما همچنان كه در خلال اظهارنظرها و جمع‌بندي نشست‌ها آمد، تلاش‌هاي بعدي بر موضوع‌هاي محدود متمركز خواهد بود. روشنفكران و صاحب‌نظران ايراني شركت‌كننده در نشست‌ها به چهار موضوع اشاره داشتند:

1- ضرورت اهتمام به گفت‌وگوي ميان نخبگان از جمله روشنفكران ديني ايران و مصر و تلاش مشترك براي يافتن پاسخ بر سر مسايل مهمي چون اسلام و دموكراسي، اسلام و مدرنيته و...

2- ضرورت توسعه گفت‌وگو از حوزه سياست به حوزه‌هايي ديگر چون ادبيات، هنر و فرهنگ

3- ضرورت انجام گفت‌وگوهاي مشترك ميان كانون‌هاي فعال و پرتجربه جهان اسلام در مواجهه با دنياي جديد با تاكيد بر تجربه‌هاي ايران، مصر و تركيه

4- تخصصي كردن موضوعات گفت‌وگو و اهتمام به طرح و نقد ديدگاه‌ها در خصوص مسائل معين.

نشست بعدي در مصر و از آن پس به طور منظم در دو كشور ادامه خواهد يافت.

 

یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 17:16 توسط شهروند امروز | موضوع: جهان |