تبليغاتX
شهروند امروز
 
نامه‌هاي شيخ - سرگه بارسقيان

 

قلم صدرنشينان بارها خط دو حاشيه را پيموده؛ گاه خبطي را نكوهيده، گاه ربطي را ستوده است. يا خاتمي مي‌شود و سر نامه مي‌گشايد بر مخاطباني به وسعت يك ملت و «نامه‌اي براي فردا»را به ثبت مي‌رساند و يا احمدي‌نژاد مي‌شود و نامه مي‌نگارد براي اهل غير و نامه مي‌گيرد از سر خير. قلم حاشيه‌نشينان از كاشانه سرد مي‌آيد و از غاشيه درد مي‌گويد. يا عبدالكريم سروش مي‌شود كه دغدغه‌هاي روشنفكرانه‌اش را قلمي مي‌كند و شكوه مي‌گويد از آنچه بر وي و همگنانش مي‌رود و گاه ‌هاشمي رفسنجاني و آيت‌الله يزدي را به خطاب مي‌خواند: «براي ماندن به دنيا نيامده‌ام و تنها كاري كه مي‌كنم تجديد وصيت‌نامه خويش است.»  و گاه خاتمي را به عتاب مي‌راند كه: «خاتمي مي‌روي و از مژگانت خون خلق مي‌ريزد.» و در اين قافله قلم‌به‌دستان نامه‌نگار يكي همچون شيخ چپ‌مدار، 18 سالي نامه مي‌نويسد تا نشان دهد: «من مسئوليتم و احساسم اين است كه بايد به عنوان يك سرباز كوچك انقلاب نامه بدهم و كارم را انجام دهم.» روايت نامه‌هاي شيخ مهدي كروبي حكايت سخن گفتن با صدرنشيناني است كه  شكايت‌هاي داعيه‌داران حاشيه‌نشين را بر سر همان خط و ربط خويش خوانند و تذكارهاي دردمندان را بر خبط خود دانند.

 

تا امام در قيد حيات بود، روحاني دلسپرده‌اش دست به قلم نمي‌برد جز به استثنا و استفسار كه يكي همچون نامه به آيت‌الله منتظري، همفكراني چون امام جماراني و سيد حميد روحاني  امضايشان را در كنار نام مهدي كروبي گذاشتند و ديگري نامه‌اي است درباره حزب جمهوري اسلامي كه فرجام آن حزب هم با نامه‌اي از سوي دو عضو برجسته و پاسخ نامه‌اي از سوي امام به آخر رسيد. با درگذشت بنيانگذار انقلاب  و دوره حاشيه‌نشيني چپ‌گرايان خط امامي، كروبي نامه‌نگاري را به سياست‌ورزي و حزب‌سازي پيوند داد؛ يا به دستگاه قضايي داد محكومين و مظلومين مي‌برد و گاه به شوراي نگهبان و مجلس خبرگان فرياد رد صلاحيت و تضييع حقوق وفاداران به انقلاب و فداكاران راه امام را مي‌رساند. در اين 18 سال بيش ازهمه، نامه خطاب به شيخ احمد جنتي نوشته شده و در همه آنها رد پايي از «نظارت استصوابي» به چشم مي‌خورد كه جنتي خط خود در شوراي نگهبان بر ربط استصواب مي‌ديد و كروبي خبط را در غفلت از «نظارت استطلاعي» و به ديگر سخن رويه بررسي صلاحيت‌ها در دوره امام. كروبي در نيمه‌هاي مجلس سوم، رداي رياست را از‌هاشمي رفسنجاني گرفت و بر تن كرد. مرداد سال 1368 كه شوراي نگهبان به رياست جنتي، پرونده صلاحيت بهزاد نبوي را از هيات اجرايي گرفت، مجمع روحانيون مبارز به زعامت كروبي واكنش نشان داد و اعلام كرد اگر شوراي نگهبان صلاحيت نبوي در انتخابات ميان‌دوره‌اي مجلس سوم را نپذيرد، مجمع هم در انتخابات شركت نخواهد كرد. با ايستادگي كروبي، نبوي از صافي شوراي نگهبان گذشت اما نيروهاي چپ را به اين صرافت انداخت كه صلاحيت‌ها اگر بر مدار قانون و محور ضابطه نرود، روزنه‌ها چه بسا با ايرادهاي سليقه‌اي و ابهامات عقيده‌اي تنگ‌تر مي‌شود و راه عبور خط امامي‌ها را مي‌بندد. 6 اسفند 1369 بود كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در نامه‌اي به مهدي كروبي، از طرح نمايندگان‌ مجلس براي‌ اصلاح‌ مواد قانون‌ انتخابات گلايه كرد. جامعه مدرسين حذف‌ كلمه‌ «التزام‌ عملي‌ به‌ اسلام‌» و «التزام‌ عملي‌ به‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌» كه‌ در ماده‌ 30 قانون‌ قبل، از شرايط‌ نمايندگي‌ مجلس‌ شمرده‌ شده‌ و (به قول آنها)در اين‌ طرح‌ حذف‌ گرديد‌ را داراي بار منفي‌ فراوان‌ دانسته و مي‌نويسد: «حذف‌ اين‌ شرايط‌ از انتخاب‌ شوندگان‌، مجلسي‌ را به‌ بار مي‌آورد كه‌ تير خلاص‌ را به‌ احكام‌ اسلام‌ و روحانيت‌ مبارز كه‌ امام‌ راحل‌ را چون‌ تاجي‌ مرصع‌ و پرافتخار بر سر دارد، شليك‌ خواهد كرد...» نامه خطاب به  كروبي مي‌افزايد: «ما نمي‌دانيم‌ روز اول‌ آيا جنابعالي‌ اين‌ طرح‌ را پذيرفته‌ايد و به‌ قرار گرفتن‌ در دستور، رأي‌ مثبت‌ داده‌ايد؟با سوابق‌ درخشان‌ شما سازگار نيست‌، شما كه‌ اسير عشق‌ و ارادت‌ به‌ خميني‌ عزيز بوده‌ و انشاءالله‌ هستيد آيا آن‌ شب‌ با خيال‌ راحت‌ خوابيديد؟ ما فكر نمي‌كنيم‌ چون‌ شما به‌ امامي‌ دلبسته‌ بوده‌ و هستيد كه‌ مسائل‌ امروز جهان‌ را با چشم‌ دل‌ مي‌ديد، شما به‌ اين‌ امر حساس‌ و مهم‌ توجه‌ نداشتيد؟» كروبي در پاسخ به اين نامه نوشت: «قيد (التزام عملي به اسلام و نظام جمهوري اسلامي) حذف نگرديده بلكه با آوردن عبارتي روشن‌تر تلاش شده كه جلو سوء استفاده از آن گرفته شود.» اين تمام ماجرا نبود، چرا كه نامه علاوه بر مساله ماده 30 قانون انتخابات، جامعه مدرسين را هم مورد نقد قرار داده بود كه به مذاق گيرندگانش خوش نيامد و در پاسخي كه به دفتر رئيس مجلس حواله كرد با افزودن عبارت «با غمض عين از مطالبي كه در رابطه با جامعه مدرسين» به شرح انتقاد خود پرداخت و نوشت: «اينك جنابعالي نيز مانند هر منصفي تصديق خواهيد كرد كه هر گاه شخصي فاسد و متجاهر به فسق باشد و حتي قيد التزام عملي عليه جمهوري اسلامي داشته باشد، ولي هنوز به چنگ قانون عدل اسلامي و دادگاه‌هاي صالحه نيفتاده باشد، مطابق طرح فوق واجد شرايط  نمايندگي است و مي‌تواند به مجلس راه يابد؛ چه رسد به كساني كه صرفا ليبرال و بي‌تفاوتند. آيا باز هم مي‌توان گفت كه تذكرات دلسوزانه اين جامعه قول به غير علم است؟» (جامعه مدرسين حوزه علميه قم، از آغاز تاكنون؛ جلد هفتم)

  

نامه‌هاي عصر اصلاحات

دوران عسرت به سر آمد و عصر نصرت رسيد و خاتمي رئيس جمهور شد. حلاوت پيروزي در كام روحانيون مبارز بود كه «پرونده شهرداران» چون شرنگي تلخ بر حلق اصلاحات نوپا رفت و كروبي ديگربار نامه نوشت. خطابش به آيت‌الله محمد يزدي رئيس وقت قوه قضائيه بود و شرح بدرفتاري كه با شهرداران مناطق تهران شده و انكار مسئولان قضايي كه آنها شكنجه نشده‌اند. نامه كه به مقصد رسيد، روزنامه رسالت به انتقاد از كروبي برخاست و بار ديگر شيخ و نامه‌هايش خبرساز شد. اين بار طيف همراه كروبي صدرنشين بودند، اما نامه‌ها روايت پيمودن خطي بود براي رنجي كه بر حاشيه‌نشينان مي‌رود. اسفند سال 1377 و اين بار براي انتخابات ميان‌دوره‌اي مجلس پنجم، بار ديگر رد صلاحيت بهزادنبوي و به همراه او ابراهيم اصغرزاده، با اعتراض كروبي مواجه شد و او را پس از 9 سال رودرروي جنتي قرار داد كه توپ نظارت استصوابي را در زمين مجلس انداخته بود كه: «اين استصواب به ما ربطي ندارد. اين استصواب را مجلس گذاشته است. شوراي نگهبان هم مجري قانون است. شما برويد به مجلس و مشكلاتتان را حل كنيد.» كروبي در نامه‌اي به دبير شوراي نگهبان شرحي از پيشينه نظارت استصوابي روايت كرد و در پاسخ نوشت: «با مشغله حضرتعالي و گرفتاري‌هايي كه داريد قاعدتا فراموشتان شده كه استصواب قبل از اينكه قانون شود از سوي شوراي نگهبان و از سال 70 عمل شده و اين قانون هم در سال 74 توسط مجلسي كه در آن شرايط به وجود آمده بود تصويب شده است.» انتخاباتي ديگر، ديگر بار كروبي و جنتي را رو به روي هم قرار داد و آن انتخابات مجلس سوم خبرگان رهبري بود كه شرط اخذ امتحان از داوطلبين براي احراز مراتب علمي –فقهي آنان مطرح شد و همان عاملي شد تا  برخي يا در آن امتحان شركت نكنند و يا با همان امتحان رد صلاحيت شوند. كروبي باز هم دست به قلم شد و در نامه‌اي كه بر پيشاني خود نام جنتي را مخاطب قرار داده بود، نوشت: «بسياري از صاحبنظران و گروه‌هاي سياسي و حقوقدانان معتقد هستند كه شوراي نگهبان بعد از رحلت امام (رض) در انتخابات از حدود و وظيفه قانوني خود تجاوز نموده و براي حاكميت جرياني خاص و حذف جناح رقيب كه مورد تاييد حضرت امام (ره) بوده‌اند عامل فشار و حذف گرديده است.» كروبي، جنتي را به مناظره طلبيد. اما جنتي مكاتبه را پسنديد و نوشت: «اين گونه پيشنهادها درخور كساني است كه قصد تشنج‌آفريني دارند كه من به شما چنين سوءظني ندارم. ما از بيان مطالب خودمان و دفاع از عملكردمان حتي در ميان جمع ابا و امتناعي نداريم؛ ولي مطمئنم و شايد شما هم مطمئن باشيد كه با اين حركت نه تنها قضيه خاتمه نمي‌يابد بلكه در اين شرايط ويژه اين هم وسيله ديگري براي كم‌رنگ كردن انتخابات خبرگان خواهد شد.» نامه دوم كروبي بيان انحراف در خط سير بررسي صلاحيت‌ها و ضرورت رجعت به رويه دوره امام بود: «تا زماني كه شوراي نگهبان چنين عملكردي داشته باشد هيچ گونه اميدي به رقابت جدي بين نيروها و گروه‌هاي سياسي وفادار به نظام و قانون اساسي و ولايت فقيه و كشور نخواهد بود.» جنتي در پاسخ به نامه كروبي، در پي ختم غائله بود، جايي كه نوشت: «ما به هيچ وجه حاضر به ورود در اين معركه نيستيم و زيان اين عدم حضور سوءتفسيرها را از زيان جنگ نافرجام كمتر مي‌دانيم.» كروبي در نامه‌اي به مشكيني در دوم خرداد 1377 به اعتراض نسبت به تغيير آيين‌‏نامه مورد تاييد امام(ره) و ضوابط تعيين صلاحيت نامزدهاي خبرگان پرداخت.

شيخ اصلاح‌طلب كه بر كرسي رياست مجلس ششم تكيه زد، دغدغه‌هاي ديگري نيز داشت و هر از گاهي، با نامه‌اي بازگويش مي‌كرد. در مرداد 1381 نامه سرگشاده 15 متهم ملي ـ مذهبي خطاب به سران سه قوه مبني بر اينكه: «دراين پرونده حتي بديهيات امورقضا ازجمله تبعيت بازجوها (وبه اصطلاح قاضي تحقيق‌ها) از قاضي پرونده شكل وارونه‌اي داشت…»كروبي را وارد معركه پرونده بازداشت ملي ـ مذهبي‌ها كرد. وقتي رئيس مجلس شوراي اسلامي درنامه‌اي از رئيس كميسيون اصل 90 مجلس ششم خواست به شكايت نيروهاي ملي ـ مذهبي رسيدگي كند، اتفاق تازه‌اي رخ نداده بود، اما كروبي درنامه خود براي نخستين بار دراظهارنظري رسمي از سوي يك مقام ارشد نظام، اظهارات قابل تأملي را علني كرد. كروبي دراين نامه نوشت: «باتوجه به گستردگي مباحث مربوط به اين پرونده درسطح جامعه، شائبه‌هايي درخصوص برخي از مسائل پيراموني ايجاد شده ونهايتا حتي منجر به بيان اظهاراتي از سوي جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي مروي معاون اول محترم قوه قضاييه گرديده است.» (روزنامه ايران، 28 مرداد 1381)او وملي-مذهبي‌ها، اظهارات خود را مستند به اشارات مروي معاون اول وقت قوه قضاييه كرده بودند كه با اشاره به تأخير در آزادي متهمان، گفته بود: «همه ماجرا حاصل اختلاف نظر بين قاضي و بازجوهاي پرونده بود.»

 

نامه‌هاي دو امضايي

انتخابات مجلس هفتم فصل قطوري از نامه‌نگاري‌هاي شيخ است. رد صلاحيت گسترده نمايندگان مجلس ششم كه به تحصن آنها انجاميد، چهارراه ديگري بود كه كروبي و جنتي را براي بار چندم به هم برساند. كروبي و سيد محمد خاتمي در نامه‌اي مشترك به اظهارات جنتي در نماز جمعه تهران واكنش نشان دادند كه گفته بود: «در نشستي روساي قواي مقننه و مجريه مطالبي بيان كردند و مشخص شد كه گزارش‌هايي كه به آنان داده شده، دقيق نبوده است. اجمالا تفاهم خوبي (بين ما و روساي قواي مقننه و مجريه) بود و با ديگران هم اين مطلب را گفته‌ايم. بعضي از وزرا تماس داشته‌اند، به آنها اين تذكرات را داده‌ايم و معمولا جوابي براي حرفهاي ما ندارند. وقتي توضيح مي‌دهيم ناچار هستند قبول بكنند.» روساي دو قوه در بيانيه خود سخنان دبير شوراي نگهبان را رد كردند و نوشتند انتشار مشروح مذاكرات بين آنان و شوراي نگهبان براي روشن شدن افكار عمومي مفيد است و مجددا خواستار تجديد نظر اساسي شوراي نگهبان در احكام هيات‌هاي نظارت در مورد تعيين صلاحيت داوطلبان نامزدي در انتخابات مجلس شدند. خاتمي و كروبي در نامه خود به اينكه براي 190 كرسي مجلس امكان رقابت وجود ندارد، اعتراض كردند. احمد جنتي به بيانيه مشترك رئيس جمهوري و رئيس مجلس كه وي را به خاطر سخنراني‌اش در نماز جمعه تهران مورد انتقاد قرار داده بودند، پاسخ داد. وي در نامه‌اي نوشت: «در ديداري كه با رياست محترم جمهوري و رئيس محترم مجلس داشتيم، اينها مطالبي بيان كردند كه معلوم شد يك گزارشهايي به آنها داده شده كه دقيق نبوده، ما هم توضيحات كافي داديم كه اين طورها نيست، كيفيت رسيدگي به صلاحيت‌ها كاملا حساب شده و كاملا قانوني و كاملا دقيق است... گفتيم هر جا به نظر شما اشتباهي هست به ما بگوييد، اگر اشتباه بود ما مي‌پذيريم اگر اشتباه نبود توضيح مي‌دهيم شما قبول بكنيد در هر صورت اجمالا تفاهم خوبي بود.» جنتي در اين نامه تصريح كرد كه وي از «قانع شدن آقايان عزيز» سخني نگفته است. دبير شوراي نگهبان در ادامه نامه خود به خاتمي و كروبي متذكر شده كه «خوب بود قبل از صدور چنين نامه‌اي به مشروح خطبه نماز جمعه مراجعه كرده و يا از خودم سوال مي‌فرمودند تا مطلب روشن شود.» جنتي به انتقاد خاتمي و كروبي پاسخ داد كه «تحت هيچ شرايطي در تاييد يا رد صلاحيت‌ها،‌گرايشات سياسي لحاظ نگرديده است.» وي همچنين اين نظر را كه براي 190 كرسي امكان رقابت وجود ندارد ادعايي توصيف كرد كه «با ادله و شواهد قابل تاييد نيست.» توصيه‌هاي مقام رهبري هم در تصميم شوراي نگهبان براي تجديد نظر اساسي در ردصلاحيت‌هاي گسترده اثري نداد و خاتمي و كروبي دومين نامه خود (17/11/82) را خطاب به رهبر انقلاب نوشتند و گفتند: «اينك بدون رعايت رهنمود جناب‌عالي، ليستي ارايه شده است كه نه‌تنها بخش عمده تقاضاي حداقلي ما را تامين نكرده است بلكه متاسفانه همين عمل را نيز مستند به حكم حكومتي حضرت‌عالي كرده‌اند كه به نظر ما جفا به مقام معظم رهبري است. با سپاس فراوان از اهتمام دلسوزانه حضرت‌عالي از عنايتي كه فرموديد به استحضار مي‌رسد كه نظر موكد حضرت‌عالي مبني بر برگزاري انتخابات در روز اول اسفندماه سال جاري توسط وزارت كشور و همه همكاران دولت در سراسر كشور برگزار خواهد شد.» مقام رهبري هم در پاسخ به نامه خاتمي و كروبي نوشتند: «نامه شما كه حاكي از تلاش‌هاي مجدانه‌تان براي انتخابات شكوهمند مجلس هفتم و عزم جدي بر انجام دادن اين فريضه‌ ملي و انقلابي در وقت مقرر خود مي‌باشد، موجب خرسندي و تشكر اينجانب گرديد. امروز كشور بيش از هر زمان، نيازمند وحدت و همدلي مسئولان محترم است و ملت بزرگوار نيز همين انتظار را از مديران كشور دارند.»

 

نامه‌هاي كروبي كانديدا

كروبي با نامه‌اي از نمايندگي مجلس هفتم انصراف داد و وقتي پا در رقابت رياست جمهوري نهم گذاشت با نامه‌هايش خبرساز شد. اولين نامه را به‌هاشمي رفسنجاني نوشت كه عدم وجود كانديداي توانمند و مقبول را شرط كانديداتوري‌اش كرده بود و آمدنش به منزله تائيد ضعف ديگر كانديداها بود. كروبي خطاب به‌هاشمي كه روزگاري خلعت رياست مجلس را از او گرفته و بر تن كرده بود، نوشت: «ظاهرا جنابعالي به اين نتيجه رسيده‌ايد كه تنها فرد قادر به رفع آن نگراني‌ها، خود حضرتعالي هستيد، در حالي كه معتقدم بذر بسياري از همين نگراني‌ها در دولت جنابعالي كاشته شد و اكنون چيزي را درو مي‌كنيم كه خود حضرتعالي سالها شاهد كاشته شدن و روئيدن آن بوديد و متأسفانه در برابر آن سكوت يا رفتار تأييدآميز داشتيد.» اشاره كروبي به رد صلاحيت «تعداد زيادي از اصيل‌ترين نيروهاي انقلاب و خدمتگزاران مردم» در انتخابات مجلس چهارم بود كه‌هاشمي در آن زمان رئيس دولت بود و تحت اين انتقاد كه: «آيا جنابعالي به خاطر نداريد كه تعداد زيادي از اين نيروها به استناد گزارشات غيرواقعي وزارت اطلاعات تحت مديريت شما، رد صلاحيت شدند؟»كروبي به بازگشايي كاستي‌هاي دولت‌هاشمي نشست و از «خاطره گرفتاري‌هايي كه در سالهاي 69 تا 72 براي عده‌اي از فعالان سياسي به خاطر انتقاد از دولت به وجود آمد» نوشت و اينكه «در آستانه تحويل دولت از سوي جنابعالي، حتي يك كشور اروپايي داراي سفير در ايران نبود....» دومين نامه را پس از برگزاري انتخابات به مقام رهبري نوشت و از آنچه در ساعات شمارش آراي ماخوذه و خوابي كه طي آن، او از نفر دوم به سوم تنزل  يافت، گلايه و اعلام كرد: «امروز براي آنكه خودم مشمول اين انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت سياسي و اجرايي در تشكيل و ادامه فعاليت حزب منتفي شود، ضمن تشكر از ابراز اعتماد جنابعالي، از‌ اين لحظه از كليه مسئوليت‌هاي سياسي از جمله مشاورت حضرتعالي و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا مي‌دهم.» مخاطب سومين نامه كروبي، محمد خاتمي بود؛ آنكه بايد كليد پاستور را به محمود احمدي‌نژاد تحويل مي‌داد. كروبي هشدار داد «در اين انتخابات صرف‌نظر از تخلفات گسترده و مداخله نيروهاي سازمان‌يافته به نفع افرادي خاص، حوادثي اتفاق افتاد كه موجب نگراني عميق مردم و نخبگان نظام در به مسلخ بردن جمهوريت و اسلاميت نظام گرديد» و از خاتمي خواست: «از شما رئيس‌جمهور منتخب مردم در دوره‌هاي هفتم و هشتم رياست جمهوري با پشتوانه بيست و دو ميليون راي انتظار است قبل از پايان دوره دوم، مردم را در جريان اين حركت ناپسند، مغاير با اصول اوليه‌ دموكراسي و حق مردم در تعيين سرنوشت خود قرار دهيد، در غير اين صورت نبايد انتظار پي‌گيري آن را از دستگاه قضايي و قاضي پرونده داشت، پرونده‌اي كه با گزارش‌هاي وزارتخانه‌هاي كشور و اطلاعات تهيه و رئيس‌جمهور بنا به دلايلي مصلحت طرح عمومي آن را نمي‌بيند، چگونه مي‌توان از يك قاضي بي‌پناه پي‌گيري آن را خواستار شد.»

 

سه نامه به مشكيني

كروبي پس از انتخابات رياست جمهوري در پي تاسيس حزب اعتماد ملي برآمد و نام خود را بر پيشاني روزنامه‌اي به اين نام حك كرد؛ اما كروبي روزنامه‌دار، همچنان نامه‌نگار بود. نامه‌اي را در اسفند 1384در پي ناآرامي‌هاي شهر قم كه طي آن حسينيه شريعت قم كه وقف «ذكر و فكر» فقراي سلسله نعمت‌اللهي سلطانعلي‌شاهي گنابادي شده بود،  و منزل واقف آن (سيداحمد شريعت) تخريب شد، خطاب به مراجع تقليد نوشت و گفت: «تساهل و تسامح اسلامي ايجاب مي‌كند عقايد ديگران ولو باطل و ناهنجار را بشنويم و آنگاه درباره آنها قضاوت كنيم... ما در مكتب امام صادق آموخته‌ايم كه حتي با دهريون در مسجد مباحثه كنيم... حكومت متولي حقوق همه شهروندان است... برخورد خياباني از سوي افراد غيرمسئول و بدون حكم قضايي هم شرعا هم عرفا مطرود است... در شرايطي كه دشمنان اسلام با توهين به پيامبر عظيم‌الشأن غيرت ديني ما را به هماوردي مي‌طلبند، ارائه چهره خشن از اسلام‌خواهي عين ستيز با اسلام حقيقي است... قم به عنوان زادگاه و پناهگاه اصلي انقلاب اسلامي بيش از هر جاي ديگر بايد مدافع قانون و قاعده نظام باشد...» و از مراجع معظم تقليد  خواست همچون هميشه از حقوق همه انسان‌ها دفاع كنند. نامه دوم در اسفندماه 84 را روانه دفتر محمود‌هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه كرد و در آن نسبت به صدور حكم براي الياس حضرتي، مديرمسئول روزنامه اعتماد و عضو حزب اعتماد ملي انتقاد كرد: «صدور حكم براي آقاي حضرتي و احكام مشابه نشان مي‌دهد كه ابراز نگراني بسياري از نيروهاي خط امام از نحوه‌ انتخابات اعضاي هيات منصفه كاملا بجا بوده است. امروز متاسفانه جايگاه هيات منصفه كه بايد نمايندگي اقشار مختلف جامعه را به عهده داشته باشد در اختيار كساني است كه اكثريت قاطع آنها داراي مواضع شناخته شده نسبت به جناح مقابل بوده‌اند و در واقع حكم خويش در مورد آقاي حضرتي و امثال ايشان را در سال‌هاي گذشته، بارها صادر كرده‌اند.»

موسم انتخاباتي ديگر كه رسيد، باز كروبي دست به قلم برد و به جهت انتخابات مجلس چهارم خبرگان رهبري، آيت‌الله علي مشكيني رئيس فقيد مجلس خبرگان را سه بار مخاطب نامه‌هاي خود قرار داد. اولين بار 14 آبان 1384 و با نزديك شدن به زمان انتخابات مجلس خبرگان رهبري بود كه در نامه خود به مشكيني خواستار اصلاح‌‏ آيين‌‏نامه اين مجلس در جهت سپردن بررسي صلاحيت كانديداهاي خبرگان رهبري به نهاد تخصصي (حوزه علميه يا فقهاي سرشناس) و امكان حضور زنان و غيرحوزويان در مجلس خبرگان رهبري شد. اين نامه در واقع تكرار دغدغه‌هايي بود كه كروبي در نامه‌اي به تاريخ 2/3/77 و در آستانه سومين دوره انتخابات خبرگان رهبري به اطلاع مشكيني رسانده بود. دومين نامه كروبي به مشكيني در پنجم شهريور 1385 نوشته شد و پيشنهاد كرد تا كميسيوني مركب از مردان بزرگ عضو مجلس خبرگان رهبري را مامور نظارت بر سير جريان انتخابات خبرگان نمايد كه تنها خبرگان است كه مي‌تواند بر انتخابات خبرگان و تاييد صلاحيت نظارت كند. نامه سوم در 23 آبان 1385 نوشته شد و كروبي خطاب به رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري با اعتراض شديد نسبت به «برخي پرده‌دري‌ها كه باعث شده است بسياري از بزرگان و موجهين در صحنه حاضر نشده و نيز رفتار نامناسب با حاضرين»، به آنان گفت «من وجدان بيدار شما و ملت ايران را در خصوص تصميم فقهاي محترم شوراي نگهبان به داوري دعوت مي‌كنم و از آنچه بر تدبير و عدالت و آزادي و قانون و مملكت مي‌رود به خداوند متعال پناه مي‌برم». شوراي نگهبان  محمدرضا عباسي‌فرد نماينده مردم خوزستان و عضو هيات‌رئيسه دوره سوم مجلس خبرگان  را رد صلاحيت كرده بود و كروبي به پشتيباني از كانديداي مورد حمايتش برخاسته بود.

 

نامه‌هايي از شيخ كروبي به شيخ جنتي

طي اين مدت كروبي دوبار به جنتي نامه نوشت؛ اما اين بار نه درباره انتخابات و ردصلاحيت‌ها كه درباره نطق‌هاي جنتي در نمازجمعه تهران. بار اول در 26 ارديبهشت 1385 بود كه جنتي در نماز جمعه تهران، نامه احمدي‌نژاد به بوش را الهام خداوند خوانده و آن را با نامه امام به گورباچف مقايسه كرده بود. كروبي هم در ابتداي نامه نوشت: «سالياني است كه ترجيح مي‌دهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت و گو قرار دهم، به‌خصوص آن‌كه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكاي اهميت و قداست اين جايگاه رفيع مي‌توانيد دايره مخاطباني وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتي محروم هستند.»

كروبي افزود: «جناب آقاي جنتي! به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدي‌نژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام (ره) بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزه‌هاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد.» اين نامه تفاوتي با ديگر نامه‌هاي كروبي دارد چرا كه به گفته وي «من براي اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدي كروبي امضا مي‌كنم تا مردم حرف‌هاي من و شما را به پاي روحانيت ننويسند يا اگر حرف يكي از ما دو نفر را به حساب روحانيت مي‌نويسند سخن ديگري را نيز به حساب روحانيت بگذارند. اين نامه‌اي است از شيخ مهدي كروبي به شيخ احمد جنتي كه هيچ‌كدام معيار و نماينده‌ همه‌ اسلام و روحانيت نيستند...» نهم تير 1386 هم دومين نامه را همچون گذشته سرگشاده نوشت كه اشارتي بود به گفته‌هاي جنتي در نماز جمعه تهران كه «در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم يكي از دوستانم نقل كرد كه در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي مي‌دهي؟ او گفت: نمي‌دانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمده و گفت به احمدي‌نژاد راي بده، كه از اين نمونه‌ها بسيار است.»كروبي، جنتي را خطاب قرار داد و نوشت: «نمي‌توان حكومت را با خواب اداره كرد بلكه بايد مديريت كرد، زيرا هر حكومتي بر اساس مسائل طبيعي مسير خود را سپري مي‌كند و با خواب و نذر و نياز نمي‌توان به تصميم‌گيري در امور حكومتي پرداخت... اينكه آقاي جنتي به عنوان يك مجتهد، آدم باسواد و تحصيلكرده‌اي كه عضو شوراي نگهبان است، آن هم در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران كه در سراسر دنيا منعكس مي‌شود اين حرف‌ها را مي‌زند، من بسيار تعجب مي‌كنم.»

نامه اخير كروبي براي اولين بار يك عضو دولت نهم –وزير كشور- را خطاب قرار داده و با اشاره به حوادث اخير در بروجرد و برخورد با دراويش آن شهر به مصطفي پورمحمدي نوشته است: «دقت و درايت مسئولين محترم مانع ايجاد اختلاف و تحريك گروه‌ها و فرقه‌ها مي‌شود.»براي دومين بار است كه كروبي درباره دراويش نامه‌اي مي‌نويسد و اين بار با اين تاكيد كه: «اينجانب نسبت به رعايت حقوق اوليه شهروندان و حفظ امنيت و جان و مال مردم كه وظيفه اوليه همه حكومت‌هاست و در قانون اساسي به رسميت شناخته شده، حساسيت داشته و تذكر مي‌دهم و اين به معني دفاع از انديشه يا تفكر خاصي نيست... آيا ورود خودسرانه افراد به حريم قانون و تشخيص جرم و صدور حكم و اجرا توسط افراد غيرمسئول باعث هرج و مرج و ناامني در كشور نمي‌شود و نبايد با شدت با اينگونه اعمال سليقه‌ها برخورد كرد؟» 

نامه‌هاي شيخ تصويري است از تفكر او؛ چنانكه مي‌گويد: «از 18 سال پيش نامه‌‏هايي را در مورد شوراي نگهبان، مسائل قضايي و هيات‌‏هاي منصفه نوشته‌‏ام كه گوياي فكر من هستند و مي‌‏خواهم اين نامه‌‏ها را يك كتاب كنم تا بماند.»

 

 

ادامه گزارش نامه‌هاي شيخ

كروبي هدف اصلي اين طرح را رفع نارسايي‌هايي دانست كه در عمل به اثبات رسيده است و نوشت: «آيا از ديد روحانيون متحجري كه امام امت را به دليل تدريس فلسفه (العياذبالله) مرتد مي‌دانستند و به همين سبب احكام مرتد را بر فرزند نابالغ معظم‌له آيت‌الله شهيد حاج سيد مصطفي خميني (اعلي‌الله مقامه‌الشريف) بار كردند و كوزه‌اي را كه از آن آب نوشيده بود، آب كشيدند «التزام عملي به اسلام» همان معني را دارد كه از ديد پيروان راستين اسلام ناب محمدي(ص) دارا مي‌باشد؟» كروبي به دفاع از مجلسي مي‌پردازد كه خود در كرسي رياستش نشسته بود: «امروز مجلس شوراي اسلامي، خاري در چشمان آن ميراث‌خواران ورشكسته و تحجرگرايي است كه نه پايگاهي در ميان مردم دارند و نه به امام و خط امام اعتقاد دارند و در راه امام‌زدايي لبه تيز حمله زهرآگين خود را متوجه مجلس شوراي اسلامي ساخته‌اند و هر روز به بهانه‌اي مي‌كوشند كه اين ارگان مقدس و نگهبان راه و انديشه امام را زير سوال ببرند و بدين‌گونه راه را براي امام‌زدايي و انقلاب‌زدايي هموار كنند.» گويي داستان خواب‌هاي شبانه كروبي از همين جا آغاز مي‌شود. جايي كه مي‌نويسد: «شما از اينجانب پرسش به عمل آورده‌ايد كه «آيا آن شب با خيال راحت خوابيديد؟» حقيقت اين است كه اينجانب از آن شبي كه برخي از اعضاي برجسته جامعه مدرسين روياروي امام ايستادند و با عنوان امر مولوي و ارشادي، «التزام عملي به ولايت فقيه» را ناديده گرفتند «با خيال راحت نخوابيدم». اينجانب از آن شبي كه «جامعه مدرسين» نامه «مزين به فحش» به حضور امام ارسال داشتند و دل امام را خون كردند تا آنجا كه امام فرمودند اين نامه آقايان همان نامه نهضت آزادي است كه مشتي فحش به آن اضافه شده است، ديگر نتوانستم آسوده‌خاطر بخوابم.» (ماهنامه بيان، ارديبهشت‌ماه 1370)

 

یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 17:50 توسط شهروند امروز | موضوع: تاريخ |