گفت وگو با دكتر ميركاظمي وزير بازرگاني
به نظر ميرسد روزهاي پرحاشيهاي را سپري ميكنيد. بحث استيضاح و زير سوال رفتن بخشي از برنامههايتان، مثل تنظيم بازار، تعامل با اصناف وگراني. كمي خسته به نظر ميرسيد آقاي وزير.
كار مداوم در وزارتخانهاي مثل وزارت بازرگاني خستگي هم به دنبال دارد. بحث اصلي استيضاح نيست. استيضاح حق نمايندگان مردم است ومن از اين نكته خوشحال ميشوم كه عرصه استيضاح، محل بيان واقعيتهايي درمورد اقتصاد كشور باشد. اما استيضاح يك وزير از مجموعه وزراي اقتصادي يك كابينه به بهانه گراني وتورم، برخاسته از اهدافي است كه نميدانم اين اهداف چيست. با خودم فكر ميكنم يعني مسبب همه گرانيها وزيربازرگاني به تنهايي بوده است؟بحث تورم وگراني، ريشه در ساختار اقتصادي كشور دارد ومحاكمه كردن يك وزير، آن هم وزيري كه بايد مدافع حقوق مصرف كننده باشد وطرف عرضه وتوليد هم نيست، كمي عجيب است.
احتمال دارد كابينه را ترك كنيد. اين موضوع ناراحت كننده نيست؟
چرا بايد ناراحتكننده باشد؟ خانوادهام كه خوشحال ميشوند.
بعد از اين كه خبر استيضاح را شنيديد چه واكنشي نشان داديد؟
لبخند زدم.
آقاي رئيس جمهور چه واكنشي داشتند؟
نميدانم. لحظه اعلام خبر آن جا نبودم.
رئيس جمهور از وزير بازرگانياش حمايت خواهد كرد؟
از خودايشان بپرسيد. اما چرا نبايد حمايت شود؟
برخي سايتها اين گونه تحليل كردهاند كه رئيس جمهور در راستاي ادامه ترميم كابينه، موافق با استيضاح وزير بازرگاني است. حتي گفته ميشود قرار است وزير بازرگاني قرباني گرانيها شود.
اين روزها انتشار شايعه، خرج زيادي ندارد. براي تحليل شايعه هم نياز نيست زحمت زيادي صرف شود. روزي روزگاري، براي انتشار وتحليل شايعه، نياز به كاغذ يارانهاي بود اما درحال حاضر انتشار خبرهاي دروغين وتحليلهاي آبكي وستون شايعات، نيازمند به كمكهاي دولتي نيست. به لطف اينترنت، همه جا پرشده است از اين گونه شايعات و تحليلهاي سطحي.
فكر ميكنيد آقاي رئيس جمهور از شما حمايت كند؟
آدمي صريحتر از آقاي احمدينژاد ميشناسيد؟ اين كه ميگويند رئيس جمهور از وزير بازرگاني راضي نيست ومجلس را تحريك ميكند تا وزير كابينهاش را استيضاح كند، چه مبنايي ميتواند داشته باشد؟من آدمي صريحتر ازاحمدينژاد نميشناسم. ايشان اگر با كسي مشكل داشته باشد، به صراحت وبدون ملاحظه عنوان ميكند. احمدينژاداهل بازيهاي سياسي نيست. ايشان از عملكرد وزارت بازرگاني راضي است واين نكته بارها عنوان شده ومن نيازي به بازگويي آن نميبينم.
چند سال است كه آقاي احمدينژاد را ميشناسيد؟
از سالهاي دور. مدتي با ايشان فعاليتهاي مشترك سياسي وتشكيلاتي در دانشگاه علم وصنعت داشتم. خيلي وقت است كه ايشان را ميشناسم.
همين دوستي ديرينه باعث شد به كابينه دعوت شويد؟
نه. آن قدرها دوست نبوديم. همديگر را ميشناختيم، اما رفقاي صميمي وهميشگي نبوديم. من براي آقاي احمدينژاد غريبه نبودم و از سوي كسي هم به كابينه تحميل نشدم.
پس چگونه به كابينه پيوستيد؟
يك روز تماس گرفتند وقرار مذاكره گذاشتند. من ازطرف دوستان مشتركي كه داشتيم به آقاي احمدينژاد معرفي شدم.
چه دوستان مشتركي؟
دوستان قديمي در دانشگاه علم وصنعت. همچنين دوستاني درسپاه پاسداران وبرخي دوستان ديگر.
درسپاه پاسداران سابقه فعاليت داريد؟
من وقتي 21 سال داشتم، فرمانده سپاه پاسداران درغرب تهران بودم. جزو بچههاي جبهه وجنگ هستم وسالها در ردههاي مختلف فرماندهي در جنگ ودفاع مقدس حضور داشتهام.
چگونه به كابينه پيوستيد؟
با توجه به سابقهاي كه داشتم ودوستان مشتركي كه ميان من وآقاي احمدينژاد وجود داشت، به كابينه دعوت شدم.
اگر رشته كلام از دست شما خارج نميشود، لطفا درمورد پيشينه وسابقه خود توضيح دهيد. درمورد درس ودانشگاه و سابقه مديريت اجرايي.
آقاي اميري (رئيس دفتر وزارتي) به من گفت شما ميخواهيد درمورد افزايش جهاني قيمت موادغذايي وتورم گفت وگو كنيد اما شما ظاهرا علاقهاي به اين بحث نداريد. (با خنده)
خيلي زياد وارد پيشينه و سابقه شما نميشويم. در حد اين كه بدانيم سابقه مديريت شما درامور اجرايي چقدر است و چگونه وارد كابينه شديد.
من 48 سال سن دارم وبه قول تهرانيها، بچه خيابان نامجو در نظامآباد تهران هستم. پدرم درحوالي ميدان گرگان قديم، كه حالا به ميدان نامجو معروف است، مغازه داشت ومن كودكيام را درهمين منطقه پشت سرگذاشتم. درسال 1365 موفق شدم از دانشگاه علم وصنعت، مدرك مهندسي صنايع بگيرم وسه سال بعد ازهمين دانشگاه، مدرك فوق ليسانس مهندسي صنايع گرفتم.
مدتي بعد بورس تحصيلي براي اعزام به خارج گرفتم، اما به دليل شرايط خانوادگي ترجيح دادم درداخل ادامه تحصيل بدهم كه درهمين زمينه دردانشگاه علم وصنعت پذيرفته شدم ودر سال 1368مدرك دكتراي مهندسي صنايع ازاين دانشگاه گرفتم. همان طوركه اشاره كردم، درجريان دفاع مقدس، در ردههاي مختلف فرماندهي جنگ، درجبهه حضور داشتم وپس ازآن به عنوان معاون پژوهش وآموزش دانشكده فني دانشگاه امام صادق(ع) فعاليت كردم. بعد درهمين دانشكده به عنوان قائم مقام انتخاب شدم تا اين كه به وزارت دفاع وپشتيباني نيروهاي مسلح پيوستم.
از سال 1376 به عنوان رئيس هيات مديره ومديرعامل سازمان اتكا انتخاب شدم وتا يك سال پيش اززمان پيوستن به دولت نهم، دراين پست مشغول بودم.
درطول سالهاي گذشته، عمده فعاليتهاي من در دانشگاه متمركز بود ودرطول اين سالها، همواره عضو هيات علمي دانشگاه هم بودهام. درزمينه مسايل فني ومهندسي ومديريتي هم ازسال 1362 سوابق من موجود است.
چگونه به دولت نهم پيوستيد؟
من درجريان چيدمان كابينه نبودم، اماازچند ناحيه به آقاي احمدينژاد معرفي شدم. همان طور كه اشاره كردم، آقاي احمدينژاد را ازمدتها پيش ميشناختم ولي درچندسال متوالي همديگر را نديده بوديم. روزي كه براي پست وزارت معرفي شدم، كنجكاو بودم ببينم از چه ناحيهاي به آقاي احمدينژاد پيشنهاد شدهام وبعدها فهميدم كه از محافل دانشگاهي وانجمنها ودوستان مشترك سپاهي، حمايت شدهام. نكته جالب توجه اين بود كه نام من درفهرست چند وزارتخانه قرار داشت كه جديترين آنها وزارت صنايع و معادن و وزارت بازرگاني بود كه درنهايت به عنوان وزير بازرگاني به مجلس معرفي شدم وراي اعتماد گرفتم.
مشهوراست كه وزراي دولت نهم پيش از ورود به كابينه، قول وقرارهاي زيادي با رئيس جمهور منتخب ميگذاشتند، شما چه قولي به آقاي احمدينژاد داديد وچه قولي از ايشان گرفتيد؟
من هم مثل خيلي ازوزراي ديگر با ايشان نشستهايي برگزار كردم وصحبتهاي زيادي بين ما رد وبدل شد. بخشي از اين صحبتها به مسايل فني و برنامههاي من برميگشت وبخشي هم مسايل مورد نظر آقاي احمدينژاد بود.
در مورد برنامههايي كه داشتم، بحث اصلي و محور برنامههاي من توجه به صادرات بود و مشاركت بخش خصوصي در بازرگاني كشور. منطقي كردن تعرفهها هم مورد تاكيد من قرار داشت و آقاي احمدينژاد هم ضمن تاييد اين برنامهها، تاكيد داشتند كه مردم نبايد با كمبود مواد غذايي دركشور مواجه شوند. من قول دادم اين برنامهها را عملي كنم و ايشان قول دادند حمايت كنند.
در صحبتهاي مفصلي كه با رئيس جمهور داشتم و حتي در برنامهاي كه به مجلس ارايه كردم، به اين موضوع تاكيد داشتم كه نگاه من به وزارت بازرگاني، صرفا نگاه داخلي نيست و حضور اقتصاد ايران در بازارهاي جهاني و پرداختن به مقوله صادرات اهميتي كمتر از ديگر سياستهاي داخلي ندارد.
من به اين نكته اشاره كردم كه دراقتصاد ايران پتانسيلهاي زيادي وجود دارد كه درطول سالهاي متمادي مغفول مانده است واگر اين سياستها مورد توجه قرار گيرد ميتواند آثار مثبتي براي اقتصاد ايران داشته باشد.
گفتيد از رئيس جمهور خواستيد كه از برنامههاي شما حمايت كند. بيشتر نگران به چالش كشيده شدن چه برنامههايي بوديد؟
به هرصورت وزارت بازرگاني نقطه حساسي در اقتصاد ايران است و اعمال هر سياستي، ميتواند براي وزير بازرگاني حاشيه ايجاد كند. من احساس كردم وزارت بازرگاني ميتواند براي برخي، حالت سهميه وارثيه داشته باشد كه از آقاي احمدينژاد خواستم از سياستهايم حمايت كنند تا اجازه ندهم وزارت بازرگاني به ارثيهاي براي برخي جريانها تبديل شود.
در مجلس چه برنامهاي را اعلام كرديد؟
در مجلس همان برنامههاي اعلام شده به آقاي احمدينژاد را مطرح كردم. برنامههايي مثل تنظيم بازار، ساماندهي رابطه با اصناف وازاين دست برنامهها.
گفته ميشود شما بيشتر از ساير همكاران خود به برنامه چهارم توجه داشتيد. اين موضوع را در روزي كه ميخواستيد راي اعتماد بگيريد مطرح كرديد؟ آيا در اين زمينه با همكاراني كه برنامه چهارم را قبول نداشتند به چالش نرسيديد؟
من اهداف برنامه چهارم را قبول داشتم هرچند در برخي موارد دسترسي به آن را ممكن نميدانستم اما تلاش خودم را كردم. در اين زمينه من هيچگاه به چالش نخوردم. افزايش صادرات جزو برنامههاي پيشبيني شده در برنامه چهارم بود و من تلاش زيادي كردم تا پيشبينيها محقق شود. براي پيشبرد اهداف صادراتي، دهها برنامه نوشتيم و تدوين كرديم و ميبينيد كه اين سياستها جواب داده و با وجود اعمال فشارهاي زياد، صادرات كشور ما افزايش قابل توجهي پيدا كرده است. اهميت اين موفقيت زماني بيشتر ميشود كه به رقابتهاي شديد كشورها براي بازارگشايي هم توجه كنيم.
روزي كه براي گرفتن راي اعتماد در مجلس حضور داشتيد، يكي از مهمترين برنامههاي خود را تنظيم رابطه دولت واصناف اعلام كرديد. اكنون كه سه سال از آن روزها ميگذرد، فكر ميكنيد تا چه اندازه توفيق داشتهايد؟
در طول سه سال گذشته، بحث اصناف يكي از مهمترين برنامههاي من در وزارت بازرگاني بوده است. در اين زمينه تلاشهاي زيادي كرديم و به نظر ميرسد پس از سه سال، نتايج خوبي به دست آوردهايم.
از ابتداي آمدن به وزارت بازرگاني وقت زيادي صرف اصلاح امور اصناف واتاقهاي بازرگاني كرديم. در زمينه اصناف يك سال زمان صرف كرديم تا اعتمادسازي كنيم. اوايل روي كار آمدن دولت نهم گاهي نگاه به وزارت بازرگاني و مجموعه دولت آن قدر منفي بود كه نااميد ميشديم به همين دليل يك سال زمان گذاشتيم تا تعامل خوبي با اصناف داشته باشيم. من در طول يك سال به همه استانها سفر كردم و تلاشم بر اين موضوع متمركز شده بود كه تشكلهاي بخش خصوصي باور كنند كه ميتوانند آزادي عمل بيشتري براي حضور دراقتصاد ايران داشته باشند.
من اعتقاد جدي دارم كه دولت نبايد كار بازرگاني انجام دهد. وزارت بازرگاني بايد كار نظارت را دنبال كند و بخش خصوصي بايد وارد ميدان شود. درتمام مدت زماني كه در وزارت بازرگاني بودهام، به اين نكته توجه داشتم. شما ميتوانيد با اصناف گفت وگو كنيد و در اين زمينه صحت و سقم اين اظهارات را جويا شويد.
گاهي به عنوان رئيس هيات نظارت، به جاي اين كه در مسند پرسشكننده بنشينم، پاسخگو بودم. فضا به گونهاي بود كه بايد اعتمادسازي ميكرديم. من واقعا به ايجاد فضاي دموكراتيك براي بخش خصوصي اعتقاد جدي دارم و به آن عمل كردهام. به طور مثال در دولت مصوبهاي تدوين شد مبني بر اين كه كارگروهي تشكيل شود تا بحث بيمه اصناف، ماليات وخيلي مسايل ديگر را خود اصناف پيشنهاد كنند. يعني مسايلي كه سالها براي اصناف به معضل و مشكل تبديل شده بود، با مشاركت خود آنها حل شد. دراين زمينه كارگروه همچنان مشغول بررسي مشكلات اصناف است. برخي مسايل حل شده و برخي مسايل در حال جمعبندي و نهايي شدن است.
يكي از انتقادهايي كه به شما ميشود اين است كه به بازرگاني داخلي بيشتر از بازرگاني خارجي توجه داريد.
نه اتفاقا يكي از انتقادهاي خودم اين است كه به اندازه كافي به بازرگاني خارجي توجه ندارم. متاسفانه مسايل داخلي گاهي آن قدر حاشيهساز ميشود كه ناخودآگاه از مسايل مهمي مثل صادرات و حضور دربازارهاي جهاني غفلت ميكنيم اما كدام وزير بازرگاني را در كشورهاي خارجي سراغ داريد كه وقتش را صرف پيگيري مسايلي مثل قيمت نان و تخممرغ كند. پرداختن به امور كوچك گاهي ما را از اهدافي كه داريم دور ميكند و متاسفانه حاشيهها نميگذارند حتي كارهاي كوچك را پيگيري كنيم. باوركنيد 80 درصد توان من صرف مسايل داخلي شده است درحالي كه آرزو دارم 50درصد توانم را صرف حضور در بازارهاي جهاني كنم.
وزارت بازرگاني، يا بهتر بگوييم حوزه تجارت و بازرگاني، درطول سه سال گذشته به دليل اتخاذ سياستهاي خاص وزارت امورخارجه بيشترين تاثير را پذيرفته است. با توجه به اين كه به طور كامل از تاثير فشارهاي بينالمللي و اعمال تحريم عليه ايران آگاه هستيد، در كابينه چه مواضعي اتخاذ ميكنيد؟
بحث دستيابي به انرژي صلحآميز هستهاي موضوعي ملي وسياستي مورد تاكيد است كه دردولت نهم به طور كامل درمورد آن اجماع وجود دارد. دستيابي به انرژي هستهاي براي اقتصاد ايران منافع بلندمدت دارد ودرآينده منجر به افزايش ثبات وامنيت اقتصاد ايران خواهدشد. من منكر هزينه تحريمها واعمال فشارهاي يك طرفه به اقتصاد ايران نيستم. با اين حال بايد عنوان كنم كه يكي از موفقترين سياستهاي اين دولت، سياست خارجي است. دولت نهم دراين زمينه بسيار موفق عمل كرده است و من معتقدم اعمال اين سياستها، نتايج خوبي ازجمله افزايش اقتدار ايران به دنبال داشته است. پيش از اين ما درعرصه بينالمللي اين قدر فعال نبوديم و تا اين اندازه حضور موثر نداشتيم اما در حال حاضر با اقتدار درعرصه بينالملل حضور داريم.
پيش از اين، اروپاييها براي ما شرط تعيين ميكردند و حالا اين ما هستيم كه شرط ميگذاريم. اروپاييها ميگويند ما حاضريم شرط پارسال را قبول كنيم و ما ميگوييم نه آن شرط مال امسال نيست و تاريخ آن گذشته است، چرا پارسال نپذيرفتيد؟ زمان كه ميگذرد، متوجه ميشويم كه سياستها اصولي بوده وموفق عمل شده است. اين دستاوردها را سياسي نكنيد. باور كنيد ميزان محبوبيت ايران درميان كشورهاي مسلمان وغير مسلمان افزايش يافته است. اين مسايل را نميشود كتمان كرد.
با اين توضيح كه بخش خصوصي قبول كرده است كه هزينههاي تحريم را به دليل دستيابي به منافع ملي بلندمدت بپذيرد، شما به عنوان وزير بازرگاني براي كاهش هزينههاي تحريم و فشارهاي بينالمللي به اقتصاد ايران چه اقدامي انجام داديد؟
به هرحال فشار تحريمها را قبول دارم و بخش خصوصي هم در اين زمينه همراهي خوبي داشته است اما افزايش واردات و صادرات نشان ميدهد كه تحريمها كماثر بودهاند.
چرا فكر ميكنيد تحريمها كماثر بودهاند درحالي كه ميدانيد هزينه تجارت بسيار افزايش يافته است؟
به هر حال در اثر اعمال فشارهاي سياسي برخي هزينههاي مالي در كشور افزايش يافته، اما دستيابي به انرژي هستهاي واقتدار درعرصه بينالمللي، بازدهي بلندمدت وماندگار براي كشور دارد. تامين انرژي كشوردر آينده بدون انرژي هستهاي غيرممكن است بنابراين بايد بردستيابي به آن پافشاري كرد. اما قبول دارم كه در اثر اين سياستها ريسك اقتصاد ايران افزايش يافته وهزينه واردات نيز بيشتر شده است. ازسوي ديگر دلايل و قرائني هم وجود دارد كه نشان ميدهد تحريمها كماثر بوده است. نه درطول سه سال گذشته كه درطول 30 سال گذشته. مگر نميگوييد اقتصاد ما تحريم شده؟ آثارتحريم را بايد دركاهش واردات وصادرات ديد. مگر اين گونه نيست؟ اما ميبينيد كه هم واردات وهم صادرات افزايش پيدا كرده است. البته اين نكته راهم يادآوري ميكنم كه دستيابي به انرژي هستهاي براي ما صرفه اقتصادي بلندمدت دارد وما نبايد منافع كوتاهمدت را با منافع بلندمدت عوض كنيم.
فراواني دركشورنشان ميدهد تحريمها خيلي اثرگذار نبوده است. به اين موضوع توجه كنيد كه تورم جهاني در حال افزايش است، افزايش قيمت نفت باعث شده است كه هزينه حملونقل در همه جاي دنيا افزايش پيدا كند با اين حال شما چه كالايي ميخواهيد كه نميتوانيد در ايران پيدا كنيد؟ آيا فراواني نشاندهنده اين نيست كه تحريمها بياثر بوده و نه تنها اقتصاد ايران كه هيچ اقتصاد ديگري، تحريم پذير نيست. قبول دارم كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم اما هيچگاه دچار كمبود نشدهايم. به همين دليل اعتقاد دارم سلطهگران به اهداف خود نرسيدهاند.
آقاي دكتر ميركاظمي، وقتي درمورد عملكرد شما صحبت ميكنيم، حتي اگر زيرتيغ استيضاح هم باشيد، نميتوانيم به سياستهاي ضد انحصاري شما در اتاقهاي بازرگاني كه منجر به خانهتكاني اساسي در اين حوزه شد، اشاره نكنيم. شكستن انحصار دراتاقهاي بازرگاني به عنوان يكي از برنامههاي موفق شما به ثبت رسيده است. اكنون كه 15 ماه از خانهتكاني دراتاقهاي بازرگاني ميگذرد، چه ناگفتهاي از اين اتفاق داريد؟
همان طور كه اشاره كرديد، ششمين دوره انتخابات اتاقهاي بازرگاني نقطه عطفي دراقتصاد ايران بود كه پس از ابلاغ سياستهاي اصل 44 پيام خوبي به بخش خصوصي داد. واقعيت اين بود كه انتخابات اتاقهاي بازرگاني ميتوانست آن گونه كه برگزارشد، برگزار نشود اما در مجموعه وزارت بازرگاني اين عزم واراده وجود داشت كه انتخابات، كاملا دموكراتيك برگزارشود. ما علاقه نداشتيم بخشي از ظرفيتهاي بخش خصوصي از صحنه رقابتهاي انتخاباتي حذف شود بنابراين بر رقابتي بودن انتخابات پافشاري كرديم كه خوشبختانه به نحو احسن تامين شد.
اما اقدامات شما باعث شد بخشي از نيروهاي اصلاحطلب به اتاق بازرگاني راه يابند ودرعوض چهرههاي سنتي جناح اصولگرا، تعداد زيادي از كرسيهاي اتاق بازرگاني را واگذاركردند. پافشاري شما برانتخابات آزاد دلايل سياسي داشت؟
خواهش ميكنم بحث راسياسي نكنيد. من به برگزاري انتخابات آزاد اعتقاد داشتم. هيچ كس به من حكمي نكرد. چرا اختيار وزرا را درقانون اساسي دست كم ميگيريد؟ چرا فكر ميكنيد رئيس جمهور مخالف تحول درمديريت بخش خصوصي است؟ اينها كه شما ميگوييد حاشيه بحث است اما نكته مهم اين است كه انتخابات اتاق بازرگاني قانوني بود و در حضور همه خبرنگاران داخلي وخارجي برگزارشد. به قول يكي از روزنامهها همه چيز در اتاق شيشهاي برگزار شد.
آن چه از صندوقها بيرون آمد مورد تاييد شما بود؟ به اين دليل كه برخي برندگان انتخابات، مخالف سياسي دولت بودند.
من انتخابات را كاملا تاييد ميكنم به اين دليل كه انتخابات آزادانه برگزار شد. اما خواهش ميكنم بحث سياست را وارد اقتصاد نكنيد. اجازه بدهيد اتاقهاي بازرگاني همين گونه كه حضور فعال دراقتصاد دارند، به اين حضور فعال ادامه دهند. بخش خصوصي را وارد سياست نكنيد. بارها از همه اعضاي اتاقهاي ايران و تهران خواهش كردم اتاق را سياسي نكنيد. به اندازه كافي با پوست واستخوان، از سياسي بازي و سياسي كاري ضربه خوردهايم لطفا به بخش خصوصي انگ نزنيد. تاجر اصلاحطلب واصولگرا نداريم. تاجر تاجر است. چكار به گرايش آدمها داريم؟
تحليل شما ازرفتار گروهي كه به انحصار مديريت در اتاق بازرگاني اعتقاد داشتند چه بود؟
من ديدگاهي دارم كه از ابتداي حضورم در وزارت بازرگاني، هيچ گاه اجازه ندادم خدشهاي به آن وارد شود. بسيار اصرار دارم كه سفارشپذير نباشم. وزارت بازرگاني هميشه درمعرض فشارهاي مختلف قرار دارد اما من هيچگاه مديري سفارشپذير نبودهام. در جريان انتخابات اتاق بازرگاني، بعضيها انتظار دوستي سياسي داشتند. بعضيها انتظار ملايمت و مهرباني داشتند اما ملايمت با چه؟ ملايمت با ايجاد انحصار؟ مهرباني با تراست؟ اصل 44 مگر چه ميگويد؟ آيا اصل 44 گفته است فلان گروه نبايد باشد؟آيا انحصارايجاد كرده است؟ درسياست، گاهي بخش عمدهاي ازتوانمنديها حذف ميشود اما اين قاعده نبايد درمورد بخش خصوصي صدق كند. چرا بايد بخشي از توانمندي اقتصاد كشور حذف شود؟
هنوز هم فكر ميكنيد اتاقهاي بازرگاني به مثابه قهوهخانه عمل ميكنند؟
قهوهخانهها حالا كافيشاپ شدهاند (ميخندد) اين تعبير را پيش از انتخابات در محفلي خصوصي مطرح كردم و نميدانم چگونه به مطبوعات كشيده شد. در يكي از سفرهاي استاني شنيدم يكي از فعالان اقتصادي گفت: اتاقهاي بازرگاني به محلي براي نوشيدن چاي تبديل شده. عدهاي ميآيند چايي ميخورند و ميروند. وبعد در صحبتهايم گفتم نبايد اتاقهاي بازرگاني مثل قهوهخانه باشد. گفتم اينجا را قهوهخانه نكنيد. نميدانم چگونه وارد مطبوعات شد.
انتخابات اخير اتاقهاي بازرگاني با استقبال زيادي مواجه شد. تعداد شركتكنندهها به شدت افزايش يافت. رسانهها ومطبوعات خيلي كمك كردند و انتخابات شفاف برگزار شد. نتيجه هم كاملا دمكراتيك بود ومن خيلي به اين انتخابات افتخار ميكنم. درمجموع من خيلي به اتاق بازرگاني اعتقاد دارم و معتقدم ميتواند نقش بسيار تعيينكنندهاي در اقتصاد داشته باشد. اگربه ابلاغيه اصل 44 توجه كنيد، متوجه ميشويد كه اولويت اصل 44 آزادسازي است. همه فعالان اقتصادي بايد مشاركت داشته باشند. نقش واقعي اتاق بازرگاني همين است. ايجاد همافزايي دراقتصاد ملي. جمع همه توانها و مهارتها. هيچ كس حق ندارد كسي را حذف كند.
با اين حال نتيجه انتخابات براي شما مطلوب بود؟
بله. دراين انتخابات نتيجه بسيار خوبي حاصل شد. بخشي ازمديران باسابقه بخش خصوصي و بخش ديگري از تحصيلكردههاي اقتصاد ايران به اتاق بازرگاني راه يافتند كه به نظر من تركيب خوبي ايجاد كرد.
انتخابات هياترئيسهها چطور؟
هياترئيسه اتاقهاي بازرگاني را من انتخاب نكردم. افراد زيادي كانديدا شده بودند و در نهايت تركيب خوبي حاصل شد. ما هيچ نقشي در انتخاب هياترئيسه اتاقها نداشتيم. درحال حاضربه نظر ميرسد درك متقابلي ميان جريانهاي مختلف اتاق بازرگاني وجود دارد. اتاقهاي بازرگاني جان تازهاي گرفتهاند. اتاقها پي بردهاند كه مجموعه وزارت بازرگاني براي خدمت به بخش خصوصي آماده است. دراين زمينه براي نخستينبار منشور همكاري با اتاق بازرگاني را امضا كرديم اما اگر چيزديگري هم مطرح شود امضا ميكنم.
در اتاقهاي بازرگاني ايران وتهران انتقادهاي تندي به سياستهاي اقتصادي دولت ميشود، اين موضوع را تاييد ميكنيد؟
به قواعد دموكراتيك اعتقاد دارم ونسبت به انتقادها اعتراضي ندارم اما لحن برخي انتقادها را نميپذيرم. بايد با ادبيات ملايمتري رفتار كرد. به صرف اين كه آنها بخش خصوصياند وما بخش دولتي، نبايد توهين شود. نمايندگان اتاقهاي بازرگاني بايد به خطوط قرمز توجه داشته باشند. انتقاد به جاي خود. من فكر ميكنم اتاق درحفظ حرمتها كوشش داشته است.
شمارا متهم كردهاند به "اعمال سياستهاي غلط بازرگاني كه منجر به بيثباتي در بازارهاي داخلي و افزايش سطح عمومي قيمتها" شده است، در پاسخ به اين انتقاد چه دفاعي از عملكرد خود ميكنيد؟
درمورد افزايش سطح عمومي قيمتها وافزايش نرخ تورم، هرروز اظهارنظرهاي متفاوتي ميشنويم. عدهاي از افزايش سطح عمومي قيمتها به عنوان چماق سياسي استفاده ميكنند واحتمالا قصد برخي از اين افراد، سياهنمايي و القاي اين موضوع است كه دولت در كنترل اقتصاد ناتوان عمل كرده است.
نمايندگاني كه برگه استيضاح را امضا كردهاند دراين دسته جاي ميگيرند؟
اجازه بدهيد هنوز صحبت من تمام نشده است. استيضاح حق نمايندگان مردم است وآنها ازاين طريق ميتوانند دغدغه خود را در مورد مهمترين مسايل كشور دنبال كنند اما در اين زمينه چند موضوع مشخص نشده است. اول اين كه چرا وزير بازرگاني؟ وزيري كه در تنظيم سياستهاي مالي وسياستهاي بازار پول كمترين نقش را دارد. چرا وزير بازرگاني؟ وزيري كه نه در طرف عرضه قرار دارد ونه در طرف تقاضا. نه در طرف توليد و نه در طرف مصرفكننده. نكته مهم ديگر اين است كه چرا در واپسين روزهاي عمر مجلس هفتم موضوع استيضاح مطرح شده است؟ آيا اين موضوع سال گذشته براي استيضاحكنندگان مهم نبود؟ چرا پس ازاين كه نتيجه انتخابات مشخص شده است؟ من معتقدم براي حل مشكل افزايش قيمتها نياز به مچگيري و محكوم كردن همديگر نيست.
من فكر ميكنم چيزي حدود 30 عامل در افزايش نرخ تورم تاثير دارند و اگر بخواهيد به ترتيب عوامل استيضاح كنيد، بخش بازرگاني در رديف سي قرار ميگيرد.
يكي از اين عوامل مشكلات ساختاري اقتصاد ايران است كه ازسالهاي دور روي هم انباشته شده است. از همين عامل مهم ميشود عوامل تاثيرگذاري مثل بهرهوري را مطرح كرد كه وضعيت آن درايران نگران كننده است.
به نظر شما سياستهاي دولت در مورد افزايش نقدينگي تاثير بيشتري بر افزايش نرخ تورم دارد يا بهرهوري پايين؟
در قسمتي از صحبتهايم گفتم كه ميتوانم به 30عامل تاثيرگذار برتورم اشاره كنم. رشد نقدينگي يكي از اين عوامل است كه به تقاضا دامن ميزند و باعث بالا رفتن قيمتها ميشود. يا به بحث افزايش سالانه دستمزدها اشاره ميكنم كه هر سال به ميزان مشخصي افزايش پيدا ميكند و تاثير زيادي بر افزايش سطح عمومي قيمتها دارد. درهمين زمينه لازم است در مجموعه ساختار اقتصاد ايران مثل ساختار مكانيزم عرضه و تقاضا، نظام پولي و مالي كشور و نقدينگي، تورم وارداتي و افزايش قيمتهاي جهاني از جمله عوامل تورم است كه نياز است به آنها بپردازيم.
وزارت بازرگاني تا چه اندازه در افزايش سطح عمومي قيمتها موثر بوده است؟
افزايش سطح عمومي قيمتها محدود به يك وزارتخانه يا حتي دولت نميشود. به طور قطع در اين زمينه بايد علل مختلفي را جست وجو كرد. اين منصفانه نيست كه در پي بروز مشكلي دراقتصاد، دنبال مقصر و قرباني باشيم و از حلقهاي گسترده ومرتبط به هم، يكي از اعضا را جدا وقرباني كنيم يا به عنوان مقصر مطرح كنيم. من بارها در اين زمينه توضيح دادهام كه ريشه اصلي تورم در كشور ما ساختار بيمار اقتصادي است. در اين زمينه تصويري فاندامنتال از اوضاع اقتصاد جهان بايد تهيه كرد و به صورت عمودي از بالا به پايين مرور كرد.
همان طور كه ميدانيد قيمت نفت در چند ماه گذشته سير صعوي عجيبي طي كرد و بالاترين ركوردهاي تاريخ را پشت سر گذاشت. قيمت بالاي نفت تاثير زيادي بر اقتصاد كشورها گذاشت. به طور مثال كشورهايي كه نفت را گران خريدند، بنزين را گران كردند يا بر قيمت محصولات پتروشيمي صادراتي خود افزودند. قيمت بالاي نفت همچنين باعث شد قيمت حملونقل و مواد غذايي و خيلي اقلام ديگر افزايش پيدا كند. منتقدان دولت آيا اين روند را كتمان ميكنند؟
محاسبات ما نشان ميدهد 19 درصد افزايش ميزان واردات به دليل تورمي بوده است كه در خارج از ايران رقم خورده و زماني كه وارد كشور شده، تاثير خود را گذاشته است. همان طور كه تحليلگران بازار انرژي معتقدند دوران نفت ارزان به سرآمده، من هم ميگويم دوران غذاي ارزان به سرآمده و امسال به وضوح ميبينيم كه افزايش قيمت مواد غذايي در خيلي از كشورهاي جهان، بحران آفريده است.
اين روزها درهمتنيدگي زيادي ميان قيمتها در بازارهاي جهاني وجود دارد. زماني كه تلويزيونها به طور مستمر قيمت جهاني غلات را زيرنويس ميكنند و روزنامهها مدام به تحليل قيمتهاي جهاني ميپردازند، طبيعي است كه در ايران نيز قيمتها افزايش پيدا كند. اين ويژگي و مشخصه اقتصاد جهاني در شرايط جديد است.
با اين تحليل بايد بپذيريم اگركالاي وارداتي ما 19 درصد گران شده، به طور قطع درداخل هم تاثير خودش را خواهد گذاشت. ما بايد علتها را بيابيم و تأثيرش را در قيمت تمام شده بازار بررسي كنيم. همان طور كه اشاره كردم درحال حاضر بحران غذايي جهان را تهديد ميكند درهمين زمينه در يك سال گذشته قيمت انواع مواد غذايي درجهان افزايش يافته است.
شرايط اين روزهاي محصولاتي مثل برنج، دانههاي روغني، گندم، جوو ذرت را مرور كنيد. ميبينيد كه برخي محصولات استراتژيك حتي 200درصد افزايش قيمت داشته است. در خيلي از كشورها، ارتش، توزيع مواد غذايي را در دست گرفته و اين نشان ميدهد دامنه بحران تا چه اندازه نگران كننده شده است. اما شما به بازار داخل نگاه كنيد. چه زماني احساس كمبود كردهايد؟ در كدام نقطه كشور كمبود احساس ميكنيد؟
همه چيز در چرخه اقتصاد به هم پيوسته و درهم تنيده است مسلماً افزايش قيمت جو ميتواند در افزايش لبنيات و دامپروري و طيور تأثير بگذارد. در بخش پولي هم بايد ريشه تورم را جستوجو كرد. سياستهايي كه درگذشته منجر به رشد نقدينگي شده بود، امروز درافزايش تورم تاثيرگذار است. در بخش توليد و عرضه هم بايد به دنبال مسايل ومشكلات بود. در خيلي موارد اگر توليد به ظرفيت واقعياش نميرسيد، وزارت بازرگاني وارد عمل ميشد وتنظيم بازار ميكرد. حتي ردپاي تورم را ميشود دربرخي مصوبههاي مجلس دنبال كرد. اين گونه نيست كه يك وزير، مقصر اصلي تورم باشد.
سال گذشته شاهد ورود ريالهاي حاصل از فروش نفت به اقتصاد كشور بوديم. زماني كه ريال ناشي از فروش نفت به اقتصاد تزريق شد، حجم فعاليتهاي عمراني افزايش يافت كه نتيجهاش افزايش تقاضا براي برخي كالاها بود واين روند باعث افزايش قيمت اين كالاها شد. زماني كه درمورد تورم صحبت ميكنيم نميتوانيم به سياستهاي پولي توجه نكنيم. به طور مثال سال گذشته افزايش خالص داراييهاي بانك مركزي را شاهد بوديم كه اثر مستقيم در افزايش تورم داشت. يا افزايش بدهي بانكها به بانك مركزي و خيلي مسايل ديگر.
يكي از موارد مطرح شده درنامه استيضاح شما، افزايش قابل توجه واردات است. آيا شما نگران واردات بيرويه نيستيد؟
در سال گذشته، درمجموع 48 ميليارد دلار واردات داشتهايم كه 5/3 ميليارددلار آن سوخت است. دوستان، زماني كه بحث صادرات غيرنفتي ميشود ميعانات را از آمار صادرات جدا ميكنند اما براي واردات و براي اين كه عدد نمودارشان بيشتر نشان دهد، واردات سوخت را تفكيك نميكنند. اين هم از ظلمهايي است كه به ما ميشود. از نظر وزني واردات كاهش پيدا كرده اما ارزش آن بيشترشده. سال گذشته 19 درصد تورم وارداتي داشتهايم كه نشان ميدهد بخشي از واردات صورت گرفته به دليل افزايش بهاي جهاني كالاها بوده است. دردوسال گذشته، كالاهاي واسطهاي و سرمايهاي نقش عمدهاي در تركيب واردات داشته كه به نظر من طبيعي به نظر ميرسد به اين دليل كه هر چه صادرات بيشتري داشته باشيم، به مواد اوليه بيشتري نياز داريم بنابراين طبيعي است كه شاهد رشد واردات باشيم.
چرا كساني كه واردات را چماق ميكنند، به صادرات اشارهاي نميكنند؟ رشد صادراتي در دولت نهم بينظير بوده است. سال گذشته 21 ميليادردلار صادرات داشتهايم كه اگر ميعانات را هم از اين رقم كم كنيد، حدود 16 ميليارد دلار صادرات داشتهايم كه به نظر من خيلي قابل توجه است. اين را هم درنظر داشته باشيد كه ديدگاهي دردولت وجود دارد كه صادقانه معتقد است مردم بايد از افزايش درآمدهاي نفتي سهمي عايدشان شود. اين دوستان ميگويند چرا بايد قيمت نفت از 100دلار بگذرد اما ازاين درآمدها چيزي عايد كشور نشود. چگونه ميشود افزايش درآمدهاي نفتي را بر زندگي مردم انعكاس داد؟ شايد از نگاه آنها فراواني كالاها بهترين راه براي سهيم كردن مردم در افزايش قيمت نفت باشد.
برخي نمايندگان مجلس معتقدند وزارت بازرگاني بدون اجازه مجلس، يك ميلياردو 200ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت كرده تا ميوه وارد كند. به عقيده آنها اين كار دولت زشت و ناپسند بوده. اين موضوع درست است؟
نه من اين موضوع را تكذيب ميكنم. هيچ برداشتي ازحساب ذخيره ارزي نداشتهايم. نكته جالب توجه اين است كه وزارت بازرگاني به هيچ وجه ميوه وارد نكرده وحتي صادر هم نكرده است. من بارها اين جمله را تكرار كردهام اما نميدانم چرا برخي دوستان نميخواهند قبول كنند. يكي از افتخارات ما اين است كه درسه سال گذشته به هيچ عنوان ميوه وارد نكرده است. وزارت بازرگاني درسه سال گذشته فقط واردات ميوه توسط بخش خصوصي را مديريت كرده است.
و نكته جالبتر اين است كه حجم صادرات ميوه در سال گذشته بيش از يك ميلياردو 700ميليون دلار بوده و واردات آن 288 ميليون دلار بوده كه بخش عمده آن موز بوده است. پس نگراني ما از چيست؟ كشاورز درسه سال گذشته دغدغه نداشته، مصرف كننده زيان نديده، پس اين انتقادهاي غير واقعي چه دليلي دارد؟
