تبليغاتX
شهروند امروز
 
شكست انحصار - تقي رحماني

يادآوري شبي كه ديوار برلين فروريخت. نور باران و شادي و رقص جوانان، همواره يك اميد در دل انسان ايجاد مي‌كند اميد اينكه انحصار قابل شكستن است. وقتي ديوار برلين فروريخت من در زندان بودم. نكته جالب اين بود كه زنداني‌هاي ماركسيست زيادي كه آن زمان در زندان بودند، برخي خوشحال و برخي ناراحت شدند. آنهايي كه ناراحت شدند، هنوز گرايش به كمونيست موجود، اعتقاد آنان بود و آنهايي كه خوشحال شدند مي‌گفتند كه شوروي يا آنچه آنها سوسيال امپرياليزم مي‌ناميدند از اصول اوليه ماركسيست عدول كرده است.

فروپاشي ديوار برلين براي من كه فردي 29 ساله بودم، تلنگر جالبي بود. درك كردم كه سوسياليسم در منظري جهاني مانند سرمايه‌داري تبديل به يك نظام نشده است. نظام ويژگي‌اي‌ همه جانبه دارد. هم درنده‌خو است و هم قابليت ترميم خويش را دارد. هم چنگ و دندان نشان مي‌دهد و هم در موقع مناسب و لازم از خود ملاطفت به نمايش مي‌گذارد. سرمايه‌داري چنين است. سوسياليسم اما اگرچه از خشونت و استثمار جامه سرمايه‌داري مي‌كاهد اما بديل سرمايه‌داري نيست. گاهي مي‌انديشم كه اين وضعيت به دو دليل مي‌تواند حاكم باشد. اول اينكه انسان گرگ انسان است و انساني كه گرگ انسان است، نمي‌تواند به سوياليسم به مفهوم برابري و برادري انسان‌ها معتقد باشد. دوم اينكه هنوز جهان به لحاظ فني و امكانات نمي‌تواند سوسياليسم انساني را محقق كند. اين ايده روزهاي فروپاشي ديوار برلين ذهن مرا درگير خود كرده بود و البته هنوز هم مشغول به اين انديشه هستم.

حادثه فروريختن ديوار برلين، فرو ريختن ظلمي بود كه به يك ملت تحميل شده بود. از يك زاويه ديگر و فرو ريختن ديوار برلين. فروريختن توهم سوسياليسم هم بود؛ يعني مشخص بود كه بعد از آن ريزش، دنياي روشنفكري به يك توهم جديد روي خواهد آورد. توهمي كه بايد بر آن عنوان ليبرال دموكراسي گذاشت. جهان هنوز نه مي‌تواند قرائت انساني از سوسياليسم داشته باشد و نه قرائت انساني از ليبراليسم. به عبارت ديگر نه ليبراليسم جان راولزي قابل تحقق است و نه سوسياليسم اخلاقي .

وقتي ديوار برلين فروريخت حزب سوسياليسم متحد آلمان پيشنهادي را مطرح كرد. پيشنهاد اين بود كه ابتدا آلمان شرقي را دموكراتيك سازند و بعد در حالت فدراسيوني به آلمان بپيوندند. اين پيشنهاد از اين منظر طرح شد كه نابرابري شرق و غرب آلمان بسيار شديد بود. گذشت زمان اما نشان داد كه بسياري از روشنفكران آلمان شرقي كه با اين نظر مخالف بودند، با آن همراه شدند. منتها ديگر كار از كار گذشته بود و هنوز هم پرشدن فاصله شرق و غرب آلمان به راحتي پرشدني نيست.

با فروريختن ديوار برلين گاهي افتخارات اجتماعي و ورزشي بلوك شرق كه با دولت و حزب رسمي پيوند خورده بودند بي‌ارزش شد. اين نشان مي‌داد كه قهرماني با حمايت دولت و سوبسيدهاي دولتي و حزبي در ذهن جامعه چندان استوار نمي‌ماند. اگرچه قهرمان‌هاي ورزشي در بازي‌هاي المپيك قهرمانان اروپايي و آمريكايي را شكست مي‌دادند و حتماً صلاحيت‌ها و توانايي‌هاي خاص هم داشته‌اند. اما با ديوار برلين هم اين افتخارات فروريخت.

اما نكته جالب در فروريختن ديوار برلين اين بود كه در سال نويي كه ديوار آهنين ميان شرق و غرب كشيده شده بود كشورهاي بلوك شرق، جامعه مدني ضعيف خود را رشد دادند و بعد از فروپاشي ديوار روي پاي خويش ايستادند.

فروپاشي ديوار برلين تنها يك خاطره تلخ داشت و آن تغيير عقيده ناگهاني روشنفكراني بود كه به ناگاه از منتهي‌اليه چپ به منتهي‌اليه راست غلتيدند و بر گذشته چشم بستند.

 

یکشنبه 23 تیر1387 ساعت 17:43 توسط شهروند امروز | موضوع: كلوپ |