تبليغاتX
شهروند امروز
 
نظر کرده نیستم - گلاویژ نادری

 

از همان ابتدا كه خبرهايي مربوط به كليد خوردن «روز سوم» در آبادان منتشر شد، حدس و گمان‌هايي مبني بر اينكه اين فيلم يكي از فيلم‌هاي برگزيده جشنواره بيست و‌پنجم فجر است به گوش رسيد. فيلم به سرعت براي حضور در جشنواره آماده و از اواسط برگزاري به جدول فيلم‌هاي جشنواره اضافه شد.

«روز سوم» حواشي كمتري نسبت به «اخراجي‌ها» داشت و توانست چهارسيمرغ جشنواره فجر را از آن خود كند اما برگزيده شدن اين فيلم در محاق جنجال‌هاي افتتاحيه جشنواره قرارگرفت و هديه كردن جايزه بهترين فيلم از سوي تهيه‌كننده به دوتن از سرداران دفاع مقدس آنطور كه مدنظر عليرضا جلالي‌ بود انعكاس پيدا نكرد. اكران فيلم هم به اندازه توليد آن شتابزده بود و قبل از اينكه تبليغات شهري و رسانه‌اي «روز سوم» آغاز شود، فيلم، جايگزين «نقاب» در گروه سينمايي آفريقا شد به طوري كه جلالي اين شيوه اكران را جفا در حق «روز سوم» عنوان كرد. با اين حال فيلم در فرصت مناسبي اكران شد و پس از گذشت نزديك به دو هفته مخاطبان خود را به سينماها كشاند.

 

حدود يك ماه از اكران «روز سوم» مي‌گذرد استقبال از فيلم براي شما به عنوان كارگردان راضي كننده بوده است؟

انتظار من بيش از اين چيزي بود كه درحال حاضر وجود دارد اما در اين شرايط و با مشكلاتي كه در تبليغات وجود داشت از فروش فيلم خيلي راضي‌ام. امكاناتي كه در اكران بسياري از فيلم‌هاي جنگي وجود داشت و شرايط ويژه‌اي كه براي اكران آن در نظر مي‌گرفتند خوشبختانه براي روز سوم به وجود نيامد و بيشتر تبليغات ما از طريق تماشاگران فيلم و به شكل‌ دهان به دهان انجام مي‌شود. واقعيت اين است كه احساس شخصي من پيش از اين چيزي بود كه در حال حاضر اتفاق مي‌افتد اما در اين وضعيت و با اين شرايط از فروش فيلم خيلي راضي هستم.

 

بازيگراني كه در فيلم حضور دارند مورد علاقه نسل جوان هستند. فكر مي‌كنيد استقبال تماشاگران تا چه اندازه به دليل بازيگران فيلم است؟

بعيد مي‌دانم استقبال از فيلم به دليل بازيگران آن بوده باشد. تا آنجا كه من مي‌دانم تعداد زيادي از تماشاگران سه تا چهار بار فيلم را ديده‌اند. هدف‌گيري ما جوانان بود و خدا را شكر مي‌كنم كه آنان هم ارتباط خوبي با «روز سوم» برقرار كرده‌اند و هدف‌گيري ما جواب داده است اين فيلم براي جوانان ساخته شد و حس ايراني آن با جوانان پيوند خورده است آنها در فيلم نقش اصلي دارند و مي‌توانم بگويم كه «روز سوم» براي جوانان است.

 

سرمايه‌گذاري‌اي كه براي ساخت فيلم انجام گرفت باعث شد كه «روز سوم» فيلمي قابل قبول از لحاظ ساختاري باشد، چقدر ميزان سرمايه و حمايت از فيلم را در موفقيت آن دخيل مي‌دانيد؟

سرمايه‌گذاري‌اي كه براي اين فيلم صورت گرفت حدود يك سوم فيلم‌‌هاي جنگي ديگري است كه استقبالي نظير «روز سوم» هم از آنان صورت گرفته باشد سرمايه «روز سوم» به راحتي بازخواهد گشت چرا يك سوم هزينه فيلم‌هاي جنگي ديگر براي آن صرف شده و سرمايه آن هم به همان اندازه برمي‌گردد. آنطور كه من شنيدم در مناطق جنوبي كشور صف براي ديدن فيلم جلو سينماها تشكيل مي‌شود. اميدوارم دوستان و مسوولان بپذيرند كه سرمايه بايد در اختيار گروهي كه توانسته‌اند با يك سوم هزينه رايج فيلم‌هاي جنگي،‌چنين كاري انجام دهند قرارگيرد. منظورم  اين نيست كه سرمايه را در اختيار من قرار دهند من تا يكسال و نيم ديگر، درگير پروژه‌هاي مختلفي هستم قصد من از اين حرف‌ها اين است سرمايه و فرصت كافي در اختيار تهيه‌كننده و ساير عوامل قرار دهند تا آنها بتوانند كارهاي سنگين‌تري انجام دهند كه نتيجه خوبي به دنبال داشته باشد.

 

از ابتداي ساخت «روز سوم» حدس‌هايي درباره حمايت از فيلم در جشنواره و اعطاي بيشترين جوايز به آن زده مي‌شد حتي برخي از افراد معتقد بودند به همين خاطر فيلم به سرعت آماده شد تا در جشنواره به نمايش درآيد.

آقاي نصيريان، آقاي هنرمند، حاج‌داوودي، آقاي قديريان و ديگر دوستاني كه داوري جشنواره را برعهده داشتند را نمي‌توان خريد آنها از جمله كساني نيستند كه به خاطر پول كاري را انجام دهند و بتوان آنها را با پرداخت پول خريداري كرد. داوران اعلام كردند كه هيچ فيلمي را شايسته‌تر از «روز سوم» نديدند. من قبول دارم اگر يك فيلم كمدي با ساختار خوب و قابل قبول مي‌ساختم، عده‌اي سختشان بودكه به آن جايزه بدهند اما جوايزي كه در جشنواره به فيلم تعلق گرفت صرفا به خاطر جنبه‌هاي انساني آن بود نه به دليل دفاع مقدس و جنگي بودن آن.

 

اگر طرح «روز سوم» به شما پيشنهاد نمي‌شد فيلمي با اين مضمون كارگرداني مي‌كرديد؟

دلم مي‌خواهد فيلم‌هاي زيادي با اين مضمون بسازم كه خيلي هم اين فيلم‌ها را دوست دارم. از 13سال گذشته كه كارگرداني را شروع كردم هيچ وقت اين اتفاق نيفتاده است كه طرحي را به يك تهيه‌كننده پيشنهاد بدهم، هميشه تهيه‌كنندگان بودند كه طرحي را به من مي‌دادند و من تصميم مي‌گرفتم آن را بسازم. اگر اين فيلمنامه به من پيشنهاد نمي‌شد ممكن بود تا سه تا چهار سال ديگر چنين فيلمي نسازم اما قطعا روزي تصميم مي‌گرفتم كه فيلمي مانند «روز سوم» را جلو دوربين ببرم و گوشه‌اي از دوران دفاع مقدس را از طريق سينما به تصوير بكشم.

 

در بعضي از مصاحبه‌هايتان اعلام كرده‌ايد كه تمايل به حضور در جشنواره نداريد با اين حساب «توفيق اجباري» برخلاف «روز سوم»در جشنواره به نمايش درنخواهد آمد.

مثل هميشه تمايلي ندارم كه فيلم را به جشنواره فجر بدهم. قطعا «توفيق اجباري» در جشنواره به نمايش درنخواهد آمد. احساس شاخص من اين است كه جشنواره كمي كودكانه برگزار مي‌شود و برخورد فيلمسازان هم با آن حرفه‌اي نيست. اتفاقاتي كه در جشنواره براي «روز سوم» به وجود آمد به دلايل مختلف رخ داد. هيچ حمايتي از سوي مسوولان درباره اين فيلم صورت نگرفت. من حتي دوربين فيلمبرداري هم براي «روز سوم» از فارابي نگرفتم كما اينكه براي «توفيق اجباري» هم به من دوربين ندادند. در حالي كه همه جور ديگري فكر مي‌كنند و تنها چيزي كه كمي من را آزار مي‌دهد اين است برخي تصور مي‌كنند من يك آدم نظركرده هستم در حالي كه فقط خدا پشت لطيفي است اگر تلاش كردم كه فيلم را به جشنواره برسانم تنها به دلايل شخصي بود.

 

 من به تهيه‌كننده قول داده بودم و بايد فيلم را به جشنواره مي‌رساندم. از طرف ديگر مي‌دانستم چند فيلم جنگي در جشنواره هست اما به اعتقاد من اين فيلم‌ها جنگي نبود و مي‌خواستم «روز سوم» كه در بطن جنگ اتفاق افتاده حتما در جشنواره حضور داشته باشد و بچه‌ها كه ظرف دوماه ونيم توانستند اين فيلم را به پايان برسانند به حقشان برسند. من براي مردم كار مي‌كنم و احساس مي‌كردم آنان بايد پس از سال‌ها در فضاي جشنواره فيلمي جنگي ببينند و بتوانند آن را با ساير فيلم‌ها از لحاظ حسي مقايسه كنند براي اتمام فيلم به محض اينكه به فرودگاه تهران رسيدم به مدت 14روز از استوديو به خانه نرفتم تا بتوانم كارهاي مربوط به موسيقي، صدا و تدوين را انجام دهم و فيلم را به جشنواره برسانم.

 

دغدغه ساخت فيلم‌هايي با مضمون دفاع مقدس هنوز در شما وجود دارد يا فكر مي‌كنيد تمامي آنچه كه مي‌خواستيد، با ساخت «روز سوم» درباره خرمشهر گفته‌ايد؟

دوستان و مديران ارشد فرهنگ طي هفته گذشته به خاطر حرف‌هايي كه در مصاحبه با روزنامه شرق زدم از من دلخور شدند. من فقط مي‌خواهم آنان به من ثابت كنند كه در اين عرصه هستند و حضور دارند. 17، 18 سال از جنگ گذشته است و ما تا كي بايد منتظر بنشينيم و نيروهاي دلسوز و توانا را نشناسيم. شناخت اين نيروها هم كار آساني نيست به دليل اينكه برخي از افراد دلسوز هستند اما توانايي انجام بعضي از كارها را ندارند. بايد آدم‌هاي دلسوزي را كه مي‌توانند كارهاي خوبي  انجام دهند، بشناسيم و امكانات در اختيارشان قرار دهيم. همين حالا اگر كسي بخواهد يك فشنگ از شهرك دفاع مقدس بگيرد بايد 200هزارتومان پول به حساب بريزد. پيش از اين هم گفتم كه يك مجموعه 35 قسمتي در دست دارم كه درباره 35روز دفاع مقدس خرمشهر است و خيلي دوست دارم آن را جلو دوربين ببرم اما مي‌دانم اين كار حداقل سه سال و نيم زمان مي‌خواهد و بودجه بسيار بسيار كلاني را مي‌طلبد. نمي‌خواهم ساخت اين مجموعه را به من واگذار كنند مطمئنا از من بهتر و تواناتر هم هست اما متاسفانه تا امروز اين اتفاق نيفتاده و بودجه كلان در مسير ساخت فيلم‌هاي جنگي و دفاع مقدس قرار نگرفته است.

 

مجموعه‌هاي تاريخي با بودجه‌هاي كلان هفت، هشت ميلياردي ساخته مي‌شود اما اين بودجه‌ها هيچ‌وقت در اختيار مجموعه‌‌هاي جنگي قرار نگرفته است. براي ساخت اين مجموعه  35قسمتي حداقل يكسال و نيم بايد يك گروه نويسنده فيلمنامه آن را بنويسند و حداقل ساخت آن هم سه سال طول خواهد كشيد تا برگ زريني از تاريخ اين مملكت به تصوير درآيد. مسوولان به من ثابت كنند كه هستند اگر فرد ديگري باشد كه بتواند اين كار را انجام دهد اين واجب كفايي از دوش من برداشته مي‌شود و مي‌توانند اين كار را به من هم ندهند. به نظر من حق نسل جوان است كه رفقا و دوستان من را كه به خاطر اين مملكت كشته شدند نه آنچنان آسماني و نه آنچنان زميني بشناسند تا اگر خدايي نكرده روزي كسي بخواهد به اين مملكت دست‌درازي كند بتوانيم اين حس را در جوانان ايجاد كنيم كه بايد از شرف و ناموس خود دفاع كنيم وقتي بسياري از چيزها را به نسل جوان نشان نمي‌دهيم خيلي‌ها تبليغات ضد جنگ درباره دفاع مقدس ما مي‌كنند و موفق هم مي‌شوند. در حالي كه ما دفاع كرديم و دفاع شرافتمندانه است.

 

 

یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 16:48 توسط شهروند امروز | موضوع: سينماي ايران |