اولين بار وقتي دكتر وليالله خان، نماينده دوره نخست مجلس شوراي ملي، در نطقي از محاسبه هزينهها و مخارج دولت سخن گفت شايد تنها دانشآموختگاني در فرنگ چون ناصرالملك ـ وزير ماليه ـ و صنيعالدوله ـ رئيس مجلس ـ در ميان جمع نمايندگان مجلس شوراي ملي بودند كه ضرورت آن را به خوبي درك ميكردند. چه آنكه صنيعالدوله در همين مجلس است كه میگويد: «جمعيت شهرنشين ايران چهار کرور است. هر چهار کرور سيصد هزار طفل دارند. هر مدرسه با شش اتاق سيصد دانشآموز میتواند داشته باشد، بنابراين ما به هزار تا مدرسه احتياج داريم. آقايان تصويب کنند، تاسيس کنيم.» از نظر وليالله خان مبناي مجلس هميشه قانون بود و بايد شعبهاي از كميسيون ماليه منشعب شود كه بودجه وزارتخانهها به آنجا رجوع شود.
چون به ياد آن دو ميآورد كه در آلمان و انگليس جز اين نيست. تنها دو ماه بعد نخستين بودجه مشروطهخواهان به خط خوش قوامالدوله و با انديشه و ابتكار ناصرالملك در مجلس قرائت شد. هجده تني براي اداره ماليه برگزيده شدند. صرفنظر از اينكه صنيعالدوله به ضرب گلوله دو كارگر قفقازي نقش بر زمين شد، مجالس اول و دوم نيز چندان قوام و دوامي نيافت تا چنين طرحي به منصهظهور برسد. ربع قرني در كوران هرج و مرج و پس از استبداد عصر پهلوي اول زمزمه طرح و نقشهاي براي كشور از سوي جواني كه هنوز در استخدام بانك شاهي در رشت بود شنيده ميشد. ابوالحسن ابتهاج اين عبارت «طرح» و «نقشه» را در همان بانك شاهي آموخت. آنگاه كه مديريت بانك در عهده يك مرد ميانسال اسكاتلندي بود اما آداب و نزاكت انگليسي را در بانك با شديدترين تدابير به اجرا درميآورد.
همكاري با علياكبر داور، وزير اقتصاد و علي وكيلي، رئيس شركت مركزي در عصر رضاشاه به ابوالحسنخان ابتهاج آموخت كه نظامات كشور نيازمند طرحي جامعتر از يك شركت اقتصادي در ايران است. او سالها پيش، درست از همان زماني كه در شركتهاي دولتي با حسين علاء كار ميكرد، عقايدش را در مورد مشكلات اقتصادي ايران با او در ميان ميگذاشت و تاكيد ميكرد «تا زماني كه براي كارهايمان «نقشه»اي نداشته باشيم وضع مملكت درست نخواهد شد.
اصولا از زماني كه در بانك شاهي بودم تا روزي كه در سازمان برنامه شروع به كار كردم بيش از 30 سال بر فكر برنامهريزي براي اصلاح وضع اقتصادي و اجتماعي ايران تاكيد ميكردم، چون معتقد بودم كه كشوري مانند ايران، با امكانات مالي و نيروي انساني محدود و احتياجات نامحدود، بايد داراي برنامه باشد. استدلال ميكردم كه ايران، قادر نيست در ظرف مدت كوتاهي تمامي احتياجات خود را تامين كند و بنابراين بايد ديد مهمترين و ضروريترين كارهايي را كه ميتوان در مدتي معين با بودجهاي معين انجام داد كدام هستند. چون در غير اين صورت دولت دست به كارهايي خواهد زد كه ممكن است بهخودي خود مهم باشند ولي از ديد كلي احتياجات مملكت مفيد نبوده بلكه مضر هم باشد».
ابتهاج طرح و نقشه خود را با كمك علاء به حضور رضاشاه برد، او نيز از كليت ايده او حمايت كرد و حتي با همين طرح به جلسه شوراي عالي اقتصاد دعوت شد، اما انديشه نقشه ملي در سطوح فوقاني حاكميت پشتيباني نيافت. محمود بدر، وزير ماليه وقت به شدت از برنامهريزي طولاني مدت پرهيز داشت و معتقد به زندگي روزانه ايرانيان بود. مضافا اينكه «برنامه» در بخشهاي ديگر جامعه نيز به خوبي درك نشده بود. حتي در آغاز تصدي ابتهاج در سازمان برنامه يك روز سپهبد كمال، استاندار خوزستان، نظامالسطنه مافي و تني چند از وكلاي خوزستان با نقشه بزرگ خوزستان طرحي براي تصويب در مجلس تهيه ميكنند كه براساس آن هفت درصد درآمد نفت به اجراي برنامه عمراني در خوزستان تخصيص داده شود و خواستار پشتيباني ابتهاج از اين طرحند:
«من با تمام قوا با چنين طرحي مخالفت خواهم كرد. گفتم نيت من اين است كه مملكت ما يك برنامه عمراني جامع و هماهنگ داشته باشد. حالا شما برنامهاي تهيه كردهايد و ميگوييد هفت درصد درآمد نفت را به ما بدهيد. اگر من حرف شما را بپذيرم چند روز ديگر آذربايجانيها ميگويند شما مشروطيت را مديون ما هستيد و اگر ما نبوديم مشروطهاي در كار نبود. بعد خراسانيها ميآيند و آنها هم هزار و يك دليل ميآورند كه خراسان، با توجه به آستان قدس رضوي، بيشتر از همه جا اهميت دارد. و اين درست مخالف فلسفهاي است كه من در آن نظر دارم».
طرح اوليه ابتهاج براي سازمان برنامه در ايران، با مرگ داور، آغاز جنگ جهاني دوم و دسيسهچيني محمود بدر به بوته فراموشي سپرده شد. ابتهاج نيز از صحنه تعاملات سياسي كشور محو شد. او در بيروت و پاريس همان درسي را آموخت كه پيش از آن شكل خام و نامنسجماش را در ذهن داشت. يك سال پس از سقوط رضاشاه او همان طرحي را درانداخت كه بعدها سازمان برنامه و بودجه نام گرفت. اولين طرح عمراني كشور در 1327 در دوران رياست حسن مشرف نفيسي اگرچه ناكام و ابتر باقي ماند اما آغازي بر اين كوشش بود. ابتهاج سالها بعد به رياست سازمان برنامه منصوب شد كه بزرگترين طرح او كشت وسيع نيشكر در هفت تپه خوزستان بود كه از طرح جامع «سيليكون ولي» آمريكا الگوبرداري شده بود، اين طرح به همراه ليليناتال و كلاپ اجرا شد.
دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 16:56 توسط شهروند امروز |
موضوع: تاريخ |