تبليغاتX
شهروند امروز
 
ديدگاه 11 رئيس سازمان مديريت

1- محمدصفي اصفياء

برنامه‌ريزي وظيفه اصلي سازمان است و اين شاخه بايد تقويت شود تا سازمان به جاي اينكه در برابر دستگاه‌هاي اجرايي قرار بگيرد در كنار آنها به تقويت و تجهيز دستگاه‌ها كمك كند. اين تقويت بايد از طريق راه‌هاي مختلف مانند تخصيص اعتبار براي استخدام در طرح‌هاي عمراني و تقويت مهندسان مشاور و پيمانكاران بخش خصوصي باشد يعني سازمان بايد كارشناس و متخصص استخدام كند و پس از آموزش برنامه‌ريزي آنها را به دستگاه‌هاي اجرايي منتقل كند. از طرف ديگر اضافه شدن بحث بودجه‌ريزي و تخصيص اعتبارات جاري به دستگاه‌ها توسط سازمان نيز ايده بسيار خوبي خواهد بود.جايگاه سازمان نيز بايد اولي‌تر از وزارتخانه باشد زيرا اگر سازماني تبديل به يك وزارتخانه شود تحت تاثير فشارهاي نخست‌وزير و هيات دولت عملكرد فرمايشي پيدا خواهد كرد. در واقع چالش اصلي سازمان ماهيت وظيفه آن است كه بايد مخالف باشد چون كه اعتبار مي‌دهد و نظارت و كنترل و عيب دستگاه‌ها را آشكار مي‌كند در نتيجه هميشه فشارهايي از طرف دستگاه‌هاي دولتي نزديك به هيات دولت به سازماني تحميل مي‌شود.

 

2- عبدالمجيد مجيدي

سازمان مديريت بايد سازماني خارج از نظم عادي دولت باشد تا برنامه‌ريزي يعني بررسي و تشخيص منابع در اختيار بخش دولتي از يك طرف و تصميم و توزيع اين منابع در جهت نيل به اهداف برنامه از سوي ديگر در سازمان به صورت علمي انجام گيرد تا سازمان بتواند نقش زيربنايي در توسعه، عمران و آباداني كشور ايجاد كند. از طرف ديگر تجانس در تخصيص منابع بايد در سازمان شكل بگيرد يعني منابع مالي بايد در يك‌جا ارزيابي شود و تيم منابع نيز در يك‌جا صورت بگيرد تا عملكرد سازمان در جهت اهداف برنامه باشد. همچنين بودجه‌ريزي از وظايف اصلي سازمان است كه بايد تلفيقي از بودجه جاري و بودجه برنامه‌اي را در قالب يك سند ارايه ‌كند تا فرآيند بودجه‌بندي و برنامه‌ريزي به طرز موثري با يكديگر تركيب شوند.

چالش اصلي سازمان با وزارت اقتصاد و دستگاه‌هاي اجرايي است. زيرا وزير دارايي هميشه مقاومت مي‌كند تا برخلاف برنامه دوم كه بايد 80 درصد درآمد نفت به سازمان تعلق بگيرد كاهش يابد. در طول اين مدت هم سازمان به دليل اين فشارها هيچ وقت سهمي بالاتر از 6 درصد از درآمد نفت نداشته است.

جايگاه سازمان نيز نبايد پايين‌تر از وزرا باشد زيرا بايد يك هم‌سطحي و گفت‌و شنود بين وزرا و رئيس سازمان فراهم شود. اگر رئيس سازمان معاون نخست‌وزير باشد تضعيف خواهد شد.

 

3- علي‌اكبر معين‌فر

رسالت اصلي سازمان برنامه و بودجه هدايت اقتصاد و پروژه‌هاي عمراني كشور در راه صحيح است. سازمان بايد در حقيقت يك ستاد فني و اقتصادي براي كشور باشد يعني اگر شوراي اقتصاد يك جايگاه مهم در دستگاه تصميم‌گيرنده كشور داشته باشد سازمان بايد بازوي فني اين شورا باشد و به صورت دبيرخانه‌اي عمل كند اما نه اينكه فقط ميرزابنويس باشد بلكه بايد مطالب در اين سازمان پرورانده شود تا بتواند نقش يك مركز تصميم‌گيري مالي و اقتصادي كشور باشد. نكته ديگر كاهش گسترش تشكيلات سازمان است، يعني سازمان فقط بايد كار ستادي كند و نبايد تبديل به يك امپراتوري شود اما جايگاه آن بايد فوق وزارتخانه باشد. در واقع تبديل سازمان به وزارتخانه بزرگترين اشتباه ممكن است. سازمان بايد بر كار تمام وزارتخانه‌ها اشراف داشته باشد. از طرفي سازمان نبايد هميشه تسليم باشد و نبايد هميشه حالت تهاجمي نيز داشته باشد. مهمترين چالش سازمان نيز تبديل شدن آن به يك دستگاه ميرزابنويس است و اين در شرايطي ايجاد مي‌شود كه شوراي اقتصادي كه سازمان بازوي فني آن است مصوبات تحميلي را بپذيرد.

 

4- عزت‌الله سحابي

سازمان برنامه و بودجه يك نهاد كاملا مقتدر است كه كل امور اقتصادي – اجتماعي كشور را برنامه‌ريزي مي‌كند و بايد بر آن نظارت و كنترل داشته باشد. سازمان بايد مانند گاسپلان شوروي يا KPO كره اقتدار داشته باشد تا بتواند رهبري و تمركز برنامه‌اي، نظارت و كنترل داشته باشد يعني اگر كشور بخواهد يك مسير توسعه سريع را طي كند بايد برنامه‌ريزي متمركز در سازمان صورت بگيرد به طوري كه هم طرح بدهد هم اجرا كند و هم نظارت و كنترل داشته باشد. در واقع قدرت سازمان قدرت تخصيص است كه بايد براساس آن اعمال‌نظر كند. سازمان بايد يك ابزار اجرايي براي كنترل دستگاه‌ها داشته باشد و هر چقدر نظارت و كنترل به سازمان بدهيم كم است.

جايگاه سازمان بايد بسيار بالا باشد زيرا سازمان دستگاهي است كه مجري انضباط اقتصادي، توسعه‌اي و هزينه‌اي است يعني مديريت منابع و مصارف را در اختيار دارد. چالش سازمان هم تبديل آن به يك صندوق توزيع اعتبارات است كه هيچ اختيار ربوي، اداره كنترل و نظارت ندارد. از طرفي زير بار نرفتن وزارتخانه‌ها از تصميمات سازمان نيز يكي از چالش‌هاي مهم سازمان است.

 

5- مسعود روغني‌زنجاني

سازمان برنامه و بودجه مسوول اصلي توسعه كشور است و بايد ذهن‌گرايي هر چه بيشتر در سازمان شكل بگيرد تا روند برنامه‌ريزي بهبود پيدا كند. سازمان بايد مخزن فكري رئيس‌جمهوري باشد كه به دور از گرايش‌هاي سياسي حرف كارشناسي، مشخص، روشن و واضح بزند كه مطابق با تئوري‌هاي اقتصادي است. جايگاه سازمان نيز تابع عملكرد خود سازمان است البته اگر دولت فعاليت‌هاي عملياتي خود را كاهش دهد و فقط به عمليات ستادي بپردازد شاخصه‌هاي برنامه‌ريزي سازمان مي‌تواند مسلط‌تر و غالب‌تر شود. همچنين سازمان بايد به طرف تصميم‌گيري‌هاي كلان سوق پيدا كند زيرا كشور نيازمند يك نظام صحيح مديريت تصميم‌گيري كلان است.نكته مهم اين است كه سازمان نبايد فقط در بودجه غرق شود زيرا اگر اينطور باشد مرگ سازمان فرا مي‌رسد و فردا بودجه را از سازمان مي‌گيرند و به دستگاه ديگري مي‌دهند.

چالش مهم سازمان نگرش منفي نسبت به سازماني است كه برخي آن را جايگاه آمريكايي‌ها مي‌دانند كه البته ناشي از جهل آنان نسبت به عناصر و جايگاه سازمان است و بيشتر از سوي افرادي مطرح مي‌شود كه دوست دارند خودشان سازمان را در دست بگيرند.

 

6- حميد ميرزاده

سازمان برنامه و بودجه مسوول‌ترين سازمان در مقابل قانون و مردم است. سازمان بايد مشكلات دستگاه‌ها و كشور را مشكلات خود بداند و نبايد نسبت به هيچ نارسايي در كشور بي‌تفاوت باشد. اگر سازمان محل حضور برجسته‌ترين كارشناسان و دانشمندان كشور باشد نقش مقتدر و كارگشايي در حل مشكلات كشور خواهد داشت. سازمان برنامه و بودجه قوي و متفكر كه بتواند رابطه صميمي و در عين حال مقتدرانه و جدي با سيستم اجرايي داشته باشد مي‌تواند و بايد نقش اول را در حل مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور دارا باشد. جايگاه سازمان برنامه و بودجه بايد در حد معاونت رئيس‌جمهور باشد در غير اين صورت اين سازمان تضعيف خواهد شد. چالش اصلي سازمان هم زياده‌خواهي بعضي سيستم‌هاي اجرايي، بخشي‌نگري آنها، فشارهاي سياسي مداخله‌گر براي خارج كردن اعتبارات از روند برنامه‌ريزي مصوب و قانوني و عدم توجه به اولويت‌هاي مصوب و برنامه‌هاي توسعه خواهد بود.

 

7- محمدعلي نجفي

سازمان از يك طرف مهم‌ترين نهاد در تصميم‌سازي و يكي از مهمترين نهادهاي كشور در تصميم‌گيري مربوط به اداره كشور است. از طرف ديگر مركز جمع‌آوري تمام اطلاعات و آمار و ارقام مربوط به اداره كلان كشور است. سازمان بايد در نظام برنامه‌ريزي كشور نقش اساسي پيدا كند و مجموعه جهت‌گيري‌ها و سياست‌هايي كه در ارتباط با برنامه توسعه مطرح مي‌شود براي سازمان يك آتوريته‌ايجاد كند. مهم‌ترين اولويت سازمان بالا بردن توان كارشناسي و ايجاد روحيه و انگيزه كار كارشناسي است، به طوري كه جايگاه و شأن سازمان ارتقا پيدا كند البته جايگاه سازمان در سطح معاونت رئيس‌جمهور مناسب‌ترين جايگاه است. محدوديت‌ها و چالش اصلي سازمان هم كمبود كارشناس ورزيده و نوگراست. همچنين عدم اعتقاد جدي به نقش تعيين‌كننده‌اي كه سازمان بايد در تصميمات كلان كشور ايفا كند باعث بروز محدوديت‌هايي خواهد شد. همچنين عدم اعتقاد مجموعه دولت و مسوولان ساير قوا به توانايي‌ها و قابليت‌هاي سازمان به عنوان مهم‌ترين دستگاه كارشناسي كشور چالش مهمي است كه ممكن است تدريجا به ناديده گرفتن برخي از اختيارات سازمان منجر شود.

 

8- محمد ستاري‌فر

سازمان برنامه در دنيا نقش مهم و كليدي در اداره كشور دارد. كشورهاي داراي اقتصاد متكي بر بازار و دموكراسي يك دفتر مشخص تعريف شده براي سياست‌گذاري‌ها و آينده‌نگري‌ها در چارچوب توسعه كشور وجود دارند كه نقش سازمان برنامه را ايفا مي‌كند. در واقع نهاد برنامه‌ريزي در كشور بايد تبديل به يك نهاد قانوني شود و دولت ملزم است به سازمان برنامه منزلت دهد و شأن آن را حفظ كند اما نهاد برنامه الان در كشور يك نهاد بسيار كوچك است كه خالي از كارشناسان و فرهيختگان شده است و بايد مشكلات اين سازمان از طريق تدابير فرآيندها و روش‌هاي درست حل و سازمان مديريت بايد براين اساس بازسازي و نوسازي شود.

بعد از پيروزي انقلاب كاري كه بايد به درستي صورت مي‌گرفت اين بود كه شكل نهاد برنامه در كشور تعريف شود كه متاسفانه از بعد از انقلاب تاكنون مشكل سازمان برنامه حل نشده است. در خصوص اين نهاد مهم و تاثيرگذار كشور يك بحث جدي و كارشناسي صورت نگرفته است. سازمان برنامه بايد با برخورداري از فرهيختگان و روشنفكران نقش مهم و كليدي در جهت توسعه بهبود اوضاع اين سازمان داشته باشد.

 

9- عليرضا برادران شركاء

سازمان برنامه مهم‌ترين مفاد برنامه‌ريزي كشور است. در سازمان مديريت تنها بحث بودجه مطرح نيست. بلكه بحث نظارت نيز بسيار مهم و يك امر دائمي است. برنامه‌ريزي نيز يك فرآيند مفصل و آينده‌نگر است. وظيفه اداره امور دولتي – نظارتي بودجه‌ريزي يك وظيفه مهم در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي است و سازمان بايد نسبت به آنها اقدام كند. از طرفي سازمان دبيرخانه بسياري از شوراها هم خواهد بود كه بايد يك ساختار مكمل در كنار آنها باشد. جايگاه سازمان جايگاه والايي است اما بايد به سمتي برود كه كوچك‌تر و كارآمدتر شود. سازمان مديريت بايد يكسري از وظايف و مطالعاتي را كه مي‌تواند به بيرون از سازمان انتقال دهد و اگر بگوييم سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در استان‌ها از طريق استانداري‌ها اداره شود در واقع وزارت كشور بايد متصدي انجام اين كار باشد و اين كار كاملا برخلاف جامعيت يك برنامه است. چون اگر بخواهيم يك نگاه تخصصي و علمي به موضوع تخصيص بودجه داشته باشيم بايد فرآيند بودجه‌ريزي كاملا متمركز در سازمان مديريت باشد.

 

10- فرهاد رهبر

فلسفه وجودي سازمان‌، هماهنگي، مديريت و برنامه‌ريزي، بودجه‌بندي و نظارت است. در شرايط متحول محيطي و با عنايت به پيچيدگي و سرعت اين تحولات اداره كشور با اهداف بلند در سازماندهي رهبري جهان و در مواجهه با تهديدات دشمنان، مستلزم آينده‌نگري و جامع‌نگري با نگاه سيستمي است و تلاش‌هاي بخش در صورتي كه همراه با هماهنگي، كنترل و نظارت نباشد نه تنها به هم‌نوايي نمي‌انجامد بلكه كوشش‌هاي بخش را هم در بسياري از موارد خنثي مي‌كند.

سازمان مديريت يك سازمان حرفه‌اي و تخصصي‌ است كه بايد فارغ از هرگونه گرايش سياسي تمام تلاش خود را براي انجام ماموريت‌ها و وظايف محوله به كار ببندد.

البته كار سازمان مديريت فقط تدوين بودجه نيست اگرچه بودجه ابزاري براي ساماندهي بقيه امور و حمايت و پشتيباني از دستگاه‌هاي اجرايي است همچنين اصلاح روش‌ها و سيستم‌هاي اداري و مديريتي كشور با بهره‌گيري از روش‌هاي نوين يكي از ماموريت‌هاي مهم سازمان است. از طرفي چالش اصلي سازمان نيز مسلوب‌الاختيار كردن سازمان مديريت و برنامه‌ريزي است كه تصميمي فاقد مباني كارشناسي است.

 

11- اميرمنصور برقعي

سازمان مديريت متولي نظام فني و اجرايي كشور است و بايد عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي را در زمينه شاخص‌هاي بهره‌وري، رتبه‌بندي دستگاه‌هاي اجرايي و تخصيص منابع مالي برنامه و بودجه‌هاي سنواتي با توجه به عملكرد شاخص‌هاي ياد شده بررسي كند. سازمان مديريت در واقع مسوول تدوين ضوابط تقويت نظم و انضباط اداري و مالي در نظام اداره امور كشور و صرفه‌جويي در اعتبارات هزينه‌اي دولت است. تلفيق اسناد توسعه‌بخشي، استاني و فرابخشي با هماهنگي دستگاه‌هاي اجرايي ذي‌ربط و تهيه گزارش‌هاي نظارتي چشم‌انداز و سياست‌هاي كلي نظام متناسب با شاخص‌هاي بين‌المللي و ارائه گزارش ذي‌ربط به مقام معظم رهبري، دولت و مجلس از وظايف مهم سازمان مديريت است و در كنار اين ماموريت، سازمان بايد تمام امور وظايفي كه مي‌توان به دستگاه‌ها تفويض كرد را واگذار كند. همچنين سازمان بايد با پيگيري تدابير مقام معظم رهبري و دميدن روح اين سياست‌ها در تمام برنامه‌ها، بستر مناسبي را براي جهش اقتصادي و تحقق الگوي توسعه اسلامي – ايراني فراهم كند.

دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 17:46 توسط شهروند امروز | موضوع: اقتصاد |